مهمترين اخبار

مفهوم عمل نیک و عمل زشت

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَاۗ وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾ «هر کس‌که کار شایستۀ انجام دهد، پس به سود خود اوست، و هر کس بدی کند، پس به زیان اوست، و پروردگار تو هرگز به بندگان ستم نمی‌کند»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، همان پیامبری که از پروردگارش چنین حکایت می کند: «… ای بندگانم! جز این نیست که اعمال هریک شما را برای تان بر می شمارم، سپس پاداش آنرا برای تان پوره می دهم، پس کسی که پاداش خوبی به دست آورد پس باید شکر خدا را به جا آورد، و کسی که غیر از این بود -یعنی کیفری بدی به دست آورد- پس تنها باید نفس خود را ملامت کند»، بار خدایا! بر او و بر همه آل و اصحاب او و بر پیروان راستین شان درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.
اما بعد!
خداوند متعال انسان را گرامی داشته است، چون او را با دستان بلاکیف خویش به زیبا ترین صورت آفریده، و از روح خود در او دمیده است، و او را با دادن عقل متمیز ساخته است، و به فرشتگان دستور داده تا به سجده تعظیم نمایند، و همه آنچه در جهان هستی است را برای او مسخر نموده است، و او را بر بسیاری از مخلوقاتش برتری داده است، طوری که در قرآن کریم می فرماید: ﴿وَلَقَدۡ كَرَّمۡنَا بَنِيٓ ءَادَمَ وَحَمَلۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ وَرَزَقۡنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَفَضَّلۡنَٰهُمۡ عَلَىٰ كَثِيرٖ مِّمَّنۡ خَلَقۡنَا تَفۡضِيلٗا﴾ «و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم، و آن‌ها را در خشکی و دریا (بر مرکبها) حمل کردیم، و از انواع (روزیهای) پاکیزه به آن‌ها روزی دادیم، و آن‌ها را بر بسیاری از موجوداتی که آفریده‌ایم؛ چنانکه باید برتری بخشیدیم»، چون انسان امانت خیلی سنگینی به عهده دارد که وقتی این امانت به آسمانها و زمین و کوه ها پیشکش شده همه آنها از تحمل آن ابا ورزیدند و برآن مشفق بودند؛ همانا این امانت امانت تکلیف است که تقاضای کار و تلاش را دارد، و همچنین در ضمن عبادات فرضی امانت اعمار زمین نیز به عهده انسان است، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿فَإِذَا قُضِيَتِ ٱلصَّلَوٰةُ فَٱنتَشِرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَٱبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِ ٱللَّهِ وَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَثِيرٗا لَّعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ﴾ «پس هنگامی‌که نماز پایان یافت، (برای کسب رزق و روزی) در زمین پراکنده شوید، و از فضل الله طلب کنید، و الله را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید».
پس باید مسلمان بداند هرآنچه از اعمالی را که در زندگی خویش انجام می دهد در میزان نیکیها و بدی هایش گذاشته می شود، خداوند می فرماید: ﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ٧ وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُ﴾ «پس هرکس به‌اندازۀ ذرۀ کار نیک انجام داده باشد (پاداش) آن را می‌بیند(7) و هرکس به‌اندازۀ ذرۀ کار بد کرده باشد، (کیفر) آن را می‌بیند»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿يَوۡمَ تَجِدُ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ مِنۡ خَيۡرٖ مُّحۡضَرٗا وَمَا عَمِلَتۡ مِن سُوٓءٖ تَوَدُّ لَوۡ أَنَّ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَهُۥٓ أَمَدَۢا بَعِيدٗاۗ وَيُحَذِّرُكُمُ ٱللَّهُ نَفۡسَهُۥۗ وَٱللَّهُ رَءُوفُۢ بِٱلۡعِبَادِ﴾ «روزی‌که هر کس آنچه را از خیر و نیکی انجام داده، و آنچه از بدی مرتکب شده، حاضر شده می‌یابد و آرزو می‌کند، ای کاش میان او و آن (کارهای بد) فاصله‌ای دور بود، و الله شما را از (کیفر) خودش بر حذر می‌دارد، و (در عین حال) الله به بندگان مهربان است»، و مفهوم عمل شامل: هرآنچه از گفتار و کرداری می شود که انسان انجام می دهد، و در عمل صالح شرط است که باید خالص به راه خداوند متعال باشد و به اتقان انجام داده شود، خداوند می فرماید: ﴿وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ وَيُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُواْ ٱلزَّكَوٰةَۚ وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلۡقَيِّمَةِ﴾ «و آنان فرمان نیافتند جز اینکه الله را بپرستند در حالی‌که دین خود را برای او خالص گردانند (و از شرک و بت برستی) به توحید (و دین ابراهیم) روی آورند و نماز را بر پا دارند و زکات را بپردازند، و این است آیین راستین و مستقیم» و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «خداوند دوست می دارد وقتی یکی از شما عملی را انجام می دهد باید به طور درست و وجه احسن انجام بدهد».
و بدون تردید مفهوم عمل صالح در اسلام خیلی واسع است، شامل فرایض خداوند همچون نماز، روزه، حج، زکات ذکر و امثال آن می شود، پس این اساسات اسلام است که باید مسلمان آنرا انجام بدهد، چون خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱرۡكَعُواْ وَٱسۡجُدُواْۤ وَٱعۡبُدُواْ رَبَّكُمۡ وَٱفۡعَلُواْ ٱلۡخَيۡرَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ﴾ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! رکوع کنید، و سجده کنید، و پروردگارتان را بپرستید، و کار نیک انجام دهید باشد که رستگار شوید»، و در آیت دیگری می گوید: ﴿وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾ «و نماز را بر پا دارید و زکات را بدهید، و پیامبر (الله) را اطاعت کنید، تا شما مورد رحمت قرار گیرید»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «پاکی بخش ایمان است، و گفتن: “الحمد لله” میزان را مملو می سازد، و گفتن: “سبحان الله والحمد لله” مابین آسمانها و زمین را مملو می سازد، و نماز نور است، و صدقه دادن حجت، و صبر روشنایی است، و قرآن برای تو یا علیه تو حجت است، همه مردم در صبح می روند پس برخی آنان خود را می فروشند و برخی خویش را آزاد می سازد و برخی دیگری خود را در عذاب و خطر میاندازد».
وبرخی از اعمال نیک که باید مسلمان به آن مزین باشد: راستگویی، نیک گفتاری و افشای سلام و غیر از اینها که باعث الفت گرفتن دیگران به انسان می شود است، خداوند می فرماید: ﴿وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ ٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُۚ﴾ «و به بندگانم بگو: (با یکدیگر) سخنی بگویند که آن بهترین باشد»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می گوید: «همانا محبوبترین شما نزد من همانهایی اند که اخلاق نیک دارند و کسانی که الفت می گیرند و الفت گرفته می شوند…»، و حالت مسلمان را چنین بیان می کند: «سوگند به ذاتی که جان محمد به دست اوست، همانا مسلمان مانند زنبور عسل است؛ پاک می خورد، و پاک می گذارد، وقتی بیفتد نه می شکند و نه فاسد می شود».
و عمل نیک مخصوص حالات مشخص نیست؛ بلکه هرآنچه می باشد که ارزشهای انسانی را متحقق بسازد و در ساختار مجتمع همبسته سهم بگیرد، و ارزشهای تسامح و محبت و مهربانی را بلند نماید، پس همه اینها عمل نیک است، طوری که اسلام کار کردن انسان برای خود کفایی و دوری از حرام و کسب روزی برای خود و فرزندان از عرق جبین را عمل نیکو قرار داده و برآن پاداش نیکو می دهد، طوری که آنرا پیامبر صلی الله علیه وسلم نوعی خروج درراه خدا دانسته است، چون روزی مردی از نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم گذشت، اصحاب رضی الله عنهم وقتی نشاط و فعالیت او را دیدند گفتند: ای رسول خدا! کاش این مرد در راه خدا می بود، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «اگر این آدم برای روزی دادن فرزندان صغیرش برآمده باشد در راه خدا است، و اگر برای خدمت والدین بزرگ سن خود برآمده باشد درراه خداست، و اگر برای نفس خود برآمده باشد تا خویشتن را بینیاز بسازد و باعفت باشد درراه خداست، ولی اگر برای ریا کاری و فخر فروشی برآمده باشد پس در راه شیطان است».
و پیامبر صلی الله علیه وسلم برای ما بهترین الگو و سرمشق است؛ چون خودش شخصا کار می کرد، و در خدمت اهلش بود، مادر مؤمنان حضرت عایشه صدیقه رضی الله عنها می گوید: پیامبر صلی الله علیه وسلم کفش خود را رنگ می کرد و لباس خویش را می دوخت، همچون دیگران در خانه خود کار می کرد، و پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیثی می فرماید: «بهترین شما کسی است که برای اهل بیت خود بهتر باشد، و من بهترین شما برای اهل بیتم هستم».
و برخی دیگری از عمل صالح هرآنچیزی می باشد که انسان به دیگران نفع برساند، کم باشد این نفع یا زیاد، مادی باشد یا معنوی، خداوند متعال می فرماید: ﴿لَّا خَيۡرَ فِي كَثِيرٖ مِّن نَّجۡوَىٰهُمۡ إِلَّا مَنۡ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوۡ مَعۡرُوفٍ أَوۡ إِصۡلَٰحِۢ بَيۡنَ ٱلنَّاسِۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ ٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِ ٱللَّهِ فَسَوۡفَ نُؤۡتِيهِ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾ «در بسیاری از (در گوشی و) نجواهای‌شان خیری نیست، مگر که (با این کار) امر به صدقه دادن یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم کند و هر کس برای خشنودی الله چنین کند، به زودی پاداش بزرگی به او خواهیم داد»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می گوید: «هرکس سواریِ اضافه ای دارد، آن را به کسی بدهد که مرکبی ندارد؛ و هرکس آذوقه (توشه ی) اضافی دارد، آن را به کسی بدهد که بی توشه است»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم بر کارهای نیکی بسیاری تشویق نموده است طوری که می فرماید: «به راستی دروازه های خیر بسیار است: همچون تسبیح، تحمید، تکبیر، تهلیل، امر به معروف، نهی از منکر، دور کردن اشیای مضر از سر راه، شنواندن کر، راهنمایی نابینا، دلالت کردن کسی که برای نیازی دلالت می خواهد، رفتن با هر دو با برای کمک کسی که فریاد می زند و کمک می خواهد، و گرفتن بازوی کسی که ضعیف و ناتوان است، پس همه اینها صدقه تو برای خودت است»، و همه اینها از قبیل اعمال نیک اند.
و برخی دیگری از اعمال نیک: ساختار و اصلاح و آبادانی است، چون دید اسلام پیرامون هر عملی که در ساختار مجتمع سهم می گیرد دید احترام و توقیر است، در قرآن کریم تقریبا سه صد و شصت آیت موجود است که همه پیرامون کار و تلاش سخن می گوید، و خداوند برای ما نمونه های از کسانی ذکر نموده که اعمال نیک انجام می دادند، چنانچه می فرماید: ﴿هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ وَٱسۡتَعۡمَرَكُمۡ فِيهَا﴾ «او شما را از زمین پدید آورد، و شما را در آن به آباد کردنش گمارد»، این امر تأکید می کند که برای کسانی که مشغول اعمال کشاورزی، صنعت و بازرگانی هستند به اندازه تلاش و کارشان برای شان پاداش بزرگ داده می شود، طوری که می فرماید: ﴿وَأَنزَلۡنَا ٱلۡحَدِيدَ فِيهِ بَأۡسٞ شَدِيدٞ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ﴾ «و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی سخت و منافعی برای مردم است»، همچنین برای کسانی پاداش بزرگ است که مشغول اعمال همچون ساختن کشتی‌ها هستند، چنانچه می فرماید: ﴿فَأَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡهِ أَنِ ٱصۡنَعِ ٱلۡفُلۡكَ بِأَعۡيُنِنَا وَوَحۡيِنَا﴾ «پس به او وحی کردیدم که: به دیدگان ما و به وحی ما کشتی را بساز»، پیرامون صنعت لباس می فرماید: ﴿وَمِنۡ أَصۡوَافِهَا وَأَوۡبَارِهَا وَأَشۡعَارِهَآ أَثَٰثٗا وَمَتَٰعًا إِلَىٰ حِينٖ﴾ «و از پشم‌هایش و کرک‌هایش و مو‌هایش اثاثیه (خانه) و متاع (و اسباب و وسایل زندگی) تا مدت معینی (برای‌تان) قرار داد»، پیرامون ساختار پوست می فرماید: ﴿وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ ٱلۡأَنۡعَٰمِ بُيُوتٗا تَسۡتَخِفُّونَهَا يَوۡمَ ظَعۡنِكُمۡ وَيَوۡمَ إِقَامَتِكُمۡ﴾ «و از پوست چهار پایان (نیز) برای شما خانه‌هایی (= خیمه‌هایی) قرار داد که آنرا در روز کوچ کردن‌تان و روز اقامت‌تان سبک می‌یابید (و به آسانی آنرا جا بجا می‌کنید)».
و اعمال نیک تنها مخصوص آنچه نیست که نفعش به مردم می رسد؛ بلکه افزون برآن شامل اشیای دیگری نیز می‌شود که نفع آن بر حیوانات و جمادات می رسد، چون وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم بر شتر لاغری گذشت، گفت: درباره این حیوانات بی زبان از خدا بترسید، به صورت نیک و درست سوار شوید و به صورت نیک بگذارید»، و در حدیث دیگری می فرماید: «مردی را در بهشت دیدم که در حال گردش بود چون درختی را به خاطر اذیت کردن مردم از سر راه قطع نموده بود».
اما بد کاری و زشت کرداری؛ شامل هر کاری می شود که باعث خشم و غضب خداوند می گردد، و انسان را از دایره اصلاح به دایره فساد می کشاند، و از عبادات فرضی دورش می سازد و به زشتی ها و منکرات همچون نافرمانی پدر و مادر و تجاوز بر اموال و آبروی مردم نزدیک می گرداند، مانند: مسئولیت نشناسی انسان در قبال خانواده اش، تقصیر و کوتاهی در تربیت فرزندانش، و اهتمام ندادن به تربیت سالم آنها، خداوند می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا﴾ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! خودتان و خانوادۀ‌تان را از آتش دوزخ نگه دارید»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همین گناه انسان را کافیست که زیر دستان خود را ضایع بسازد (آنها را تربیت درست نکند)».
و برخی دیگری از بد کاری: فساد کردن در روی زمین است، با نشر کردن افکار ویران گر، شایعه های دورغین و ترویع انسانهای بی گناه، خداوند می فرماید: «﴿وَلَا تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بَعۡدَ إِصۡلَٰحِهَا﴾ «و در زمين، پس از اصلاح آن فساد نکنيد»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿إِنَّمَا جَزَٰٓؤُاْ ٱلَّذِينَ يُحَارِبُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَيَسۡعَوۡنَ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُوٓاْ أَوۡ يُصَلَّبُوٓاْ أَوۡ تُقَطَّعَ أَيۡدِيهِمۡ وَأَرۡجُلُهُم مِّنۡ خِلَٰفٍ أَوۡ يُنفَوۡاْ مِنَ ٱلۡأَرۡضِۚ ذَٰلِكَ لَهُمۡ خِزۡيٞ فِي ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾ «سزای کسانی‌که با الله و پیامبرش می‌جنگند، و در زمین به فساد می‌کوشند، فقط این است که کشته شوند، یا به دار آویخته شوند، یا دست (راست) و پای (چپ) آن‌ها بعکس یکدیگر بریده شود، و یا از سر زمین خود تبعید گردند، این رسوایی آن‌ها در دنیاست، و در آخرت عذاب بزرگی خواهند داشت»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «بهترین شما کسی است که از او امید خیر برده می شود و از شر او دیگران در امان هستند، و بدترین شما کسی است که از او امید خیر برده نمی شود و مردم از شرارت او در امان نیستند»، و برخی دیگری از زشتی ها: ایجاد ضرر و اذیت در راهها است، این کار گناه بزرگ است، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «در اسلام ضرر و ضرار نیست»، و در حدیث دیگری می گوید: «کسی که باعث اذیت مسیر مسلمانان شود نفرین آنها بر او واجب می شود».
و برخی دیگری از زشت کاری ها: آنچه است که باعث ایجاد کینه و نفرت میان مردم می شود، و آنها را مادی و معنوی اذیت می کند، مانند: غیبت، سخن‌چینی، مسخره و استهزا، یاد کردن با القاب بد، دشنام دادن و زشت گفتن و غیر از اینها از مفاهیم زشتی که اسلام منع نموده، و منافی اخلاق و فطرت سلیم می باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «منفور ترین شما نزد من کسی است که میان مردم سخن‌چینی می کند و میان دوستان جدایی ایجاد می کند».
أقولُ قولِي هذَا ، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ
ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار الها! بر او، بر آل و اصحاب او بر پیروان راستی آنها درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.
برادران مسلمان!
به راستی هر عملی را که انسان انجام می دهد آثار و نتایج آن در دنیا و آخرت بر صاحبش بر می گردد، برخی از آثار عمل نیک: زندگی پاک و زیبا در دنیا و آخرت، چون خداوند می فرماید: ﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةٗ طَيِّبَةٗۖ وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ﴾ «هر کسی‌که کار شایسته‌ای انجام دهد، (خواه) مرد باشد یا زن، در حالی‌که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می‌داریم، و مسلماً پاداش‌شان را به (حسب) بهترین اعمالی که انجام می‌دادند؛ به آن‌ها می‌دهیم»، و برخی دیگر از ثمار اعمال نیک: استمرار پاداش پس از مرگ است، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هفت عملی است که پاداش آنها پس از وفات صاحبش که در قبر است بر او می رسد: کسی که علم مفیدی بیاموزد و سپس به دیگران بیاموزاند، یا دریا و نهری حفر نماید، یا چاهی بکند، یا درخت خرمایی غرس نماید، یا مسجدی بسازد، یا مصحفی به میراث بگذارد، یا فرزندی به جا بگذارد که بعد از وفاتش به حق او دعا نماید»، و برخی دیگر از فواید عمل نیک: اعمال نیک کفاره گناهان می باشد و گناه را به ثواب تبدیل می سازد، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنۡهُمۡ سَيِّ‍َٔاتِهِمۡ وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَحۡسَنَ ٱلَّذِي كَانُواْ يَعۡمَلُونَ﴾ «و کسانی‌که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، قطعاً گناهان‌‌شان را از آنان می‌زداییم، و آنان را به بهترین اعمالی‌که انجام می‌داند، پاداش می‌دهیم»، و برخی دیگر آن: پاداش بزرگ و همنشینی با پیامبران، صدیقان و شهیدان است، خداوند می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ كَانَتۡ لَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلۡفِرۡدَوۡسِ نُزُلًا﴾ «بی‌گمان کسانی‌که ایمان آورده‌اند و کار‌های شایسته انجام دادند، باغ‌های (بهشت) برین محل پذیرائی آنان خواهد بود»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَۚ وَحَسُنَ أُوْلَٰٓئِكَ رَفِيقٗا﴾ «و کسی‌که الله و پیامبر را اطاعت کند (روز قیامت) همنشین کسانی خواهد بود که الله بر آنان انعام نموده‌است، از پیامبران، و صدیقان و شهدا و صالحان، و اینان چه نیکو رفیقانی هستند».
و همانطوری که اعمال نیک دارای فواید است، کارهای زشت نیز دارای آثاری می باشد که در دنیا و آخرت بر صاحبش بر می گردد، برخی از آثار کارهای زشت: گمراهی، سردرگمی و گیجی است، خداوند می فرماید: ﴿أَفَمَن زُيِّنَ لَهُۥ سُوٓءُ عَمَلِهِۦ فَرَءَاهُ حَسَنٗاۖ فَإِنَّ ٱللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُۖ﴾ «آیا کسی‌که کردار بدش برای او آراسته شده، پس آن را نیک (و زیبا) می‌بیند (همانند کسی است که چنین نیست؟) پس بی‌گمان الله هر کس را که بخواهد گمراه می‌سازد و هر کس را که بخواهد هدایت می‌کند»، و برخی دیگر آن: زندگی پریشان و غیر مستقر است، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَمَنۡ أَعۡرَضَ عَن ذِكۡرِي فَإِنَّ لَهُۥ مَعِيشَةٗ ضَنكٗا وَنَحۡشُرُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ أَعۡمَىٰ﴾ «و کسی‌که از یاد من روی گردان شود، پس بی‌گمان زندگانی (سخت و) تنگی خواهد داشت، و روز قیامت او را نابینا بر انگیزیم»، و برخی دیگر از آثار کار بد: مصیر بد در روز قیامت است، خداوند می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَأۡكُلُونَ أَمۡوَٰلَ ٱلۡيَتَٰمَىٰ ظُلۡمًا إِنَّمَا يَأۡكُلُونَ فِي بُطُونِهِمۡ نَارٗاۖ وَسَيَصۡلَوۡنَ سَعِيرٗا﴾ «بی‌گمان کسانی‌که اموال یتیمان را به ستم می‌خورند، جز این نیست که آتش را در شکم خود (فرو می‌برند و) می‌خورند، و به زودی به آتشی برافروخته درآیند».
پس چه خوب می شود تا ما به همه این اعمال نیک و مفید چنگ بزنیم، و از هر کار زشت و ناپسند و مضر دوری نماییم، و در راه حق با یکدیگر کمک کنیم، خداوند می فرماید: ﴿وَٱلۡعَصۡرِ١ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَفِي خُسۡرٍ٢ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلصَّبۡرِ﴾ «سوگند به عصر(1) که انسان در (خسران و) زیان است(2) مگر کسانی‌که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، و یکدیگر را به حق سفارش نموده، و یکدیگر را به صبر سفارش کرده‌اند».
یا الله، از تو انجام امور خیر و ترک منکرات و دوست داشتن بینوایان را می خواهیم، و برای ما اخلاص و قبول اعمال را نصیب بگردان، مصر و همه کشورهای اسلامی را از هر بدی حفظ نما.

احادیث مبارک پیامبر صلی الله علیه وسلم و جایگاه آن در شریعت

  حمد وثنا مر خدای راست که پروردگار جهانیان است همان ذاتی که در کتاب مبارکش قرآن کریم می فرماید: ﴿وَمَآ ءَاتَىٰكُمُ ٱلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَىٰكُمۡ عَنۡهُ فَٱنتَهُواْۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ «و آنچه که رسول الله به شما بدهد آن را بگیرید، و از آنچه که شما را از آن نهی کرده است پس خودداری کنید، و از الله بترسید، بی‌گمان الله سخت‌کیفر است»، و گواهی میدهم که هیچ خدای بر حق جز آن الله واحد نیست، وهمچنان گواهی میدهم که حضرت محمد (ص) بنده وفرستاده‌ی خدا است، پیامبری که فرمود در میان شما دو چیز را گذاشتم تا زمان به آن دو چنگ بزنید گمراه نمی شوید، آن دو کتاب الله وسنت رسولش صلی الله علیه و آله و سلم است.

  الهی بر پیامبر و آل و اصحاب وهمه پیروان بر حق شان تا روز قیامت رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

 اما بعد!

  بدون شک خداوند انبیاء ورسولانش را فرستاد است تا بشریت را هدایت کند و از تاریکی های هلاکت بسوی روشنایی نجات رهنمایی شان نماید.

  خداوند می فرماید: ﴿لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِۖ «به راستی که پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آن‌ها کتاب (آسمانی) و میزان (عدالت) نازل کردیم تا مردم به عدالت قیام کنند»

  و سپس الله سبحانه و تعالی رسالت را با آخرین نبی خویش محمد صلی الله علیه و سلم اختتام بخشید وآن جناب را بعنوان شاهد و گواه بر اعمال پیشینان و دعوت گر بسوی راه روشنی مبعوث کرد که صلاحیت تطبیق در هر زمان و مکان را دارد.

  وبراو کتابی محکمی (قران)را بشکل معجزه نازل کرد که هیچ باطل برآن پیش نمیشود، و همچنان خداوند بر آن جناب سنت های مبارکه‌ی را وحی کرد تا قرآن را شرح ومجمل آنرا تفسیر نماید

  خداوند می‌فرماید: ﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ٣ إِنۡ هُوَ إِلَّا وَحۡيٞ يُوحَىٰ «و از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید(3) این نیست جز آنچه به او وحی می‌شود (و بجز وحی چیزی نمی‌گوید)»

  ودر جای دیگری نیز خداوند میفرماید: ﴿وَأَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلذِّكۡرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيۡهِمۡ وَلَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ٤٤ «و (ما این) قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم روشن سازی، آنچه را که به سوی آن‌ها نازل شده است، و باشد که آن‌ها بیندیشند»

  و همچنان حدیثی نیز از آنجناب روایت است که فرمودند: بدانید که بر من قرآن و مثل آن از سنت داده شده است.

  واز نظر بیننده قرآن پنهان نیست که در چندین جای از قرآن خداوند میان امر خودش وامر رسولش صلی الله علیه و سلم جمع کرده میفرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱسۡتَجِيبُواْ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمۡ لِمَا يُحۡيِيكُمۡۖ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! (دعوت) الله و پیامبر (او) را اجابت کنید، هنگامی‌که شما را به سوی چیزی فرا می‌خواند که شما را حیات (و زندگی) می‌بخشد» و رضای خودش را نیز با رضای رسولش محمد یکجا بیان نموده است طوری که میفرماید: ﴿يَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَكُمۡ لِيُرۡضُوكُمۡ وَٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَحَقُّ أَن يُرۡضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤۡمِنِينَ «(منافقان) برای شما به الله سوگند یاد می‌کنند، تا شما را خشنود سازند، درحالی‌که اگر ایمان داشتند، شایسته‌تر (این) است که الله و رسولش را خشنود سازند».

  ودر جای دیگری هم خداوند اطاعت از خود واطاعت از رسولش را جمع کرده است و طاعت از خود و رسولش را سبب حصول رحمتش شماریده است، ودر جای دیگری هم خداوند تاکید میکند زمان رحمت الله شامل حال بنده گان میشود که در پهلوی اطاعت از اوامرخداوند از اوامر رسولش نیز اطاعت بعمل آید، میفرماید: ﴿وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ «و الله و پیامبر را اطاعت کنید، تا مورد رحمت (خدا) قرار گیرید».

  و همچنان در همین زمینه ازفقها نیز اجماع وجود دارد که سنت های مبارک پیامبر خدا دلیل ومصدر دوم از مصادر شریعت اسلام است، خداوند میفرماید: ﴿وَأَنزَلَ ٱللَّهُ عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمۡ تَكُن تَعۡلَمُۚ وَكَانَ فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكَ عَظِيمٗا «و الله کتاب و حکمت (= سنت) برتو نازل کرد، و آنچه را نمی‌دانستی، به تو آموخت، و فضل الله بر تو (همیشه) بزرگ بوده‌است». وسنت های پیامبر شامل گفتار، کردار، تقریر ها و همه افعال آنحضرت میباشد؛ خداوند میفرماید: ﴿لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَّهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ وَذَكَرَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا «یقیناً برای شما در زندگی رسول الله سرمشق نیکویی است، برای آنان که به الله و روز آخرت امید دارند، و الله را بسیار یاد می‌کنند». از حضرت عمران فرزند حصین نیز روایت است فرمودند من هرآنچه را از پیامبر خدا می شنیدم نوشته میکردم اهل قریش مرا از این کار ممانعت کردند و گفتن آیا هر آنچه را از رسول خدا می شنوی می نویسی درحال که رسول خدا در هر حالتی از خوشی، قهر وغیره سخن میگوید، عمران فرزند حصین میگوید من بعد ازاین دیگر از نوشتن باز ایستادم تا اینکه موضوع را به رسول الله ذکر کردم؛ پیامبر صلی الله علیه و سلم همرای دستانش بسوی دهن شان اشاره کردند و گفتن بنویس؛ سوگند ذاتی که جان من به اختیار اوست از این دهن جز سخن حق بیرون نمیشود.

  بناءا قرآن کریم مصدر اول وسنت مبارک پیامبر صلی الله علیه و سلم مصدر دوم در شریعت اسلام است. زیرا رسول خدا دانا ترین انسان به مقصد الله بوده و فیصله آنجناب نیز مطابق حکم و فیصله خداوند میباشد. خداوند میفرماید: ﴿وَمَا كَانَ لِمُؤۡمِنٖ وَلَا مُؤۡمِنَةٍ إِذَا قَضَى ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَمۡرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ ٱلۡخِيَرَةُ مِنۡ أَمۡرِهِمۡۗ وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدۡ ضَلَّ ضَلَٰلٗا مُّبِينٗا «و هیچ مرد مؤمن و زن مؤمنی را نسزد؛ هنگامی‌که الله و پیامبرش کاری را حکم کند، آنکه آن‌ها در کارشان اختیاری باشد، و هرکس الله و پیامبرش را نافرمانی کند، به راستی‌که در گمراهی آشکاری گرفتار شده است»

  ودر جای دیگری هم خداوند فرموده است: ﴿فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤۡمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيۡنَهُمۡ ثُمَّ لَا يَجِدُواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَرَجٗا مِّمَّا قَضَيۡتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسۡلِيمٗا «نه، سوگند به پروردگارت که آن‌ها ایمان نمی‌آورند، مگر اینکه در اختلافات خویش تو را داور قرار دهند، و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند و کاملاً تسلیم باشند»، ودر جای هم خداوند مارا از مخالفت امر پیامبرش منع نموده وفرموده است: ﴿وَإِذَا جَآءَهُمۡ أَمۡرٞ مِّنَ ٱلۡأَمۡنِ أَوِ ٱلۡخَوۡفِ أَذَاعُواْ بِهِۦۖ وَلَوۡ رَدُّوهُ إِلَى ٱلرَّسُولِ وَإِلَىٰٓ أُوْلِي ٱلۡأَمۡرِ مِنۡهُمۡ لَعَلِمَهُ ٱلَّذِينَ يَسۡتَنۢبِطُونَهُۥ مِنۡهُمۡۗ «و هنگامی‌که خبری از ایمنی (و پیروزی) یا ترس (و شکست) به آن‌ها برسد آن را شایع می‌سازند، در حالی‌که اگر آن را به پیامبر و صاحبان امرشان باز می‌گرداندند، از حقیقت امر آگاه می‌شدند».

  وبدون شک احادیث پیامبر خدابیان کنند اجمال قرآن است قسمیکه امر به ادای نماز، زکات، حج ودیگر احکام دین در قران مجمل ذکرشده چگونگی عمل برآنها معلوم نیست و پیامبرآنرا گاهی به گفتار و گاهی هم به کردارش تفسیر نموده است.

  مثلکه در موضوع نماز پیامبر خود نماز میخواند و میگوید چناچه مرا دیدید نماز خواندم شما نیز نماز بخوانید که به فعل شان بیان کرده است، ودر جای دیگری هم به گفتار شان بیان میکند ومی فرماید: «وقتی خواستید نماز بخوانید اول تکبیر بگوئید وبعد از تکبیر آنچه را از قرآن برای تان آسان بود تلاوت کنید وبعد ازآن رکوع کنید وبعد از رکوع درست ایستاده شوید وبعد از آن بشکل بسیار آرام سجده بجا آرید وبعد از سجده اول مطمئن بنشینید وبه همین شکل تمام نماز تان را ادا کنید».

  و همچنان سنت های رسول خدا در موضوع زکات نیز بسیاری از فروع آنرا واضح و اندازه‌ی آنرا بیان کرده است. همچنان در موضوع حج پیامبر صلی الله علیه و سلم میفرماید مناسک حج تان را از من یاد بگیرید. و وقتکه شخصی نزد حضرت عمران فرزند حصین آمد و گفت این چه است که شما عمل میکنید اینکه به حدیث عمل مکنید آیات قرآن را ترک کردید، حضرت عمران برایش گفت به من بگو اگر سنت پیامبر نمیبود چی میدانستید که نماز ظهر چند و نماز عصر چند رکعت است وچه میدانستید وقت نماز شام ودیگر نمازها چه وقت است؟ و همچنان از کجا میدانستید که ایستادن به عرفه وزدن شیاطین چه است؟.

  أقولُ قولِي هذَا ، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ

  حمد وثنا مر خدای راست پروردر گار عالمیان است و شهادت میدهم که هیچ خدای بر حق جز الله واحد نیست، وهمچنان شهادت میدهم که حضرت محمد ص بنده وفرستاده‌ی خدا است، الهی بر پیامبر و آل و اصحاب وهمه پیروان بر حق شان تا روز قیامت رحمت کن و مبارک شان بدار.

  برادران مسلمان!

  وقتی ما تاکید بر جایگاه و منزلت سنت پیامبر در شریعت داریم این به آن معنا نیست که ما مردم را به بهانه عمل به سنت پیامبر به انجام یک عادت معین در یک زمان خاص مجبور کنیم بلکه بر ما لازم است فرق واضح میان آن سنت های داشته باشیم که مربوط به عرف و عادات یک وقت خاص است مثل پوشیدن لباس اسباب سفر وغیره، زیرا آنچه مربوط به عرف و عادت مردم میشود با گذشت زمان و مکان تغییر پذیر است تا زمانکه باثوابت شرع شریف در تضاد واقع نشود

  مثل پوشاندن سر در زمان امام شافعی در عرف مردم آن زمان عیب بود وامام شافعی نیز طبق عرف رایج وقتش پوشانیدن سر را از جوان مردی حساب کرد

  و امروز در عرف و عادت زمان ما نپوشاندن سر عیب پنداشته نمیشود و مردم ما با آن مشکلی هم ندارند.

  تاکید میکنیم بر اینکه دشمنان سنت پیامبر دو نوع اند:

۱- آنهایکه دین خدا را تحریف و بر سر آن تجارت میکنند وبه نام دین خانه های مردم را خراب وخون های بیگناه شان را میریزند ومیپندارند که کار خوبی انجام داده اند اینها همان (متنطعون) هستن که پیامبر ما را از آنها بر حذر داشته است، وسه بار تکرارا دعا کردند که متنطعون هلاک باد

  از حضرت عمر روایت است که پیامبر خدا فرمود: «از بیشترین چیزی که بر امتم می ترسم, منافقان شیرین زبان هستند»

۲- کسانی اند که از نور علم کدام بهره نگرفتن. پیامبر فرمود: « الله متعال علم را به یکباره از سينه ی انسان ها محو نمی کند؛ بلکه با وفات علما آن را از بين می برد. تا جایی که (الله) عالِمی را باقی نمی گذارد و مردم جاهلان را رهبر خود قرار می دهند و مسائل خود را از آنها می پرسند و رهبران شان بدون علم فتوا می دهند که هم خود گمراه می شوند وهم ديگران را به گمراهی می کشند»، وسنت پیامبر از همه این جهالت موجود که از شان والای سنت میکاهد ومنهج وسطیت اسلام را زیر سوال میبرند بیزار است.

  بدون شک همه این افراط وتفریط از منهج میانه اسلام‌ بدور بوده وبامقاصد اساسی شریعت اسلام در تضاد است و ظلم و خیانت بزرگ در حق سنت پیامبر می باشد، از اینرو بر علمای متخصص است تا در اصلاح این قلب های مریض وانسان های گمراه زحمت بکشند.

  پس ما ضرورت اساسی داریم باینکه به ظواهر نصوص اکتفا نکرده سنت پیامبر خدارا درست درک کنیم و این کار ممکن نیست مگر به فهم درست و مقاصدی از سنت های پیامبر خدا مطابق به هر زمان و مکان؛ این همان تجدیدی است که احادیث پیامبر خدا بشریت را بسوی آن فرامی خواند، چنانچه پیامبر خود فر موده است بی گمان خداوند در سر هر صد سال برای این امت کسی را بر میگزیند که دین این امت را برای شان تجدید می کند.

  الهی مارا به فهم کتابت و فهم سنت های مبارکه پیامبرت توفیق نصیب کن

 ومارا آنچه بیاموز که برما فایده رساند و بر ما به سبب آنچه که آموختیم نفع برسان و شهر ما را و همه شهر های مسلمانان را در حفظ خود داشته باش.

اهتمام قرآن کریم به ارزش‌های اخلاقی

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿إِنَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ يَهۡدِي لِلَّتِي هِيَ أَقۡوَمُ وَيُبَشِّرُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ أَجۡرٗا كَبِيرٗا «بی‌شک این قرآن، به راهی که آن استوار‌ترین راه‌هاست؛ هدایت می‌کند، و به مؤمنانی که کار‌های شایسته انجام می‌دهند بشارت می‌دهد که برای آن‌ها پاداش بزرگی است»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی‌همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بارخدایا! بر او، بر آل و اصحاب و بر همه کسانی که تا روز قیامت از آنها به نیکی پیروی نمودند, درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

یقینا بخش‌های عظمت و بزرگی در قرآن کریم به حدی زیاد است که به شمارش نمی گنجد، چون قرآن کریم طناب مستحکم و قوی خداوند، ذکر حکمت‌آمیز، روشنایی آشکار و راه راستی است که هیچگاه دستخوش تحریف و تغییر نمی شود، و هیچ گونه باطلی نه از پیش روی آن به آن راه میابد و نه از پشت سر آن، و علما از آن سیر نمی شوند، و عجایب و شگفت انگیزی‌های آن پایان ناپذیر است، و کسی که طبق آن سخن بگوید راست گفته، و کسی که به آن عمل کند پاداش داده می شود، و کسی که طبق آن حکم نماید عدالت کرده است، و کسی که به سوی آن دعوت کند به راه راست راهیاب شده است، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَنَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ تِبۡيَٰنٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٗ وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُسۡلِمِينَ «و (ما این) کتاب را بر تو نازل کردیم، که بیانگر همه چیز، و هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿مَّا فَرَّطۡنَا فِي ٱلۡكِتَٰبِ مِن شَيۡءٖۚ «ما در کتاب (لوح محفوظ) هیچ چیز را فرو گذار نکردیم».

همانا برخی از جوانب عظمت در قرآن کریم اهتمام آن به ساختار اخلاقی در زندگی افراد و ملت ها از طریق سیستم ارزش‌ها، مبادی و قواعدی می باشد که رفتار و سلوک انسان را تنظیم می کند، و این ارزشها برای مجتمعی بنا نهاده می شود که با هم پیوسته است و دارای نفوس پاک و قلب مهربان هستند، و ساکنین این مجتمع در میان شان با صداقت، امانت‌داری، مهربانی و عدالت تعامل می کنند، و همه شان به سنت اختلاف میان مردم، همزیستی مسالمت‌آمیز، احترام دیگران و تلاش بر اعمار دین و دنیا ایمان دارند، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن ذَكَرٖ وَأُنثَىٰ وَجَعَلۡنَٰكُمۡ شُعُوبٗا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓاْۚ إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٞ «ای مردم! بی‌شک ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید، همانا گرامی‌ترین شما نزد الله پرهیزگارترین شماست، بی‌گمان الله دانای آگاه است»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَلَوۡ شَآءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ ٱلنَّاسَ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗۖ وَلَا يَزَالُونَ مُخۡتَلِفِينَ١١٨ إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَۚ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمۡۗ «و اگر پروردگارت می‌خواست، (همۀ) مردم را یک امت قرار می‌داد، ولی (آن‌ها) همواره مختلف اند(118) مگر کسی‌که پروردگارت (بر او) رحم کند، و برای همین آن‌ها را آفریده است»، و در آیت دیگری همچنین می گوید: ﴿هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ وَٱسۡتَعۡمَرَكُمۡ فِيهَا «او شما را از زمین پدید آورد، و شما را در آن به آباد کردنش گمارد».

و کسی که به آیات قرآن کریم تدبر نماید به یقین درمیابد ارزشهای اخلاقی که قرآن کریم به آن دستور می دهد موضوع تفریحی و تحسینی نیست که شود از آن بینیاز بود، یا گاهی به آن عمل نمود و گاهی دیگری آنرا نادیده گرفت، بلکه آن شماری از ارزشهای ثابتی است که به تغییر زمان و اختلاف مکان متغیر و مختلف نمی شود، بزرگترین دلیل آن این است که پیامبر صلی الله علیه وسلم این ارزشها را به حیث منهج زندگی تطبیق می نمود و برآن دستور می داد و تشویق می کرد، چون زمانی که مادر مؤمنان حضرت عائشه صدیقه رضی الله عنها از اخلاق پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسیده شد برای پرسنده شماری از خصال و اخلاق متنوع پیامبر صلی الله علیه وسلم را بر نشمرد، بلکه او را به قرآن کریم حواله داد، سعد بن هشام پیرامون این فرموده خداوند متعال: ﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ «و یقیناً تو (ای محمد) بر اخلاق و خوی بسیار عظیم و والایی هستی»، گفت: از حضرت عائشه رضی الله عنها پرسیدم: ای مادر مؤمنان! چیزی از اخلاق پیامبر صلی الله علیه وسلم برایم بگوی؛ فرمود: “آیا قرآن را تلاوت کرده ای؟” گفتم: بله، پس گفت: “همانا اخلاق پیامبر صلی الله علیه وسلم قرآن بود”، و در پاسخ حضرت عائشه به سائل تأکید برآن شده که همه احکام و آیات قرآن چه بخش عقاید باشد یا شرایع عبادات و معاملات در اصل همه دعوت قوی برای ساختار متکامل اخلاقی انسان می باشد، و پیامبر صلی الله علیه وسلم در این ساختار اخلاقی برای همه امور زندگی بهترین الگو بود.

و از مهمترین این ارزشها: احترام گذاشتن به آدمیت انسان، حفظ کرامت و عدم اهانت او می باشد، این امر دستور خداوند متعال در قرآن کریم برای مسلمانان است تا از هرآنچه که باعث اذیت احساس دیگران می شود همچون تمسخر، استهزاء و بدگمانی خویشتن را پاک و منزه بدارد، چون خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا يَسۡخَرۡ قَوۡمٞ مِّن قَوۡمٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُونُواْ خَيۡرٗا مِّنۡهُمۡ وَلَا نِسَآءٞ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُنَّ خَيۡرٗا مِّنۡهُنَّۖ وَلَا تَلۡمِزُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَلَا تَنَابَزُواْ بِٱلۡأَلۡقَٰبِۖ بِئۡسَ ٱلِٱسۡمُ ٱلۡفُسُوقُ بَعۡدَ ٱلۡإِيمَٰنِۚ وَمَن لَّمۡ يَتُبۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! گروهی (از مردان) گروه دیگر را مسخره نکند، شاید آنان (= مسخره شدگان) از این‌ها بهتر باشند، و نه زنانی، زنان دیگر را، شاید آنان (= مسخره شدگان) از این‌ها بهتر باشند، و از یکدیگر عیبجوئی نکنید، و یکدیگر را با القاب زشت نخوانید، که پس از ایمان (آوردن) نام فسق بسیار (زشت و) بد است و هر که توبه نکرد، پس آنانند که ستمکارند»، و به تعقیب آن می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱجۡتَنِبُواْ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعۡضَ ٱلظَّنِّ إِثۡمٞۖ وَ لَا تَجَسَّسُواْ وَلَا يَغۡتَب بَّعۡضُكُم بَعۡضًاۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمۡ أَن يَأۡكُلَ لَحۡمَ أَخِيهِ مَيۡتٗا فَكَرِهۡتُمُوهُۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٞ رَّحِيمٞ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمان (های بد) بپرهیزید، بی‌شک بعضی از گمان (ها) گناه است، و (در امور دیگران) تجسس (و کنجکاوی) نکنید، و بعضی از شما بعضی دیگر را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادرش را در حالی‌که مرده است، بخورد؟! پس (البته) آن را ناپسند دارید، و از الله بترسید، بی‌گمان الله توبه‌پذیر مهربان است»، پس قرآن کریم به پاکی و سلامت قلب از هرگونه رذایل و کینه توزی دستور می دهد، و از ما می خواهد تا نباید به دیگران بدگمان باشیم، طوری که می فرماید: ﴿لَّوۡلَآ إِذۡ سَمِعۡتُمُوهُ ظَنَّ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ بِأَنفُسِهِمۡ خَيۡرٗا وَقَالُواْ هَٰذَآ إِفۡكٞ مُّبِينٞ «چرا هنگامی‌که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان مؤمن نسبت به خود گمان خیر نبردند، و نگفتند: این تهمتی (بزرگ و) آشکار است».

وهمچنین برخی از ارزشهایی که قرآن کریم به ایجاد و استحکام آن اهتمام داده: ارزش همکاری، همبستگی و مهربانی است، طوری که قرآن کریم همه افراد مجتمع را دستور داده تا با یکدیگر بر نیکی و پرهیزگاری همکاری کنند، چنانچه می فرماید: ﴿وَتَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰۖ وَلَا تَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِۚ «و در راه نیکو کاری و پرهیزگاری با همدیگر همکاری کنید و (هرگز) در راه گناه و تجاوز همکاری نکنید»، پس دانسته می شود که تعاون میان افراد مجتمع یکی از عوامل قدرت و پیشرفت دولت است، و باعث تحقیق امینت گروهی شهروندان آن می شود، چون هر شخص خواستهایی دارد برای تحقیق آن تلاش می کند، و در راه به دست آوردن آن می کوشد، پس اگر روحیه همبستگی ملی میان افراد جامعه بلند برود همه آنها مطمئن می شوند و نفسیات شان در قبال این خواستهای شان آسایش می گردد، بلکه او خود برای اعلای ارزشهای همبستگی میان افراد مجتمع به اندازه توانش تلاش می کند، خداوند به شاعر خیر نصیب کند می گوید:

مردم برای مردم چه عرب باشند یا عجم * برخی آنها برای برخی دیگر شان اند اگرچه احساس خدمت نکنند.

و پیامبر صلی الله علیه وسلم در بسیاری از احادیث ارزش تعاون و همکاری را بیان نموده است، چنانچه می فرماید: « مؤمنان در دوستی، مهربانی و همکاری با يکديگر، مانند پيکری هستند که اگر يک عضو آن به درد آيد، ساير اعضا با بی خوابی (بی قراری) و تب با آن هم نوا می شوند»، و در حدیث دیگری می گوید: «مسلمان برادر مسلمان است، درحق او ستم روا نمی دارد، او را به دشمن تسلیم نمی کند، و کسی که نیاز برادر خود را برآورده بسازد خداوند نیاز او را برآورده می سازد، و کسی که سختی و مشکلاتی را از برادر مسلمان خود رفع نماید خداوند مشکلات روز قیامت را از او رفع و دفع می کند، و کسی که عیوب مسلمانی را بپوشاند خداوند عیوب او را در روز قیامت می پوشاند».

و برخی از این ارزشها: ارزش تفکر و کاربرد عقل است، خداوند بندگان خود را دستور داده تا پیرامون ملکوت آسمانها و زمین و دیگرگونی شب و روز تفکر نمایند، و توصیف اندیشمندان را بیان نموده است، طوری که می فرماید: ﴿إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ١٩٠ ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ «به راستی در آفرینش آسمان‌ها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌های (آشکاری) برای خردمندان است(190) کسانی‌که الله را در حال ایستاده و نشسته، و بر پهلوی خویش (آرمیده) یاد می‌کنند، و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند، (و می‌گویند:) پروردگارا این‌ها را بیهوده نیافریده‌ای، منزهّی تو! پس ما را از عذاب آتش (دوزخ) نگاه دار»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿أَوَلَمۡ يَنظُرُواْ فِي مَلَكُوتِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٖ «آیا در ملکوت آسمان‌ها و زمین، و آنچه الله آفریده است، نمی‌نگرند؟!»، و برای ما دروازه های تدبر و تفکر را باز گذاشته است، چنانچه می فرماید: ﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي رَفَعَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيۡرِ عَمَدٖ تَرَوۡنَهَاۖ «الله کسی است که آسمان‌ها را بدون ستون بر افراشت که می‌بینید»، و در آیت دیگری می گوید: ﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن جَعَلَ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمُ ٱلنَّهَارَ سَرۡمَدًا إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ مَنۡ إِلَٰهٌ غَيۡرُ ٱللَّهِ يَأۡتِيكُم بِلَيۡلٖ تَسۡكُنُونَ فِيهِۚ أَفَلَا تُبۡصِرُونَ «بگو: به من خبر دهید اگر الله روز را تا روز قیامت بر شما پایدار گرداند، کیست معبودی جز الله که برای شما شبی آورد که در آن آرام بگیرید؟! آیا نمی‌بینید؟!»، همچنین ما را دستور داده تا در نفس و وجدان خویش بیندیشیم: ﴿أَوَ لَمۡ يَتَفَكَّرُواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۗ «آیا در ضمیر خود نیندیشیده‌اند»، همچنین می گوید: ﴿وَفِي ٱلۡأَرۡضِ ءَايَٰتٞ لِّلۡمُوقِنِينَ * وَفِيٓ أَنفُسِكُمۡۚ أَفَلَا تُبۡصِرُونَ «و در زمین (عبرت و) نشانه‌های برای اهل یقین است * و (نیز) در وجود خودتان، آیا نمی‌بینید؟»، پس دانسته می شود که قرآن کریم برای ما دروازه تفکر را به سوی هرآنچه که به نفع انسان است باز گذاشته است، این تفکر عبادت است صحابه و تابعین آنرا درک کرده و اهداف آنرا دانستند، ابودرداء رضی الله عنه می گوید: یک ساعت اندیشیدن بهتر از یک شب را به عبادت زنده داشتن است، و وهب بن منبه رحمه الله می گوید: به هراندازه که انسان بیشتر بیندیشد به همان اندازه بیشتر می فهمد، و هرقدر زیاد بفهمد به همان اندازه علم کمایی می کند و وقتی علم کمایی کند به آن عمل می کند.

و برخی دیگری این ارزشها: ارزش گفتگو و احترام دیگران است، چون بسیاری از آیات قرآن کریم امت اسلامی بلکه همه بشریت را به اهمیت گفتگو در زندگی مردم راهنمایی می کند، چون گفتگو روشی است که خداوند متعال برای پیامبران علیهم السلام به حیث منهج دعوت و تبلیغ شان میان مردم برگزیده است؛ زیرا اسلام به آزادی اعتقاد باورمند است، خداوند متعال می فرماید: ﴿لَآ إِكۡرَاهَ فِي ٱلدِّينِۖ قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشۡدُ مِنَ ٱلۡغَيِّۚ «در (قبول) دین هیچ اجباری نیست، به راستی که راه راست (و هدایت) از راه انحراف (و گمراهی) روشن شده است»، طوری که حضرت نوح علیه السلام در یکی از مواقف دعوتهای دراز مدتش قوم خود را چنین خطاب می کند: ﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّي وَءَاتَىٰنِي رَحۡمَةٗ مِّنۡ عِندِهِۦ فَعُمِّيَتۡ عَلَيۡكُمۡ أَنُلۡزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمۡ لَهَا كَٰرِهُونَ «(نوح) گفت: ای قوم من! به من خبر دهید، اگر من دلیل (و حجت) آشکاری از پروردگارم داشته باشم و از نزد خود رحمتی به من عطا کرده باشد، پس (آن) بر شما پوشیده مانده است، آیا می‌توانیم شما را به (پذیرش) آن اجبار کنیم، در حالی‌که شما از آن کراهت دارید؟!».

و حضرت ابراهیم علیه السلام در برابر پادشاه ستمگر چنین دلیل عقلانی می آورد: ﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِي حَآجَّ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ فِي رَبِّهِۦٓ أَنۡ ءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ٱلۡمُلۡكَ إِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ رَبِّيَ ٱلَّذِي يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا۠ أُحۡيِۦ وَأُمِيتُۖ قَالَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ فَإِنَّ ٱللَّهَ يَأۡتِي بِٱلشَّمۡسِ مِنَ ٱلۡمَشۡرِقِ فَأۡتِ بِهَا مِنَ ٱلۡمَغۡرِبِ فَبُهِتَ ٱلَّذِي كَفَرَۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ «آیا ندیدی و (آ گاهی نداری از) کسی (= نمرود پادشاه بابل) که با ابراهیم دربارۀ پروردگارش به مجادله و گفتگو پرداخت؟ بدان خاطر که الله به او پادشاهی داده بود و (از کبر و غرور سرمست شده بود،) هنگامی‌که ابراهیم گفت: پروردگار من کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند (نمرود) گفت:  من (نیز) زنده می‌کنم و می‌میرانم ابراهیم گفت: همانا الله، خورشید را از مشرق می‌آورد، پس تو آن را از مغرب بیاور! (در اینجا) آن کسی‌که کفر ورزیده بود مبهوت شد و الله قوم ستمگر را هدایت نمی‌کند»، و عین همین منهج حضرت موسی علیه السلام نیز در گفتگویش با فرعون رفتار نمود، در این خصوص نیز خداوند متعال می فرماید: ﴿قَالَ فِرۡعَوۡنُ وَمَا رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٢٣ قَالَ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَآۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ٢٤ قَالَ لِمَنۡ حَوۡلَهُۥٓ أَلَا تَسۡتَمِعُونَ٢٥ قَالَ رَبُّكُمۡ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ٢٦ قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ ٱلَّذِيٓ أُرۡسِلَ إِلَيۡكُمۡ لَمَجۡنُونٞ٢٧ قَالَ رَبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ وَمَا بَيۡنَهُمَآۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡقِلُونَ٢٨ قَالَ لَئِنِ ٱتَّخَذۡتَ إِلَٰهًا غَيۡرِي لَأَجۡعَلَنَّكَ مِنَ ٱلۡمَسۡجُونِينَ «فرعون گفت: پروردگار جهانیان چیست؟!(23) (موسی) گفت: پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر اهل یقین هستید(24) (فرعون) به آن‌های که در اطرافش بودند؛ گفت: آیا نمی‌شنوید؟(25) (موسی) گفت: (او) پروردگار شما و پروردگار نیاکان پیشین شماست(26) (فرعون) گفت: بی‌تردید پیامبرتان که به سوی شما فرستاده شده دیوانه است(27) (موسی) گفت: (او) پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آن دو است، اگر بیندیشید(28) (فرعون) گفت: اگر معبودی جز من برگزینی، البته تو را از زندانیان قرار خواهم داد».

همانا در ترسیخ قرآن کریم ارزش گفتگو را دعوت برای ترقی بشریت و احترام دیگران است، قطع نظر از رنگ، دین، نوع و نژاد آنها، و فکره یکه‌تازی و تعصب و خودخواهی را نابود می سازد، چون قرآن کریم کرامت بشریت را به اعتبار بشر بودن شان حفظ نموده است نه به هیچ اعتبار دیگری، خداوند می فرماید: ﴿وَلَقَدۡ كَرَّمۡنَا بَنِيٓ ءَادَمَ وَحَمَلۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ وَرَزَقۡنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَفَضَّلۡنَٰهُمۡ عَلَىٰ كَثِيرٖ مِّمَّنۡ خَلَقۡنَا تَفۡضِيلٗا «و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم، و آن‌ها را در خشکی و دریا (بر مرکبها) حمل کردیم، و از انواع (روزیهای) پاکیزه به آن‌ها روزی دادیم، و آن‌ها را بر بسیاری از موجوداتی که آفریده‌ایم؛ چنانکه باید برتری بخشیدیم»، و در جای دیگری می گوید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُواْ رَبَّكُمُ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ وَخَلَقَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا وَبَثَّ مِنۡهُمَا رِجَالٗا كَثِيرٗا وَنِسَآءٗۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِي تَسَآءَلُونَ بِهِۦ وَٱلۡأَرۡحَامَۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَيۡكُمۡ رَقِيبٗا «ای مردم از پروردگارتان بترسید، آن ذاتی که شما را از یک تن آفرید، و همسرش را (نیز) از او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکنده کرد، و از پروردگاری که به (نام) او از همدیگر درخواست می‌کنید، و (همچنین) از (گسستن) پیوند خویشاوندی بپرهیزید بی‌گمان الله همواره بر شما مراقب (و نگهبان) است».

أَقُولُ قَوْلِي هَذَا وَأَسْتَغْفِرُ اللهَ لِي وَلَكُمْ

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود به حق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او و بر همه آل و اصحال او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

وبرخی از ارزشهای اخلاقی که قرآن کریم به سوی آن دعوت نموده است: کنترول خود و فروکش کردن خشم است، چون معلوم است که انسان در این زندگی حتما در معرض برخی مواقفی قرار می گیرد که باعث به وجود آمدن خشم و غضبش می شود؛ و نفس بشریت به آنچه که می شنود و می بیند عکس العمل نشاد می دهد، در این خصوص آیات قرآن کریم به مدیریت نفس، فروکش کردن خشم، گذشت و عفو دعوت می کند، چنانچه خداوند می فرماید: ﴿۞وَسَارِعُوٓاْ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ١٣٣ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَٱلۡكَٰظِمِينَ ٱلۡغَيۡظَ وَٱلۡعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ «و به سوی آمرزش پروردگارتان، و بهشتی که پهنای آن (به قدر) آسمان‌ها و زمین است، (و) برای پرهیزگاران آماده شده‌است، بشتابید(133) آن کسانی‌که در توانگری و تنگدستی انفاق می‌کنند، و خشم خود را فرو می‌برند، و از مردم در می‌گذرند، و الله نیکوکاران را دوست می‌دارد»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَلَا يَأۡتَلِ أُوْلُواْ ٱلۡفَضۡلِ مِنكُمۡ وَٱلسَّعَةِ أَن يُؤۡتُوٓاْ أُوْلِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينَ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۖ وَلۡيَعۡفُواْ وَلۡيَصۡفَحُوٓاْۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٌ «کسانی از میان شما كه توانگر و (دارای) وسعت (زندگی) هستند، نباید سوگند بخورند بر آن که به خویشاوندان و مستمندان و مهاجران در راه الله چیزی ندهند، آن‌ها باید عفو کنند و چشم بپوشند، آیا دوست نمی‌دارید که الله شما را ببخشد؟! و الله آمرزندۀ مهربان است»، و در آیت دیگری می گوید: ﴿وَلَا تَسۡتَوِي ٱلۡحَسَنَةُ وَلَا ٱلسَّيِّئَةُۚ ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ٣٤ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواْ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٖ «و (هرگز) نیکی و بدی یکسان نیست، همیشه به نیکو‌ترین شیوه پاسخ ده، پس ناگاه (می‌بینی) همان کس‌که میان تو و او دشمنی است، گویی دوست صمیمی است(34) و (اما) جز کسانی‌که شکیبا باشند آن را نپذیرند، و جز دارندۀ بهرۀ بزرگ (از ایمان و اخلاق) آن را نپذیرد».

و برخی از این ارزشها: اصلاح میان مردم است، چون خیلی زیاد است آیات قرآن کریم که به آوردن اصلاحات میان مردم دستور می دهد، و اصلاح گران را به پاداش بزرگ مژده می دهد، طوری که می فرماید: ﴿لَّا خَيۡرَ فِي كَثِيرٖ مِّن نَّجۡوَىٰهُمۡ إِلَّا مَنۡ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوۡ مَعۡرُوفٍ أَوۡ إِصۡلَٰحِۢ بَيۡنَ ٱلنَّاسِۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ ٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِ ٱللَّهِ فَسَوۡفَ نُؤۡتِيهِ أَجۡرًا عَظِيمٗا «در بسیاری از (در گوشی و) نجواهای‌شان خیری نیست، مگر که (با این کار) امر به صدقه دادن یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم کند و هر کس برای خشنودی الله چنین کند، به زودی پاداش بزرگی به او خواهیم داد»، همچنین می فرماید: ﴿فَمَنۡ خَافَ مِن مُّوصٖ جَنَفًا أَوۡ إِثۡمٗا فَأَصۡلَحَ بَيۡنَهُمۡ فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ «پس کسی‌که از بی عدالتی (و میل بی جای) وصیت‌کننده (نسبت به ورثه) یا از گناه او (در وصیت به کار خلاف) بترسد، آنگاه میان آن‌ها را اصلاح نمود، پس گناهی بر او نیست بدرستی که الله آمرزندۀ مهربان است»، و در آیت دیگری می گوید: ﴿وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡيَتَٰمَىٰۖ قُلۡ إِصۡلَاحٞ لَّهُمۡ خَيۡرٞۖ وَإِن تُخَالِطُوهُمۡ فَإِخۡوَٰنُكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ ٱلۡمُفۡسِدَ مِنَ ٱلۡمُصۡلِحِۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَأَعۡنَتَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ «و از تو درباره یتیمان می‌پرسند، بگو: اصلاح کردن (کار) آنان بهتراست، و اگر با آنان همزیستی کنید؛ آن‌ها برادران (دینی) شما هستند و الله تباهکار را از درستکار می‌شناسد، و اگر الله می‌خواست شما را به زحمت می‌انداخت، به راستی که الله توانمند حکیم است»، و خداوند کسانی را به صورت شدید هشدار داده که میان مردم فساد کاری می کنند، طوری که می فرماید: ﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُعۡجِبُكَ قَوۡلُهُۥ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَيُشۡهِدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلۡبِهِۦ وَهُوَ أَلَدُّ ٱلۡخِصَامِ٢٠٤ وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ لِيُفۡسِدَ فِيهَا وَيُهۡلِكَ ٱلۡحَرۡثَ وَٱلنَّسۡلَۚ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَسَادَ٢٠٥ وَإِذَا قِيلَ لَهُ ٱتَّقِ ٱللَّهَ أَخَذَتۡهُ ٱلۡعِزَّةُ بِٱلۡإِثۡمِۚ فَحَسۡبُهُۥ جَهَنَّمُۖ وَلَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ «و از مردم کسی هست که گفتارش در (باره) زندگی دنیا تو را به شگفت می‌اندازد و الله را بر آنچه در دل خود دارد؛ گواه می‌گیرد، و حال آنکه او سرسخت ترین دشمنان است(204) او هنگامی‌که روی بر می‌گرداند و می‌رود (و یا به ریاستی می‌رسد) در راه فساد در زمین کوشش می‌کند و کشت و نسل را نابود می‌سازد، و الله فساد و (تباهکاری) را دوست نمی‌دارد(205) و چون به او گفته شود: از الله بترس خود بزرگ‌بینی و (تکبر) او را به گناه می‌کشاند پس (آتش) جهنم او را کافی است و چه بد آرامگاهی است».

پس ما چقدر نیازمند هستیم تا به ارزشهای اخلاقی تمسک نماییم که خداوند در قرآن کریم به آنها دستور داده و پیامبر صلی الله علیه وسلم تطبیق نموده است، تا به جایگاه و درجه‌ای از تمدن، پیشرفت و ترقی برسیم که نیاکان ما رسیده بودند، خداوند به احمد شوقی پاداش بی پایان دهد چنین می فرماید:

درواقع ملتها با اخلاق‌شان باقی می مانند

پس اگر اخلاق‌شان برود برای شان وجودی نخواهد ماند

بار خدایا، ما را به اخلاق نیک هدایت کن چون جز تو هیچ کسی به اخلاق نیک هدایت نمی کند، و بد اخلاقی را از ما دور و دفع نما چون جز تو هیچ کسی اخلاق بد را از ما دور نمی سازد، کشور و ملت ما را با همه کشورها و ملت های دنیا حفظ کن.

فواید ایمان

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ يَهۡدِيهِمۡ رَبُّهُم بِإِيمَٰنِهِمۡۖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمُ ٱلۡأَنۡهَٰرُ فِي جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ «بی‌گمان کسانی‌که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، پروردگارشان به سبب ایمان‌شان آن‌ها را به باغ‌های (بهشت) پر نعمت هدایت می‌کنند که نهرها زیر (درختان) آن جاری است»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا، بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

  همانا برخی از نعمت های الهی بر بندگانش این است که برای هر کار نیکی که انسان انجام می دهد فایده و ثمره پاکی مقرر داشته است، و بزرگترین عمل نیکی که فایده آن بر فرد و مجتمع بر می گردد ایمان آوردن به خداوند متعال است؛ و پیامبر صلی الله علیه وسلم حقیقت ایمانی که باید در قلب انسان مسلمان متحقق گردد را برای ما هنگامی بیان نموده است که حضرت جبریل امین علیه السلام از او درباره ایمان پرسید، پس فرمود: «… اینکه به الله، به فرشتگان او، به کتابهای او، به پیامبران او، به روز قیامت و به تقدیر خیر و شر که از جانت خدا است ایمان داشته باشی، (جبریل) گفت: راست گفتی»، پس ایمان تنها سخنی نیست که به زبان گفته شود، بلکه ایمان به معنای اعتقاد وباور داشتن به قلب، اقرار به زبان و انجام عمل به اعضای بدن است، پس ایمان آن است که به قلب جا بگیرد و عمل اعضای بدن با بجا کردن اوامر و اجتناب از نواهی آنرا تصدیق و تأیید نماید.

  و هنگامی که از حضرت امام حسن بصری رحمه الله پرسیده شد که آیا مؤمن هستی؟ در پاسخ فرمود: “ایمان به دو نوع است؛ پس اگر از من پیرامون ایمان به خدا، ایمان به فرشتگان، به کتابهای آسمانی، به پیامبران الهی، بهشت، زنده شدن پس از مرگ و حساب می پرسی، من به همه آنها ایمان دارم و مؤمن هستم، و اگر درباره این فرموده خداوند متعال می پرسی که می فرماید: ﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَإِذَا تُلِيَتۡ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُهُۥ زَادَتۡهُمۡ إِيمَٰنٗا وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ٢ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ٣ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ حَقّٗاۚ «مؤمنان تنها کسانی هستند که چون نام الله برده شود، دل‌های شان ترسان گردد، و چون آیات او بر آن‌ها خوانده شود، ایمان‌شان افزون گردد، و بر پروردگارشان توکل می‌کنند(2) کسانی‌که نماز را بر پا می‌دارند، و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند(3) اینان، مؤمنان حقیقی هستند»، پس سوگند به الله نمی دانم آیا من از جمله آنها هستم یا خیر؟.

  پس ایمان واقعی وقتی به اعماق دل برسد و بر کالبد جان سیطره نماید, آثار قوی آن بر روح و عقل فرد و مجتمع بازتاب میابد، و برخی از آثار و فواید آن این است که اخلاق انسان را نیک می سازد، زیرا ایمان و امانت‌داری دو برادری هستند که هیچگاه از هم جدا نمی شوند، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که امانت‌دار نیست ایمان ندارد، و کسی که عهد دار نیست (=پیمان شکن است) دین ندارد»، همینطور ایمان و حیا دو قرین هم هستند، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «حیا و ایمان باهم قرینند، پس وقتی یک آن بلند برود دیگر آن نیز بلند می رود»، ایمان و صداقت نیز لازم هم اند، از صفوان بن سلیم رضی الله عنه روایت است که گفت: به پیامبر گفته شد: آیا مسلمان ترسو می باشد؟ فرمود: «بله»، باز گفته شد: آیا مسلمان بخیل می باشد؟ فرمود: «بله»، باز گفته شد: آیا مسلمان دروغ‌گو می باشد؟ فرمود: «نخیر». و برخی از بزرگان ایمان را صداقت و راستگویی معرفی نموده است، طوری که فرموده است: ایمان واقعی این است که راست بگویی با وجود که گمان می کنی اگر راست بگویی شاید زیان کنی، و اینکه دروغ نگویی باوجودی که می دانی اگر دروغ بگویی فایده می کنی، پس اگر در وجود کسی اخلاق کریمه و خوب دریافتی بدان که آن از نتایج و فواید ایمان درست است، چون مسلمان همیشه سخن زیبا و درستی می گوید که اصلاح می آورد باعث فساد نمی شود، آباد می سازد ویران نمی کند، زیرا دین مقدس ما دین اخلاق، اصلاح، ساختار و آبادانی است، پس کسی که چنین کارهایی را بیشتر از تو انجام داد بدان که دین‌داری او بیشتر از توست.

  و برخی از فوائد ایمان: ایجاد آرامش و اطمینان است، پس وقتی ایمان در نفس بشریت جا بگیرد, دراین حالت قلب او مملو از آرامش، یقین و خشنودی می گردد؛ پس در دنیا و آخرت خوشبخت می شود، و مسلمان واقعی به یقین می داند نصیب او همیشه از خودش است به هیچ کس دیگری داده نمی شود، و نصیب دیگران از خود آنها است و به او نخواهد رسید، این امر باعث می شود تا در حالت آسایش و رفاه شکر خدا را بجا بیاورد و در حالت سختی و مشکلات صبر و شکیبایی نماید، پس قلبش مطمئن می گردد براینکه فیصله خداوند درباره او به خیرش است، خداوند متعال می فرماید: ﴿مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۗ وَمَن يُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ يَهۡدِ قَلۡبَهُۥۚ «هیچ مصیبتی (به انسان) نمی‌رسد، مگر به حکم (و فرمان) الله و هرکس به الله ایمان آورد (الله) قلبش را هدایت می‌کند»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «خوشا به حال مسلمان! همه امورش خیر است، اینچنین حالت جز به مؤمن میسر نمی شود، اگر به رفاه و آسایش نایل آید شکر خدا را بجا می آورد، پس برایش خیر است، و اگر به سختی و مشکلات مبتلا گردد صبر می کند، پس آن نیز برایش خیر است».

  و برخی دیگر از فواید ایمان: ایمان صاحب خود را از ارتکاب مهلکات محفوظ می دارد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «انسان زنا کار وقتی زنا می کند در آن هنگام او مؤمن نیست، و شراب خوار وقتی شراب می نوشد در آن وقت مؤمن نمی باشد، و دزد هنگام دزدی کردن مؤمن نیست، و غارت‌گر هنگامی که از پیش چشم مردم مال دیگران را چپاول می کند در آن وقت مؤمن نمی باشد»، همچنین مسلمان واقعی خود را از هرآنچه که باعث اذیت مشاعر دیگران می شود پاک و دور نگه می دارد مانند استهزا کردن و بدگمانی به مردم، خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا يَسۡخَرۡ قَوۡمٞ مِّن قَوۡمٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُونُواْ خَيۡرٗا مِّنۡهُمۡ وَلَا نِسَآءٞ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُنَّ خَيۡرٗا مِّنۡهُنَّۖ وَلَا تَلۡمِزُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَلَا تَنَابَزُواْ بِٱلۡأَلۡقَٰبِۖ بِئۡسَ ٱلِٱسۡمُ ٱلۡفُسُوقُ بَعۡدَ ٱلۡإِيمَٰنِۚ وَمَن لَّمۡ يَتُبۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! گروهی (از مردان) گروه دیگر را مسخره نکند، شاید آنان (= مسخره شدگان) از این‌ها بهتر باشند، و نه زنانی، زنان دیگر را، شاید آنان (= مسخره شدگان) از این‌ها بهتر باشند، و از یکدیگر عیبجوئی نکنید، و یکدیگر را با القاب زشت نخوانید، که پس از ایمان (آوردن) نام فسق بسیار (زشت و) بد است و هر که توبه نکرد، پس آنانند که ستمکارند»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱجۡتَنِبُواْ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعۡضَ ٱلظَّنِّ إِثۡمٞۖ وَ لَا تَجَسَّسُواْ وَلَا يَغۡتَب بَّعۡضُكُم بَعۡضًاۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمۡ أَن يَأۡكُلَ لَحۡمَ أَخِيهِ مَيۡتٗا فَكَرِهۡتُمُوهُۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٞ رَّحِيمٞ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمان (های بد) بپرهیزید، بی‌شک بعضی از گمان (ها) گناه است، و (در امور دیگران) تجسس (و کنجکاوی) نکنید، و بعضی از شما بعضی دیگر را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادرش را در حالی‌که مرده است، بخورد؟! پس (البته) آن را ناپسند دارید، و از الله بترسید، بی‌گمان الله توبه‌پذیر مهربان است»، پس ایمان باعث سلامت سینه می شود، خداوند می فرماید: ﴿لَّوۡلَآ إِذۡ سَمِعۡتُمُوهُ ظَنَّ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ بِأَنفُسِهِمۡ خَيۡرٗا وَقَالُواْ هَٰذَآ إِفۡكٞ مُّبِينٞ «چرا هنگامی‌که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان مؤمن نسبت به خود گمان خیر نبردند، و نگفتند: این تهمتی (بزرگ و) آشکار است».

  و برخی از فواید ایمان: تأیید و پیروزی از جانب خداوند متعال، چون ایمان واقعی بنده را همیشه با خدا می سازد، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ «یقینا الله با مؤمنان است»، دراینجا با خدایی تقاضای پیروزی، همکاری و تأیید را می کند، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن تَنصُرُواْ ٱللَّهَ يَنصُرۡكُمۡ وَيُثَبِّتۡ أَقۡدَامَكُمۡ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! اگر (دین) الله را یاری کنید، (الله) شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را (ثابت و) استوار می‌دارد»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَيَوۡمَ يَقُومُ ٱلۡأَشۡهَٰدُ «یقیناً ما پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده‌اند، در زندگی دنیا و روزی‌که گواهان (برای گواهی) بر خیزند، یاری می‌کنیم»، ﴿ٱلَّذِينَ قَالَ لَهُمُ ٱلنَّاسُ إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدۡ جَمَعُواْ لَكُمۡ فَٱخۡشَوۡهُمۡ فَزَادَهُمۡ إِيمَٰنٗا وَقَالُواْ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ١٧٣ فَٱنقَلَبُواْ بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ لَّمۡ يَمۡسَسۡهُمۡ سُوٓءٞ وَٱتَّبَعُواْ رِضۡوَٰنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ ذُو فَضۡلٍ عَظِيمٍ «کسانی‌که مردم به آنان گفتند: مردم (= مشرکان مکه) برای (جنگ با) شما گرد آمده‌اند، پس از آن‌ها بترسید (این سخن) بر ایمان‌شان افزوده و گفتند: الله ما را بس است، و بهترین حامی است(173)پس به نعمت و فضل الله (از میدان جنگ) بازگشتند، هیچ آسیبی به آنان نرسید، و خشنودی الله را پیروی کردند، و الله دارای فضل و بخشش بزرگی است».

  و برخی از فواید ایمان: خداوند محبت بنده با ایمان را در دل مخلوق خود غرس می کند، پس می بینی که مؤمن واقعی نرم و آسان می باشد و زود الفت می گیرد و دیگران به او الفت می گیرند، خداوند می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَيَجۡعَلُ لَهُمُ ٱلرَّحۡمَٰنُ وُدّٗ «بی‌گمان کسانی‌که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، (الله) رحمان برای آن‌ها محبتی (در دل‌ها) قرار می‌دهد»، پس هرگاه بنده‌ای با قلب مؤمن صادق بر پروردگارش رو بیاورد، خداوند با قلوب مؤمنان بر او رو می آورد، در حدیث قدسی روایت است: «وقتی خداوند بنده‌ی را دوست بدارد حضرت جبریل امین را می گوید من فلان بنده را دوست می دارم پس دوستش بدار، پس حضرت جبریل نیز او را دوست می دارد سپس حضرت جبریل اهل آسمان را صدا می کند که همانا خداوند فلان بنده را دوست می دارد پس شما نیز او را دوست بدارید، پس همه اهل آسمان او را دوست می دارند، سپس همه اهل زمین او را می پذیرند و دوست می دارند»، همچنین در حدیث قدسی خداوند متعال می فرماید: «همیشه بنده ام با ادای نوافل به من نزدیک می شود تا که من او را دوست می دارم، پس وقتی من او را دوست داشتم پس گوش او می شوم که می شنود، چشمش می شوم که با آن می بیند، دستش می شوم که با آن می گیرد، و پایش می شوم که با آن راه می رود، و هرگاه از من چیزی بخواهد حتما برایش می دهم، و وقتی از من مدد جوید یاری اش می کنم».

  و برخی دیگری از فواید ایمان: ایمان سبب رفع شدن مشکلات، دفع بلاها و دوری اندوه می باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «آیا به شما چیزی را معرفی نکنم اگر وقتی یکی از شما دچار بلا یا مشکلات دنیوی می شود به آن دعا نماید مشکلاتش رفع و دفع می گردد؟» گفتند: بله ای رسول خدا آنرا معرفی کن، فرمود: «آنچیز عبارت از دعای ذون النون (حضرت یونس علیه السلام) است که فرموده بود: {لا إله إلا أنت سبحانک إنی کنتُ من الظالمین} یعنی: نیست هیچ معبودی جز تو، پاک و منزه هستی، همانا من از ستمکاران بودم»، خداوند بعد از آن در پاسخ حضرت یونس گفت: ﴿فَٱسۡتَجَبۡنَا لَهُۥ وَنَجَّيۡنَٰهُ مِنَ ٱلۡغَمِّۚ وَكَذَٰلِكَ نُ‍ۨجِي ٱلۡمُؤۡمِنِينَ «پس دعای او را اجابت کردیم، و از اندوه نجاتش دادیم، و این گونه مؤمنان را نجات می‌دهیم»، پس دانسته می‌شود که این نجات برای عموم مؤمنان می باشد.

أقول قولي هذا وأستغفر الله لي ولكم

    ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود به حق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا، بر و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

  درواقع بزرگترین فواید ایمان این است که صلح و امنیت اجتماعی را متحقق می سازد، پس مؤمن واقعی وقتی ایمان در قلب او متمکن گردد او منبع امنیت و آرامش و اطمینان و استقرار می گردد، پس مردم او را بر جان، روح و اموال شان امین می پندارند، طوری که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مسلمان واقعی کسی است که مردم از زبان و دست او در امان باشند، و مؤمن واقعی کسی است که مردم او را بر اموال و اعراض شان امین بپندارند»، پس تخویف و ارهاب مردم یا تجاوز برآنان از اخلاق مؤمنین نیست، حتی اگرچه این مردم مسلمان نباشند، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که معاهد (شهروند غیر مسلمان کشور اسلامی) را به قتل برساند بوی بهشت به مشامش نمی رسد، درحالی که بوی بهشت از مسافه چهل سال راه احساس می شود».

  و پیامبر صلی الله علیه وسلم به صراحت بیان نموده کسی که همسایه خود را اذیت کند یا خود با شکم سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد, ایمانش کامل نیست، طوری که فرمود: «سوگند به الله ایمان نیاورده است، سوگند به الله ایمان نیاورده است، سوگند به الله ایمان نیاورده است، گفته شد: چه کسی ای رسول الله؟، فرمود: کسی که همسایه اش از آزار و اذیت او در امان نباشد»، و در حدیث دیگری می فرماید: «به من ایمان نیاورده است کسی که شب را با شکم سیر سپری نماید و همسایه اش در کنار او گرسنه باشد درحالی که او می داند»، پس ایمان واقعی صاحب خود را باعث می شود تا کار نیک انجام بدهد، و با دیگران کمک کند، و ایمان واقعی اخلاق صاحب خود را درست می سازد، و اثر آن بر رفتار، سلوک، حرکات و تعامل صاحبش با خلق خداوند آشکار می شود، همیشه صاحبش برای کسب خشنودی خداوند یکتا با انسانها حیوانات و جمادات مهربان می باشد، خداوند می فرماید: ﴿وَيُطۡعِمُونَ ٱلطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ مِسۡكِينٗا وَيَتِيمٗا وَأَسِيرًا٨ إِنَّمَا نُطۡعِمُكُمۡ لِوَجۡهِ ٱللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمۡ جَزَآءٗ وَلَا شُكُورًا «و غذا را با این‌که (نیاز و) دوست دارند به مسکین و یتیم و اسیر می‌بخشند(8) (و می‌گویند:) ما فقط به خاطر الله به شما غذا می‌دهیم، نه از شما پاداشی می‌خواهیم و نه سپاسی».

خداوند به شاعر خیر نصیب کند چنین می گوید:

وقتی ایمان ضایع گردد امنیتی نخواهد بود * وکسی که دین ندارد دنیا نخواهد داشت

وکسیکه به زندگی بی دینی خشنود شود * واقعا نابودی را قرین خویش ساخته است

و از بزرگترین فواید ایمان به خداوند متعال: آنچه از پاداش بزرگ و نعمات جاودانی است که خداوند به بندگان مؤمن خود در آخرت وعده نموده است، طوری که می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ يَهۡدِيهِمۡ رَبُّهُم بِإِيمَٰنِهِمۡۖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمُ ٱلۡأَنۡهَٰرُ فِي جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ «بی‌گمان کسانی‌که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، پروردگارشان به سبب ایمان‌شان آن‌ها را به باغ‌های (بهشت) پر نعمت هدایت می‌کنند که نهرها زیر (درختان) آن جاری است»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ «به کسانی‌که ایمان آورده، و کارهای شایسته انجام داده‌اند مژده ده که باغ‌هایی از بهشت برای آن‌هاست که نهر‌ها از زیر (درختان) آن جاری است»، در آیت دیگری می گوید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجۡرَ مَنۡ أَحۡسَنَ عَمَلًا «بدرستی کسانی‌که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، همانا ما پاداش نیکو کاران را ضایع نخواهیم کرد»، در آیت دیگری می گوید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ كَانَتۡ لَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلۡفِرۡدَوۡسِ نُزُلًا١٠٧ خَٰلِدِينَ فِيهَا لَا يَبۡغُونَ عَنۡهَا حِوَلٗا «بی‌گمان کسانی‌که ایمان آورده‌اند و کار‌های شایسته انجام دادند، باغ‌های (بهشت) برین محل پذیرائی آنان خواهد بود(107) جاودانه در آن خواهند ماند و هرگز تقاضای نقل مکان از آنجا نمی‌کنند».

و در حدیث قدسی خداوند می فرماید: «برای بندگان نیکوکارم چنان نعمت هایی آماده ساختم که نه آنرا چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب هیچ بشری خطور نموده است، سپس پیامبر صلی الله عیله وسلم این آیت را تلاوت نمود: ﴿فَلَا تَعۡلَمُ نَفۡسٞ مَّآ أُخۡفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعۡيُنٖ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ «پس هیچ کس نمی‌داند چه پاداش‌های (عظیمی) که مایۀ روشنی چشم‌هاست برای آن‌ها نهفته شده است، به (پاس) آنچه که (در دنیا) انجام می‌دادند».

پس باید ما ایمان را با اعتقاد، گفتار و رفتار خود متحقق بسازیم، باید مهربانی، تعاون، راستگویی، حیا، سخاوتمندی و عفت میان ما عام و شایع بوده باشد، و از دروغ‌گویی، فریبکاری، خیانت، غیبت، سخن‌چینی، گفتار فحش و ناسزا، ظلم و پرداختن به آبرو و حیثیت دیگران بپرهیزیم، و باید احترام نفس، حقوق اموال جایگاه و فضل وطن را حفظ نماییم.

بار خدایا، ایمان را به ما محبوب بگردان و قلوب ما را با آن مزین کن، و کفر، فسق و نافرمانی را به ما زشت و بد بنما، و ما را از جمله راهیاب شدگان قرار بده، کشور ما و همه کشورهای جهان را حفظ کن.