خطبه نماز جمعه

نفاق و خیانت و خطر آنها بر افراد و کشورها

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتُ بَعۡضُهُم مِّنۢ بَعۡضٖۚ يَأۡمُرُونَ بِٱلۡمُنكَرِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَقۡبِضُونَ أَيۡدِيَهُمۡۚ نَسُواْ ٱللَّهَ فَنَسِيَهُمۡۚ إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ﴾ «مردان منافق و زنان منافق، همه (همانند هم و) از یک گروه اند، به کارهای زشت فرمان می‌دهند، و از نیکی‌ها باز می‌دارند، و دست‌هایشان را (از بخشش) می‌بندند، الله را فراموش کردند، پس الله (نیز) آن‌ها را فراموش کرد، بی‌گمان منافقان همان فاسقان هستند»، و گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بیهمتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خدا است، در حدیث شریف می فرماید: «نشانه منافق سه است: هرگاه سخن بگوید دروغ می گوید، وقتی وعده نماید وعده خلافی می کند، و وقتی به او امانت سپرده شود خیانت می کند»، اللَّهُمَّ صَلِّ وسلِّمْ وبارِكْ علَيه ، وعلَى آلِهِ وصحبِهِ ، ومَنْ تَبِعَهُمْ بإحسانٍ إلَى يومِ الدِّينِ.

اما بعد!

بدون تردید نفاق بیماری سخت و وبای کٌشنده‌ای است که افراد و ملت‌ها را نابود می کند، و آن خطرناک ترین بیماری قلبی است که حقیقت ایمان را از بین می برد، اساس آنرا ویران می کند، و ارکان آنرا نابود می سازد، و این مرض آفتی اجتماعی و اخلاقی خطرناکی است که امنیت و سلامت و استقرار مجتمع را تهدید می کند، بنا برین خطر آن شدیدتر از خطر کفر و شرک است؛ زیرا این بیماری است که اگر در جسم ملت جا پیدا کند استخوانهای آنرا می ساید و اتفاق آنرا از هم می پاشد.

همچنین سلاح خیانت و مزدوری بیگانگان خطرناک ترین سلاحی است که در جریان تاریخ وجود و کیان کشورها را تهدید نموده است، بهترین شاهد برای این موضوع این است هر کشوری که از هم پاشید و نظامش از بین رفت در واقع از داخل خودش نابود گردیده است، و در تاریخ بشریت برای این کار خاینین و مزدوران دیگران و مرتزق ها نقش بزرگی را به ضرر وطن شان بازی کردند، چون همیشه خطری که کشورها را از داخل تهدید می کند بزرگتر از خطری است که از خارج وارد می شود.

لازم است تا باید بدانیم که نفاق به دو نوع است: نفاق بزرگ، نفاق کوچک. نوع نخست که عبارت از نفاق بزرگ است خطرناکترین نفاق می باشد، و این نفاق عبارت از نفاق اعتقادی است که صاحب آن در ظاهر خودرا مسلمان جلوه می دهد و از باطن کافر است، این نوع منافق همیشه در آتش دوزخ می باشد، بلکه در پایین ترین طبقه دوزخ می باشد. نوع دوم که عبارت از نفاق کوچک است، منظور از آن نفاق عملی می باشد، و آن عبارت از تخلف در رفتار و داشتن برخی از نشانه های منافقین است، طوری که انسانی در ظاهر ادعای صلح و اصلاح نماید و در باطن خلاف آن کند، این نوع منافق کاملا از دین خارخ نمی شود؛ مگر که این نوع نفاق راهی برای نفاق بزرگ می شود اگر صاحبش از آن توبه نکند.

قرآن کریم و احادیث مطهر پیامبر صلی الله علیه وسلم منافقان را برای ما معرفی نموده اوصاف و اخلاق و پستی های آنها را بیان کرده است، پس می بینیم که در گذشت زمان و تغییر کشورها و اماکن اوصاف منافقین تغیر نمی کند، مهمترین نشانه های انسان منافق قرار ذیل است:

  • دروغ‌گویی، وعده خلافی، خیانت امانت و فجور در خصومت: اینها زشت ترین صفات منافقین است که پیامبر صلی الله علیه وسلم بیا نموده است، این صفات از نشانه های نفاق عملی است که پیامبر(ص) در این حدیث تشریح نموده است: «چهار خصلت است که اگر به کسی باشد این شخص کاملا منافق است، و اگر یکی این خصلت ها بوده باشد یکی از نشانه های منافق در او می باشد مگر که آنرا ترک نماید: هرگاه به او امانت داده شود خیانت می کند، وهرگاه سخن بگوید دروغ می گوید، و وقتی وعده نماید وعده خلافی می کند، و وقتی خصومت کند غدر می نماید»، پس کسی که همه یا یکی از این خصلت ها را داشته باشد منافق است، و این صفات با منافع ملت بازی می کند و هدف آن ویرانی ملت است.

پس می بینیم که اکثرا منافق‌ها دروغ می گویند تا دیگران را به راست بودن گفتار و کردار خود وادار بسازد، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُعۡجِبُكَ قَوۡلُهُۥ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَيُشۡهِدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلۡبِهِۦ وَهُوَ أَلَدُّ ٱلۡخِصَامِ﴾ «و از مردم کسی هست که گفتارش در (باره) زندگی دنیا تو را به شگفت می‌اندازد و الله را بر آنچه در دل خود دارد؛ گواه می‌گیرد، و حال آنکه او سرسخت ترین دشمنان است»، هرگاه در قرآن کریم یادی از نفاق، فریب و خیانت امانت برود با او دروغگویی نیز یاد می شود، خداوند می فرماید: ﴿يُخَٰدِعُونَ ٱللَّهَ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَمَا يَخۡدَعُونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمۡ وَمَا يَشۡعُرُونَ* فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ فَزَادَهُمُ ٱللَّهُ مَرَضٗاۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمُۢ بِمَا كَانُواْ يَكۡذِبُونَ﴾ « آنان (به نظرشان) الله و مومنان را فریب می‌دهند، در حالی‌که جز خودشان را فریب نمی‌دهند ولی نمی‌فهمند در دل‌های آنان بیماری است و الله بر بیماری آنان افزوده، و بخاطر دروغ‌هایی که می‌گفتند، برایشان عذاب دردناکی است»، پیامبر صلی الله علیه وسلم در حالی که آثار دروغگویی را بیان می کند از آن هشدار داده می فرماید: «و از دروغگویی بپرهیزید چون دروغگویی باعث فجور می شود و فجور باعث وارد شدن به آتش جهنم، و همیشه انسانی دروغ می گوید و در باره دروغ فکر می کند تا که نزد خداوند متعال کذاب نوشته میشود»، از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسیده شد: آیا مسلمان ترسو می باشد؟ فرمود «بله»، گفته شد: آیا مسلمان بخیل می باشد؟ فرمود: «بله»، گفته شد: آیا مسلمان دروغگو می باشد؟ فرمود: «نخیر». ابوبکر صدیق رضی الله عنه کذب را خیانت توصیف نموده است، طوری که می فرماید: «صداقت امانت و کذب خیانت است…».

همچنین توسط خیانت و مزدوری بیگانگان روابط محبت قطع می گردد، و باعث نفرتی می شود که اختلاف و بدبختی بار می آورد، معاملات و داد وستد را فاسد می سازد، پیامبر صلی الله علیه وسلم بیان نموده که خیانت در امانت در روز قیامت باعث رسوایی و پشیمانی خیانت کار می شود، طوری که می فرماید: «وقتی خداوند در روز قیامت اولین و آخرین را باهم جمع نمود برای هر خیانتکار بیرقی بلند می شود، پس گفته می شود این بیرق خیانت فلان بن فلان است»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم در روز قیامت دشمن خیانتکار می باشد، چنانچه می فرماید: «من در روز قیامت دشمن سه گروه می باشم، و کسی را که من خصم او باشم با او خصومت می کنم: کسی که به نام من پرداخته و سپس خیانت نموده، مردی که انسان آزادی را فروخته و بهای آنرا خورده، و مردی که مزد مزدورکار را پوره نپرداخته است».

و خطرناکترین خیانت خیانت بر وطن و فروختن آن با ارزش کم است، طوری که امروزه گروه های تندرو وپیروان آنها کشورهای شان را با ناچیزترین قیمت می فروشند.

و برخی از صفات بدی که اسلام از آن هشدار داده است: تبهکاری در خصومت است، چون این کار مرکز همه بدی ها، و اساس همه زشتی ها، و راه دوری از حقیقت و عدالت است، چون حق را باطل و باطل را حق جلوه می دهد، خداوند متعال تبهکاری را شدید ترین خصومت نام نهاده است: ﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُعۡجِبُكَ قَوۡلُهُۥ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَيُشۡهِدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلۡبِهِۦ وَهُوَ أَلَدُّ ٱلۡخِصَامِ﴾ «و از مردم کسی هست که گفتارش در (باره) زندگی دنیا تو را به شگفت می‌اندازد و الله را بر آنچه در دل خود دارد؛ گواه می‌گیرد، و حال آنکه او سرسخت ترین دشمنان است»، و از حضرت عائشه رضی الله عنها روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «منفورترین شخص نزد خداوند کسی است که در دشمنی سرسخت ترین است».

پس نزدیک ترین وصف به حال منافقان دو رویی بودن است، بلکه در این زمان می بینیم که آنها از همه حدود گذشته اند، که پیشتر از هزار روی دارند، آنها شریرترین مخلوق خداوند هستند، پیامبر(ص) می فرماید: «می بینید که بد ترین مردم دو روی ها هستند، پیش یک گروه با یک روی می آید و نزد گروه دیگر با روی دیگری».

و برخی دیگری از نشانه های نفاق:

فساد کردن در روی زمین با ادعای اصلاح کاری: چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ لَا تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ قَالُوٓاْ إِنَّمَا نَحۡنُ مُصۡلِحُونَ* أَلَآ إِنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡمُفۡسِدُونَ وَلَٰكِن لَّا يَشۡعُرُونَ﴾ « و هنگامی‌که به آن‌ها گفته شود: در زمین فساد نکنید می‌گویند: ما فقط اصلاح‌کننده‌ایم آگاه باشید! آن‌ها همان مفسدانند؛ ولی نمی‌فهمند»، فسادکاری در روی زمین اشکال زیادی دارد، برخی آن: فتنه انگیزی، ایجاد سستی در نفوس مسلمانان واقعی، پراکنده کردن افکار و اندیشه های انحرافی و مفاهیم غلط در میان مردم می باشد، خداوند متعال می فرماید: ﴿لَوۡ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمۡ إِلَّا خَبَالٗا وَلَأَوۡضَعُواْ خِلَٰلَكُمۡ يَبۡغُونَكُمُ ٱلۡفِتۡنَةَ وَفِيكُمۡ سَمَّٰعُونَ لَهُمۡۗ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلظَّٰلِمِينَ﴾ «اگر (آن‌ها) همراه شما بیرون می‌آمدند، جز فساد (و تباهی) چیزی بر شما نمی‌افزودند، و به سرعت در میان شما فتنه‌انگیزی می‌کردند، و در میان شما افرادی (ضعیف الایمان) هستند که به (سخنان) آن‌ها گوش فرا می‌دهند، و الله، (نسبت) به ستمکاران داناست»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَقَالُواْ لَا تَنفِرُواْ فِي ٱلۡحَرِّۗ قُلۡ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّٗاۚ لَّوۡ كَانُواْ يَفۡقَهُونَ﴾ «و (به یکدیگر) گفتند: در این گرما، (برای جهاد) بیرون نروید، (ای پیامبر! به آنان) بگو: آتش جهنم (از این) گرم‌تراست اگر در می‌یافتند»، در آیت دیگری می گوید: ﴿قَدۡ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلۡمُعَوِّقِينَ مِنكُمۡ وَٱلۡقَآئِلِينَ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ هَلُمَّ إِلَيۡنَاۖ وَلَا يَأۡتُونَ ٱلۡبَأۡسَ إِلَّا قَلِيلًا﴾ «قطعاً الله باز دارندگان را (از جهاد) از شما، و آنان را که به برادران‌شان گفتند: به سوی ما بیایید و جز اندکی به کارزار نمی‌آیند؛ می‌شناسد» و برخی از اشکال فساد در روی زمین: کم پرداختن حق مردم و پایین آوردن جایگاه آنها است، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَلَا تَبۡخَسُواْ ٱلنَّاسَ أَشۡيَآءَهُمۡ وَلَا تَعۡثَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُفۡسِدِينَ﴾ «و چیز‌های مردم را کم ندهید (و حق آن‌ها را ضایع نکنید) و در زمین به فساد نکوشید»، و برخی دیگری از صور آن: ویرانی و تخریب، کشتار بیگناهان، ایجاد دهشت در جامعه، تعطیل منافع مردم و انجام ندادن مسئولیتها می باشد، همچنین گرفتن رشوت، واسطه بازی و خوردن مال مردم به ناحق.

کاهلی در ادای عبادات و ریا کاری به ویژه در نماز که بهترین و خوبترین اعمال است، خداوند متعال می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ يُخَٰدِعُونَ ٱللَّهَ وَهُوَ خَٰدِعُهُمۡ وَإِذَا قَامُوٓاْ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ قَامُواْ كُسَالَىٰ يُرَآءُونَ ٱلنَّاسَ وَلَا يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾ «بی‌شک منافقان (بگمان خودشان) الله را فریب می‌دهند، در حالی‌که او آن‌ها را فریب می‌دهد، و چون به نماز برخیزند؛ با سستی و‌‌ کاهلی بر می‌خیزند، در چشم مردم خود نمایی می‌کنند و (در نمازشان) الله را جز اندکی یاد نمی‌کنند»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَمَا مَنَعَهُمۡ أَن تُقۡبَلَ مِنۡهُمۡ نَفَقَٰتُهُمۡ إِلَّآ أَنَّهُمۡ كَفَرُواْ بِٱللَّهِ وَبِرَسُولِهِۦ وَلَا يَأۡتُونَ ٱلصَّلَوٰةَ إِلَّا وَهُمۡ كُسَالَىٰ وَلَا يُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمۡ كَٰرِهُونَ﴾ «و هیچ چیز مانع قبول انفاق‌های آن‌ها نشد، مگر آنکه به الله و پیامبرش کافر شدند، و جز با کسالت (و بی میلی) برای نماز حاضر نمی‌شوند، و جز با کراهت انفاق نمی‌کنند»، پیامبر صلی الله می فرماید: «هیچ نمازی بر منافقان از نماز فجر و خفتن گرانتر نیست، اگر ثواب آنرا می دانستند حتما آنرا ادا می کردند اگرچه ضعیف باشند»، و جابر بن عبد الله رضی الله عنه می فرماید: پیامبر صلی الله علیه وسلم بیرون برآمد و فرمود: «ای مردم از شرک پوشیده بپرهیزید» گفتند: ای رسول خدا! شرک پوشیده یعنی چه؟ فرمود: «مردی ایستاد می شود و نماز خود را به خاطر این که مردم او را می بینند خیلی با تلاش مزین می سازد، این شرک پوشیده است»

أقول قولي هذا وأستغفر الله لي ولكم

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، و درود و سلام بر خاتم پیامبران حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم و برآل و اصحاب او باد.

برادران مسلمان!

به راستی برخی از نشانه های نفاق: همپیمانی و ارتباط داشتن با دشمنان بر ضرر دین و وطن است، با جاسوسی کردن، خیانت نمودن، نقل اخبار و معلومات، و افشای اسرار وطن برای دشمن، پس منافق مزدوری است که بر ضرر وطن، اهالی خود و همسایگان و نزدیکان خود با دشمن همکاری می کند، خداوند متعال می فرماید: ﴿فَتَرَى ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ يُسَٰرِعُونَ فِيهِمۡ يَقُولُونَ نَخۡشَىٰٓ أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٞۚ فَعَسَى ٱللَّهُ أَن يَأۡتِيَ بِٱلۡفَتۡحِ أَوۡ أَمۡرٖ مِّنۡ عِندِهِۦ فَيُصۡبِحُواْ عَلَىٰ مَآ أَسَرُّواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ نَٰدِمِينَ﴾ «پس کسانی را که در دل‌های شان بیماری (= نفاق) است می‌بینی که در (دوستی با) آنان می‌شتابتند (و) می‌گویند: می ترسیم که آسیبی به ما برسد پس نزدیک است که الله پیروزی یا چیزی (دیگر) از سوی خود (برای مسلمانان) پیش آورد، آنگاه (این افراد) از آنچه در دل خود پنهان داشتند، پشیمان گردند»، همچنین می فرماید: ﴿وَإِنَّ مِنكُمۡ لَمَن لَّيُبَطِّئَنَّ فَإِنۡ أَصَٰبَتۡكُم مُّصِيبَةٞ قَالَ قَدۡ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيَّ إِذۡ لَمۡ أَكُن مَّعَهُمۡ شَهِيدٗا وَلَئِنۡ أَصَٰبَكُمۡ فَضۡلٞ مِّنَ ٱللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَن لَّمۡ تَكُنۢ بَيۡنَكُمۡ وَبَيۡنَهُۥ مَوَدَّةٞ يَٰلَيۡتَنِي كُنتُ مَعَهُمۡ فَأَفُوزَ فَوۡزًا عَظِيمٗا﴾ «و به راستی از (میان) شما کسی است که (از شرکت در جهاد) سستی می‌کند، پس اگر مصیبتی به شما برسد، می‌گوید: الله بر من انعام کرد که با آنان حاضر نبودم و اگر فضل و غنیمتی از جانب الله به شما برسد، چنان که گویا هرگز میان شما و آنان دوستی و مودتی نبوده، می‌گویند: ای کاش من هم با آن‌ها بودم، و به کامیابی بزرگی نائل می‌شدم»، پس منافق وقتی به وطن و شهروندان ضرری برساند یا میان آنها فتنه انگیزی کند، یا میان آنها بیماری شایع شود و یا آنها شکست بخورند, او خوشحال می شود، خداوند می فرماید: ﴿إِن تَمۡسَسۡكُمۡ حَسَنَةٞ تَسُؤۡهُمۡ وَإِن تُصِبۡكُمۡ سَيِّئَةٞ يَفۡرَحُواْ بِهَاۖ وَإِن تَصۡبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لَا يَضُرُّكُمۡ كَيۡدُهُمۡ شَيۡ‍ًٔاۗ إِنَّ ٱللَّهَ بِمَا يَعۡمَلُونَ مُحِيطٞ﴾ «اگر به شما نیکی (و خوشی) برسد؛ آن‌ها را ناراحت می‌کند، و اگر به شما بدی (و گزندی) برسد؛ بدان خوشحال می‌شوند و اگر شما صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، مکر و نیرنگ شان هیچ زیانی به شما نمی‌رسد، بی‌شک الله به آنچه می‌کنند؛ احاطه دارد».

مگر اینکه منافقین جدید برعلاوه صفات دروغ، خیانت و غدر، پیمان شکنی، نشر فساد میان مردم و خیانت در دین, انواع دیگری از فریبکاری را نیز افزودند، مشهورترین آن دین فروشی و سوء استفاده از دین برای رسیدن به اهداف گروهای می باشد که می خواهند دین را وسیله رسیدن به قدرت قرار بدهند، پس به اشکال مختلف از دین داری شکلی، دین داری سیاسی و فریبکاری خود را آماده می سازد، و ایمان را به خودشان نسبت می دهند و از دیگران منتفی می دانند، تا بتوانند به اعمال و کارکرد های زشت خود روپوش شرعی بدهند، افزون برآن منافقین جدید به وطنشان خیانت می کنند و آنرا به بهای ناچیز می فروشند.

خداوند متعال این گروه از مردم را تهدید نموده فرموده است که حتما غضب و نفرین خداوند متعال در دنیا و آخرت دامنگیر آنها می شود، و پلان واقع کردن مسلمانان در سختی و مشقت برخودشان برمیگردد، و خداوند متعال اصحاب نفاق بزرگ را با تشکیک و عدم استقرار و جزاع وفریاد نزد هر امر مجازات نموده است، چنانچه می فرماید: ﴿مُّذَبۡذَبِينَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ لَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ وَلَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِۚ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ سَبِيلٗا﴾ «(منافقان) بین این دو (گروه مؤمنان و کافران) دو دل و سرگشته‌اند نه با اینانند و نه با آنان اند، و هر کس را که الله گمراهی کند، راهی برای او نخواهی یافت»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿يَحۡسَبُونَ كُلَّ صَيۡحَةٍ عَلَيۡهِمۡۚ هُمُ ٱلۡعَدُوُّ فَٱحۡذَرۡهُمۡۚ قَٰتَلَهُمُ ٱللَّهُۖ أَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ﴾ «هر بانگی را علیه خود می‌پندارند، آن‌ها دشمن (واقعی) هستند، پس از آنان بر حذر باش! الله آن‌ها را بکشد، چگونه (از حق) منحرف می‌شوند؟!»، خداوند متعال قلبهای آنها را از درک احکام خدا وپیامبر گردانده است، پس به دلهای آنها هدایت نمی رسد و هیچ کار خوبی انجام نمی دهند، خداوند می فرماید: ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَهُمۡ لَا يَفۡقَهُونَ﴾ «این بدان خاطر است که آن‌ها ایمان آوردند، سپس کافر شدند، آنگاه بر دل‌های شان مهر نهاده شد، پس آن‌ها درنمی‌یابند»، اما در باره مجازاتشان در آخرت خداوند متعال می فرماید: ﴿وَمِمَّنۡ حَوۡلَكُم مِّنَ ٱلۡأَعۡرَابِ مُنَٰفِقُونَۖ وَمِنۡ أَهۡلِ ٱلۡمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى ٱلنِّفَاقِ لَا تَعۡلَمُهُمۡۖ نَحۡنُ نَعۡلَمُهُمۡۚ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيۡنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَىٰ عَذَابٍ عَظِيمٖ﴾ «و از (میان) اعراب (بادیه‌نشین) که پیرامون شما هستند، گروهی منافقند، و از اهل مدینه (نیز) گروهی خوی نفاق گرفته‌اند، تو آن‌ها را نمی‌شناسی، (ولی) ما آن‌ها را می‌شناسیم، به زودی آن‌ها را دو بار عذاب خواهیم کرد، سپس به سوی عذابی بزرگ (در قیامت) فرستاده می‌شوند»، پس عذاب نخست در دنیا است و عذاب دوم در قبر، اما عذاب بزرگ در آخرت است، چون خداوند منافقان و امثال آنها را در آتش جهنم باهم جمع می کند، طوری که می فرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ جَامِعُ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱلۡكَٰفِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا﴾ «همانا الله همهء منافقان و کافران را در جهنم گرد می‌آورد»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ فِي ٱلدَّرۡكِ ٱلۡأَسۡفَلِ مِنَ ٱلنَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمۡ نَصِيرًا * إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواْ وَأَصۡلَحُواْ وَٱعۡتَصَمُواْ بِٱللَّهِ وَأَخۡلَصُواْ دِينَهُمۡ لِلَّهِ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَسَوۡفَ يُؤۡتِ ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾ «همانا منافقان در پایین‌ترین طه (= درکات) آتش (جهنم) هستند، و هرگز یاوری برای آن‌ها نخواهی یافت * مگر آنان که توبه کردند و جبران و اصلاح نمودند، و به الله تمسک جستند و دین خود رابرای الله خالص گرداندند، پس اینان با مؤمنان خواهند بود، و الله به زودی مؤمنان را پاداش بزرگی خواهد داد».

و برای حمایت کشور ها و حفاظت از کیان و سلامت آن باید چشم‌های نگهبانی از فرزندان مخلص و با وفای آن از افراد و نهادها بیدار بوده باشد، و باید همه فرزندان نیک آن برای از بین بردن و ریشه کن کردن خائنان و مزدوران و جاسوسان دشمن و همه مجرمین, با هم اتفاق و انسجام داشته باشند، و آنها را به حضور همگان رسوا و عبرت دیگران نمایند، تا باشد دین، وطن، آبرو و عزت، جان و مستقبل میهن و فرزندان ما را از شر آنها نگه بدارند، تا خداوند متعال از آنها راضی و خشنود گردد، و ما را از سرنوشت کشورهایی نجات بدهد که در برابر خاینان و مزدوران بیگانگان از ضعف و سستی کار گرفتند.

خدایا! قلبهای ما را از نفاق، چشمهای ما را از خیانت

زبانهای ما را از دروغگویی پاک بگردان

آداب و حقوق عمومی مجتمع و تأثیر آن بر رفاه، تقدم و ساختار تمدن آن

   ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم چنین می فرماید: ﴿قُلۡ إِنَّنِي هَدَىٰنِي رَبِّيٓ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ دِينٗا قِيَمٗا مِّلَّةَ إِبۡرَٰهِيمَ حَنِيفٗاۚ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾ ترجمه: «بگو: بتحقيق پروردگارم مرا به راه راست هدايت کرده است، دين درست (و پا بر‌جا)، دين (حنيف) ابراهيم حق پرست، که از مشرکان نبود»، و گواهی می دهم براینکه نیست معبود برحق جز الله واحد لا شریک، و گواهی می دهم براینکه سردار و پیامبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خدا است، در حدیثی می فرماید: «پروردگارم مرا نیک ادب داده است»، اللَّهُمَّ صَلِّ وسلِّمْ وبارِكْ علَيهِ وعلَى آلِهِ وصحبِهِ ، ومَنْ تَبِعَهُمْ بإحسانٍ إلَى يومِ الدِّينِ.

اما بعد!

اسلام با نظام و روش کاملی آمده که رابطه انسان را با پروردگارش، و رابطهء او را با مردم و رابطه او را با تمام جهان هستی تنظیم می کند، و شریعت اسلام مملو از نظام و آداب عمومی است که بر ترقی، رفاه و پیشرفت جامعه سهم می گیرد، از آنجمله: ادب اجازه خواستن است: اسلام اجازه خواستن را مشروع گردانده و از جمله آداب اسلامی قرار داده که به هر فرد جامعه خصوصیت و ویژگی اش را می دهد، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدۡخُلُواْ بُيُوتًا غَيۡرَ بُيُوتِكُمۡ حَتَّىٰ تَسۡتَأۡنِسُواْ وَتُسَلِّمُواْ عَلَىٰٓ أَهۡلِهَاۚ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ﴾ ترجمه: «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! وارد خانه‌هایی جز خانه‌های خود نشوید، تا اجازه بگیرید، و براهل آن (خانه) سلام کنید، این برای شما بهتر است، باشد که پند گیرید»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم آداب و روش اجازه خواستن را به ما تعلیم داده است، از آداب آن: در نخست باید کسی که اجازه می خواهد به سلام آغاز نماید، و نام خود را بگوید، در حالی که پیامبر صلی الله علیه وسلم در خانه بود مردی از او اجازه دخول خواست و چنین فرمود: آیا داخل بیایم؟ پس پیامبر صلی الله علیه وسلم به خادم خود گفت: «نزد این مرد برو و روش اجازه خواستن را به او یاد بده، و برایش بگو: در نخست السلام علیکم بگوید، و سپس بگوید: آیا اجازه هست داخل خانه بیایم؟»، پس آن مرد آنچه را که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود, شنید، و گفت: السلام علیکم، آیا اجزه هست داخل خانه بیایم؟ سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم به او اجازه داد و او وارد خانه شد، جابر رضی الله عنه می گوید: نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمدم و دروازه را کوبیدم، پس فرمود: «این چه کسی است؟»، گفتم: من، فرمود: «من، من!» گویی که چنین روش را زشت پنداشته بود.

برخی دیگری از اجازه خواستن: فروگرفتن چشم از نگاه کردن به درون خانه و نه ایستادن رو بروی دروازه است، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «اجازه خواستن تنها به خاطر چشم انداختن است»، و از سعید بن عباده رضی الله عنه روایت است او روزی در حال اجازه خواست که روبروی دروازه ایستاده بود، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم به او گفت: «در حالی که رو در روی دروازه ایستاده هستی اجازه مخواه» روایت است هرگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم می خواست اجازه ورود به خانه‌ای را بگیرد هیچگاه رو در روی دروازه ایستاد نمی شد، بلکه طرف راست یا چپ دروازه ایستاده اجازه می خواست و یا بر می گشت.

و برخی آداب عمومی که اسلام بر آن تشویق نموده است: آداب راه ها و اماکن عمومی می باشد، اسلام برای راه حقوقی قرار داده که باید ادا شود، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «از نشستن در راه ها بپرهیزید»، گفتند: ای رسول خدا! چرا نباید به راه ها بنشینیم در حالی که ما سخن می گوییم (یعنی کار زیانباری انجام نمی دهیم)، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «اگر ناچار باید برسر راهی بنشینید باید حق آنرا ادا نمایید»، گفتند: حق آن چیست؟ فرمود: «فروبستن چشم از دیدن محارم، پرهیز کردن از آزار و اذیت دیگران، پاسخ دادن سلام، امر به معروف و نهی از منکر»، پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیث دیگری می فرماید: «ایمان هفتاد و چند –یا شصت و چند- شعبه و بخش دارد، پس بهترین آن گفتن لا إله إلا الله و ادنای آن دور کردن اشیای مضر از سر راه است، و حیا یکی از بخشها و شعبه های ایمان است»، پس لازم کسی که راه یا اماکن عمومی را استخدام می کند نباید صدای خود را بلند نماید، یا به صدای بلند دلخراش سخن بگوید، و نباید به صدای اخلال گر خنده کند، و نباید پلیدی ها و زباله خود را به راه بیاندازد، بلکه باید آن را در جاهای مخصوص آن بگذارد، بلکه باید هر چیزی مضر را از راه دور نماید، همچنین نباید راه ها را بند نماید، و بناید با نظر اندازی یا گفتن الفاظ رکیک و حرکات نا درست باعث آزار و اذیت عبور کنندگان راه شود.

و برخی از آداب همچنین: آداب نظافت است، اسلام نظافت و پاکی کامل بدن، لباس و مکان را بخشی مهم و غیر قابل جدایی از شریعت قرار داده است، طوری که باید مناسب حال و رفتار انسانی و ارزشهای تمدنی بوده باشد؛ بناءً اسلام بر شماری از آداب و رفتارهای تشویق می نماید که باعث نظافت و پاکی و زیبایی انسان می شود و هیچ کسی از او نفرت نمی کند، خداوند متعال مسلمانانی را توصیف نموده که بر نظافت جان و پاکی ظاهر و باطن شان تلاش دارند، چنانچه می فرماید: { إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ} ترجمه: «به راستی که خداوند توبه کنندگان و پاکان را دوست می دارد». و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همانا خداوند پاک است و پاکان را دوست می دارد، و نظیف است و نظافت را دوست می دارد»، همچنین می فرماید: «پاکی نیم ایمان است…»، پیامبر صلی الله علیه وسلم مردی ژولیده مویی را دید که موهایش پراکنده است، فرمود: «آیا این شخص چیزی پیدا نکرده تا با او موی خود را جمع و آرام می نمود؟»، و مرد دیگری را دید که لباسهای پلید در تن دارد، فرمود: «آیا این شخص آبی نیافته تا با آن لباس خود را می شست؟».

همچنین پیامبر صلی الله علیه وسلم بر نظافت دندانها تشویق نموده است تا باعث بدی بوی دهان نشود، و دیگران را اذیت نکند، طوری که می فرماید: «اگر بر امتم –یا بر مردم- مشقت نمی شد حتما آنها را به مسواک نمودن در وقت هر نماز امر می کردم».

و برخی دیگری از آداب همچنین: آداب گفتگو است، چون گفتگو یکی از وسایل شناخت و تصحیح مفاهیم است، در واقع اسلام دروازه گفتگو میان همه مردم را گشوده است؛ تا باشد بدون سختی و قیود به حقیقت و هدایت برسند، لیکن باید گفتگو دور از طعن و عیب جویی و مسخره و حقارت کردن دیگران بوده باشد، خداوند می فرماید: {وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ} ترجمه «با آنها طور نیک و پسندیده برخرد کن»، همچنین می فرماید: ﴿وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ ٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُۚ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ يَنزَغُ بَيۡنَهُمۡۚ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ كَانَ لِلۡإِنسَٰنِ عَدُوّٗا مُّبِينٗا﴾ «و به بندگانم بگو: (با یکدیگر) سخنی بگویند که آن بهترین باشد، بی‌گمان شیطان میان آن‌ها فتنه (و فساد) می‌کند، به راستی که شیطان دشمن آشکاری برای انسان است»، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هیچگاه مسلمان, طعنه زن، نفرین کننده، زشت کار و پست فطرت نمی باشد»، پس باید گفتگو به صورت بهتر و پسندیده و استوار بر پایه های دانش، بیطرفی و مطابق مقتضای حال بوده باشد.

از آنجمله: متأکد شدن بر صحت اخبار و تفکر و دقت پیش از نقل آن می باشد، خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ أَن تُصِيبُواْ قَوۡمَۢا بِجَهَٰلَةٖ فَتُصۡبِحُواْ عَلَىٰ مَا فَعَلۡتُمۡ نَٰدِمِينَ﴾ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! اگر (شخص) فاسقی خبری برای شما آورد، پس (دربارۀ آن) بررسی (و تحقیق) کنید، تا آنکه (مبادا) به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید، آنگاه بر آنچه انجام داده‌اید پشیمان شوید»، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «دقت و تفکر از طرف خداوند و عجله از طرف شیطان است»، همچنین می فرماید: «تأنی و درنگ در همه چیز خوب است مگر در عمل آخرت»، همچنین می گوید: «همین دروغ انسان را کافیست تا هرآنچه را که می شنود به دیگران انتقال بدهد».

و برخی دیگری از آداب: عدم انتقال و تکرار شایعه و عدم پذیرش آن است؛ زیرا در انتقال آن کمک بر ترویج و نشر آن است، چون شایعات وقتی زبانها آنرا تکرار نماید و گوشها به فرا داده شود و دلهایی آنرا بپذیرد و تصدیق نماید, بیشتر ترویج می شوند، خداوند می فرماید: ﴿إِذۡ تَلَقَّوۡنَهُۥ بِأَلۡسِنَتِكُمۡ وَتَقُولُونَ بِأَفۡوَاهِكُم مَّا لَيۡسَ لَكُم بِهِۦ عِلۡمٞ وَتَحۡسَبُونَهُۥ هَيِّنٗا وَهُوَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيمٞ﴾ «زمانی‌که آن (شایعه) را از زبان یکدیگر می‌گرفتید، و با‌دهان خود سخنی می‌گفتید که به آن علم (و یقین) نداشتید، و آن را سهل (و کوچک) می‌پنداشتید در حالی‌که آن نزد الله بسیار بزرگ است»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد هیچگاه همسایه خود را اذیت نمی کند، و کسی که به خدا و روز آخرت ایمان دارد مهمان خود را اکرام و احترام می نماید، و کسی که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد پس یا سخن خیر و نیک می گوید یا خاموش می باشد».

و برخی دیگری از آداب عمومی که اسلام آورده است: آهسته سخن گفتن است، به این معنا که نباید انسان به حضور کسی که از او بزرگتر است صدای خود را از اندازه عادی بلند  نماید. در وصیت نامه های لقمان حکیم چنین آمده است طوری که خداوند متعال حکایت می کند: ﴿وَٱقۡصِدۡ فِي مَشۡيِكَ وَٱغۡضُضۡ مِن صَوۡتِكَۚ إِنَّ أَنكَرَ ٱلۡأَصۡوَٰتِ لَصَوۡتُ ٱلۡحَمِيرِ﴾ «و در راه رفتنت اعتدال را رعایت کن، و از صدای خود بکاه (و هرگز فریاد نزن) زیرا زشت‌ترین صدا‌ها؛ صدای خران است»، خداوند متعال کسانی را توصیف نموده که صدای خویش را بلند نمی کنند به ویژه به حضور حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم، چنانچه می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصۡوَٰتَهُمۡ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱمۡتَحَنَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمۡ لِلتَّقۡوَىٰۚ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٌ عَظِيمٌ﴾ «بی‌گمان کسانی‌که صدای خود را نزد رسول الله پایین می‌آورند، آن‌ها کسانی هستند که الله دل‌های شان را برای تقوا آزموده (و خالص گردانیده) است، برای آن‌ها آمرزش و پاداش عظیمی است».

و برخی دیگری از آداب عامه: راهنمایی کردن انسان راه گم است، به این معنا که او را با توصیف درست راهنمایی کند و یا کسی را با او راهنما بفرستد، پیامبر صلی الله عیله وسلم می فرماید: «از نشستن به سر راه ها بپرهیزید، گفتند: ای رسول خدا! چرا نباید به سر راه ننشینیم در حالی که ما سخن می گوییم، فرمود: پس وقتی ناچار باید به سر راه بنشینید باید حق آن را ادا نمایید، گفتند: حق آن چیست؟ فرمود: فروبستن چشم از دیدن نا محرم، پرهیز از آزار و اذیت دیگران، پاسخ دادن سلام، امر به معروف و نهی از منکر نمودن، و راهنمایی کردن انسان راه گم».

أقول قولي هذا وأستغفر الله لي ولكم

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، و گواهی می دهم براین که نیست معبود برحق جز الله یکتای بیهمتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خدا است، اللهم صلّ وسلم وبارك عليه، وعلى آله وصحبه أجمعين.

برادران مسلمان!

آداب عمومی مهم دیگری نیز هست که باید مسلمان با آن خود را آراسته بسازد، برخی آنها: فریادرسی انسان مجبور است، اسلام این وظیفه را از بزرگترین اعمال و عزیزترین نزدیکی ها به خداوند متعال قرار داده است، از ابی ذر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «در هر روزی که آفتاب طلوع می کند بر بالای هر نفس بنی آدم صدقه است، گفته شد: ای رسول خدا! مال را از کجا کنیم تا هر روز صدقه نماییم؟ فرمود: بی گمان دروازه های خیر بسیار است: تسبیح و تحمید و تکبیر و تهلیل و امر به معروف و نهی از منکر همه کار خیر و صدقه هستند، همچنین دور کردن اشیای مضر از راه، گوش فرا دادن به کر، راهنمایی کردن کور، راهنمایی کردن کسی که نیازمند است، و تلاش کردن و رفتن به طرف کسی که مجبور است، برداشتن بار انسانهای ضعیف همه و همه صدقه نفس انسان است» (صحیح ابن حبان).

و برخی دیگری آن: همکاری کردن ناتوانان و معیوبان و کسانی که دارای نیازمندی ویژه می باشند، زیرا تکامل و همبستگی اجتماعی پیش از فقیر منفعت ثروتمند است تا توازن اجتماعی در زندگی برقرار شود؛ طوری که امام علی رضی الله عنه می فرماید: “خداوند متعال روزی فقرا را بر اموال ثروتمندان فرض نموده است، پس هیچگاه فقیر گرسنه نمی ماند مگر که ثروتمند بخل ورزد، و خداوند متعال از این موضوع ثروتمندان را مورد بازپرس قرار می دهد”. پس خداوند متعال به کسانی نزدیک است که قلبهای شان شکسته، و به کسانی مهربان است که به بندگان او مهربانی می کنند، خداوند هیچ کار نیک و پسندیده را بی ارزش نمی داند اگرچه سخن نیکی بوده باشد؛ پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هیچگاه کار نیک را حقیر مشمار، اگرچه ملاقات با برادرت به چهره باز بوده باشد»، همچنین می فرماید: «و آیا شما جز با همکاری ضعفای تان کمک و روزی داده می شوید؟»، و خداوند در کمک و یاری بنده خود است تا وقتی بنده در خدمت و همکاری برادر خود بوده باشد.

و برخی دیگر آن: احترام گذاشتن به بزرگان می باشد، پس باید خوردان قدر و جایگاه بزرگان را بشناسند، و بزرگان مأمور هستند تا با اطفال مهربان باشند و با آنها با نرمی و مهربانی رفتار نمایند، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «وقتی مسلمان بزرگسالی را احترام نماید خداوند متعال کسی را موظف می کند تا او را در سن بزرگسالی احترام نماید»، این آداب از مظاهر بزرگی و مهربانی و تحمل و عدل و انصاف اسلام و اهتمام آن به بشریت می باشد، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم احترام بزرگسالان و حامل قرآن و حاکم عادل را از مظاهر احترام و اجلال خداوند متعال گردانده است، چنانچه می فرماید: «همانا احترام مسلمان بزرگسال، حامل قرآن و حاکم عادل از جمله اجلال و عظمت خداوند متعال است»، همچنین میفرماید: «کسی که با صغیرما مهربان نباشد و بزرگ مارا احترام نکند و امر به معروف و نهی از منکر ننماید از ما نیست».

درک درست سماحت و تحمل اسلام چنین می فهماند که برای احترام بزرگسال مسلمان بودن او شرط نیست، چون در حدیثی روایت شده که پیامبر صلی الله علیه وسلم بر اهل بیت یهودی بزرگسال صدقه می نمود، همچنین حضرت عمر بن عبد العزیز به والی خود در بصره می نویسد: ببین اگر در شهر تو کسی از اهل ذمه سنش بزرگ شده و قوتش ضعیف گشته و نمی تواند کار کند پس از بیت المال مسلمانان به او بپرداز و نیازمندی او را برآورده بساز.

و برخی از حقوق مجتمع بر فرزندان آن این است که باید منافع و مصالح عمومی آنرا حفظ نمایند. اگر ما به طور نمونه قضیه زیادت سکانی و افزایش شهروندان را مد نظر بگیریم، بر دو موضوع تأکید می نماییم: نخست: برخی ها به خود می نگرد اگر توانمند و ثروتمند بوده باشد، پس باید بداند که توانایی و ثروت تنها توانایی مادی نیست بلکه هم توانایی مادی و هم توانایی تربیتی و معنوی و آنچه که شامل همه بخش‌های رعایت و عنایت می شود نیز می باشد، همچنین هدف تنها توانایی فردی نه بلکه توانایی گروه ها و کشورها نیز می باشد تا بتواند خدمات درست تر و خوبتری تقدیم جامعه گردد چون افراد به تنهایی شان نمی توانند همه نیازهای خود را برای خویش آماده بسازند، بنابرین باید حالت و امکانات کشور ها در هر بخش های عملی سکانی آن نیز مد نظر گرفته شود، چون افزایش بی تنظیم شمار نفوس و شهروندان تنها بر افراد و خانواده ها تأثیر وارد نمی کند بلکه اضرار آن شامل کشورهایی نیز می شود که برای تنظیم خانواده و موضوعات شهروندی برنامه ها و راه های حل ندارند، زیرا آسایش و سختی تنها به مقیاس افراد سنجیده نمی شود بلکه حالات و امکانات و توانایی های عمومی کشورها نیز باید در نظر گرفته شود.

دوم: در واقع کم توانمند بهتر از زیاد ضعیف و ناتوان است، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم زیاد ناتوان را به کف روی دریا تشبیه نموده است، زیرا حالات بد و استثنائی که برخی کشورها دچار آن هستند و نمی توانند خدمات اساسی مانند بهداشت وآموزش و زیربنا را تقدیم جامعه خود نمایند به سبب ظروف بی نظم و بدون جلوگیری و تنظیم خانواده ها می باشد، چون این بی نظمی باعث این می شود که زیادت شهروندان مانند کف روی آب دریا بوده باشد، و هر انسان عاقل می داند هرگاه میان کیفیت با کمیت تعارض واقع شود جانب کیفیت ترجیح داده می شود نه کمیت زیرا کمیت بی کیفیت هیچ دردی را درمان نمی کند، در اینجاست که دانسته می شود کم با کیفیت و قوی هزار ویک بار بهتر از زیاد بی کیفیت و ضعیف است.

زیرا زیادتی که باعث ناتوانی، جهالت و پسمانی از کاروان تمدن و تقدم می شود و بار دوش دولت می باشد و دولت بنا بر کمی امکانات و مواردش نمی تواند از عهده مسئولیت آن برآید, این چنین زیادت را پیامبر صلی الله علیه وسلم به کف روی آب دریا تشبیه نموده است چون این زیادتی است که باعث ضرر می شود نه منفعت.

اللهم اهدنا لأحسن الأخلاق ، لا يهدي لأحسنها إلا أنت ، واصرف عنا سيئها ، لا يصرف عنا سيئها إلا أنت ، واجعلنا من عبادك المخلصين.

روحیه و ضوابط کار جمعی

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان خدایی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿وَقُلِ ٱعۡمَلُواْ فَسَيَرَى ٱللَّهُ عَمَلَكُمۡ وَرَسُولُهُۥ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَۖ وَسَتُرَدُّونَ إِلَىٰ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾ ترجمه: «و بگو: عمل کنید، پس بزودی الله، و پیامبرش و مؤمنان اعمال شما را خواهند دید، و به زودی به سوی (الله) دانای پنهان و آشکار، باز گردانده می‌شوید، پس شما را به آنچه انجام می‌دادید؛ آگاه می‌کند»، و گواهی می دهم براینکه نیست معبود برحق جز خدای یکتا و بیهمتا و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده وفرستاده خدا است، اللَّهُمَّ صَلِّ وسلِّمْ وبارِكْ علَيهِ وعلَى آلِهِ وصحبِهِ ، ومَنْ تَبِعَهُمْ بإحسانٍ إلَى يومِ الدِّينِ.

اما بعد!

در واقع ملت‌ها تنها با سخن گفتن و شعار دادن ساخته نمی شود، بلکه با علم، بخشش، و فداکاری ساخته می شوند، و از مهمترین راه های ساختار و تقدم یک ملت انجام دادن کار جدی و دقیق است، چون خداوند متعال می فرماید: ﴿وَقُلِ ٱعۡمَلُواْ فَسَيَرَى ٱللَّهُ عَمَلَكُمۡ وَرَسُولُهُۥ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَۖ وَسَتُرَدُّونَ إِلَىٰ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾ «و بگو: عمل کنید، پس بزودی الله، و پیامبرش و مؤمنان اعمال شما را خواهند دید، و به زودی به سوی (الله) دانای پنهان و آشکار، باز گردانده می‌شوید، پس شما را به آنچه انجام می‌دادید؛ آگاه می‌کند»، همچنین پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «به راستی خداوند متعال دوست دارد وقتی یکی از شما کاری را انجام می دهد باید دقیق و با اتقان بوده باشد»، پس هم دین و هم وطن از ما می خواهد تا زحمت بکشیم، و کار کنیم و تولیدات داشته باشیم، خصوصا که دین ما دین کار و تلاش و دقت نگری در عمل است.

وقتی یک فرد عنصر اساسی در ساختار جامعه بوده باشد، پس نقش حقیقی خود را وقتی می تواند در این ساختار به صورت درست ادا نماید و کامل سازد که همراه با دیگر افراد جامعه برای رفاه و رشد مجتمع کار درست نماید، چون گاهی یک انسان به تنهایی خود می تواند کاری را انجام بدهد، ولی اگر اندیشه و تلاش خود را با اندیشه و تلاش دیگران یکجا بسازد بدون تردید نتیجه کارشان بزرگتر و با منفعت‌تر می شود، بنابرین اسلام جایگاه کار جمعی را بلند برده و آنرا از اساسی‌ترین عوامل بنای کشورها و تمدن‌ها پنداشته است، زیرا در این کار انرژی بیشتر سرمایه گذاری می شود و تصامیم بیشتر متحد و یکجا می گردد، و برای رسیدن به اهداف مشترکی که باعث خیر و فلاح همه مردم است همکاری بیشتر صورت می گیرد، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَتَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰۖ وَلَا تَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِۚ﴾ «و در راه نیکو کاری و پرهیزگاری با همدیگر همکاری کنید و (هرگز) در راه گناه و تجاوز همکاری نکنید».

وکسی که پیرامون خطاب قرآن کریم تدبر و فکر نماید می بیند آیاتی که بر نشر روحیه عمل جمعی و انجام کارها در ضمن یک تیم تشویق می کند بسیار و متعدد است، از آنجمله این فرموده خداوند متعال پیرامون عبادت جمعی: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱعۡبُدُواْ رَبَّكُمُ ٱلَّذِي خَلَقَكُمۡ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ﴾ «ای مردم، پروردگار خود را پرستش کنید، آن کسی‌که شما و کسانی را که پیش از شما بودند آفرید، تا پرهیزگار شوید»، و در باره نماز که از بزرگترین شعایر دین اسلام است با لفظ جمع چنین می فرماید: ﴿وَأَنْ أَقِيمُوا الصَّلَاةَ﴾ ترجمه: «و نماز را بر پا دارید»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱرۡكَعُواْ وَٱسۡجُدُواْۤ وَٱعۡبُدُواْ رَبَّكُمۡ وَٱفۡعَلُواْ ٱلۡخَيۡرَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ۩﴾ ترجمه: «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! رکوع کنید، و سجده کنید، و پروردگارتان را بپرستید، و کار نیک انجام دهید باشد که رستگار شوید»، همچنین خداوند متعال پیامبر خود را خطاب قرار داده می گوید: ﴿وَٱصۡبِرۡ نَفۡسَكَ مَعَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجۡهَهُۥۖ وَلَا تَعۡدُ عَيۡنَاكَ عَنۡهُمۡ تُرِيدُ زِينَةَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَا تُطِعۡ مَنۡ أَغۡفَلۡنَا قَلۡبَهُۥ عَن ذِكۡرِنَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ وَكَانَ أَمۡرُهُۥ فُرُطٗا﴾ «و با کسانی باش که پروردگار خود را صبحگاهان و شامگاهان می‌خوانند، (و تنها) وجه او را می‌طلبند، و هرگز بخاطر زیورهای دنیا، چشمانت را از آن‌ها بر مگیر، و پیروی نکن از کسانی‌که دل‌های شان را از یاد خود غافل ساخته‌ایم، و هوای نفس خویش را پیروی کردند، و کارهایشان از حد گذشته (و برباد) است»، و در جای دیگری می گوید: ﴿وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا تَفَرَّقُواْۚ﴾ «و همگی به ریسمان الله (= قرآن و اسلام) چنگ زنید و پراکنده نشوید»، و خداوند ما را از اختلاف و تفرقه هشدار داده می فرماید: ﴿وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَلَا تَنَٰزَعُواْ فَتَفۡشَلُواْ وَتَذۡهَبَ رِيحُكُمۡۖ وَٱصۡبِرُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾ «و الله و پیامبرش را اطاعت کنید، و با همدیگر نزاع نکنید، که سست شوید، و قوت (و مهابت) شما از میان برود، و صبر کنید، بی‌گمان الله با صابران است».

و بدون شک انجام دادن کار و ادای وظیفه با چنین روحیه جمعی پایه های دوستی و صمیمیت و برادری و مهربانی میان فرزندان جامعه را تقویت می بخشد، و سپس این فرموده خداوند متعال بر ایشان صدق می کند: ﴿وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً﴾ ترجمه: «و این امت شما امت واحد و یکپارچه هست»، همچنین این حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم بر ایشان متحقق می گردد: «نمونه و مثال مسلمانان در دوستی و مهربانی و عطوفت شان مانند یک جسم هستند، هرگاه یک بخشی از این جسم به درد بیاید همه جسد را درد و تب فرا می گیرد»، و زمانی که یکی از بزرگان خواست تا اهمیت اتحاد ویکپارچگی را به فرزندان خود بیاموزاند و بیان نماید که اتحاد سبب قوت و انرژی است، و همچنین آنها را از خطر اختلاف و تفرقه که سبب پراکندگی و ضیاع است آگاه بسازد, دسته‌ای از چوبهای باریک را آورد و فرمود چه کسی از شما می تواند این دسته از جوبها را به یک ضربه یا دو ضربه بشکند؟ پس همه آنها تلاش کردند تا آن را بشکنند ولی نتوانستند، سپس آن دسته را باز نمود و هر یکی از چوبها را به هریک از فرزندان خود داد و به آنها گفت حالا این چوبها را بشکنید، پس هر یک آنها این چوبها را به یک ضربه شکستند، سپس این بزرگ گفت:

وقتی چوبها باهم بودند نشکستند***وقتی از هم جدا شدند به یک ضربه شکستند.

و قرآن کریم برای ما نمونه ها و مثالهای زیاد و زیبایی بیان نموده که همه بر کار جمعی تشویق و ترغیب می کند، و توضیح می دهد که تأثیر کار جمعی برای رسیدن به اهداف بزرگ چگونه است، دیده می شود وقتی حضرت ابراهیم علیه سلام به ساختار کعبه مأمور شد؛ به نزد فرزند خود حضرت اسماعیل علیه سلام رفت و فرمود: «همانا خداوند متعال مرا به انجام کاری دستور داده است، حضرت اسماعیل علیه سلام گفت: پس آنچه را که پروردگارت دستور داده است را به جا بیاور، گفت: آیا تو مرا در این امر یاری می کنی؟ اسماعیل گفت: حتما یاری ات می کنم، فرمود: خداوند به من دستور داده تا دراینجا خانه ای بسازم. پس در آن وقت بود که هر دو با هم پایه های خانه را بلند نمودند، حضرت اسماعیل علیه سلام سنگها را می آورد و ابراهیم علیه سلام می ساخت». پس با هم نخستین خانهء که در روی زمین برای مردم گذاشته شده را ساختند، پس قرآن کریم این موقف بزرگ را در این فرموده خداوند متعال جاودان ساخت: ﴿وَإِذۡ يَرۡفَعُ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ ٱلۡقَوَاعِدَ مِنَ ٱلۡبَيۡتِ وَإِسۡمَٰعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلۡ مِنَّآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ﴾ «و (به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه (کعبه) را بالا می‌بردند، (و می‌گفتند): پروردگارا! از ما بپذیر، همانا که تویی شنوای دانا».

و در سوره کهف پیرامون داستان ذوالقرنین خداوند متعال برای ما زیبا ترین و خوبترین نمونهء همکاری و تضامن اجتماعی و کار و تلاش با روحیهء جمعی را بیان می نماید، چون وقتی این پادشاه عادل نزد قومی رسید که نه او آنها را می شناخت و نه آنها او را، پس آنها از او کمک خواستند و او نیز به خواست آنها لبیک گفت، ولیکن آنان را بر همکاری با خود ملزم ساخت، و آنها را در کار شریک نمود و از انرژی و توان آنها استفاده کرد، پس همه با هم و با یک دست تلاش نمودند و این ساختمان بزرگ را تمام کردند که سبب حمایت آنها از یأجوج و مأجوج بود، در این باره قرآن کریم چنین می فرماید: ﴿حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ بَيۡنَ ٱلسَّدَّيۡنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوۡمٗا لَّا يَكَادُونَ يَفۡقَهُونَ قَوۡلٗا قَالُواْ يَٰذَا ٱلۡقَرۡنَيۡنِ إِنَّ يَأۡجُوجَ وَمَأۡجُوجَ مُفۡسِدُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَهَلۡ نَجۡعَلُ لَكَ خَرۡجًا عَلَىٰٓ أَن تَجۡعَلَ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَهُمۡ سَدّٗا قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيۡرٞ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجۡعَلۡ بَيۡنَكُمۡ وَبَيۡنَهُمۡ رَدۡمًا ءَاتُونِي زُبَرَ ٱلۡحَدِيدِۖ حَتَّىٰٓ إِذَا سَاوَىٰ بَيۡنَ ٱلصَّدَفَيۡنِ قَالَ ٱنفُخُواْۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَعَلَهُۥ نَارٗا قَالَ ءَاتُونِيٓ أُفۡرِغۡ عَلَيۡهِ قِطۡرٗا فَمَا ٱسۡطَٰعُوٓاْ أَن يَظۡهَرُوهُ وَمَا ٱسۡتَطَٰعُواْ لَهُۥ نَقۡبٗا﴾ ترجمه: «(و به سفر ادامه داد) تا به میان دو کوه رسید، و در کنار آن دو (کوه) مردمی را یافت که هیچ سخنی را نمی‌فهمیدند (آنان به او) گفتند: ای ذوالقرنین! یأجوج و مأجوج در این سرزمین فساد می‌کنند، پس آیا هزینه‌ای برای تو قرار دهیم، که میان ما و آن‌ها سدی بسازی؟! (ذوالقرنین) گفت: آنچه پروردگارم در اختیار من قرار داده (از قدرت و ثروت) بهتر است (از آنچه شما پیشنهاد می‌کنید) پس مرا با نیرو یاری کنید، تا میان شما و آن‌ها سدّ محکمی بسازم قطعات بزرگ آهن برایم بیاورید، (و روی هم بچینید) تا وقتی‌که کاملاً میان دو کوه را برابر کرد (و پوشانید)، گفت: (در اطراف آن آتش بیفروزید) و در آن بدمید (آن‌ها دمیدند) تا وقتی قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد گفت: (اکنون) مس ذوب شده برایم بیاورید؛ تا بر روی آن بریزم (سر انجام سد محکمی ساخت) پس آن‌ها (= یأجوج و مأجوج) اصلاً نتوانستند از آن بالا روند، و نتوانستند سوراخ و نقبی درآن ایجاد کنند».

و حضرت موسی کلیم از خداوند متعال می خواهد که بازوی او را با هارون برادرش تقویت نماید تا در انجام وظیفه‌ای که خداوند به دوش او گذاشه همکار و پشتیبانش بوده باشد، در این باره خداوند متعال به زبان حضرت موسی علیه سلام چنین می فرماید: ﴿قَالَ رَبِّ ٱشۡرَحۡ لِي صَدۡرِي وَيَسِّرۡ لِيٓ أَمۡرِي وَٱحۡلُلۡ عُقۡدَةٗ مِّن لِّسَانِي يَفۡقَهُواْ قَوۡلِي وَٱجۡعَل لِّي وَزِيرٗا مِّنۡ أَهۡلِي هَٰرُونَ أَخِي ٱشۡدُدۡ بِهِۦٓ أَزۡرِي وَأَشۡرِكۡهُ فِيٓ أَمۡرِي كَيۡ نُسَبِّحَكَ كَثِيرٗا وَنَذۡكُرَكَ كَثِيرًا إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيرٗا﴾

«(موسی) گفت: پروردگارا! سینه‌ام را برایم بگشا و کارم را برایم آسان گردان و گره از زبانم باز کن تا سخنانم را بفهمند و برای من (یاور و) وزیری از خاندانم قرار ده برادرم هارون را به (وسیلۀ) او پشت مرا محکم کن و او را در کار (رسالت) من شریک ساز تا تو را بسیار تسبیح گوییم و بسیار تو را یاد کنیم بی‌شک تو به (حال) ما خوب بینایی».

و همچنین کسی که پیرامون سیرت و شمایل گهربار پیامبر صلی الله علیه وسلم تفکر نماید می بیند که در آن صفحات شرافتمند زیادی از همکاری و مشارکت جماعی و کار جمعی در زندگی پیامبر صلی الله علیه وسلم با اصحاب کرام وجود داشته است، حضرت عثمان بن عفان رضی الله عنه می فرماید: «سوگند به الله ما همیشه در سفر و خانه با پیامبر صلی الله علیه وسلم یکجا بودیم، همیشه در کم و زیاد با ما همکاری می کرد».

همچنین پیامبر صلی الله علیه وسلم همیشه در کار و ساختار با آنها شخصا همکاری می کرد، و آنها را بر اتفاق و عدم اختلاف و پراکندگی تشویق می نمود، طوری که در روز خندق براء بن عازب رضی الله عنه می فرماید: من در روز عزوه احزاب پیامبر صلی الله علیه وسلم را دیدم که خودش خاک را انتقال می داد، و خاک سفیدی شکم مبارک را پوشانیده بود و او(صلی الله علیه وسلم) می فرمود: «بار خدایا! اگر تو نمی بودی ما به سوی حق هدایت و راهنمایی نمی شدیم، و نه صدقه می کردیم و نه نماز می خواندیم، پس بار خدایا! برما آرامش را نازل فرما، و اگر با دشمن رو در رو شدیم گامهای ما را ثابت بدار، همانا آنها بر ما شوریدند و بغاوت کردند، و اگر آنها فتنه می خواهند ما نمی خواهیم».

و زمانی که حضرت سلمان فارسی رضی الله عنه خواست سه صد نهال خرما را کشت نماید تا با آنها خود را از بردگی آزاد سازد، پیامبر صلی الله علیه وسلم به یارانش فرمود: «برادر خود را یاری کنید». سلمان فارسی رضی الله عنه می فرماید: پس آنها مرا با دادن نهال خرما کمک کردند: یک نفر سی نهال و دیگری بیست نهال و سومی پانزده نهال و شخص دیگری آنچه که داشت، تا اینکه برای من سه صد نهال جمع شد، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم مرا امر کرد تا برای آنها حفره‌ی بکنم، و فرمود: «هرگاه از تهیه کردن حفرات یا جاهای نهال فارغ شدی مرا خبر کن تا من با دست خودم آنها را نهال کنم». سلمان فارسی می گوید: پس من حفره ها را کندم و یارانم با من همکاری کردند، حتی وقتی آنرا تمام کردم نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمدم و او را خبر کردم، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم با من بیرون شد، و ما به او (صلی الله علیه وسلم) نهال ها را نزدیک می کردیم و او (صلی الله علیه وسلم) با دستان مبارک خود غرس می نمود.

پیامبر صلی الله علیه وسلم اشعری ها را به نیکوترین ستایش توصیف نموده است چون روحیه کار جمعی در سختترین حالت در تصرفات و افعالشان نزد آنها غالب بود، طوری که پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همانا اشعریین وقتی در جنگ از آنها بیوه زنانی باقی می ماند، و یا غذای عیال و فرزندان شان در مدینه کم می شد, هرآنچه که داشتند با هم و در یک لباس جمع می کردند، سپس آنرا با برابری تمام در میان شان با یک ظرف تقسیم می نمودند، پس آنها از من و من از آنها هستم».

أقولُ قولِي هذَا ، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، و گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله واحد و لاشریک، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خدا است، اللهُمَّ صَلّ وسلمْ وَبارك عليهِ ، وَعلى آلهِ وصحبهِ أجمعينَ ، وَمن تَبعَهُمْ بإحسانٍ إِلىَ يومِ الدِّيِن.

برادران مسلمان!

این عمل جمعی که برای آن تلاش می کنیم کاری است که می سازد و خراب نمی کند، باهم جمع می کند و از هم جدا نمی سازد، و این کار بر اساسهای شرعی مانند تضامن اجتماعی میان فرزندان مجتمع استوار است، تا که میان فرزندان جامعه گرسنه و نیازمند دیده نشود، یا بر اساسهای تربیتی و علمی مانند همکاری علما پیرامون تحقیقات علمی و دانشآموزان در انجام کارهای آموزشی و علمی شان استوار است، و یا بر اساسهای ملی بخاطر کار و تلاش برای رفاه و تقدم وطن و جامعه در هر بخش استوار است.

این عمل جمعی به معنای اعمال نیست که بر اساس ادعاهای ویرانگر استوار بوده باشد تا مردم را بر قتل و تخریب و خون ریزی و ویرانی کشورها و تلاش برای ضعیف ساختن و از بین بردن آنها جمع نماید، اینچنین ادعاها بر دروغ و افترا و جعل حقایق استوار است، و به هیچ دین یا وطن یا وجدانی وابسته نیست.

همانا کار جمعی که ما برآن تشویق می کنیم آن عبارت از کار و تلاش برای آبادسازی منافع دین و وطن و انسانیت مردم می باشد، و اینها متلازماتی اند که از یک دیگر جدا نمی شوند، پس ما چقدر نیازمند آنیم تا اینچنین روحیه را در نفوس فرزندان خویش جابجا بسازیم و آنرا به رسم و منهج زندگی تبدیل نماییم، تا مردم در سایه آن زندگی نمایند و دوستی و صمیمیت و مهربانی میان فرزندان یک مجتمع منتشر گردد، و ملت ما را در هر بخش به همان جایگاهی ترقی بدهیم که مناسب حال آن است، و ما تأکید می کنیم هرگاه میان فرزندان ملت مصر روحیه کار جمعی غالب و رایج گردد اینها می توانند کارهایی را انجام بدهند که دیگران انجام آنرا مستحیل و نا ممکن می پندارند، و شواهد و تجربه و واقعیتهای زندگی در گذشته و حال برای این ادعا بهترین دلیل است.

پس خدایا! ما را در میهن ما در امن و امان بگردان، پیشوایان و بزرگان امور ما را توفیق نصیب کن، و کشور ما را از مکر مکرگران و فساد مفسدان در امان بدار.

برخی از نشانه‌های بزرگی در شریعت اسلامی تحمل و سهل‌گیری است

ستایش مخصوص ذات خدایی که پررودگار جهانیان است، همان خدایی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿يُرِيدُ ٱللَّهُ بِكُمُ ٱلۡيُسۡرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ ٱلۡعُسۡرَ﴾ ترجمه: «الله برای شما آسانی می‌خواهد، و برای شما دشواری نمی‌خواهد»، و گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله واحد و لاشریک، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خدا است، در حدیثی می فرماید: «من با دین حنیف با تحمل و آسان فرستاده شدم»، اللَّهُمَّ صَلِّ وسلِّمْ وبارِكْ علَيهِ وعلَى آلِهِ وصحبِهِ ، ومَنْ تَبِعَهُمْ بإحسانٍ إلَى يومِ الدِّينِ.

اما بعد!

بدون تردید مظاهر و نشانه‌های عظمت و بزرگی شریعت اسلامی به حدی زیاد است که نمی شود همه آن را برشمرد، و بزرگترین و زیباترین چیزی که شریعت اسلامی را از دیگر نظامها متمایز می سازد گذشت، تحمل و آسانی آن در عالی‌ترین مفاهیم آن می باشد، پس در آن حرج و مشقت و سختی  را نمی بینی، و این مبدأ را سختگیری برخی از تندروانی که خود را به اسلام منسوب می سازند از بین نمی برد، چون اینها کسانی اند که فکر می کنند سختگیری از باب احتیاط در دین است، پس بر مردم دروازه های تندروی را می گشایند و بسیاری از مردم را زیر نام التزام و پایبندی به دین و اخذ به احتیاط در راه های افراطگرایی سوق می دهند، به سرحدی که تندروی صحنهء رقابت در میان آنها می گردد، و زبان حالشان می گوید کسی که بیشتر تندروی کند بیشتر دین‌دار و خدا ترس می باشد. باید دانسته شود که این اندیشه شان بر نادانی و جهالتشان از بزرگی و تحمل و آسانی این دین دلالت می کند، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿وَمَا جَعَلَ عَلَيۡكُمۡ فِي ٱلدِّينِ مِنۡ حَرَجٖۚ مِّلَّةَ أَبِيكُمۡ إِبۡرَٰهِيمَۚ هُوَ سَمَّىٰكُمُ ٱلۡمُسۡلِمِينَ مِن قَبۡلُ وَفِي هَٰذَا لِيَكُونَ ٱلرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيۡكُمۡ وَتَكُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِۚ﴾ ترجمه: «و در دین برای شما هیچ سختی (و تنگنایی) قرار نداد، (همان) آیین پدرتان ابراهیم است، او (= الله) پیش از این (در کتب ساه) و در این (قرآن نیز) شما را مسلمان نامید، تا پیامبر گواه بر شما باشد و شما گواهان بر مردم باشید»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همانا دین سهل و آسان است، هیچ کسی با دین درگیر نمی شود مگر که دین او را مغلوب می سازد، پس استوار باشید، و تقرب حاصل نمایید و بشارت دهید، و در فردا و شامگاه و پاسی از شب از خداوند کمک بخواهید»، و خداوند به حضرت سفیان ثوری رحمه الله خیر کثیر نصیب نماید طوری که می فرماید: همانا علم در نزد ما رخصت از ثقه است، اما تندروی را هرکس نیک می داند.

در واقع سماحت و تحمل در شریعت اسلامی سخن نیست که تنها به زبان گفته شود یا شعار نیست که بلند گردد، بلکه آن منهج الهی و یکی از مبادی اساسی می باشد که خداوند متعال توسط آن با بندگان خود تعامل می کند، و به آنها دستور می دهد تا در میانشان طبق آن رفتار نمایند، طوری که خداوند متعال می فرماید: {لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا} ترجمه: «خداوند متعال هیچ کسی را مافوق طاقتش مکلف نمی گرداند»، و در آیت دیگری می فرماید: {يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْر} ترجمه: «خداوند برای شما آسانی می خواهد و برای شما سختی و دشواری نمی خواهد»، در جای دیگری می گوید: {يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَخُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِيفًا} ترجمه: «خداوند می خواهد تا بار شما را سبک نماید، و(چون) انسان ضعیف و ناتوان آفریده شده است»، و در امیدوارکننده‌ترین آیت قرآن کریم خداوند متعال دروازه امید و عفو و مهربانی را برای بندگان خود می گشاید، می فرماید: ﴿قُلۡ يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ أَسۡرَفُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴾ ترجمه: «(ای پیامبر، از جانب من) بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف (و ستم) کرده‌اید! از رحمت الله نا امید نشوید، همانا الله همۀ گناهان را می‌بخشد، یقیناً او بسیار آمرزندۀ مهربان است»، همچنین می فرماید: ﴿وَرَبُّكَ ٱلۡغَفُورُ ذُو ٱلرَّحۡمَةِ﴾ ترجمه: «و پروردگارت آمرزنده، و صاحب رحمت است»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواْ وَأَصۡلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُوْلَٰٓئِكَ أَتُوبُ عَلَيۡهِمۡ وَأَنَا ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ﴾ ترجمه: «مگر کسانی‌که توبه کردند و (اعمال خود را) اصلاح نمودند (و آنچه را کتمان کرده بودند) آشکار ساختند، پس اینانند که توبه ایشان را می‌پذیرم، و من توبه‌پذیر مهربانم».

ابی هریره رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت می کند که فرمود: «براستی وقتی خداوند متعال مخلوقاتش را که آفرید، بالای عرش خود نوشت: همانا رحمت من پیش از غضبم می باشد»، و خداوند متعال در حدیث قدسی می فرماید: «ای فرزند آدم! اگر تو از من بخواهی و دعا نمایی بدون باک همه گناهانی که نزد تو است را می بخشم، ای فرزندان آدم! اگر گناهانتان به آسمان هم برسد سپس از من مغفرت بخواهید بدون باک همه گناهان شما را می بخشم، ای فرزند آدم! اگر تو وقتی مرا با گناهانی به اندازه زمین ملاقات نمایی و سپس با من در حالی ملاقات نمایی که به من چیزی را شرک نیاورده باشی هرآیینه من ترا با بخششی به اندازه زمین ملاقات می کنم».

همچنین خداوند متعال در بسیار جاهای کتاب کریم خود بندگان خود را به گذشت و تسامح و تحمل دستور داده است، چنانچه می فرماید: ﴿خُذِ ٱلۡعَفۡوَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡجَٰهِلِينَ﴾ ترجمه: «(ای پیامبر!) گذشت را پیشه کن، و به نیکی فرمان ده، و از نادانان روی بگردان»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَلَا تَسۡتَوِي ٱلۡحَسَنَةُ وَلَا ٱلسَّيِّئَةُۚ ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواْ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٖ﴾ ترجمه: «و (هرگز) نیکی و بدی یکسان نیست، همیشه به نیکو‌ترین شیوه پاسخ ده، پس ناگاه (می‌بینی) همان کس‌که میان تو و او دشمنی است، گویی دوست صمیمی است و (اما) جز کسانی‌که شکیبا باشند آن را نپذیرند، و جز دارندۀ بهرۀ بزرگ (از ایمان و اخلاق) آن را نپذیرد»، و در جای دیگری چنین می فرماید: ﴿وَلۡيَعۡفُواْ وَلۡيَصۡفَحُوٓاْۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٌ﴾ ترجمه: «آن‌ها باید عفو کنند و چشم بپوشند، آیا دوست نمی‌دارید که الله شما را ببخشد؟! و الله آمرزندۀ مهربان است».

بدون شک کسی که پیرامون سیرت و اخلاق پیامبر صلی الله علیه وسلم تفکر و تدبر نماید به یقین می داند که پیامبر صلی الله علیه وسلم در همپذیری و سهل‌گیری بهترین قدوه و الگو برای امت خود و برای همه بشریت بوده است، در این زمینه مادر مؤمنان حضرت عائشهء صدقه رضی الله عنها می فرماید: «هرگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم میان دو کار یا امری اختیار داده می شد همیشه آسان‌تر آن را انتخاب می کرد اگر در آن گناهی نمی بود، ولی اگر در آن گناهی می بود پس دورترین مردم از آن بود، و هیچگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم برای خود انتقام نمی گرفت، مگر که حرمت الهی زیر پا می شد، پس به خاطر آن از برای خدا انتقام می گرفت».

و بهتر است با برخی از نمونه های سیرت او (صلی الله علیه وسلم) پیرامون دعوت به سوی خداوند متعال با حکمت و پند نیکو, درنگی داشته باشیم، از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که فرمود: روزی من نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم بودم پس مردی نزد او آمد و گفت: ای رسول خدا! من کاری کردم که باید برمن حد جاری شود، پس آن را برمن تطبیق کن، انس می گوید: پیامبر صلی الله علیه وسلم از او نپرسید که چه کاری را مرتکب شده است، وقتی نماز دررسید پس آن شخص با پیامبر صلی الله علیه وسلم نماز ادا نمود، زمانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم نماز را تمام کرد، آن مرد برخواست و گفت: ای رسول خدا! من کاری کردم که باید برمن حد تطبیق شود پس کتاب خداوند را بر من تطبیق نما، پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: «آیا تو با ما نماز نخواندی؟» آن مرد گفت: بله، پیامبرصلی الله علیه وسلم گفت: «همانا خداوند متعال گناهت را بخشید».پ

و از ابی هریره رضی الله عنه روایت است که فرمود: مرد بادیه نشینی برخواست و در مسجد ادرار نمود، پس مردم خواستند او را بازدارند، پیامبر صلی الله علیه وسلم به آنها گفت: «او را بگذارید، و بر بول او سطل یا ظرفی از آب را بیاندازید، چون شما سهل‌گیران فرستاده شده اید، نه سختگیر و تند رو». و حضرت عائشه رضی الله عنها می فرماید: کودکی بر لباس پیامبر صلی الله علیه وسلم بول نمود، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم آبی خواست و بر آن انداخت.

و از حضرت معاویه بن الحکم السلمی رضی الله عنه روایت که فرمود: روزی من با رسول خدا صلی الله علیه وسلم نماز می خواندم، ناگهان مردی از حاضرین عطسه زد، و من به او (یرحمک الله) گفتم، پس مردم حاضر در نماز مرا با چشمانشان تیر باران کردند، پس من برایشان گفتم: مادرتان به غم شما بگرید! چرا به سوی من چنین می بینید؟ پس با دستانشان بر رانهایشان می کوبیدند و می خواستند مرا خاموش سازند پس من خاموش شدم، پس زمانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم نمازش را تمام کرد، پدر و مادرم فدایش هیچ معلمی را با چنین اخلاق نه در گذشته دیده بودم و نه بعد از او، پس مرا به خوبترین صورت تعلیم داد، و سوگند به الله نه با من قهر شد و نه مرا زد و نه دشنام و توهینم کرد، بلکه فرمود: «همانا این نماز عبادتی است که در آن هیچ چیزی از سخن مردم جا ندارد، بلکه آن تسبیح، تکبیر و تلاوت قرآن است».

بدون تردید اگر ما به صورت دقیق بر کتاب پروردگارما و احادیث پیامبر ما نظر بیاندازیم حتما در آنها انواعی از تحمل و گذشت و آسانی و نرم گیری با مردم را درمیابیم که همه انواع تندروی و افراطگرای و خشونتی را از بین می برد که اکنون همه جهان از آن رنج می برند، پس در بخش عقیده: درمیابیم که اسلام هیچ کسی را مجبور بر پذیرفتن این دین نکرده است، بلکه آزادی عقیده را برای همگان تضمین نموده است، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿لَآ إِكۡرَاهَ فِي ٱلدِّينِۖ قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشۡدُ مِنَ ٱلۡغَيِّۚ﴾ ترجمه: «در (قبول) دین هیچ اجباری نیست، به راستی که راه راست (و هدایت) از راه انحراف (و گمراهی) روشن شده است»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَلَوۡ شَآءَ رَبُّكَ لَأٓمَنَ مَن فِي ٱلۡأَرۡضِ كُلُّهُمۡ جَمِيعًاۚ أَفَأَنتَ تُكۡرِهُ ٱلنَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُواْ مُؤۡمِنِينَ﴾ ترجمه: «و اگر پروردگار تو می‌خواست، مسلماً تمام کسانی‌که در (روی) زمین هستند، همگی ایمان می‌آوردند، آیا تو می‌خواهی مردم را مجبور کنی تا که ایمان بیاورند؟!».

و در بخش عبادات پیامبر صلی الله علیه وسلم بر سهل‌گیری و آسانی و دوری از تندروی دعوت نموده می فرماید: «همانا برخی از شما کسانی اند که مردم را از دین متنفر می سازند، پس کسی که در نماز به مردم امامت می کرد پس باید نماز را سبک گیرد، چون در میان آنها بیمار، ناتوان و نیازمند وجود دارد»، و زمانی که برخی مردم از حضرت معاذ بن جبل رضی الله عنه شکایت نمودند که نماز را برآنان دراز ادا می کند، پیامبر صلی الله علیه وسلم معلمانه به او گفت: «ای معاذ! –سه بار گفت- آیا تو فتنه انگیز هستی؟ در نمازت (وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا)، (وَسَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى) و امثال آنرا) تلاوت کن، و در روایت دیگری چنین ذکر شده: «چون در پشت محاسن‌سفیدان، ناتوانان و نیازمندان نماز می خوانند»، و از حضرت انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که فرمود: پیامبر صلی الله علیه وسلم وارد مسجد شد دید که ریسمانی میان دو دیوار تناب کشیده شده است، پس پرسید: «این ریسمان برای چه است؟» گفتند: این ریسمان از زینب است، هرگاه خسته شود به آن تکیه می نماید، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «نخیر، این را بگشایید، یکی از شما تا حدی نماز ادا نماید که می تواند فعالیت انجام بدهد، پس وقتی خسته شد بنشیند»، و جابر رضی الله عنه می گوید: روزی در سفری برامدیم پس یکی از ما را سنگی اصابت کرد و سر او را زخمی ساخت، سپس او احتلام شد، پس از یاران سفر خود پرسید که آیا برای من اجازه است تا تیمم نمایم؟ گفتند: فکر نمی کنیم برای تو اجازهء تیمم بوده باشد در حالی که تو توانایی استخدام آب را داری، پس او با آب غسل کرد و بمرد، پس زمانی که نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمدیم او (ص) از این واقعه با خبر شد، فرمود: «او را کشتند خداوند اینها را بکشد، وقتی نمی دانند چرا نمی پرسند، چون شفای درد دانانی پرسیدن است، مر او را کافی بود اینکه در نخست تیمم می کرد سپس بر زخم خود قطعه کالایی را می بست، و سپس مکان زخم را مسح می نمود و باقی جان خود را می شست»، زمانی که عمران بن حصین بیمار بود پیامبر صلی الله علیه وسلم او را آموزش داده فرمود: «نمازت را ایستاده ادا کن، و اگر ایستاده نتوانستی پس نشسته بخوان، و اگر نشسته هم نتوانستی پس بریک پهلو خوابیده نمازت را ادا کن» همچنین فرمود: «همه جای روی زمین برای من مسجد و پاک قرار داده شده است، پس وقتی یکی از امتم را وقت نماز دررسید پس باید در هر جایی باشد نماز خود را ادا نماید»، در واقع پیامبر صلی الله علیه وسلم تحمل و گذشت را برای ما به طور عملی بیان نموده است، پس صورت روشنی از اسلام قرار گرفته و به بزرگی اسلام گواهی می دهد، می بینید که پیامبر صلی الله علیه وسلم در باره نماز که بزرگترین شعایر دین است چنین می فرماید: «من وقتی داخل نماز می شوم می خواهم نمازم را دراز نمایم ولی وقتی صدای گریهء طفلی را می شنوم پس نمازم را کوتاه و سبک ادا می کنم، چون می دانم مادر آن چقدر به اثر گریان کودکش به وجد می آید».

و در بخش معاملات: شریعت اسلامی بر تحمل و سهل‌گیری، و رفع حرج و سختی میان مردم در خرید و فروششان تشویق می کند، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَأۡكُلُوٓاْ أَمۡوَٰلَكُم بَيۡنَكُم بِٱلۡبَٰطِلِ إِلَّآ أَن تَكُونَ تِجَٰرَةً عَن تَرَاضٖ مِّنكُمۡۚ وَلَا تَقۡتُلُوٓاْ أَنفُسَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِكُمۡ رَحِيمٗا﴾ ترجمه: «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! اموال یکدیگر را به باطل (و از راه‌های نامشروع) نخورید، مگر اینکه تجارتی با رضایت شما (انجام گرفته) باشد و خودتان را نکشید، زیرا الله (نسبت) به شما مهربان است»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَإِن كَانَ ذُو عُسۡرَةٖ فَنَظِرَةٌ إِلَىٰ مَيۡسَرَةٖۚ وَأَن تَصَدَّقُواْ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾ ترجمه: «و اگر (بدهکار) تنگدست بود، پس تا (هنگام) گشایش (و توانایی) مهلت دهید، و (اگر توانایی پرداخت ندارد) بخشیدن آن برای شما بهتر است؛ اگر بدانید»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «خداوند مرد با تحمل و گذشت در خرید و فروش و مطالبهء دینش را مورد رحمت خود قرار می دهد»، همچنین می گوید: «خداوند متعال بندهء باتحمل و گذشت در مطالبهء دین و مرد با تحمل در پرداخت دین را مورد رحمت خود قرار می دهد»، سماحت و تحمل در فروش به این معنا: فروشنده بخیل و سختگیر نباشد، و همیشه به فائده خود فکر نکند، و کالای مورد نیاز مردم را احتکار ننماید، و وقتی به دیگران می دهد به وزن کم ندهد. و تحمل در خرید به معنای اینکه: باید خریدار با فروشنده سهل‌گری باشد، پس حق مردم را کم نکند. و تحمل در مطالبهء دین اینکه انسان حق یا دین خود را به نرمی و مهربانی و تحمل بخواهد.

و پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که سماحت و گذشت در معاملات یکی از اسباب نجات انسان در آخرت می باشد، چون می فرماید: «مردی به سبب سماحتش در داد و ستد وارد بهشت گردید»، و در حدیث دیگری می گوید: «مردی از ملت‌های پیش از شما محاسبه شد، پس هیچ عمل نیکی نداشت جز اینکه او مرد ثروتمندی بود و همیشه با مردم تعامل می کرد پس بردگان خود را امر می کرد تا کسانی که چیزی ندارند را معاف نمایند، می فرماید: خداوند گفت: ما در این امر از او بهتر هستیم، پس او را معاف نمایید»، و در حدیث دیگری در حالی که برخی از حالات روز قیامت را بیان می کند چنین می فرماید: «خداوند متعال می گوید: به طرف آتش دوزخ بنگرید: آیا کسی را می بینید که کار نیکی انجام داده باشد؟ می گوید: پس در داخل آتش مردی را درمیابند و به او می گویند: آیا هیچ کار نیکی انجام داده ای؟ می گوید: نخیر، جز اینکه در دنیا در داد و ستد مردم را عفو می کردم، پس خداوند متعال به فرشتگان می گوید: این بنده مرا عفو کنید همانطوری که او دیگر بندگانم را عفو می نمود».

أقولُ قولِي هذَا ، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم براینکه نیست معبود برحق جز خداوند یکتای بیهمتا، و گواهی می دهم براینکه سردار و پیامبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده و فرستادهء خدا است، اللهُمَّ صَلّ وسلمْ وَبارك عليهِ ، وَعلى آلهِ وصحبهِ أجمعينَ ، وَمن تَبعَهُمْ بإحسانٍ إِلىَ يومِ الدِّيِن.

برادران مسلمان!

در واقع مبدأ سماحت و گذشت در اسلام مخصوص میان برخی مسلمانان با برخی دیگر شان نیست، بلکه آن منهج عمومی زندگی است که شامل همه مردم می شود، خداوند متعال بندگان مسلمان خود را دستور می دهد تا با همه مردم رفتار و اخلاق نیک نمایند: {وقولوا للناس حسنا} «به مردم سخن نیک بگویید»، همچنین می فرماید: ﴿لَّا يَنۡهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يُقَٰتِلُوكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَلَمۡ يُخۡرِجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمۡ أَن تَبَرُّوهُمۡ وَتُقۡسِطُوٓاْ إِلَيۡهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ﴾ ترجمه: «الله شما را از نیکی‌کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی‌که در (امر) دین با شما نجنگیده‌اند و شما را از دیارتان بیرون نکرده‌اند، نهی نمی‌کند، بی‌گمان الله عدالت پیشگان را دوست دارد». و حضرت عبد الله بن عمر رضی الله عنهما وقتی حیوانی را ذبح می کرد به پسرش می گفت: آیا به همسایه یهودی ما از گوشت آن هدیه دادی؟ آیا از گوشت آن به همسایه یهودی ما هدیه دادی؟، من از پیامبر صلی الله علیه وسلم شنیدم که می فرمود: «همیشه حضرت جبریل امین مرا پیرامون همسایه توصیه می کرد حتی که فکر کردم شاید میراث ببرد».

و برخی از اشکال سماحت و گذشت سماحت نفس به معنای سخاوتمندی و نفقه کردن برای همه مردم می باشد، امام شافعی رحمه الله می فرماید:

به سخاوتمندی پناه ببر چون طوری که گفته شده = سخاوت همه عیوب را می پوشاند

هیچگاه دشمنان را ذلیل مپندار = چون تمسخر به دشمنان بلا است

وسماحت را از بخیل امید مبر = چون در آتش برای تشنه آبی نیست.

اللهم ارزقنا فهم ديننا فهما صحيحا، واهدنا واهد بنا، واجعلنا سببًا لمن اهتدى.

بار خدایا! برای ما درک درست دین ما را نصیب بگردان، و ما را هدایت کن و توسط ما دیگران را نیز هدایت کن، و ما را سبب هدایت دیگران بگردان