مهمترين اخبار

دوستان و تأثیر آنها بر ساختار شخصیت انسان

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم چنین می فرماید: ﴿ٱلۡأَخِلَّآءُ يَوۡمَئِذِۢ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوٌّ إِلَّا ٱلۡمُتَّقِينَ﴾ «دوستان درآن روز (قیامت) دشمن یکدیگرند، جز پرهیزگاران»، و گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله واحد و لاشریک، و گواهی می دهم که سردار و پیامبرما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، اللَّهُمَّ صَلِّ وسلِّمْ وبارِكْ علَيهِ وعلَى آلِهِ وصحبِهِ، ومَنْ تَبِعَهُمْ بإحسانٍ إلَى يومِ الدِّينِ.

اما بعد!

در حقیقت انسان به طبیعتش اجتماعی آفریده شده است، در مجتمع زندگی می کند، از مجتمع متأثر می شود و از طریق نشانه های شخصی اش که از دیگران فرق می کند بر جامعه تأثیر می گذارد، بنابرین همنشینی و نزدیکی با دیگران, بر فکر و رفتار انسان تأثیر روشن و فعال دارد، و این همنشینی سبب تحدید مصیر و خوشبختی او در دنیا و آخرت می باشد.

و بدون تردید ما نیازمند شخصیت برابر و مناسبی هستیم که بزرگترین مفاهیم انسانی و عالی‌ترین درجه میهنی را دارا باشد، تا از ما نسلی به وجود بیاید که بسازد و خراب نکند، و منفعت ملی و وطنی را بر هر منفعت دیگری مقدم بداند.

و شریعت مقدس اسلام دستور می دهد تا شخصیت درستی ساخته شود، تا شخصیت هشیار و هدفمند بار بیاید و همه مخاطر زندگی را درک نماید، و بتواند به خوبی بر مشکلات زندگی راه های حل مناسب تعیین کند، و از فتنه و فتنه انگیزی بپرهیزد، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿وَٱتَّقُواْ فِتۡنَةٗ لَّا تُصِيبَنَّ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمۡ خَآصَّةٗۖ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ﴾ «و از فتنه‌ای بپرهیزید که تنها به ستمکارانِ شما نمی‌رسد، (بلکه همه را فرا می‌گیرد) و بدانید که الله سخت کیفراست!».

همچنین شریعت توصیه می کند که باید انسان دارای شخصیت قوی و مطمئن و غیر متردد بوده باشد و حقیقت مفید را درک نماید و پیرو حق بوده باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «روشن نباشید، می گویید: اگر مردم با ما خوبی کردند با آنها خوبی می کنیم و اگر در حق ما ظلم کردند در مقابل شان ظلم بدی می کنیم، ولی خود را ملی و وطنی کنید، اگر مردم خوبی کردند شما نیز خوبی کندی و اگر ستم کردند به آنها ستم نکنید».

و بدون شک مهمترین امری که تأثیر آن در ساختار شخصیت انسان خیلی مهم است: دوستان و هم‌صحبتان است، زیرا انسان از ناحیه فکر، اعتقاد، رفتار و کردار از هم‌نشین خویش متأثر می شود و از او رنگ می گیرد، دلیل این امر شریعت، عقل، تجربه و واقعیتهای دیده شده است.

بنابرین همنشین نیکوکار در ساختار شخصیت مناسب انسان خیلی مهم است چون در دین، وطن و مجتمع او مفید است، این موضوعی است که پیامبر صلی الله علیه وسلم یاران خود را برآن تربیت نموده است، که در مقدم آنها حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه قرار دارد که بهترین نمونه و زبان زد کل در نیک صحبتی و همنشینی خوب و وفا داری می باشد، طوری که اهالی مکه به او گفتند: همانا رفیق تو ادعا می کند که شبی را تا بیت المقدس سیر نموده و سپس برگشته است، او با اعتماد و یقین کامل در باره رفیق خود حضرت محمد صلی الله علیه وسلم فرمود: اگر چنین گفته باشد حتما راست گفته است، من او را بیشتر از این موضوع تصدیق می کنم، خبر او در باره آسمان را تصدیق می کنم.

این موضوعی است که یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم در میان شان برآن بودند، و آنها بهترین پیشوا و الگو برای همنشینی نیک می باشند، طوری که همنشینی و دوستی آنها بر مبنای برادری، از خود گذری، انتما، یکپارچگی و اتفاق، کارکردهای مثبت و مفید، و محبت مهربانی هستند، نعمان بن بشیر رضی الله عنه می فرماید: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «نمونه و الگوی مسلمانان در محبت و مهربانی و عطوفت شان مانند نمونه یک جسد است، هرگاه یک عضوی را روزگار به درد بیاورد دیگر عضوهای این جسد واحد آرامش و قرار نمی گیرند».

همچنین دوستان نیک در دنیا و آخرت دارای برکات و فضایل زیادی می باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همانا خداوند متعال فرشتگان سیار و برتری دارد که به جستجوی مجالس ذکر و یاد خداوند هستند، وقتی مجلسی را دریافتند که در آن یاد خداست با آنها می نشینند، و برخی شان با برخی دیگری شان بالهای خویش را با هم می کنند، حتی که میان آنها و میان آسمان دنیا خالی گاهی نمی ماند، پس وقتی مجالس ذکر پراکنده شد آنها به سوی آسمان بلند می شوند، پس خداوند متعال از آنها می پرسد در حالی که داناتر آنها است: از کجا آمدید؟ می گویند: از نزد بندگانت آمدیم که در زمین تسبیح، تکبیر، تهلیل و حمد و ثنای تو را می گویند، و از تو می خواهند، فرمود: از من چه می خواهند؟ می گویند: بهشت تو را می خواهند، می فرماید: آیا بهشت مرا دیده اند؟ می گویند: نخیر ای پروردگارما، می گوید: پس چگونه خواهد بود اگر بهشت مرا ببینند؟، می گویند: به تو پناه می برند، می فرماید: از چه چیز به من پناه می برند؟ می فرمایند: از آتش جهنم، می فرماید: آیا آتش جهنم مرا دیده اند؟ می گویند: نخیر، می فرماید: پس چگونه خواهد بود اگر آتش جهنم مرا ببینند؟، می گویند: و از تو طلب مغفرت می کنند، می گوید: به راستی من آنها را بخشیدم، و هرآنچه که می خواهند برای شان می دهم، و از آنچه پناه بردند پناهشان می دهم، می گویند: در میان آنان فلان بنده گنهگار است، وقتی از راهی می گذشت همراه آنها نشست است، می فرماید: او را هم بخشیدم، آنها کسانی اند که همنشین‌شان بدبخت نمی شود».

و برخی از فواید همنشین نیک این است که آنها سبب محبت و دوستی خداوند و داخل شدن بهشت می شوند، ابی هریره رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت می کند: «مردی خواست یکی از برادرانش را زیارت نمایند که در قریه دیگری بود، پس خداوند متعال فرشته ای را در راه او موظف می کند وقتی نزد او آمد از او می پرسد: می خواهی کجا بروی؟ می گوید: می خواهم نزد برادرم که در این قریه هست بروم، می گوید: آیا نزد او مالی داری می خواهی آنرا به دست بیاوری؟ می گوید: نخیر، بلکه خود او را برای خداوند متعال دوست دارم، فرشته می گوید: من فرستاده خدا به سوی تو هستم تا خبر بدهم که خداوند چنانکه تو برادرت را دوست داری تو را دوست می دارد».

همچنین همنشینی خوب سبب برانگیخته شدن با آنها در ورز قیامت می شود، انس پسر مالک رضی الله عنه می گوید: مردی از پیامبر صلی الله علیه وسلم در باره قیامت پرسید که چه وقت واقع می شود؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «برای قیامت چه آمادگی داری؟» فرمود: هیچ چیزی، مگر که من خدا و پیامبرش را دوست می دارم، پیامبر(ص) فرمود: «تو با کسی حشر می شوی که او را دوست داری»، انس رضی الله عنه می فرماید: به هیچ چیزی به اندازه این فرموده پیامبر صلی الله علیه وسلم: «تو با کسی حشر می شوی که او را دوست می داری» خشحال نشده بودم، انس رضی الله عنه می گوید: پس من پیامبر صلی الله علیه وسلم و حضرت ابو بکر صدیق و حضرت عمر فاروق رضی الله عنهما را دوست دارم، و امیدوار هستم که توسط دوست داشتنم با آنها بوده باشم، اگرچه مانند آنها عمل نیک انجام ندهم.

و خداوند به امام شافعی رضی الله عنه خیر زیاد نصیب نماید، چنین می فرماید:

نیکوکاران را دوست می دارم اگرچه از جمله آنها نباشم

که تا شاید شفاعت آنها را به دست بیاورم ********

از کسی نفرت دارم که تجارتش معاصی و گناه است*

اگرچه ما با آنها در متاع تجارت برابر باشیم******

همینطور برخی از فواید همنشینی نیک این است که باعث یاد و ذکر خداوند می شود، و خوبی دنیا و آخرت را بار می آورد، ابن عباس رضی الله عنهما می فرماید: کسی از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسید: کدام همنشین ما بهتر است؟ فرمود: «آنی که شما را به یاد و دیدار خداوند میاندازد، و بر علم شما منطق می افزاید، و شما را به یاد اعمال آخرت می آورد».

همنشین خوب آیینه برادرش است، همیشه او را به انجام کار نیک تشویق می کند و از انجام کار بد بازش می دارد، و آنچه را به او دوست می دارد که برای خودش دوست می دارد، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَٱلۡعَصۡرِ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَفِي خُسۡرٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلصَّبۡرِ﴾ ترجمه: «سوگند به عصر که انسان در (خسران و) زیان است مگر کسانی‌که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، و یکدیگر را به حق سفارش نموده، و یکدیگر را به صبر سفارش کرده‌اند»، از انس رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «برادرت را اگر ظالم است یا مظلوم کمک کن»، گفتیم: ای رسول خدا! اگر مظلوم باشد کمکش می کنیم، و اگر ظالم باشد چگونه کمکش نماییم؟ فرمود: «از ظلم کردن او را باز بدار، این کمک تو برای او است»، این امری است که همنشین نیک وقتی رفیق خود را در بیراهه و پیروی شیطان ببیند تطبیق می کند، پس او را نصیحت می کند و برایش حقیقت را بیان می نماید، و توصیه اش می کند تا کاری را انجام بدهد که برایش مفید است، و از عواقب دوری خداوند هشدارش می دهد، خداوند متعال می فرماید: ﴿قَالَ لَهُۥ صَاحِبُهُۥ وَهُوَ يُحَاوِرُهُۥٓ أَكَفَرۡتَ بِٱلَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ ثُمَّ سَوَّىٰكَ رَجُلٗا لَّٰكِنَّا۠ هُوَ ٱللَّهُ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِرَبِّيٓ أَحَدٗا وَلَوۡلَآ إِذۡ دَخَلۡتَ جَنَّتَكَ قُلۡتَ مَا شَآءَ ٱللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِٱللَّهِۚ إِن تَرَنِ أَنَا۠ أَقَلَّ مِنكَ مَالٗا وَوَلَدٗا فَعَسَىٰ رَبِّيٓ أَن يُؤۡتِيَنِ خَيۡرٗا مِّن جَنَّتِكَ وَيُرۡسِلَ عَلَيۡهَا حُسۡبَانٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَتُصۡبِحَ صَعِيدٗا زَلَقًا أَوۡ يُصۡبِحَ مَآؤُهَا غَوۡرٗا فَلَن تَسۡتَطِيعَ لَهُۥ طَلَبٗا وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِۦ فَأَصۡبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيۡهِ عَلَىٰ مَآ أَنفَقَ فِيهَا وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي لَمۡ أُشۡرِكۡ بِرَبِّيٓ أَحَدٗا﴾

«دوست وی – در حالی‌که با اوگفتگو می‌کرد – به او گفت: آیا به آن کسی‌که تو را از خاک، سپس از نطفه آفرید، آنگاه تو را مردی (کامل) قرار داد، کافر شدی؟! لیکن من (می‌گویم) الله پروردگار من است، و هیچ کس را شریک پروردگارم قرار نمی‌دهم چرا هنگامی‌که به باغ خویش وارد شدی، نگفتی: ما شاء الله، نیرو و قوتی جز از ناحیه الله نیست، اگر مرا از نظر مال و فرزند کمتر از خود ببینی پس امید است که پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد، و بر باغ تو آفتی از آسمان فرو فرستد؛تا به زمینی بی گیاه لغزنده‌ای تبدیل گردد یا آب آن در عمق زمین فرو رفته تا هرگز نتوانی آن را به دست آوری (سر انجام عذاب الهی فرا رسید) و تمام میوه‌هایش را در بر گرفت و نابود شد و او بخاطر هزینه‌هائی که صرف آن کرده بود؛ پیوسته دست‌هایش را به هم می‌مالید – در حالی‌که داربست‌های آن فرو ریخته بود- و می‌گفت: ای کاش کسی را شریک پروردگارم قرار نداده بودم!».

خداوند به شاعر خیر زیاد نصیب کند، چنین می فرماید:

همانا برادر واقعی تو کسی است که با تو باشد*****

کسی که برای جلب منفعت تو به خود ضرر می رساند

کسی که هرگاه زمانه تو را دچار مشکلات ساخت***

در آن وقت خود را از هم می پاشد تا تو را جمع کند*

و همانطوری که همنشین خوب تأثیر نیک در دنیا و آخرت انسان دارد، همچنان همنشین بد نیز در ساختار شخصیت بد و زشت و منحرف انسان تأثیر بسزایی دارد، بنا برین در دنیا و آخرت ضرر آن بزرگ و مفاسد آن وخیم است؛ چون همنشین بد ارزشهای متعالی را نابود می کند و اخلاق نیکو را از بین می برد، نو جوانان و جوانان را فاسد می سازد، مسیر کار و زحمت را متوقف می کند، شایعات را ترویج و گمراهی فتنه را منتشر می سازد، پس رفیق بد کوشش می کند تا رفیق خود را با عقاید فاسد و افکار ویرانگر گمراه بسازد، قرآن کریم برای ما دورنمای واضحی را از دوست بد بیان نموده است، طوری که می فرماید: ﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَسَآءَلُونَ قَالَ قَآئِلٞ مِّنۡهُمۡ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٞ يَقُولُ أَءِنَّكَ لَمِنَ ٱلۡمُصَدِّقِينَ أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَدِينُونَ قَالَ هَلۡ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ فَٱطَّلَعَ فَرَءَاهُ فِي سَوَآءِ ٱلۡجَحِيمِ قَالَ تَٱللَّهِ إِن كِدتَّ لَتُرۡدِينِ وَلَوۡلَا نِعۡمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ ٱلۡمُحۡضَرِينَ أَفَمَا نَحۡنُ بِمَيِّتِينَ إِلَّا مَوۡتَتَنَا ٱلۡأُولَىٰ وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِينَ إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ لِمِثۡلِ هَٰذَا فَلۡيَعۡمَلِ ٱلۡعَٰمِلُونَ﴾ «پس آن‌ها سوال‌کنان رو به یکدیگر کنند یکی از آن‌ها گوید: به راستی من (در دنیا) همنشینی داشتم که (پیوسته) می‌گفت: آیا (واقعاً) تو از باور‌کنندگان (بعث و قیامت) هستی؟! آیا وقتی‌که مردیم و خاک و استخوان‌های (پوسیده) شدیم، (زنده می‌شویم و) کیفرمان می‌دهند؟! (او به دوستان بهشتی‌اش) گوید: آیا شما می‌توانید (به دوزخیان) بنگرید (و از او خبری بگیرید)؟! پس (چشم برگرداند و) نگریست، ناگاه او را در میان دوزخ دید گوید: به الله سوگند، نزدیک بود که مرا به هلاکت افکنی و اگر نعمت پروردگارم نبود، من (نیز) از احضار شدگان (دوزخ) بودم (سپس به دوستان بهشتی خود گوید:) آیا ما (هرگز) نمی‌میریم (و در بهشت جاودان هستیم) جز همان مرگ نخستین خود، (دیگر مرگی به سراغ‌مان نخواهد آمد) و ما (هرگز) عذاب نخواهیم شد؟! بی‌گمان این همان کامیابی بزرگ است! (آری) عمل کنندگان باید برای چنین (پاداشی) عمل کنند».

خداوند متعال در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَنِيۗ وَكَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لِلۡإِنسَٰنِ خَذُولٗا﴾ «و (به یاد آور) روزی‌که ستمکار (از حسرت) دست خود را می‌گزد، می‌گوید: ای کاش من با رسول (الله) راهی بر گزیده بودم ای وای بر من، ای کاش فلانی را دوست نمی‌گرفتم به راستی او مرا از ذکر (= قرآن) گمراه ساخت، بعد از آن که به سوی من آمده بود، و شیطان همواره انسان را تنها (و خوار) می‌گذارد»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم رفیق بد را به دمنده کوره آهنگر تشبیه نموده است، طوری که می فرماید: «همانا مثال همنشین خوب و همنشین بد مانند حامل مشک و دمنده کوره آهنگر است، پس حامل مشک یا برایت مشک می دهد و یا از او می خری و یا از او احساس بوی خوب و خوش می کنی، اما دمنده کوره آهنگری یا لباست را می سوزاند و یا از او احساس بوی بد می کنی».

همچنین همنشین بد باعث ویرانی و ظلم بر نفس و دیگران می شود؛ و خطرناک‌ترین آنها همان است که تلاش نماید تا تو را به راه گروه های ویران‌گر گمراه و منحرف بکشاند که آنها به سوی تخریب و ویرانی و فساد زمین دعوتت نمایند، و کسی که تلاش می کند تا تو را با گفتار و کردار به راه اعتیاد و مواد مخدر ببرد، زیرا اینها کسانی اند که انسان را به راه هلاکت و غضب خداوند در دنیا و آخرت می برند.

أقول قولي هذا وأستغفر الله لي ولكم

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله واحد و لاشریک، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، اللهم صلّ وسلم وبارك عليه ، وعلى آله وصحبه أجمعين ، ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين.

برادران مسلمان!

بر همه مان واجب است تا از دوستی انسانهای بد و زشت بپرهیزیم و با آنها درنیامیزیم، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَقَدۡ نَزَّلَ عَلَيۡكُمۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ أَنۡ إِذَا سَمِعۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ يُكۡفَرُ بِهَا وَيُسۡتَهۡزَأُ بِهَا فَلَا تَقۡعُدُواْ مَعَهُمۡ حَتَّىٰ يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيۡرِهِۦٓ إِنَّكُمۡ إِذٗا مِّثۡلُهُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ جَامِعُ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱلۡكَٰفِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا﴾ «و مسلماً (الله) در قرآن (این حکم) را بر شما نازل کرده که چون شنیدید (افرادی) آیات الله را انکار می‌کنند و آن را به ریشخند می‌گیرند با آنان ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند (و اگر با آنان بنشیند) در این صورت قطعاً شما (نیز) هم مانند آن‌ها خواهید بود همانا الله همۀ منافقان و کافران را در جهنم گرد می‌آورد»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَإِذَا رَأَيۡتَ ٱلَّذِينَ يَخُوضُونَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا فَأَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ حَتَّىٰ يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيۡرِهِۦۚ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ ٱلشَّيۡطَٰنُ فَلَا تَقۡعُدۡ بَعۡدَ ٱلذِّكۡرَىٰ مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾ «و هر گاه کسانی را دیدی که در آیات ما (از روی عناد و مسخره) به بحث و گفتگو می‌پردازند، از آنان روی بگردان؛ تا به سخن دیگری بپردازند و اگر شیطان تو را به فراموشی افکند، پس هرگز بعد از یاد آوردن با گروه ستمگران منشین»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «انسان بر دین دوست و رفیق خود می باشد، پس باید هر یکی از شما متوجه بوده باشد که چه کسی را دوست خود انتخاب می کند»، همچنین می فرماید: «جز با مؤمن دوستی مکن، و نباید غذای تو را جز انسان پرهیزگار بخورد»، حضرت عبد الله بن مسعود رضی الله عنه می فرماید: انسان‌ها را از دوستان شان بشناسید، چون انسان کسی را دوست خود انتخاب می کند که او را دوست دارد و از او در شگفت است.

خداوند به شاعر خیر بدهد، چنین می فرماید:

وقتی در میان مردم بودی بهترین آنها را به دوستی انتخاب کن

پست و ذلیل آنها را دوست مگیر تا مبادا با ذلیل توهم ذلیل شوی

پیرامون شخص مپرس، بلکه پیرامون همنشین او بپرس

چون هر همنشین به همنشین خود اقتدا می کند.

ما بر این تأکید می کنیم که ساختار شخصیت از طریق همنشین مسئولیت مشترک جامعه است؛ باید همه مجتمع برآن توجه داشته باشد، و باید همگان بزرگی این مسئولیت را درک نمایند، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همه شما به مثابه چوپان هستید و مسئول از رعیت‌تان، پادشاه چوپان و مسئول رعیت خود است، مرد چوپان خانواده و مسئول آنها است، و زن چوپان خانه و مسئول از رعیت خود است، و خادم چوپان مال بادار خود و مسئول از رعیت خود می باشد»، پس باید به تربیت فرزندان و نوجوانان از طریق خانواده و مدرسه و مسجد و همه نهادهای تربیتی و فکری و رسانه‌ای مجتمع از ابتدا توجه نماییم، و باهم تلاش کنیم تا نوجوانان را از واقع شدن در فکر و اندیشه تندروی و متأثر شدن از گروه های ویرانگر فریبکار محفوظ بداریم، و کوشش کنیم تا در ذهن و فکر نوجوانان ملی گرایی و وطن دوستی جا بگیرد، پس تربیت و رقابت فرزندان و جوانان ما و اشتراک با آنها در انتخاب دوست و همنشین, امانت بزرگ و مسئولیت خطیر به دوش همه ما است، خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ عَلَيۡهَا مَلَٰٓئِكَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ﴾ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! خودتان و خانوادۀ‌تان را از آتشی که هیمۀ آن مردم و سنگ‌هاست نگه دارید (آتشی که) برآن فرشتگان خشن و سخت‌گیر (گمارده شده) که هرگز الله را در آنچه به آنان فرمان داده نافرمانی نمی‌کنند، و هرچه فرمان می‌یابند انجام می‌دهند»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همانا خداوند متعال از همه راعی ها و چوپانان می پرسد آیا رعیت خود را حفظ کرده یا ضایع ساخته است؟ حتی که مردی از اهل بیت خود مسئول می باشد و پرسیده می شود».

اللهم ارزقنا الصحبة الصالحة ، وحقق لنا ثمرتها يارب العالمين.

بار خدایا! برای ما دوستان نیک نصیب نما، و فواید آنرا برای ما متحقق بساز.

درس‌های مفید از خطبه حجت الوداع

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ وَأَتۡمَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ نِعۡمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِينٗاۚ﴾ «امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم، و اسلام را (بعنوان) دین برای شما بر گزیدم»، و گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز خدای واحد و لا شریک، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده اوست، اللَّهُمَّ صَلِّ وسلِّمْ وبارِكْ علَيهِ وعلَى آلِهِ وصحبِهِ ، ومَنْ تَبِعَهُمْ بإحسانٍ إلَى يومِ الدِّينِ.

اما بعد!

خداوند متعال پیامبر خود را با هدایت و دین حق فرستاده تا مردم را از تاریکیها به سوی روشنایی و از گمراهی به سوی راه راست راهنمایی کند، و برای شان راه نجات و خوشبختی دنیا و آخرت را روشن بسازد، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم مردم را به سوی ارزشهای برتر و الگوی نیک دعوت نمود، و پیام و رسالت پروردگار خود را به کامل ترین و نیکوترین صورت آن تبلیغ نمود، پس در طول زندگی خویش با گفتار، کردار و تقریر خود ارزشهای انسانی را مستحکم نمود.

و زمانی که خداوند متعال به پیامبر خود اجازه ادای رکن پنجم اسلام را داد، پیامبر صلی الله علیه وسلم به کوه عرفات در بزرگترین اجتماع بشری –آن زمان- نزد سنگها ایستاد شد و برای یاران و امت خود مناسک حج و ارزشهای انسانی و اخلاقی را در حالی تعلیم می داد که نزدیک شدن اجل و انتهای عمر خود را احساس می کرد، پس خطبه او (صلی الله علیه وسلم) شامل درس ها و اندرزهای بسیار و بزرگی می شود که روش زندگی همه بشریت را تنظیم می کند.

و برخی از این درسها و اندرزها: استحکام مبدأ عدالت و برابری میان همه مردم می باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «ای مردم! همانا پروردگار شما یکی، و پدر شما یکی است، آگاه باشید که هیچ عربی بر عجم و هیچ عجمی بر عرب برتری ندارد، و نه هیچ سرخ پوستی بر سیاه پوست و نه سیاه پوستی بر سرخ پوست برتری دارد، مگر به تقوی و ترس از خداوند متعال…»؛ پس پیامبر صلی الله علیه وسلم تقوی و عمل نیک را معیار و ملاک برتری قرار داده است، همانطوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن ذَكَرٖ وَأُنثَىٰ وَجَعَلۡنَٰكُمۡ شُعُوبٗا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓاْۚ إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٞ﴾ «ای مردم! بی‌شک ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید، همانا گرامی‌ترین شما نزد الله پرهیزگارترین شماست، بی‌گمان الله دانای آگاه است»، پس همه مردم در حقوق و وجایب شان بدون فرق طبقاتی و تعصب قومی برابر هستند، این امری است که عدالت و اقامت حق تقاضا می کند، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَإِذَا قُلۡتُمۡ فَٱعۡدِلُواْ وَلَوۡ كَانَ ذَا قُرۡبَىٰۖ وَبِعَهۡدِ ٱللَّهِ أَوۡفُواْۚ ذَٰلِكُمۡ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ﴾ «و هرگاه سخن گوييد (يا داوری کنيد و يا شهادت می‌دهيد)، پس عدالت را رعايت کنيد، حتی اگر در مورد نزديکان (شما) بوده باشد و به عهد و پيمان الله وفا کنيد، اين چيزی است که الله شما را به آن سفارش نموده است، تا متذکر شويد»، همچنین می فرماید: ﴿وَإِذَا حَكَمۡتُم بَيۡنَ ٱلنَّاسِ أَن تَحۡكُمُواْ بِٱلۡعَدۡلِۚ﴾ «و هنگامی‌که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید»، در آیت دیگری می گوید: ﴿وَلَا يَجۡرِمَنَّكُمۡ شَنَ‍َٔانُ قَوۡمٍ عَلَىٰٓ أَلَّا تَعۡدِلُواْۚ ٱعۡدِلُواْ هُوَ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَى﴾ «دشمنی با گروهی شما را بر آن ندارد که عدالت نکنید؛ عدالت کنید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است».

و همچنین برخی دیگری از این اندرزها: احترام به خون، اموال و آبرو و حیثیت مردم است، عبد الرحمن بن ابوبکره رضی الله عنه از پدرش روایت می کند که روزی پیامبر صلی الله علیه وسلم بر شتری نشست و شخص دیگری لگام آن را گرفت، سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «امروز چه روزی است؟ همه سکوت کردند حتی که گمان کردیم شاید این روز را به نام دیگری مسمی کند، فرمود: آیا امروز روز قربانی کشی نیست؟ گفتیم بله، فرمود: پس این ماه چه ماهی است؟ همه سکوت کردیم، حتی که گمام کردیم شاید این ماه را به نام دیگری مسمی کند، پس فرمود: آیا ماه ذی الحجة نیست؟ گفتیم: بله، فرمود: همانا خونها، اموال و حیثیت های تان مانند حرمت این روز در این ماه و در این شهر بر یک دیگر تان حرام است، پس باید این موضوع را حاضر شما به غیر حاضر برساند»، پس در اینچنین موقف پیامبر صلی الله علیه وسلم با چنین واژهای بلیغی و با چنین اسلوب زیبای پیامبری توجه یاران خود را بر خطر ریزاندن خون و اموال و آبرو جلب می کند، و بیان می دارد که حفاظت آنها ضروری و تجاوز برآنها درست نیست، چون اسلام همیشه به سوی امنیت و آرامی و صلح و برابری دعوت می کند، و برای مردم می خواهد تا زندگی آرام و بدون تعصب و برتری جویی و خودخواهی داشته باشند، و دستور می دهد که برتری طلبی میان انسانها درست نیست هرچه باشد جنس، رنگ، دین و زبان شان، زیرا شریعت اسلام برابری و برادری و عدالت را برای همه انسانها تضمین نموده است، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَلَا تَقۡتُلُواْ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِي حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلۡحَقِّۚ ذَٰلِكُمۡ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ﴾ «و کسی را که الله (کشتنش) را حرام کرده است، جز به حق؛ نکشيد، اين چيزی است که الله شما را به آن سفارش نموده است، باشد که خِرد ورزيد»، خداوند متعال قتل ناحق یک نفس را برابر با قتل همه انسانها قرار داده است طوری که می فرماید: ﴿مَن قَتَلَ نَفۡسَۢا بِغَيۡرِ نَفۡسٍ أَوۡ فَسَادٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ ٱلنَّاسَ جَمِيعٗا وَمَنۡ أَحۡيَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحۡيَا ٱلنَّاسَ جَمِيعٗاۚ﴾ «هر کس انسانی را بدون اینکه مرتکب قتل نفس یا فسادی در زمین شده باشد؛ بکشد، چنان است که گویی همۀ مردم را کشته باشد و هر کس انسانی را از مرگ نجات دهد؛ چنان است که گویی همۀ مردم را زنده کرده است»، و با تأکید بر حرمت خون و جرم پنداشتن تجاوز برآن پیامبر صلی الله علیه وسلم در این خطبه از بی احترامی و زیر پا کردن خون ها هشدار داده است، چنانچه می فرماید: «بعد از من به کفر بر نگردید، که برخی تان گردن برخی دیگر تان را بزنید».

همانطوری که اسلام تجاوز بر جان را حرام قرار داده تجاوز بر مال را نیز حرام پنداشته است، خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَأۡكُلُوٓاْ أَمۡوَٰلَكُم بَيۡنَكُم بِٱلۡبَٰطِلِ إِلَّآ أَن تَكُونَ تِجَٰرَةً عَن تَرَاضٖ مِّنكُمۡۚ وَلَا تَقۡتُلُوٓاْ أَنفُسَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِكُمۡ رَحِيمٗا﴾ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! اموال یکدیگر را به باطل (و از راه‌های نامشروع) نخورید، مگر اینکه تجارتی با رضایت شما (انجام گرفته) باشد و خودتان را نکشید، زیرا الله (نسبت) به شما مهربان است»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَلَا تَأۡكُلُوٓاْ أَمۡوَٰلَكُم بَيۡنَكُم بِٱلۡبَٰطِلِ وَتُدۡلُواْ بِهَآ إِلَى ٱلۡحُكَّامِ لِتَأۡكُلُواْ فَرِيقٗا مِّنۡ أَمۡوَٰلِ ٱلنَّاسِ بِٱلۡإِثۡمِ وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾ «و اموال‌تان را در بین خود بباطل (و ناحق) نخورید، و (به عنوان رشوه قسمتی از) آن را به حاکمان (و قضات) ندهید؛ تا بخشی از اموال مردم را به گناه بخورید، در حالی‌که شما می‌دانید (این کار گناه است)»، برای حفاظت از اموال به صورت عام شریعت اسلامی دزدی را حرام قرار داده و برای آن مجازات تعیین نموده است، چنانچه خداوند می فرماید: ﴿وَٱلسَّارِقُ وَٱلسَّارِقَةُ فَٱقۡطَعُوٓاْ أَيۡدِيَهُمَا جَزَآءَۢ بِمَا كَسَبَا نَكَٰلٗا مِّنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٞ﴾ «دست مرد دزد و زن دزد را به سزای عملی که مرتکب شده‌اند؛ بعنوان یک عقوبتی از جانب الله؛ قطع کنید، و الله نیرومند حکیم است»، همچنین غصب زمین ها را نیز به هر شکلی که باشد حرام قرار داده، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که به اندازه یک شبر از زمین را غصب نماید خداوند در روز قیامت از هفت طبقه زمین در گردن او طوق می گرداند».

همچنین اسلام تجاوز بر آبرو و حیثیت را نیز حرام گردانیده است به هر صورتی که تجاوز صورت بگیرد و هر کسی که باشد بدون فرق میان مسلمان و غیر مسلمان خداوند متعال می فرماید: ﴿وَلَا تَقۡرَبُواْ ٱلزِّنَىٰٓۖ إِنَّهُۥ كَانَ فَٰحِشَةٗ وَسَآءَ سَبِيلٗا﴾ «و نزدیک زنا نشوید، که کار بسیار زشت، و بد راهی است!»، همچنین پیامبر صلی الله علیه وسلم قذف زنان محصنه و پاکدامن را حرام قرار داده و از جمله گناهان کبیره قلم داد نموده است، چنانچه می فرماید: «از هفت گناه و هلاکت بپرهیزید» گفتند: ای رسول خدا! آنها کدامها اند؟ فرمود: «… و بهتان بستن به زنان پاکدامن مسلمان غافل…»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم به صورت کل از دشنام دادن و توهین کردن باز داشته آن را فسق نام نهاده است، می فرماید: «دشنام دادن مسلمان فسق و قتل او کفر است».

و همچنین برخی دیگری از درسهای افاده شده: دعوت به سوی اتفاق و یکپارچگی و هشدار از اختلاف وتفرقه است، پس باید ما متحد و یکپارچه بوده باشیم و همگی به این فرموده خداوند متعال چنگ بزنیم: ﴿وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا تَفَرَّقُواْۚ﴾ «و همگی به ریسمان الله (= قرآن و اسلام) چنگ زنید و پراکنده نشوید»، و به این فرموده خداوند متعال: ﴿وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَلَا تَنَٰزَعُواْ فَتَفۡشَلُواْ وَتَذۡهَبَ رِيحُكُمۡۖ وَٱصۡبِرُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾ «و الله و پیامبرش را اطاعت کنید، و با همدیگر نزاع نکنید، که سست شوید، و قوت (و مهابت) شما از میان برود، و صبر کنید، بی‌گمان الله با صابران است»، و باید بدانیم که اختلاف و پراکندگی هیچ ربطی به دین خدا ندارد، خداوند می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمۡ وَكَانُواْ شِيَعٗا لَّسۡتَ مِنۡهُمۡ فِي شَيۡءٍۚ إِنَّمَآ أَمۡرُهُمۡ إِلَى ٱللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفۡعَلُونَ﴾ «به راستی کسانی‌که آيين خود را پراکنده ساختند و دسته دسته شدند، تو را با آنان هيچ گونه کاری نيست، کار آن‌ها تنها با الله است، سپس آن‌ها را از آنچه انجام می‌دادند، آگاه می‌سازد»، پس اسلام همیشه به سوی اتحاد و یکپارچگی دعوت می کند و اختلاف و تفرقه را حرام قرار داده است.

و برخی دیگری از این درسها: وجوب تمسک به کتاب خداوند و احادیث پیامبر صلی الله علیه وسلم است، طوری که پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همانا من میان شما آنچه را گذاشتم که اگر به آن چنگ بزنید هیچگاه گمراه نمی شوید، آن عبارت از کتاب خدا است…» و کتاب خداوند متعال معجزه جاودان است، هیچگاه از پیش رو یا از پشت سر آن باطل نمی آید، با گذشت زمان تغییر و تبدیل نمی شود، خداوند متعال با کتاب خود و احادیث پیامبر خود خواهشات و هوا پرستی را قطع نموده و اختلاف را نابود ساخته است، خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَأُوْلِي ٱلۡأَمۡرِ مِنكُمۡۖ فَإِن تَنَٰزَعۡتُمۡ فِي شَيۡءٖ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ إِن كُنتُمۡ تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ ذَٰلِكَ خَيۡرٞ وَأَحۡسَنُ تَأۡوِيلًا﴾ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید الله را، و اطاعت کنید پیامبر، و صاحبان امر تان را، و اگر در چیزی اختلاف کردید، آن را به الله و پیامبر باز گردانید؛ اگر به الله و روز قیامت ایمان دارید، این بهتر و خوش فرجام‌تر است»، و چنگ زدن به کتاب الله و احادیث رسول الله نشانه ایمان داری و دلیل تقوی است، طوری که خداوند می فرماید: ﴿فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤۡمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيۡنَهُمۡ ثُمَّ لَا يَجِدُواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَرَجٗا مِّمَّا قَضَيۡتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسۡلِيمٗا﴾ «نه، سوگند به پروردگارت که آن‌ها ایمان نمی‌آورند، مگر اینکه در اختلافات خویش تو را داور قرار دهند، و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند و کاملاً تسلیم باشند».

أقول قولي هذا وأستغفر الله لي ولكم

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، و گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله واحد و لاشریک، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، اللهم صلّ وسلم وبارك عليه، وعلى آله وصحبه أجمعين.

برادران مسلمان!

بدون تردید خطبه حجة الوداع نخستین کنوانسیون و منشور جهانی برای حفاظت از حقوق بشر پنداشته می شود، چون شامل ارزشهای انسانی و حفاظت از کرامت انسانی می باشد، و از مهمترین درسهای استفاده شده از این خطبه: بیان جایگاه و منزلت زن در شریعت اسلامی می باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم برای تقدیر و بیان جایگاه زن به حفاظت حقوق او توصیه نموده است، چون زنان خواهران وهمسان مردان هستند، و حقوق و وجایب میان آنها متبادل است، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همانا شما بر بالای زنان و آنها بر بالای شما حق دارند».

و در واقع اسلام زن را برای اینکه مادر، خواهر، دختر و همسر است تقدیر و احترام نموده و برای او حقوقی تعیین نموده تا خوشبختی او را در دنیا و آخرت متحقق بسازد، او و کرامت انسانی او را حفظ نماید، پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسیده شد: چه کسی سزاوار نیک رفتاری من است؟ فرمود: «مادرت»، فرمود: «باز مادرت» فرمود: «باز مادرت»، و در بار چهارم فرمود: «پدرت». و در حدیث دیگری فرمود: «کسی سه دختر داشته باشد و بر آنها صبر نماید و آنها را غذا، آب و لباس مناسب بدهد, آنها در روز قیامت باعث نجات او از آتش دوزخ می شوند»، و در روایت دیگری آمده: «کسی که سرپرستی دو یا سه دختر، و یا دو یا سه خواهر را تا جدایی و یا وفاتش نماید، او و من در روز قیامت این چنین می باشیم، با کلک سبابه و میانه خود اشاره نمود»، و از ابی هریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «با زنان رفتار نیک نمایید، زیرا زن از استخوان کج آفریده شده است، همانا کج‌ترین جای هر چیز بالای آن است، پس اگر بخواهی آنرا راست نمایی حتما می شکند، و اگر در حالت بگذاری کج باقی می ماند، پس با زنان به خوبی رفتار نمایید»؛ پس واژه «خیراً» مذکور در حدیث واژه عام و جامعی است دستور می دهد که باید مرد از بلندترین مفاهیم و اخلاق مردی همراه زنان برخوردار باشد.

پس ما چقدر نیازمند هستیم تا این ارزشهای عالی که میان همه بشریت جمع می کند را تطبیق نماییم، چون در واقع به حق همه بشریت آمده است، طوری که قواعد حقوق بشر را مستحکم نموده و مبادی ارزشهای اساسی انسانی و اخلاقی را برای مردم ترسیم کرده است، تا سبب خوشبختی دنیوی و اخروی مردم گردد.

ربنا تقبل منّا إنك أنت السميع العليم، وتب علينا إنك أنت التواب الرحيم.

غنیمت شمردن اوقات طاعات و عبادات و خوبیها

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿۞وَسَارِعُوٓاْ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَٱلۡكَٰظِمِينَ ٱلۡغَيۡظَ وَٱلۡعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾ ترجمه: «و به سوی آمرزش پروردگارتان، و بهشتی که پهنای آن (به قدر) آسمان‌ها و زمین است، (و) برای پرهیزگاران آماده شده‌است، بشتابید آن کسانی‌که در توانگری و تنگدستی انفاق می‌کنند، و خشم خود را فرو می‌برند، و از مردم در می‌گذرند، و الله نیکوکاران را دوست می‌دارد»، و گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله واحد و لاشریک، و گواهی می دهم که سردار و پیامبرما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، اللَّهُمَّ صَلِّ وسلِّمْ وبارِكْ علَيهِ وعلَى آلِهِ وصحبِهِ ، ومَنْ تَبِعَهُمْ بإحسانٍ إلَى يومِ الدِّينِ.

  أما بعد!

  همانا خداوند متعال بخاطر ترغیب و تشویق بندگان خود به دوام کارهای خوب و کسب ثواب و نزدیکی او تعالی, از روزهای سال اوقاتی را اختصاص داده که درآن حسنات و کارهای نیک بندگان چند چند می شود، و خوبی ها افزایش میابد، و درجات بندگان در آن بلند می رود، و شخص عاقل کسی است که این اوقات را فرصت نیک گرفته نیت خود را به درگاه خداوند متعال خالص می سازد، و دراین اوقات اعمال نیک انجام می دهد، و به درگاه پروردگار خود رو می آورد، و خود را در معرض نفحات رحمت ومهربانی او قرار می دهد، چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «بی گمان پروردگار شما در روزهای سال اوقات مخصوصی دارد که در آنها رحمتها و مهربانیهای خویش را می وزد، پس خود را در معرض وزش رحمت او قرار دهید، شاید یکی از شما را وزشی برسد سپس بعد از آن هچگاه بدبخت نمی شوید».

 بدون تردید ما دراین روزها در اوقات با برکتی قرار داریم که اجر عبادت در آن خیلی بزرگ و عالی است، زیرا خداوند متعال اجر و پاداش عبادت در این روزها را نسبت به دیگر اوقات خیلی بزرگ گردانده است، چون این روزها روزهای شریف و اوقات بزرگی است که خداوند متعال قدر آنرا بلند برده است، و پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز فضل و منزلت آنرا بیان نموده است. از جمله فضیلت این روزها:

  خداوند متعال در قرآن کریم به این اوقات سوگند یاد نموده است، چنانچه می فرماید: ﴿وَٱلۡفَجۡرِ وَلَيَالٍ عَشۡرٖ وَٱلشَّفۡعِ وَٱلۡوَتۡرِ﴾ ترجمه: «سوگند به صبح و به شب‌های ده‌گانه (ذیحجه) و به زوج و فرد»، جمهور مفسران قرآن کریم برآنند که منظور از شب‌های ده گانه, ده روز نخست ذی الحجه است، و خداوند بزرگ جز به اشیای بزرگ سوگند یاد نمی کند، پس سوگند به این اوقات عزت و کرامت و جایگاه آنرا بلند می برد، و منزلت و فضیلت و برتری و اهمیت آنرا بیان می نماید.

  و از آنجمله: این روزها محبوبترین روزها نزد خداوند متعال است، پس عمل نیک در آن نیز محبوب درگاه خداوند می باشد، و این روزها موسم فایده، راه نجات و صحنه مسابقه برای کار نیک است، چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «عمل نیک در هیچ روزی به اندازه این روزها نزد خداوند محبوب‌تر نیست»، منظور از این روزها ده روز ذی الحجه است، اصحاب گفتند: ای رسول خدا! حتی جهاد در راه خدا؟ فرمود: «و نه جهاد در راه خدا، مگر کسی که با جان و مال خود در راه خدا برآید و هیچ چیزی از آنرا دوباره نیاورد»، بنابرین برهر مسلمان واجب است تا این فضل بزرگ و پاداش عظیم را غنیمت بشمارد و تلاش نماید تا با انجام طاعات و عبادات زیاد بیشتر به خداوند متعال نزدیک گردد.

  ومحبوب‌ ترین عملی را که انسان برای تقرب به خداوند در این روزها انجام می دهد حج بیت الله شریف می باشد برای کسانی که توانایی آنرا داشته باشد، خداوند متعال می فرماید: ﴿ٱلۡحَجُّ أَشۡهُرٞ مَّعۡلُومَٰتٞۚ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ ٱلۡحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي ٱلۡحَجِّۗ وَمَا تَفۡعَلُواْ مِنۡ خَيۡرٖ يَعۡلَمۡهُ ٱللَّهُۗ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيۡرَ ٱلزَّادِ ٱلتَّقۡوَىٰۖ وَٱتَّقُونِ يَٰٓأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾ «حج در ماه‌های معلوم و معینی است، پس کسی‌که در این ماه‌ها حج را (بر خود) فرض گرداند (باید بداند که) در حج آمیزش جنسی و گناه و جدال (روا) نیست، و آنچه از کارهای نیک انجام دهید؛ الله آن را می‌داند، و توشه بر گیرید؛ که بهترین توشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان، از من بپرهیزید (بترسید)»، و حج رکن پنجم از ارکان اسلام است، با انجام حج موضوع تمام می شود و گناهان بخشیده می شود، و برای انسان تولد جدید نوشته می شود، طوری که پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که بدون رفث و فسوق حج نماید چنان از گناه پاک می شود که نو از مادر تولد شده است».

 و حج بزرگترین مناسب برای آموختن فضایل اخلاقی می باشد، چون مسلمان در آن بر تقوی و سیطره بر غرایز نفسی و شهوات تربیه می شود، و با نیکیها و مکارم اخلاق مانند فدا کاری، دوری از انتقام جویی، استغنا و پاک دامنی از سوال و گداگری, آراسته می شود، همچنین مسلمان در مناسک حج دقت در گفتار و کردار و التزام بر مسئولیتها را می آموزد، پس بر حجاج واجب است تا خود را عملا با چنان ارزشها و اخلاقی آراسته بسازد که اسلام به آن دستور داده است؛ تا که حاجی از مدرسه حج چنان فارغ التحصیل شود که مضامین اخلاقی و سلوکی او متحقق گردد.

  همچنین ما تأکید می کنیم که عبادت حج پیام صلح برای همه جهانیان است، پس حج سراپا صلح، امنیت و آرامش است، زیرا حاجیان جنگ، دشمنی، و اختلاف نمی کنند، حتی شکاری را به قتل نمی رسانند، خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَقۡتُلُواْ ٱلصَّيۡدَ وَأَنتُمۡ حُرُمٞۚ وَمَن قَتَلَهُۥ مِنكُم مُّتَعَمِّدٗا فَجَزَآءٞ مِّثۡلُ مَا قَتَلَ مِنَ ٱلنَّعَمِ يَحۡكُمُ بِهِۦ ذَوَا عَدۡلٖ مِّنكُمۡ﴾

  «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! در حال احرام شکار را نکشید، و هر کس از شما به عمد آن را بکشد؛ باید کفاره‌ای همانند آن از چهارپایان بدهد (بشرطی) که دو نفر عادل از شما (برابر بودن) آن را تصدیق کنند»، و صلح تنها برای انسانها و حیوانات خلاصه نمی شود؛ بلکه به نباتات و گیاهان نیز امتداد میابد، پس حجاج مأمور هستند حتی به گیاهان نیز آسیبی نرسانند، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «به راستی خداوند متعال این سرزمین را احترام داده است، پس نباید گیاه آن قطع کرده شود، و نباید شکار آن فرار داده شود، و نباید یافت شدهء آن را جز کسی که می شناسد بگیرد»، بدون تردید در این امر تمرین و تدریب مسلمان است براینکه باید پس از برگشت او از حج از شرارت و اذیت او بشر، درخت و سنگ در امان باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم به خبر داده است که مسلمان واقعی کسی است که دیگران –یعنی همه مردم- از شر زبان و دست او در امان باشد، چنانچه در خطبه وداع فرمود: «آیا مؤمن واقعی را به شما معرفی نکنم؟ (گفتند بله معرفی کن، فرمود) مؤمن واقعی کسی است که مال و جان دیگران از شر او در امان باشد، و مسلمان واقعی کسی است که مردم از شر زبان و دست او در امان باشد، و مجاهد کسی است که در راه طاعت و عبادت خداوند با نفس خود جهاد کند، و مهاجر کسی است که از اشتباهات و گناهان خود هجرت کند».

  و برخی از اعمال نیکی که باید انسان در این روزهای مبارک با او به درگاه خداوند نزدیک شود, روزه گرفتن است، زیرا روزه از جمله بهترین عبادات و بزرگترین تقرب به خداوند است، خداوند متعال روزه را به خود نسبت داده است چون شأن و منزلت آن خیلی بزرگ و بلند است، طوری که خداوند در حدیث قدسی می فرماید: «همه اعمال فرزند آدم از خودش است مگر روزه، که آن از من است و من پاداش آنرا می دهم»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیثی می فرماید: «کسی که یک روز را در راه خدا روزه بگیرد خداوند روی او را از آتش دوزخ هفتاد سال دور می سازد»، بنابرین مستحب است تا شخص مسلمان از نه روز ذی الحجه چند روی که می تواند روزه بگیرد، چون روزه گرفتن در آن از محبوب ترین اعمال نزد خداوند می باشد، به ویژه روزهء روز عرفه به غیر حجاج، پیامبر صلی الله علیه وسلم از میان ده روز روز عرفه را خاص نموده چون: «روزهء روز عرفه کفارهء گناه یک سال قبل و یک سال بعد آن است».

  و روز عرفه یکی از روزهای مخصوص خداوند است که در آن مهربانی و بخشش خداوند و آزادی از آتش دوزخ تجلی می کند، پس آن روزی است که در آن دعا پذیرفته می شود، و خداوند متعال در آن بر اهالی زمین و آسمان افتخار می کند، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «در هیچ روزی خداوند به اندازه روز عرفه بندگان خود را از آتش دوزخ آزاد نمی کند، و خداوند نزدیک می شود و سپس بر فرشتگان افتخار می کند»، و آن روزی است که خداوند در آن دین را کامل ساخته، و نعمت خود را تکمیل کرده است، روزی مرد یهودی به حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه گفت: ای امیر مؤمنان! یک آیتی در کتاب شما وجود دارد و شما آنرا تلاوت می کنید، اگر بر ما –گروه یهود- نازل می شد حتما روز نزول آن را همیشه جشن می گرفتیم، حضرت عمر گفت: کدام آیت؟ یهودی گفت آیت: ﴿ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ وَأَتۡمَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ نِعۡمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِينٗاۚ﴾ «امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم، و اسلام را (بعنوان) دین برای شما بر گزیدم»، عمر رضی الله عنه گفت: «این روز را می شناسیم، همچنین مکانی که این آیت نازل شده را نیز می شناسیم، این آیت در روز جمعه در حالی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به عرفات ایستاد بود بر او نازل گردید».

  همچنین بر مسلمان واجب است تا در این روزها ذکر و یاد خداوند متعال را زیاد بگوید، چون ذکر خداوند قلبها را زنده می سازد، و با آن اطمینان و آرامش قلبی حاصل می شود، چون خداوند متعال می فرماید: ﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَتَطۡمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكۡرِ ٱللَّهِۗ أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ﴾ «(همانا) کسانی‌که ایمان آوردند، و دل‌های شان به یاد الله آرام می‌گیرد، آگاه باشید! (تنها) با یاد الله دل‌ها آرام می‌گیرند»، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هیچ روزی نزد خداوند بزرگتر و محبوبتر از عمل نیک انجام دادن در این ده روز نیست، پس در این روزها تکبیر و تهلیل و تحمید را زیاد بگویید»، و حضرت عمر رضی الله عنه در قبهء خود به منی تکبیر می گفت و اهل مسجد می شنیدند و با او تکبیر می گفتند، و اهل بازار نیز تکبیر می گفتند به سرحدی که منی از صدای تکبیر به لرزه می آمد»، و حضرت ابن عمر رضی الله عنهما در این روزها در منی و بر فراش خود و در مجلس و رفتار خود تکبیر می گفت، بنابرین بر مسلمان مستحب است تا در این روزها به صدای بلند تکبیر بگوید تا باشد که عظمت بزرگی خداوند متعال را اعلان نموده باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «آیا شما را از بهترین اعمال تان و با خبر نسازم تا درجات تان با آن بلند برود و نزد پروردگار تان پاک و مقدس باشد، و برای شما از بخشش طلا و نقره بهتر باشد، و برای شما بهتر از آن باشد که با دشمن تان مبارزه کنید پس شما گردن آنان را بزنید و آنها گردن شما را؟ گفتند: بله، فرمود: ذکر و یاد خداوند متعال»، و از معاذ بن جبل رضی الله عنه روایت است: هیچ عمل بنی آدم نمی تواند به اندازه یاد و ذکر خداوند او را از عذاب خدا نجات بدهد.

  أقولُ قولِي هذَا ، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، و گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله واحد و لاشریک، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خدا است، اللهُمَّ صَلّ وسلمْ وَبارك عليهِ ، وَعلى آلهِ وصحبهِ أجمعينَ.

  برادران مسلمان!

  برخی از اعمال نیک و بزرگی که انسان در این روزها با آن به درگاه خداوند متعال نزدیک می شود: قربانی کردن است، پس این امر یکی از شعایر خداوند متعال و نشانه ملت ابراهیمی و دلیل بر سنت محمدی است، چون خداوند متعال می فرماید:﴿ذَٰلِكَۖ وَمَن يُعَظِّمۡ شَعَٰٓئِرَ ٱللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقۡوَى ٱلۡقُلُوبِ﴾ «(حکم) این است، و کسی‌که شعائر الهی را بزرگ دارد، پس بی‌گمان این (کار) از پرهیزگاری دل‌هاست»، زمانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسیده شد: این قربانی ها چیست؟ فرمود: «سنت پدر شما حضرت ابراهیم است»، و در حدیث دیگری فرمود: «هیچ عمل انسان در روز عید نزد خداوند بهتر از ریزاندن خون نیست».

  و قربانی کردن یکی از صور تضامن اجتماعی است که با آن محبت و مهربانی و روابط میان افراد جامعه متحقق می گردد، و زمانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم میان مردم گرسنگی و فقر را دید برای شان گفت: «کسی که از میان شما قربانی نموده باشد نباید گوشت آن تا روز سوم در خانه اش باقی بماند»، و زمانی که سال بعدی رسید، گفتند: ای رسول خدا! آیا همچون سال گذشته نماییم؟ فرمود: «بخورید، به دیگران بخورانید، و ذخیره نمایید، چون سال گذشته مردم نیازمند بودند، خواسته بودم تا شما با آنها کمک نمایید»، پس وقتی رفاه و گشایش و ثروتمندی بوده باشد به این فرموده پیامبر صلی الله علیه وسلم عمل می شود: «بخورید و صدقه نمایید و ذخیره کنید»، ولی اگر در میان مردم نیازمندی و فقر بوده باشد به این فرموده پیامبر صلی الله علیه وسلم عمل صورت می گیرد: «کسی از شما که قربانی نموده نباید تا روز سوم در خانه اش گوشت آن باقی بماند».

  باید گفت همانطوری که قربانی با ذبح صورت می گیرد همچنین با خریدن چک نیز متحقق می شود، بدون شک این کار فایده قربانی را بیشتر می سازد، به ویژه برای کسانی که ابزار توزیع درست آنرا نداشته باشد، و از طریق چکها به مستحقین واقعی آن می رسد، و در نتیجه فایده و ثواب قربانی را بیشتر و بزرگتری می سازد، همچنین در رسیدن خیر به مستحقین آن به صورت عزتمندانه و شرافتمندانه کمک می کند، و چقدر زیبا می شود اگر انسان توانمند میان موضوع ذبح قربانی با خرید چک جمع نماید تا هم بر اهل و خانواده خود کمک کند و هم با نیازمندان.

  همچنین مناسب است تا مسلمان انواع خیر و خوبی زیادی انجام بدهد که نفع آن به همه می رسد مانند صدقات و خیرات تا بر قلب فقرا و نیازمندان خوشی و سعادت داخل نماید، خداوند متعال بندگان خود را بر انفاق و صدقات تشویق نموده است طوری که می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقۡنَٰكُم مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ لَّا بَيۡعٞ فِيهِ وَلَا خُلَّةٞ وَلَا شَفَٰعَةٞۗ وَٱلۡكَٰفِرُونَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم؛ انفاق کنید پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه خرید و فروش است و نه دوستی و نه شفاعتی، و کافران خود ستمکارانند»، و در حدیث شریف وارد است: «هیچ مالی با پرداختن صدقه کم نمی شود».

  پس ما چقدر نیازمند همبستگی و مهربانی و احساس همدیگر هستیم، تا باشد به این فرموده پیامبر صلی الله علیه وسلم چنگ بزنیم: «مسلمان برادر مسلمان است؛ به حق او ظلم نمی کند، او را به دشمن واگزار نمی کند، و کسی که نیاز برادر خود را برآورده بسازد خداوند نیاز او را برآورده می سازد، کسی که مشکلات مسلمان را رفع نماید خداوند مشکلات روز قیامت او را رفع و دفع می نماید، و کسی که عیب و گناه مسلمان را بپوشاند خداوند عیب و گناه او را در روز قیامت می پوشاند». و در حدیث دیگری می فرماید: «بر هر مسلمان صدقه واجب است، گفتند: ای نبی خدا! اگر کسی چیزی پیدا نکند چه؟ فرمود: به دست خود کار کند و خود نفع گیرد و به دیگران صدقه نماید، گفتند: اگر پیدا نکرد چه؟ فرمود: شخص نیازمند را کمک کند، گفتند: اگر درنیافت؟ فرمود: پس کار نیک انجام بدهد، و از شرارت و بدی بپرهیزد، این کار برایش صدقه است».

  اللهم أعنا على ذكرك ، وشكرك ، وحسن عبادتك

  خدایا ما را بر ذکر، شکر و عبادت نیکت یاری کن.

منفعت عمومی در ترازوی شریعت اسلام

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان خدایی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿وَتَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰۖ وَلَا تَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِۚ «و در راه نیکو کاری و پرهیزگاری با همدیگر همکاری کنید و (هرگز) در راه گناه و تجاوز همکاری نکنید»، و گواهی می دهم براینکه نیست معبود برحق جز الله یکتای بیهمتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خدا است، اللَّهُمَّ صَلِّ وسلِّمْ وبارِكْ علَيه وعلَى آلِهِ وصحبِهِ ، ومَنْ تَبِعَهُمْ بإحسانٍ إلَى يومِ الدِّينِ.

اما بعد!

در واقع کسی که پیرامون احکام شریعت اسلام تفکر و تدبر نماید در میابد که این شریعت برای تحقیق منافع عمومی کشورها و بندگان آمده است تا نفس بنی بشر را به بلندترین درجات نیکی ارتقا بدهد، پس هر آنچه که باعث تحقق منافع عموم مردم می شود, آن موافق شریعت اسلام می باشد اگرچه درباره آن نص صریحی وارد نشده باشد، و هرآنچه که با منافع و مصالح مردم در تعارض واقع شود, آن در شریعت هیچ اصل و جایگاهی ندارد.

به راستی که شریعت مقدس اسلام تک خواهی، خودخواهی و منفیگرایی را به رسمیت نمی شناسد، همچنین در شریعت اسلام هیچگاه منافع شخصی بر منافع عمومی ترجیح داده نمی شود، بلکه برعکس منافع عمومی و بخشش صادقانه و همکاری بر کارهای نیک و پرهیزگاری را به رسمیت می شناسد که درآمیخته شده با محبت و فداکاری بوده باشد، تا که جامعه بتواند به رفاه و ترقی مطلوب خود نایل آید، و تا در این جامعه تلاش افراد باید برای مجموع مردم بوده باشد، پس درین صورت خیر و صلاح نصیب فرد و جامعه می شود، و در دل فرزندان وطن احساس اتفاق ویک پارچگی جا می گیرد طوریکه اگر یک عضو این جامعه دچار درد و مشکلات گردد همه اعضای این جامعه این درد را احساس می کنند، و خداوند به احمد شوقی خیر بی پایان نصیب نماید چه زیبا می فرماید:

جوانان برخی کشورها خود را فدا کردند تا کشورشان زنده بماند

و خود را بخاطر باقی ماندن قوم و کشورشان از بین بردند.

بدون تردید کسی که پیرامون آیات قرآن کریم بیندیشد به یقین می داند که مقصد عام و هدف کلی تشریع احکام تحقیق منافع مردم -با جلب منفعت برایشان و دفع ضرر از ایشان- می باشد، چون قرآن کریم تأکید می کند که حفاظت از منافع مردم و ایجاد نفع عام, سلوک همه پیامبران علیهم السلام می باشد، پس هر پیامبری را خداوند برای خوشبخت کردن قومش فرستاده است، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿وَيَٰقَوۡمِ لَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مَالًاۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِۚ وَمَآ أَنَا۠ بِطَارِدِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْۚ إِنَّهُم مُّلَٰقُواْ رَبِّهِمۡ وَلَٰكِنِّيٓ أَرَىٰكُمۡ قَوۡمٗا تَجۡهَلُونَ «و ای قوم من! بر (رساندن) این (دعوت) از شما مالی نمی‌طلبم، پاداش من تنها برالله است، و من (هرگز) کسانی را که ایمان آورده‌اند، (از خود) طرد نمی‌کنم، همانا آن‌ها پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد، و لیکن من شما را قومی نادان می‌بینم»، همچنین به زبان حضرت هود علیه سلام می فرماید: ﴿يَٰقَوۡمِ لَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًاۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱلَّذِي فَطَرَنِيٓۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ «ای قوم من! بر (رساندن) این (دعوت) از شما پاداشی نمی‌طلبم، پاداش من تنها بر (عهدۀ) ذاتی است که مرا آفرید، آیا خرد نمی‌ورزید؟!»، حضرت ابراهیم علیه سلام به درگاه پروردگارش تضرع نموده می فرماید: ﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ رَبِّ ٱجۡعَلۡ هَٰذَا بَلَدًا ءَامِنٗا وَٱرۡزُقۡ أَهۡلَهُۥ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ مَنۡ ءَامَنَ مِنۡهُم بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُۥ قَلِيلٗا ثُمَّ أَضۡطَرُّهُۥٓ إِلَىٰ عَذَابِ ٱلنَّارِۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ «و (به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این (سر زمین) را شهری امن بگردان، و اهل آن را – کسانی‌که از ایشان به الله و روز قیامت، ایمان آورده‌اند- از میوه‌های (گوناگون) روزی ده (الله) فرمود: و هر کس که کافر شود، اندکی بهره‌مندش می‌سازم، سپس او را به عذاب آتش می‌کشانم، و بد سرانجامی است!»، معلوم است که هدف از این سرزمین اهل آن است، شریعت اسلام آمده تا شوکت این مبدأ بشری و اصلاح مستحکم را بلند ببرد، تا قواعد جامعه مستقر و مجتمع بر تقدم و رفاه خود ادامه بدهد، سیرت مطهر پیامبر صلی الله علیه وسلم و زندگی صحابه کرام مملو از مواقف بزرگی می باشد که براین امر دلالت می کند:

از حضرت عائشه صدیقه رضی الله عنها روایت است که می فرماید: «اگر ما بخواهیم غذا بخوریم می خوریم ولکن حضرت محمد صلی الله علیه وسلم دیگران را برخود ترجیح می دهد».

حضرت عثمان رضی الله عنه وقتی در سال رماده فقر و گرسنگی بر مسلمانان شدید شد همه تجارت خود را از شام خواست، این تجارت مقدار هزار شتر گندم، روغن و کشمش بود، وقتی تجار به مدینه آمدند، برای شان فرمود: چه می خواهید؟، گفتند: همانا تو آنچه را که ما می خواهیم می دانی، آنچه به تو رسیده را برای ما بفروش، چون تو نیاز مردم را می دانی، گفت: خیلی خوب، چقدر فایده برای من می دهید؟ گفتند: یک یا دو درهم؟ گفت: بیشتر از آن، گفتند: چهار درهم، گفت: بیشتر از آن، گفتند: پنج درهم، گفت: بیشتر از آن، گفتند در مدینه غیر از ما دیگر تجار نیست، چه کسی بیشتر از این می خرد، فرمود: همانا خداوند برای من در بدن یک درهم ده درهم می دهد، آیا شما بیشتر از آن می دهید؟ گفتند: نه، پس فرمود: خداوند شاهد است که من همه این مال را برای فقرا و مساکین در راه خدا خیرات می کنم.

زمانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به اصحاب خود شاره کرد که چه کسی چاه رومه را از یهودی می خرد چون یهودی آب آنرا خیلی گران می فروخت، حضرت عثمان رضی الله عنه یهودی را آورد و از او خواست تا چاه را برایش بفروشد، ولی او آماده نبود که همه آنرا بفروشد، پس نیم آنرا دوازده هزار درهم خرید و آنرا در خدمت مسلمانان قرار داد، چون یک روز آب آن از نصیب حضرت عثمان بود و یک روز از نصیب یهودی، مسلمانان در روز حضرت عثمان آب دو روز خود را می گرفتند، پس آن یهودی آمد و گفت: چاهم را خراب کردی، نیم دیگر آنرا نیز بخر، پس حضرت عثمان نیم دیگر آنرا نیز هشت هزار خرید، این کار را حضرت عثمان به امر پیامبر صلی الله علیه وسلم و برای منفعت مسلمانان انجام داد.

در زمان حضرت عمر فاروق رضی الله عنه زمانی که مسجد حرام بر مردم تنگ آمد، مردمی که خانه های شان به مسجد حرام نزدیک بود را مجبور کرد تا خانه های شان را بفروشند، و فرمود: «این شما هستید که بر خانه کعبه وارد شدید نه این که کعبه به شما وارد شده باشد».

و حضرت عثمان رضی الله عنه نیز همین کار را کرد، و فرمود: «همانا حلم و بردباری من شما را جرءت داده است تا برضد من چیزهایی بگویید، حضرت عمر نیز چنین کرده بود ولی شما هیچ چیزی نمی گفتید»، سپس آنها را به مجازات تعزیری حبس محکوم نمود، این موضوع ثابت می کند که مصادره ملکیت فردی برای مرافق و منافع عمومی مانند توسعه راه ها، ساختار مقابر و مساجد، ایجاد قلعه ها و نهادهای عمومی همچون بیمارستانها و مدارس, درست است، زیرا منافع عمومی از منافع خصوصی مقدم است.

همچنین تأکید می کنیم که درک درست دین می خواهد که برخی از اشکال منفعت عمومی که شریعت برآن تشویق می کند, رعایت کردن حال و واقعات مردم و ترتیب اولویت ها می باشد تا نیازمندی های جدی جامعه برآورده گردد، پس اگر مجتمع برای درمان و رعایت فقرا و نیازمندان به بیمارستان ضرورت داشته باشد, ساختن و تجهیز بیمارستان از اولویت است، و اگر جامعه برای آموزش و رعایت دانش آموزان به ساختار و تهجیز مدارس نیاز داشته باشد پس باید آن در اولویت قرار داده شود، و اگر نیاز جدی برای تسهیل ازدواج نیازمندان و ادای وام قرضداران بوده باشد, باید این کار در اولویت قرار گیرد.

أقول قولي هذا وأستغفر الله لي ولكم

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، و درود و سلام بر خاتم پیامبران و فرستاده شدگان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم، و گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله واحد ولاشریک، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، اللهم صلی وسلم وبارک علیه وعلی آله وصحبه اجمعین.

برادران مسلمان!

اسلام ترتیب اولویات را حتی در اعمال نیک و صالح نیز مراعات نموده است، پس به تقدیم منفعت عمومی بر منفعت شخصی یا خصوصی دستور داده است، چون فایده منفعت عمومی طوری که از نامش پیداست متجاوز و همگانی می باشد، اما منفعت شخصی از صاحب خود تجاوز به دیگران نمی کند، پس اگر شخصی در یکی از نهادها کار می کند و در بدل کارش مزد می گیرد و شب خود را در نماز و بیداری سپری می کند, سپس وقتی صبح شد با خستگی و بیماری به کار خود می رود و نمی تواند وظیفه خود را درست انجام بدهد، و به سبب او منافع نهاد و منافع کسانی که نهاد در خدمت آنها است معطل می گردد، آیا این کار خیانت در امانت و خوردن مال مردم به ناحق نیست؟ آیا این کار تفریط در ادای مسئولیت نیست؟ و در حالی که این آدم به خاطر ادای نوافل واجبات را ضایع ساخته است، این کار بدون تردید ندانستن مقاصد شریعت می باشد، خداوند متعال به حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه خیر بی پایان نصیب نماید چون وقتی به بستر بیماری مرگ رفت حضرت عمر فاروق رضی الله عنه را چنین توصیه کرد: «بدان! برای خداوند کارهایی است که باید در شب انجام داده شود زیرا آنرا در روز نمی پذیرد، و کارهایی است که باید در شب انجام گیرد چون آنرا در روز نمی پذیرد، و خداوند تا وقتی فرایض ادا نگردد نوافل را نمی پذیرد».

و درک درست دین خداوند طوری که مناسب واقعیتهای زمان وحالات و نیازمندیهای مردم بوده باشد, موقوف بر درک برخی مسایل و احکام فقهی به صورت تلقینی نیست بلکه باید به صورت دقیق مقاصد شریعت و اولویتهای واقع مردم نیز درک شود، تا مبادا اهداف والا و مقاصد درست شریعت ضایع گردد.

و برخواسته از همین درک مقاصدی اوامر دین مقدس ما، برای ترتیب فقه اولویات, تأکید می کنیم که برآورده ساختن نیازمندی های مردم و جامعه بهتر است از تکرار حج و عمره؛ زیرا برآورده ساختن نیاز مردم مانند تسهیل بر فقیر و ادای دین او، یا صدقه کردن بر فقرا به قدر نیازشان، یا آزاد ساختن شخص محبوس و گروگان گرفته شده توسط دین, از جمله فرضهای کفایی است، هویداست که ادا کردن فرض کفایی از ادای همه نوافل مقدم است ولو که این نوافل ادای حج و عمره بوده باشد.

پس ما چقدر به درک درست دین ما نیازمند هستیم! و باید واقعیتهای خویش را به صورت درست وآگاهانه درک نماییم تا بتوانیم حجم مخاطری که ما را احاطه نموده است را بسنجیم، چون این کار ما را باعث می شود تا منفعت عمومی را با تمام اخلاص بر منفعت شخصی ترجیح بدهیم، تا باشد به آموزه های دین مقدس مان عمل نموده باشیم، و تمایل داشته باشیم تا تقدم و رفاه و پیشرفت وطن و سرزمین خود را چنانکه باید از منافع شخصی مقدم بدانیم.

بار خدایا! مصر، ملت مصر، ارتش و پولیس آنرا از همه شرارت وبدی در امان بدار.