مهمترين اخبار

حمایت امور و منافع عمومی

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم چنین می فرماید: ﴿وَتَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰۖ وَلَا تَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ «و در راه نیکو کاری و پرهیزگاری با همدیگر همکاری کنید و (هرگز) در راه گناه و تجاوز همکاری نکنید و از الله بترسید، بی‌گمان الله سخت کیفر است»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بیهمتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده وفرستاده خداست، بار خدایا! بر او، بر آل واصحاب او و بر همه کسانی که تا روز قیامت از آنها به نیکی پیروی نمودند درود، رحمت سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

به راستی اسلام دولت واقعی را بنا نهاده و قواعد و نظام آنرا بیان کرده، و برای آن پایه ها و اساساتی مقرر داشته است، و بر حفاظت آن و دفاع از آن تشویق نموده است، و حمایت از امور و منافع عمومی و اهتمام دادن به آنرا مسئولیت مشترک میان همه افراد مجتمع قرار داده است. و به هر اندازه آگاهی عمومی میان افراد مجتمع افزایش یابد به همان مقدار امور عامه مهم و خطیر باقی خواهد ماند، و هرچه تعاون و همکاری و همبستگی برای حفاظت از آن افزایش یابد, قوت و انرژی ساختاری مجتمع واحد، و احساس به یک جسم بودن متحقق می گردد که پیامبر صلی الله علیه وسلم برآن ترغیب نموده است، چنانچه می فرماید: «مسلمان برای مسلمان مانند یک مبنا یا ساختار است، برخی آن برخی دیگر آنرا تقویت می کند»، و در حدیث دیگری می فرماید: «مؤمنان در دوستی، مهربانی و همکاری با يکديگر، مانند پيکری هستند که اگر يک عضو آن به درد آيد، ساير اعضا با بی خوابی (بی قراری) و تب با آن هم نوا می شوند».

و بدون تردید یکی از مهم‌ترین اساسات حفاظت بر امور عمومی: ترجیح دادن منافع عمومی که خیر آن بر همه افراد جامعه می رسد بر منافع شخصی کوچکِ می باشد که نفع آن تنها بر اصحاب آن می رسد، تا باشد از این طریق نفس بشریت را از شرارتهای خودخواهی نجات داده شود، زیرا منافع عمومی شامل همه امور مادی و معنوی می شود که برای همه افراد مجتمع زندگی شرافتمندانه را متحقق ساخته باعث جلب خیر و منافع برای همه مردم می گردد، و شرارت بدی و مفاسد را از آنها دفع می کند، امنیت، استقرار، و سلامت اراضی وطن را حمایت می کند. بدون تردید فقه اولویتها خواهان تحقیق صلح و امنیت ملت و عموم مجتمع می باشد.

قرآن کریم تأکید می کند که حفاظت بر منافع عمومی و ترجیح دادن آن بر منافع کوچک شخصی منهج و روش همه پیامبران می باشد، زیرا همه پیامبرران را خداوند متعال برای خوشبخت ساختن قوم‌شان و جلب منافع برای آنها فرستاده است، بدون اینکه این پیامبران در بدل این کار از امت شان مقابل مادی یا منفعت دنیوی طلب نمایند، خداوند متعال به زبان حضرت نوح علیه سلام می فرماید: ﴿وَيَٰقَوۡمِ لَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مَالًاۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِۚ وَمَآ أَنَا۠ بِطَارِدِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْۚ إِنَّهُم مُّلَٰقُواْ رَبِّهِمۡ وَلَٰكِنِّيٓ أَرَىٰكُمۡ قَوۡمٗا تَجۡهَلُونَ «و ای قوم من! بر (رساندن) این (دعوت) از شما مالی نمی‌طلبم، پاداش من تنها برالله است، و من (هرگز) کسانی را که ایمان آورده‌اند، (از خود) طرد نمی‌کنم، همانا آن‌ها پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد، و لیکن من شما را قومی نادان می‌بینم»، و بر زبان حضرت هود علیه سلام چنین می فرماید: ﴿يَٰقَوۡمِ لَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًاۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱلَّذِي فَطَرَنِيٓۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ «ای قوم من! بر (رساندن) این (دعوت) از شما پاداشی نمی‌طلبم، پاداش من تنها بر (عهدۀ) ذاتی است که مرا آفرید، آیا خرد نمی‌ورزید؟!»، و بر زبان حضرت شعیب علیه السلام می گوید: ﴿إِنۡ أُرِيدُ إِلَّا ٱلۡإِصۡلَٰحَ مَا ٱسۡتَطَعۡتُۚ وَمَا تَوۡفِيقِيٓ إِلَّا بِٱللَّهِۚ عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُ وَإِلَيۡهِ أُنِيبُ «من جز اصلاح؛ – تا آنجا که توانای دارم- نمی‌خواهم، و توفیق من جز به (فضل) الله نیست، بر او توکل کردم، و به سوی او باز می‌گردم».

و شریعت مقدس اسلام از سوی خداوند متعال موافق و مناسب عقل و طبیعت بشر آمده است، پس بر امور ترغیب و تشویق می کند که باعث منفعت عموم شهروندان یک میهن می شود، برخی این منافع: برآورده ساختن نیازمندی های ضروری مجتمع، و رعایت فقه واقعیتها می باشد. نباءً اگر مجتمع برای درمان و رعایت فقرا به ساختار و تجهیز بیمارستان نیاز داشته باشد پس به ساختن آن اولویت داده می شود، و اگر برای اعداد و رعایت دانش‌آموزان به ساختار، حفاظت و تجهیز مدارس و دانشگاهها نیاز داشته باشد پس ساختار و تهجیز آن در اولویت قرار می گیرد، اگر نیاز برای تسهیل ازدواج تنگدستان و پرداخت قرض دین داران و رفع نیاز نیازمندان بوده باشد این امور در اولویت قرار می گیرد. پس به طور کل برآورده ساختن ضروریات مردم و خواسته های زندگی شان از وجایب شرعی و ملی است، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «به من ایمان نیاورده است کسی که شب را به شکم سیر سپری نماید و همسایه اش گرسنه باشد در حالی که او می داند».

و برخی دیگر این منافع عامه: حفاظت بر مال عمومی است، چون همه افراد و شهروندان کشور در مال عام شریک هستند، پس احترام مال عام بیشتر و شدیدتر از احترام مال شخصی می باشد؛ زیرا بر مال عام حقوق بیشتری تعلق می گیرد، و عهده های مالکیت در آن متعدد است، بنابرین اسلام از اتلاف، دزدی کردن یا ضرر رساند به آن هشدار داده است، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿وَمَن يَغۡلُلۡ يَأۡتِ بِمَا غَلَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ «و هر کس خیانت کند، روز قیامت، با آنچه (در آن) خیانت کرده بیاید سپس به هر کس آنچه را کسب کرده‌است (از نیکی یا بدی) بطور کامل (پاداش یا سزا) داده می‌شود، و به آنان ستم نخواهد شد»، پس مال عام مملوک همه مردم است نه مملوک گروه مشخص، و  کسانی که متولی امور آن هستند درواقع امنای حفظ، تحصیل و توزیع آن به نیازمندان آن می باشند، پس درست نیست هیچ کسی برآن تجاوز نماید یا بدون استحقاق مقدار از آنرا بگیرد، زیرا چنین کار خیانت، ستم و به باطل مال مردم را خوردن است.

همچنین اسلام بر حفاظت مرافق عمومی مانند عبادتگاه ها، مدارس، بیمارستانها، باغها و دیگر مرافق عمومی دستور داده است، چون این مرافق ملک همه است و منافع آن بر همگان بر می گردد، و به صورت شدید از تجاوز بر آن، ضایع ساختن آن یا فاسد کردن و از بین بردن آن به هر صورتی که بوده باشد هشدار داده است، چنانچه خداوند می فرماید: ﴿وَلَا تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بَعۡدَ إِصۡلَٰحِهَا «و در زمين پس از اصلاح آن فساد نکنيد»؛ تا برخی مردم فکر نکند که می تواند مال عام را طوری که دلش بخواهد استفاده نماید به این ادعا که او نیز در این مال حق شایع دارد، زیرا چنین درک اشتباه است، چون بر ما واجب است باید مرافق عمومی را حفظ و حمایت کنیم و آنرا توسعه و تطویر بخشیم؛ زیرا آن مربوط فرد مشخص یا گروه معین نیست؛ بلکه مربوط به ما و مربوط به نسلهای آینده‌ی ما می باشد.

و برخی دیگر این منافع: حفاظت راه ها و رعایت حقوق آن است، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «از نشستن بر راه ها و معابر مردم بپرهیزید» گفتند: ای رسول خدا، چاره ای جز اين نداريم؛ زيرا می نشينيم و با هم صحبت می کنيم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «حال که چنين است، پس حقّ راه را رعايت کنيد» پرسيدند: حقّ راه چيست؟ فرمود: «حفاظت چشم ها، اجتناب از اذيت و آزار ره گذران، دادن جواب سلام و امر به معروف و نهی از منکر». و در حدیث دیگری می فرماید: «ايمان هفتاد و اندی یا شصت و اندی شعبه دارد که برترينش گفتن لااله الاالله می باشد و پايين ترين بخشِ ايمان، برداشتن خار و خاشاک (و هر چيز آزاردهنده ای) از سرِ راه است و شرم و حيا، بخشی از ايمان به شمار می رود».

و برخی دیگر آن: ادای خدمات وطنی و ملی است، این خدمات مهمترین وجایبی است که هر فرد در قبال دین و وطن خود انجام می دهد، و تقدیم این خدمات دلیل انتمای فرد به وطنش و محبت او به آن می باشد، چون حیثیت، خطر و جایگاه وطن و عزت نزد مسلمان کمتر از حیثیت و خطر جان، دین، مال و متاع او نیست، همچنین این ایده در نفس فرزندان وطن مفاهیم مردانگی، شهامت، مروت و ارزشهای عالی را غرس می کند که دین مقدس ما به آن دستور می دهد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «دو چشم به آتش جهنم مجازات نمی شود: چشمی که از ترس و خشیت خداوند بگرید وچشمی که برای نگهبانی در راه خدا شب بیدار بماند».

و برخی از منافع عومی که باید رعایت گردد روابط و پیمان‌های موجود میان دولت با دیگر دولتها یا سازمانها و نهادهای خارجی می باشد: پس باید هر عمل فقهی، اصدار فتوا، و کارکرد فکری یا دعوتی باید عمل نهادی بوده باشد که از طرف ولی امر یا نایب او صادر گردد، و کسی که می خواهد در چنین موارد سخن بگوید و فتوا صادر کند باید همه حالات و ظروف اجتماعی ملی و بین المللی مربوط به آن را مد نظر بگیرد، تا مبادا حکمی صادر کند یا فتوای فردی بدهد که مخالف واقعیتها بوده باشد یا مخالف قوانین و پیمانهای بین المللی، و خداوند متعال به ما دستور داده تا به وعده و پیمان مان وفا نماییم، چنانچه می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَوۡفُواْ بِٱلۡعُقُودِۚ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! به پیمان‌ها (و قرار دادهای خود) وفا کنید»، چون این آیت مبارک عام است همه پیمانها، قراردادها و التزاماتی را شامل می شود که باید انسان در رابطه با همنوع خود برآن ملتزم باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مسلمانان ملتزم به شروط و پیمانهای شان می باشند، مگر شرطی که حرام را حلال یا حلال را حرام بگرداند».

چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم پس از صلح حدیبه بنا بر پیمانی که میان او و قریش بود ابو بصیر رضی الله عنه را دوباره نزد قریش برگرداند، با وجود که احتمال می رفت این صحابی جلیل القدر در معرض آزار و اذیت قرار گیرد، ولی پیامبر صلی الله علیه وسلم با آن, خواست پیمان خود با قریش را حفظ نماید، چون در این امر از یکسو وفا به وعده و پیمان است و از سوی دیگر منافع عمومی بر منافع شخصی ترجیح داده می شود.

در واقع بدون علم و درک سخن گفتن پیرامون امور عامه خیلی خطر بزرگی دارد که بنیان و بازوی دولت را می شکند، و امنیت و استقلال وطن را به باد مسخره می گیرد و هر جاهل و بی صلاحیت بدون درک مخاطر پیرامون آن سخن می گوید. و چه بسا زیاد اند مفسدانی که در روی زمین فساد می کنند نه اصلاح‌کاری، خداوند متعال به ما دستور داده تا کار را به اهل آن بسپاریم، چنانچه می فرماید: ﴿وَإِذَا جَآءَهُمۡ أَمۡرٞ مِّنَ ٱلۡأَمۡنِ أَوِ ٱلۡخَوۡفِ أَذَاعُواْ بِهِۦۖ وَلَوۡ رَدُّوهُ إِلَى ٱلرَّسُولِ وَإِلَىٰٓ أُوْلِي ٱلۡأَمۡرِ مِنۡهُمۡ لَعَلِمَهُ ٱلَّذِينَ يَسۡتَنۢبِطُونَهُۥ مِنۡهُمۡۗ وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ لَٱتَّبَعۡتُمُ ٱلشَّيۡطَٰنَ إِلَّا قَلِيلٗا «و هنگامی‌که خبری از ایمنی (و پیروزی) یا ترس (و شکست) به آن‌ها برسد آن را شایع می‌سازند، در حالی‌که اگر آن را به پیامبر و صاحبان امرشان باز می‌گرداندند، از حقیقت امر آگاه می‌شدند، و اگر فضل و رحمت الله بر شما نبود، جز اندکی، (همگی) از شیطان پیروی می‌کردید».

أقولُ قولِي هذَا، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ.

* * *

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او، بر آل و اصحاب او و بر همه کسانی که تا روز قیامت از آنها به وجه احسن پیروی نمودند درود، رحمت سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

همانا مفهوم منافع عمومی بیشتر و بزرگتر از اهتمام فردی شامل اهتمامات جماعی است، بناءً این موضوع حق مشترک میان شماری از افراد نیست؛ بلکه بر انجام آن شماری از انسانهای کارشناس گماشته می شوند، و آنها ارزش وظیفه به دوش شان گذاشته شده را می دانند که آن مربوط به امنیت ملی، زندگی و منافع مردم، منابع زیرزمینی کشورها، وضعیت منطقوی و بین المللی آنها و امور سیاسی و اجتماعی و امنیتی و علمی آنها می باشد، دانشمندان به این باور هستند مجتهدی که شروط اجتهاد را دارا باشد هرگاه اجتهاد کند و در اجتهاد خود اشتباه نماید یک پاداش کسب می کند، و اگر اجتهاد کند و در اجتهادش به حقیقت برسد دو پاداش کمایی می کند، و از مفهوم مخالف آن دانسته می شود هرگاه کسی بدون علم و تخصص اجتهاد کند و در اجتهادش به حقیقت برسد پس یک گناه کسب می کند زیرا بدون علم و اختصاص به اصدار فتوا جرأت کرده است، و اگر اجتهاد کند و در اجتهادتش به خطا برود مرتکب دو گناه می شود، یک گناه اشتباهش دوم گناه بدون علم و اختصاص جرأت کردن برای اصدار فتوا؛ چون اسلام بر احترام اهل تخصص و کار تلاش دارد، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿فَاسۡ‍َٔألُوٓاْ أَهۡلَ ٱلذِّكۡرِ إِن كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ «پس ای مردم اگر نمی‌دانید از (آگاهانِ) اهل کتاب بپرسید»، اهل ذکر عبارت از اهل علم و اختصاص است در هر علم و رشته‌ای که بوده باشد به اعتبار آنچه که از آن پرسیده می شوند.

و از همینجاست که از عجله در اصدار فتوا بدون علم و دلیل شرعی منع کرده شده است، خداوند متعال می فرماید: ﴿فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا لِّيُضِلَّ ٱلنَّاسَ بِغَيۡرِ عِلۡمٍۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ « پس چه کسی ستمکار‌‌تراست از آن کس که بر الله دروغ بندد، تا مردم را از روی نادانی گمراه سازد؟! مسلّماً الله گروه ستمکاران را هدايت نمی‌کند»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَلَا تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلۡسِنَتُكُمُ ٱلۡكَذِبَ هَٰذَا حَلَٰلٞ وَهَٰذَا حَرَامٞ لِّتَفۡتَرُواْ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ لَا يُفۡلِحُونَ * مَتَٰعٞ قَلِيلٞ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ «و چیزی را که زبان‌تان به دروغ توصیف می‌کند؛ نگویید: این حلال است، و آن حرام تا بر الله افترا ببندید، یقیناً کسانی‌که بر الله افترا می‌بندند؛ رستگار نمی‌شوند * (در این دنیا) بهرۀ اندک (نصیب‌شان می‌شود) و برای آن‌ها (در آخرت) عذاب دردناک است». پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که بدون علم به مردم فتوا بدهد او را فرشتگان آسمان و زمین نفرین و لعنت می کنند»، بزرگان صحابه و تابعین از فتوا دادن احتیاط می کردند چون خطورت آنرا می دانستند، چنانچه حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه می فرماید: “در زیر سایه کدام آسمان قرار خواهم گرفت و کدام زمین مرا جا خواهد داد؟ اگر بدون علم در باره کتاب خداوند متعال چیزی بگویم”، حضرت شعبی رحمه الله در باره مسأله‌ای پرسیده شد: در پاسخ گفت: درست نمی دانم، پس شاگردانش به او گفتند: از این سخنت ما شرمیدیم، او به آنها گفت: ولی فرشتگان وقتی گفتند: «ما چیزی جز آنچه به ما آموخته ای نمی دانیم» شرمنده نشدند، و عبد الرحمن بن ابی لیلی گفت: من یکصد و بیست انصار از یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم را صحبت نمودم: وقتی یک آنها در باره چیزی پرسیده می شد سوال را راجع می کرد به صحابه دیگری، و او به صحابه دیگری تا که به نخستین صحابه بر می گشت.

حمایت منافع عمومی مسئولیت مشترک است، هر شخص طبق جایگاه و توانایی اش از آن مسئول می باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همه ی شما مسئوليد و هريک از شما درباره ی زيردستانش بازخواست می شود؛ رهبر يا حاکم، مسئول رعيت است و مرد مسئول خانواده اش؛ و زن درباره ی خانه ی شوهرش و فرزندان او مسئوليت دارد. و خدمتکار درباره ی اموالِ آقای خود و مسئوليتی که به او سپرده شده، مسئول است. پس همه ی شما مسئوليد و درباره ی مسئوليت و زيردستان خود بازخواست خواهيد شد».

در واقع بسا مردم در باره آنچه که می گویند یا نوشته می کنند و یا در رسانه های ارتباط جمعی به اشتراک می گذارند بی توجه می باشند، بلکه برخی مردم این کار را نوعی از سرگرمی می پندارند و نمی دانند که شایعه پراکنی میان مردم یکی از راه های تخریب و ویرانی است که اهل باطل در درگیری شان با اهل حق به کار می برند، پس دیده می شود که برخی افراد ملت یکپارچه بر برخی دیگرشان شک می کنند، و برخی آنان برخی دیگر شان را خاین قلم داد می کنند؛ بناء پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همین گناه انسان را کافیست, هرآنچه را که بشنود آنرا تأیید کند و میان مردم شایعه نماید».

پس وقتی سخن گفتن پیرامون هرآنچه که انسان شنیده است یکی از انواع دروغ بوده باشد و گوینده آن در آخرت به شدیدترین صورت مجازات شود، پس چگونه خواهد بود کسی که درباره چیزی به دروغ و بهتان و افتراء سخن می گوید که نه دیده و نه شنیده و نه پیرامون آن علم دارد؟ و چه بسا سخنان دروغی که به آفاق می رسد، و در روز قیامت سبب مجازات گوینده آن می شود، چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «بنده سخنی در جهت رضايت الله متعال می گويد که توجه چندانی بدان ندارد اما به موجبِ آن الله بر درجاتش می افزايد. و بنده سخنی بر زبان می آورد که موجب خشم الله متعال است حال آنکه اهمیت چندانی به آن نمی دهد، اما به سبب آن در دوزخ سقوط می کند»، امری که از ما می خواهد تا احتیاط و تعقل کنیم و پیرامون آنچه که نمی دانیم نپیچیم، یا بدون علم به کسی فتوا ندهیم.

خداوند متعال امر نموده تا ما تحقیق نماییم و به تعقیب تخریبکاران نرویم، و پیرامون هر خبری که به ما می رسد تحقیق و بررسی کنیم، چنانچه می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ أَن تُصِيبُواْ قَوۡمَۢا بِجَهَٰلَةٖ فَتُصۡبِحُواْ عَلَىٰ مَا فَعَلۡتُمۡ نَٰدِمِينَ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! اگر (شخص) فاسقی خبری برای شما آورد، پس (دربارۀ آن) بررسی (و تحقیق) کنید، تا آنکه (مبادا) به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید، آنگاه بر آنچه انجام داده‌اید پشیمان شوید». و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «احتیاط و مشورت از جانب خداوند است و عجله از سوی شیطان».

ما چقدر نیازمند هستیم تا ارزش‌های منافع عمومی را درک نماییم، و منافع عمومی را بر منافع شخصی ترجیح دهیم، و مخاطر و چالش‌های اطراف ما را بدانیم. پس باید از تجربه دیگران پند بگیریم و بیاموزیم، و فرصت تخریب را از دشمنان دین و وطن بگیریم، و همه ما برحق متحد و یکپارچه ثابت بوده باشیم، تا مبادا در لجنزار دشمنان سقوط کنیم، و باید اعتماد را میان ما نشر نماییم و بر انجام کارهای نیکی که منفعت آن بر همگان بر می گردد, با هم تعاون و همکاری نماییم.

بار خدایا! ما را توفیق بده تا حقوق وطن را ادا  نماییم، و ملت، رهبران، ارتش و پولیس ما را حفظ نما، و مصر و همه کشورهای جهان را امن و آرام و متقدم بگردان.

اسلام کار و رفتار است “نمونه‌های از زندگی تابعین”

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿وَٱلَّذِينَ جَآءُو مِنۢ بَعۡدِهِمۡ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِيمَٰنِ وَلَا تَجۡعَلۡ فِي قُلُوبِنَا غِلّٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ رَبَّنَآ إِنَّكَ رَءُوفٞ رَّحِيمٌ «و (نیز) کسانی‌که بعد از آن‌ها (بعد از مهاجران و انصار) آمدند، می‌گویند: پروردگارا! ما را و برادران‌مان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دل‌های‌مان کینه‌ای نسبت به کسانی‌که ایمان آورده‌اند قرار مده، پروردگارا! بی‌گمان تو رؤوف و مهربانی»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او، بر آل و اصحاب او و بر همه کسانی تا روز قیامت از آنها به نیکی پیروی نمودند رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

همانا خداوند متعال از میان بندگان خود کسانی را انتخاب می کند تا مخلصانه در خدمت دین و رسالت او بوده باشند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که بهترین‌های این امت اصحاب او، و سپس تابعین و تابع تابعین هستند، از حضرت عبد الله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که می گوید: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «بهترین مردم کسانی اند که در قرن من زندگی می کنند، سپس کسانی که بعد از آنها می آیند، و سپس آنانی که در قرن عقب آنها می آیند…»، پس آنها بهترین‌های هستند که به خوبی و برتری توصیف شده اند، امانت علم را حمل نمودند و از آن تحریف تندروان، جعل فریبکاران و تأویل جاهلان را نفی کردند، و خداوند متعال آنها را توصیف نموده با اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم قرار داده است، و آنان را به نیکی توصیف کرده و از ایشان خشنود گردیده و برای شان باغهایی از بهشت را وعده نموده که از زیر آنها نهرهایی جاری است، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلۡأَوَّلُونَ مِنَ ٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ وَٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحۡسَٰنٖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُ وَأَعَدَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي تَحۡتَهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ «و پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانی‌که به نیکی از آن‌ها پیروی کردند، الله از آن‌ها خشنود گشت، و آن‌ها (نیز) از او خشنود شدند، و برای آن‌ها باغ‌هایی (از بهشت) آماده کرده است، که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند، این کامیابی بزرگ است».

و تابعین کسانی اند که از ناحیه زمانی نزدیک ترین اشخاص به پیامبر صلی الله علیه وسلم می باشند، پس تابعین نسل بعد از نسل صحابه هستند، و تابع تابعین نسل بعد از نسل تابعین (رضوان الله علیهم أجمعین) می باشند.

و خداوند به امام بوصیری رحمه الله خیر کثیر نصیب نماید، چنین می فرماید:

و همه آنها از رسول الله اقتباس می کنند**همچون حفنه از بحر یا جرعه از باران

و تابعین با اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم صحبت نمودند، و از آنها علم کسب کردند، و صحابه به فضیلت و برتری و علم آنها گواهی دادند، چنانچه حضرت ابن عمر رضی الله عنهما به سعید بن المسیب رضی الله عنه چنین گواهی داده فرمود: “بی گمان او یکی از مفتیان وقت است”، و چنین می گفت: “از سعید بن المسیب بپرسید؛ چون او جلیس نیکوکاران بوده است”، و حضرت سعید بن المسیب در زندگی صحابه فتوا می داد. و پس از وفات دانشمند امت حضرت عبد الله بن عباس رضی الله عنهما در مکه عطاء بن ابی رباح فتوا می داد، و زمانی که ابن عمر رضی الله عنهما به مکه آمد, اهالی مکه مسایل را از او پرسیدند، پس حضرت ابن عمر(رض) به آنها گفت: ای اهالی مکه همه مسایل را بر من جمع می کنید در حالی که ابن ابی رباح در میان شما وجود دارد؟.

و تابعین با محبت راستین شان به پیامبر صلی الله علیه وسلم معروف هستند، و زمانی که حسن بصری رحمه الله در باره حدیث گریان و فریاد نمودن تنه درخت برای رسول الله صلی الله علیه وسلم سخن می گفت گریان نموده گفت: ای بندگان خدا! چوب به اشتیاق نزدیک شدن به پیامبر صلی الله علیه وسلم فریاد می زند، پس شما سزاوار تر از آن هستید تا برای دیدار و نزدیکی او (ص) مشتاق بوده باشید. و باری امام مالک رحمه الله پرسیده شد که از ایوب سختیانی چه شنیده است؟ در پاسخ گفت: او دو بار حج نمود، و همیشه به او نزدیک می شدم چیزی نمی شنیدم مگر اینکه هرگاه نام پیامبر صلی الله علیه وسلم را یاد می نمود به حدی گریان می کرد که به حالش رحم من می آمد… و احترام آنها برای پیامبر صلی الله علیه وسلم به حدی بود که وقتی یکی آنها می خواست در باره او(ص) سخن بگوید تا خویشتن را به خوب ترین حالت و شکل آماده نمی کرد در باره اوصاف او(ص) سخن نمی گفت، و پیروان خود را با چنین عادت تربیت نموده بودند، ابو سلمه الخزاعی رحمه الله می گوید: امام مالک بن انس رحمه الله وقتی می خواست حدیثی بیان نماید همچون وضوی نماز وضو می گرفت، خوبترین لباس خویش را می پوشید و ریش خود را شانه می نمود، برایش گفتند چرا چنین می کنی؟ در جواب گفت: با چنین عمل حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم را توقیر و احترام می کنم.

و برخی از تابعین را پیامبر صلی الله علیه وسلم یاد نموده است، مانند اویس قرنی که نسبت به مادرش سخت نیکوکار بود، او را پیامبر صلی الله علیه وسلم برای یاران خود یاد آوری نموده بود، و به آنها خبر داده بود که دعای او حتما نزد پروردگار پذیرفته می شود، از حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت است که فرمود: من از پیامبر صلی الله علیه وسلم شنیدم که می فرمود: «همانا بهترین تابعین مردی است به نام اویس، و او مادری دارد که نسبت به او خیلی نیکوکار است، و او بیماری سفیدی یا پیسی داشت (که از آن جز مقدار یک درهم شفا یاب شده بود)، از او بخواهید تا برای تان از بارگاه خداوند مغفرت و آمرزش بخواهد»، پس زمانی که اهالی یمن آمدند حضرت عمر رضی الله عنه در جستجوی او برآمد تا که او را دید، و برایش گفت: برایم مغفرت بخواه، گفت: تو باید برای من طلب مغفرت کنی، چون تو یار پیامبر خدا هستی و به بهشت مژده داده شده ای، ولی حضرت عمر همواره از او خواست تا که برایش طلب مغفرت و آمرزش نمود…

و تابعین رحمهم الله دین را به صورت درست از صحابه رسول الله صلی الله علیه وسلم آموختند، چنانچه امام حسن بصری رحمه الله -که از بزرگان تابعین است- وقتی پرسیده شد: آیا مؤمن هستی؟ در پاسخ گفت: “ایمان دو نوع است؛ پس اگر تو از من درباره ایمان به خداوند، به فرشتگان او، به کتابها و به پیامبران او، به بهشت و دوزخ، به زنده شدن پس از مرگ و به حساب و کتاب روز قیامت می پرسی, پس من مؤمن هستم و به همه آنها ایمان دارم، و اگر درباره ایمان مذکور در این فرموده خداوند می پرسی: ﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَإِذَا تُلِيَتۡ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُهُۥ زَادَتۡهُمۡ إِيمَٰنٗا وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ٢ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ٣ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ حَقّٗاۚ لَّهُمۡ دَرَجَٰتٌ عِندَ رَبِّهِمۡ وَمَغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ «مؤمنان تنها کسانی هستند که چون نام الله برده شود، دل‌های شان ترسان گردد، و چون آیات او بر آن‌ها خوانده شود، ایمان‌شان افزون گردد، و بر پروردگارشان توکل می‌کنند(2) کسانی‌که نماز را بر پا می‌دارند، و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند(3) اینان، مؤمنان حقیقی هستند، برای آنان درجاتی پیا‌پی (عالی) نزد پروردگارشان است، و (همچنین) آمرزش، و روزی فراوان و نیکو (در بهشت) است»، اگر پرسشت مربوط به ایمان مذکور دراین آیات بوده باشد، پس سوگند به الله من نمی دانم که آیا از جمله آنها هستم یا نه، بیهقی در پیوند به آن می گوید: امام حسن بصری رحمه الله در حال به اصل ایمان خود توقف نکرده است، بلکه در باره کمال آن توقف نموده است که خداوند اهل ایمان کامل را در بهشت به روزی فراوان وعده داده است، چنانچه می فرماید: ﴿لَّهُمۡ دَرَجَٰتٌ عِندَ رَبِّهِمۡ وَمَغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ «برای آنان درجاتی پیا‌پی (عالی) نزد پروردگارشان است، و (همچنین) آمرزش، و روزی فراوان و نیکو (در بهشت) است».

همچنین آنها آسان‌گیری و میانه روی را آموختند و در زندگی روزمره شان تطبیق نمودند، سفیان ثوری رحمه الله می گوید: جز این نیست که علم نزد ما رخصت و امانت است، اما تشدد و تندروی را هرکس نیک می داند، و ازرق پسر قیس می گوید: ما در کنار دریایی در اهواز بودیم که آب آن خشکیده و تمام شده بود، پس ابو برزه اسلمی سوار بر اسبی آمد، وقتی خواست نماز بخواند اسب خود را رها کرد، هنگامی که اسبش فرار نمود نماز را گذاشت و در پی اسبش دوید تا آنرا دریابد، پس آنرا گرفت و سپس آمد و نماز خود را ادا نمود، و درمیان ما مردی صاحب دیدگاهی بود، و او گفت: این شیخ را می بینید، نمازش را به خاطر اسبی رها کرد! پس ابو برزه اسلمی به او روی آورد و گفت: از زمانی که از رسول الله صلی الله علیه وسلم جدا شدم تا هنوز هیچ کسی با من چنین خشونت نکرده بود، گفت: خانه من خیلی دور است، پس اگر نمازم را تمام می کردم و به تعقیب اسبم نمی رفتم, تا شب نمی توانستم نزد اهلم برسم، و من این کار را از پیامبر صلی الله علیه وسلم آموختم که خود او(ص) وقتی میان دو امر اختیار داده می شد آسان و سهل آنرا انتخاب می کرد اگر در آن گناهی نمی بود، و او صلی الله علیه وسلم می فرماید: «(به خود و دیگران) آسان بگیرید، سخت‌گیر نباشید، بشارت دهید و نفرت نیافرینید»، و در حدیث دیگری می فرماید: «نرمی و لطافت در هر چيزی که باشد، آن را زيبا و آراسته می سازد و از هر چيزی که جدا شود، آن را زشت و معيوب می گرداند».

همچنین مهربانی، همبستگی و احساس آلام دیگران را نیز در زندگی روزمره شان عملاً تطبیق نمودند، چنانچه حضرت علی پسر حسین پسر علی کرم الله وجه بر بسیاری از فقرا و مساکین به طور مخفی خیرات و صدقات می نمود که هیچ کسی خبر نمی شد و او را نمی شناخت، زمانی که وفات نمود, فقرا کسی را از دست دادند که برآنها مصرف می نمود، وقتی او را غسل می دادند در پشت و شانه های او آثار حمل بار به سوی خانه بیوه زنان و مساکین را دریافتند، پس دانستند کسی که در شب برای آنها مواد غذایی می آورده او بوده است، و گفته می شود: او در مدینه مصرف صد خانواده را می پرداخته است.

و این مهربانی و همبستگی تنها منحصر بر مسلمانان نبود، بلکه شامل مسلمانان و غیر مسلمانان می شد، چنانچه حضرت عمر بن عبد العزیز رضی الله عنه به کارمندان خود در بصره نوشت: “به اهل ذمهء موجود نزدتان ببینید، اگر سن کسی از آنها بزرگ شده و قوت و توانایی او ضعیف گردیده است و نمی تواند کار کنند, پس بر او از بیت المال مسلمانان به اندازه نیازمندی اش بپردازید”، و او در این کار به حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه اقتدا نموده است، طوری که روزی حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه پیره مرد اهل کتاب را دید که از مردم سوال‌گری می کند، پس فرمود: سوگند به الله ما درباره این آدم انصاف نکرده ایم وقتی در جوانی مال او را خوردیم و در پیری او را ضایع نمودیم، سپس از بیت المال برای او به اندازه نیازش معاش مقرر نمود. و همچنین حضرت خالد بن ولید رضی الله عنه در صلحش با اهل حیره چنین کرد. و همه آنها در این خصوص به پیامبر صلی الله علیه وسلم اقتدا نموده بودند و احکام درست دین را تطبیق می کردند، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿لَّا يَنۡهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يُقَٰتِلُوكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَلَمۡ يُخۡرِجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمۡ أَن تَبَرُّوهُمۡ وَتُقۡسِطُوٓاْ إِلَيۡهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ «الله شما را از نیکی‌کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی‌که در (امر) دین با شما نجنگیده‌اند و شما را از دیارتان بیرون نکرده‌اند، نهی نمی‌کند، بی‌گمان الله عدالت پیشگان را دوست دارد».

و این مهربانی و رحمت تنها بر انسان متوقف نبود، بلکه شامل حیوانات، پرندگان و دیگر مخلوقات نیز می شد، حضرت عمر بن عبد العزیز رضی الله عنه به کارمند خود در مصر نوشت و او را بر مهربانی با شتر توصیه نمود، چنانچه فرمود: به من خبر رسیده که در مصر برای انتقال اموال از شتر کار می گیرند، و بر هر شتر بیشتر از هزار پیمانه بار می کنند، پس وقتی این مکتوب من برایت رسید، نباید بشنوم که کسی شتری را بیشتر از ششصد پیمانه بار کند.

همچنین بر مهربانی با آن توصیه نمود، و گفت نباید به آن توهین شود و نباید زده شود، و این امر را از پیامبر صلی الله علیه وسلم آموخته بود: زمانی که صاحب شتر را توصیه کرد تا با شترش مهربان باشد چنانچه فرمود: «آیا درباره این چهارپا که خداوند تو را مالک آن گردانیده است از خدا نمی ترسی، چون شتر از تو به من شکایت کرد که آنرا گرسنه نگه می داری».

أقولُ قولِي هذَا ، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او، بر همه آل و اصحاب او و بر کسانی که تا روز جزا از آنها به نیکی پیروی نمودند درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

به راستی بزرگترین امتیاز تابعین نسبت به دیگران: تحمل و لطف شان با مردم و عاجزی و فروتنی در برابر آنها بود، پس در تعامل و رفتارشان با مردم بیشترین تحمل، گذشت، لطف و نرمی را دارا بودند، قتاده می گوید: بر حسن بصری رحمه الله وارد شدیم، او در خواب بود، و بالای سرش ظرفی گذاشته شده بود، پس آنرا گرفتیم و دیدیم که داخل آن نان و میوه است، و به خوردن آن آغاز کردیم، دراین هنگام بیدار شد و ما را دید خوشحال گردید، با تبسم این آیت قرآن را تلاوت نمود: ﴿أوۡ صَدِيقِكُمۡۚ لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَأۡكُلُواْ جَمِيعًا أَوۡ أَشۡتَاتٗاۚ «یا (خانه‌های) دوستان‌تان (چیزی) بخورید، بر شما گناهی نیست که دسته‌جمعی یا جداگانه (غذا) بخورید»، و از جریر پسر حازم رضی الله عنه روایت است که گفت: ما نزد حسن بودیم و نیمه روز شده بود، پسرش گفت: اندکی شیخ را به حالش بگذارید زیرا شما بر او مشقت نمودید، چون او تا هنوز نه غذا خورده و نه آب، حسن بصری به فرزندش گفت: آنها را به حالشان بگذار، سوگند به الله هیچ چیزی مرا به اندازه دیدار آنها خشنود نمی سازد.

و در این امر انکار خودپرستی، دانستن جایگاه علم و احترام آن و بیان جایگاه دین خداوند در نفوس مسلمانان می باشد، و شاید این موضوع درسی بوده باشد برای کسانی که بدون دانش بحیث پیشوای مردم قرار می گیرد و بدون علم پیرامون دین خداوند سخن می گوید، پس خود گمراهند و دیگران را گمراه می کنند، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «درواقع خداوند علم را با بیرون کردن آن از سینه بندگان نمی گیرد، ولیکن علم را با گرفتن و مرگ علما می گیرد، حتی وقتی هیچ عالمی باقی نماند درآن وقت مردم جاهلان را پیشوایان شان انتخاب می کنند، پس این جاهلان وقتی درباره چیزی پرسیده شوند بدون علم فتوا می دهند، پس خود گمراه هستند و دیگران را گمراه می سازند».

تابعین برای امامانی که بعد از آنها آمدند سرمشق قوی بودند، چنانچه ابو جعفر منصور از امام مالک بن انس رحمه الله –که تابع تابعین است- خواست تا کتاب “الموطأ” او در کشورهای مختلف اسلامی مورد اعتماد قرار گیرد، گفت: من تصمیم گرفتم تا طبق احکام کتابهای نوشته شما –یعنی الموطأ- حکم نمایم، پس آنرا چندین نسخه کاپی می کنیم و به همه شهرهای اسلامی یک نسخه از آنرا می فرستم، و دستور می دهم تا طبق آن عمل شود و از احکام آن پا فراتر ننهند، و غیر آن که همه علم نوآوری شده است را رها کنند، چون به نظر من اصل علم روایت و علم اهل مدینه است، ولی امام مالک رحمه الله گفت: ای امیر مؤمنان چنین مکن، چون قبلا به مردم سخنانی رسیده، احادیثی را شنیدند، روایاتی را نقل نمودند، و هر یک آنها طبق آنچه عمل نمودند که قبلا برای شان رسیده است، و با آن به اختلاف مردم نزدیک شدند، پس برگرداندن آنها از باور و معتقدات شان سخت است، پس مردم را به آنچه که روان هستند و اهل هر شهر برای شان برگزیدند بگذار، ابو جعفر منصور گفت: سوگند به عمرم اگر امام مالک در این امر از من اطاعت می کرد حتما به آن دستور می دادم.

و از صفت خوب تواضع و از بزرگی علم و دانش آنچه است که از امام شافعی رحمه الله روایت شده زمانی که با شاگر خود یونس بن عبد الأعلی اختلاف نمود، یونس با خشونت از مجلس برخواست و رفت، وقتی شب دررسید یونس صدای کوبیدن دروازه خانه اش را شنید، گفت: پشت دروازه کیست؟ گفت: محمد بن ادریس، یونس می گوید: جز امام شافعی همه کسانی که نام شان محمد بن ادریس بود را به یاد آوردم و درباره شان فکر کردم، می گوید: زمانی که در را گشودم ناگهان او را در پشت دروازه دیدم، پس امام شافعی رضی الله عنه گفت: ای یونس! درحالی که ما را صدها مسئله با هم جمع می کند آیا معقول است یک مسئله ما را از هم دور کند؟! ای یونس کوشش نکن در همه اخلافات پیروز بوده باشی، گاهی به دست آوردن دلها بهتر از کسب مواقف است، پلی که را ساختی و از آن گذشتی ویران مکن، چون شاید روزی محتاج دوباره برگشت از آن شوی، همیشه مخالف اشتباه باش نه مخالف کسی که اشتباه می کند، و با تمام قلبت گناه را زشت بپندار، لیکن شخص گنه کار را ببخش و با او مهربان باش، ای یونس! دیدگاه را انتقاد کن ولی صاحب آنرا احترام کن، زیرا وظیفه ما از بین بردن بیماری است نه بیمار.

خداوند امام شافعی را بیامرزد چنانچه می گوید:

نیکوکاران را دوست می دارم درحالی که من از جمله آنها نیستم

تا شاید توسط آنها شفاعت کمایی کنم

زشت می پندارم کسی را که تجارتش گناه است

اگرچه همه مان در متاع و کالا باهم برابریم

و علمای کرام ما نیز برچنین اسلوب رفتار نمودند، پس آنها در حمل بار امانت دین خداوند متعال، درک درست آن، تخلق به اخلاق آن و در تبلیغ آن برای مردم به زیباترین صورت و با حکمت و پند نیکو برای ما بهترین الگو و سرمشق هستند.

بار خدایا! ما را از جمله کسانی بگردان که سخن را می شنوند و به وجه احسن از آن پیروی می کنند، آنها کسانی اند که خداوند هدایت شان کرده و آنها صاحبان خرد هستند.

مفاهیم زیبا و روشن از زندگی صحابه رضوان الله علیهم اجمعین

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم چنین می فرماید: ﴿وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلۡأَوَّلُونَ مِنَ ٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ وَٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحۡسَٰنٖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُ وَأَعَدَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي تَحۡتَهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ «و پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانی‌که به نیکی از آن‌ها پیروی کردند، الله از آن‌ها خشنود گشت، و آن‌ها (نیز) از او خشنود شدند، و برای آن‌ها باغ‌هایی (از بهشت) آماده کرده است، که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند، این کامیابی بزرگ است»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او، بر آل و اصحاب او و بر همه کسانی که در دنیا تا به روز جزا از آنها به صورت احسن پیروی نمودند درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

همانا خداوند متعال پیامبران و فرستادگان خود را از میان مخلوقات خود برگزیده است، چنانچه می فرماید: ﴿ٱللَّهُ يَصۡطَفِي مِنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ رُسُلٗا وَمِنَ ٱلنَّاسِۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٞ «الله از فرشتگان رسولانی را بر می‌گزیند، و (نیز) از مردم، بی‌گمان الله شنوای بیناست»، و برای پیامبران خود کسانی را برگزیده است تا آنها را در تبلیغ احکام رسالت پروردگار شان یاری و همکاری نمایند، و براستی خداوند متعال جل جلاله برای آخرین پیامبر خود حضرت محمد صلی الله علیه وسلم مردان پاک طینت و یاران برتر و بهتری برگزیده و آنها به او ایمان آوردند، او را گرامی داشتند، او را یاری دادند و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، عبد الله ابن مسعود رضی الله عنه می گوید: “همانا خداوند متعال در قلوب بندگان خود نظر انداخت، پس حضرت محمد صلی الله علیه وسلم را برگزید و با رسالت خود فرستاد، و او را به علم خود انتخاب نمود، سپس بعد از او در دل بندگان خود نظر انداخت، پس برای او یارانی برگزید، و آنها را یاری دهندگان دین خود و وزرای نبی خود گردانید، پس آنچه را که بنده مسلمان نیک بپندارد آنچیز نزد خداوند متعال نیک می باشد، و آنچه را که بنده مسلمان زشت بپندارد آن نزد خداوند متعال زشت می باشد”.

پس آنان (رضی الله عنهم) صادق‌ترین، با ایمان ترین، دانشمندترین، دقیق بین‌ترین و نیکوکارترین مردم بودند، بیرق دین را با حکمت و پند نیکو به تمام اطراف دنیا حمل نمودند و رساندند، پس رسالت پروردگارشان را به نیکوترین صورت به مردم دنیا تبلیغ نمودند، پس مستحق آن شدند تا خداوند آنان را به حیث یاران و همکاران پیامبر خود حضرت محمد صلی الله علیه وسلم برگزیند، ابن عباس رضی الله عنهما در باره این فرموده خداوند می گوید: ﴿قُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ وَسَلَٰمٌ عَلَىٰ عِبَادِهِ ٱلَّذِينَ ٱصۡطَفَىٰٓۗ «(ای پیامبر) بگو: حمد و سپاس مخصوص الله است، و سلام بر بندگانش، کسانی‌که او (آن‌ها را) بر گزیده است»، ابن عباس می گوید: آنان یاران محمد صلی الله علیه وسلم هستند، خداوند متعال آنها را برای پیامبر خود برگزیده است، پس آنها کسانی اند که منهج اسلام را از سرچشمه پاک و زلال آن گرفتند و هیچگاه از راه راست آن منحرف نشدند.

بیگمان زندگی آنها مملو از مفاهیم زیبا و روشنی است که بیان‌گر تطبیق عملی درست اسلام می باشد، از آن مفاهیم: مهربان بودن، پیامبر صلی الله علیه وسلم در نفس یاران خود اخلاق مهربان بودن را غرس نمود است، از آنجمله چنانچه حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه مهربان بود، زمانی که عیینه بن حصین دید که یکی از فرزندان خود را در آغوش گرفته می بوسید، عیینه به او گفت: فرزندت را می بوسی در حالی که تو امیر مؤمنان هستی؟ اگر من امیر مؤمنان می بودم هیچگاه فرزندم را نمی بوسیدم، پس عمر رضی الله عنه گفت: وقتی خداوند از قلب تو مهربان بودن را سلب نموده است من چه کار کنم؟ همانا خداوند بندگان مهربان خود را مورد رحمت خویش قرار می دهد، در این موضعگیری حضرت عمر رضی الله عنه به پیامبر صلی الله علیه وسلم اقتدا نموده است طوری که روزی پیامبر صلی الله علیه وسلم نزد اقرع بن حابس حضرت حسن پسر علی رضی الله عنهما را بوسید، اقرع به او (ص) گفت: همانا من ده فرزند دارم تا هنوز هیچ یک آنها را نبوسیده ام، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم به سوی نگریست و فرمود: «کسی که رحم نکند مورد رحمت خداوند قرار نمی گیرد».

همچنین یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم در بخشش و تسامح بهترین نمونه ها و الگوهای بودند که به آنها اقتدا می شود، و عالی‌ترین نمونه این مفاهیم را حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه به نمایش گذاشت، طوری که مسطح بن اثاثه را بخشید، چون حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه نظر به اینکه مسطح از نزدیکان او و فقیر بود همیشه مصرف او را می پرداخت، و او از جمله کسانی بود که در ماجرای افک در حق مادر مؤمنان حضرت عائشه صدیقه رضی الله چیزهایی گفته بود، پس زمانی که خداوند متعال براءت و پاکی او را نازل کرد ابوبکر صدیق رضی الله عنه خواست مصرف و انفاق بر مسطح بن اثاثه را قطع نماید، خداوند متعال این آیت مبارک را نازل کرد: ﴿وَلَا يَأۡتَلِ أُوْلُواْ ٱلۡفَضۡلِ مِنكُمۡ وَٱلسَّعَةِ أَن يُؤۡتُوٓاْ أُوْلِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينَ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۖ وَلۡيَعۡفُواْ وَلۡيَصۡفَحُوٓاْۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٌ «کسانی از میان شما كه توانگر و (دارای) وسعت (زندگی) هستند، نباید سوگند بخورند بر آن که به خویشاوندان و مستمندان و مهاجران در راه الله چیزی ندهند، آن‌ها باید عفو کنند و چشم بپوشند، آیا دوست نمی‌دارید که الله شما را ببخشد؟! و الله آمرزندۀ مهربان است»، پس حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه گفت: بله، سوگند به الله همانا من خیلی دوست می دارم تا پروردگارم مرا ببخشد، و دوباره بر مسطح انفاق نمود و گفت: سوگند به الله هیچگاه انفاق بر او را قطع نمی کنم.

و برخی دیگر از مفاهیم عالی که یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم برآن متصف بودند: بلند همتی و رقابت بر انجام کار نیک بود، درواقع صحابه‌ی کرام از پیامبر صلی الله علیه وسلم بلندهمتی، رقابت و مسابقه برانجام کارهای نیک و خواهش رسیدن به مدارج عالی امور را آموخته بودند، طوری که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «…وقتی از خداوند متعال چیزی می خواستید, فردوس اعلی را بخواهید، چون آن وسط و عالی‌ترین مکان بهشت است، در فوق آن عرش خداوند را دیدم، و فردوس سرچشمه همه نهرهای بهشت است»، و این دستور پیامبر صلی الله علیه وسلم باعث شده بود تا صحابه‌ی کرام در هر چیز اعلای آنرا بخواهند، حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه می گوید: « روزی پیامبر صلی الله علیه وسلم ما را دستور داد تا صدقه بدهیم، آن مطابق روزی بود که نزد من مالی بود، پس به خود گفتم: اگر روزی بتوانم از ابوبکر پیشی بگیرم همین روز خواهد بود، پس نیم مالم را آوردم، پیامبر صلی الله علیه وسلم برایم گفت: (برای اهلت چه گذاشتی؟) گفتم: مثل آن را، می گوید: و ابوبکر رضی الله عنه همه آنچه از اموال و دارایی که داشت را آورد، پیامبر صلی الله علیه وسلم برایش گفت: (برای اهل و فامیلت چه گذاشتی؟) گفت: برای آنها خدا و پیامبرش را گذاشتم، گفتم: هیچگاه به هیچ چیزی از تو سبقت گرفته نمی توانم».

و صحابی جلیل القدر کعب اسلمی رضی الله عنه می گوید: شبی را با پیامبر صلی الله علیه وسلم سپری می کردم، پس هنگام قضای حاجت و وضو گرفتن نزدش آمدم، برایم گفت: «چیزی بخواه»، گفتم: می خواهم در بهشت نزدیک و رفیقت باشم، فرمود: «و چیزی دیگری غیر از آن»، گفتم: تنها آنچه را می خواهم که گفتم، فرمود: «پس مرا در نفس خود با کثرت سجود بخواه».

و برخی دیگر این مفاهیم عالی: فداکاری و پاکدامنی است، انصار زیباترین نمونه و الگوی فدا کاری بودند، ابی هریره رضی الله عنه روایت می کند روزی مردی نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای رسول خدا! سخت در مشکلات و گرسنگی قرار دارم، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم کسی را نزد همسران خود فرستاد تا چیزی بیاورد، ولی نزد آنها چیزی پیدا نکرد، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «آیا مردی پیدا می شود امشب او را مهمان کند، تا مورد رحمت خداوند قرار گیرد؟» مردی از انصار برخواست و گفت: ای رسول خدا من امشب او را مهمان می کنم، پس نزد اهل خود رفت و به همسر خود گفت: امشب مهمان رسول الله صلی الله علیه وسلم مهمان است، هرچه از غذا داری درخدمت او قرار بده، همسرش گفت: سوگند به الله جز غذای امشب فرزندان ما را ندارم، گفت: وقتی فرزندان ما غذای شب خواستند، خوابشان بده، و بیا و چراغ را خاموش کن، و امشب شکمان ما را می بندیم، پس همسرم چنین کرد(و آنچه که داشتیم را به مهمان تقدیم کرد)، سپس در صبح آن مرد نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفت، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: «همانا خداوند متعال در حال فلان مرد و زن تعجب نمود یا خندید» پس خداوند جل جلاله این آیت را نازل کرد: ﴿وَيُؤۡثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ وَلَوۡ كَانَ بِهِمۡ خَصَاصَةٞۚ «و آن‌ها را بر خود مقدم می‌دارند، هرچند خودشان نیازمند باشند».

و در موقف زیبای که میان فداکاری انصار و پاکدامنی مهاجرین رضی الله عنهم اجمعین جمع نمود حضرت سعد بن ربیع رضی الله عنه بر حضرت عبد الرحمن بن عوف رضی الله عنه پیشنهاد کرد تا مال او را همراهش نیم نماید، پس حضرت عبد الرحمن بن عوف رضی الله عنه با تمام عفت و پاکدامنی آنرا پذیرفت، و از او خواست تا راه و رفتار بازار را به او بیاموزاند، و تجارت و تلاش کرد تاکه از ثروتمند ترین اشخاص مدینه گردید.

و از آنجمله: برگشت و تمکین آنها بر حق، به راستی صحابه کرام حریص برحق بودند، و هیچگاه برای رجوع و تمکین برحق تکبری نمی کردند، از ابی مسعود انصاری رضی الله عنه روایت است که گفت: روزی برده ام را زدم، پس از پشت سرم صدایی را شنیدم که می گوید: «ای ابا مسعود! بدانکه خداوند بر تو از تو براین غلام تواناتر است»، دیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم است، پس گفتم: ای رسول خدا! او برای رضای خداوند آزاد است، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «اگر چنین نمی کردی به آتش دوزخ مجازات می شدی» یا «ترا آتش دوزخ لمس می کرد».

و از آنجمله: وفا داری آنها به وعده شان، همانا پیامبر صلی الله علیه وسلم در نفس اصحاب خود ارزش وفا به وعده را غرس و مستحکم نموده بود، و آنان را بر التزام به آن وا می داشت، می بینیم که حضرت معاویه بن ابی سفیان رضی الله عنهما این مفهوم را عملا تطبیق می کند، چنانچه او با رومی ها پیمانی داشت، پس حضرت معاویه رضی الله عنه فکر کرد تا به حدود نزدیکی روم برود، وقتی موعد سفر در رسید، پس یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم درحالی به آنها پیوست که می گفت: الله اکبر، الله اکبر، وفا به وعده لازم است نه پیمان شکنی، پس دیدند که او عمر بن عبسه رضی الله عنه است، حضرت معاویه رضی الله عنه او را نزد خود خواست و در این باره از او پرسید، او گفت: از پیامبر صلی الله علیه وسلم شنیدم که می فرمود: «کسی که با قومی پیمان داشته باشد پس نباید پیمان شکنی کند یا این پیمان را منحل بسازد مگر اینکه یا مدت این پیمان به سرآید، یا هر دوی آنها با هم آنرا منحل نمایند»، پس حضرت امام معاویه رضی الله عنه از قرارش برگشت.

أقولُ قولِي هذَا، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ.

* * *

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او، برهمه آل و اصحاب او و کسانی که تا روز جزا از آنها به وجه احسن پیروی نمودند رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

به راستی اصحاب رسول الله علیه السلام بهترین سرمشق پاک برای ساختار دنیا و دین بودند، هرکدام آنها عمل مشخصی داشتند که آنرا درست، دقیق و با اتقان انجام می دادند، پس برخی آنان بازرگان بودند و برخی دیگری رهبر و شماری دیگری علما و دانشمندان و اینچنین دیگر وظایف، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «مهربانترین شخص به امتم ابوبکر است، و شدیدترین آنها در تطبیق دین خداوند عمر، و صادق ترین و با حیاترین آنها عثمان، و دانشمندترین آنها بر حلال و حرام معاذ بن جبل، قاری ترین آنها به کتاب خداوند ابی، و دانشمندترین آنها به علم فرایض  زید بن ثابت است، و برای هر امت امین است و امین این امت ابو عبیده بن جراح می باشد».

اعمال صحابه رضوان الله علیهم فواید و پیامدهای خوبی داشته است، و پیامبر صلی الله علیه وسلم آنها را برانجام کار تشویق می کرد و هریک آنان را به آنچه که درست و دقیق می دانستند تذکر می داد، او و عمل او را تکریم می کرد، از آنجمله آنچه که از حضرت عثمان بن عفان رضی الله عنه در روز غزوه تبوک واقع شد، چون با هزار دینار آمد و آنرا در اختیار پیامبر صلی الله علیه وسلم قرار داد، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: «عثمان پس از این کار هیچگاه زیان نمی کند».

و برخی دیگر آن: تفکر پیرامون کار و روزی حلال، و ناظر دانستن خداوند در همه امور، چنانچه ثابت است که حضرت جریر بن عبد الله رضی الله عنه خادم خود را دستور داد تا برای او اسبی بخرد، پس برای او یک اسب را به سه صد درهم خرید، و اسب را با صاحبش آورد تا بهای آنرا بپردازد، حضرت جریر به صاحب اسب گفت: اسب تو بهتر از آن است که به سه صد درهم بفروشی، آیا آن را به چهارصد درهم می فروشی؟ صاحب اسب گفت: درست است فروختم به تو، باز گفت: اسب تو بهتر از آن است، آیا پنجصد درهم می فروشی؟ و همیشه اینچنین هر بار صد درهم افزود تا اینکه به هشتصد درهم رسید و به این قیمت آنرا خرید، پس در این خصوص برایش چیزهایی گفته شد، او گفت: من با رسول الله صلی الله علیه وسلم بیعت نمودم تا برای هر مسلمان مفید و ناصح بوده باشم.

پس هر یک آنها مسئولیت خویش را می شناختند و آنرا به وجه احسن ادا می کردند، و از حد خود تجاوز نمی کردند. چنانچه حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه را به حیث قاضی برگزید، پس مدت یکسال حضرت عمر در این وظیفه خدمت کرد، در این مدت هیچ کسی نزد او برای دادخواهی نیامد، از حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنهما خواست تا او را از این وظیفه معاف نماید، پس حضرت ابوبکر برایش گفت: ای عمر! آیا از مشقت و سختی قضا استعفا می دهی؟ حضرت عمر رضی الله عنه گفت: نخیر ای خلیفه رسول الله؛ بلکه مسلمانان به من هیچ نیازی ندارند، چون هریک آنها حق خود را می شناسند و بیشتر از آن نمی خواهند، همچنین وجایب و مسئولیتهای خویش را می دانند و در ادای آن هیچ تقصیر و کوتاهی نمی کنند، هر کدام آنها برای برادر خود آنچه را می پسندد که برای خود می پسندد، وقتی یک آنها غایب شود به پرسش و تعقیب آن می برآیند، اگر بیمار شود او را عیادت می کنند، اگر نیازمند شود کمک و یاری اش می کنند، اگر محتاج شود همکاری اش می کنند، وقتی به مصیبت دچار شود تعزیتش می گویند، دین آنها نصیحت و اخلاق‌شان امر به معروف و نهی از منکر است، پس چرا باید خصومت کنند؟ چرا باید خصومت کنند؟.

بدانید! چقدر ما نیازمند هستیم تا دوباره به اخلاق این سرمشق های از یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم برگردیم، و از اخلاق آنها سرچشمه بگیریم و دین مقدس اسلام را به صورت درست و زیبا که دین رحمت، مهربانی، گذشت، انسانیت و صلح آرامش برای همه مردم است به نمایش بگذاریم.

بار خدایا! میهن ما، ملت ما، ارتش ما و پولیس ما را حفظ کن، مصر و همه کشورهای جهان را آرام و متقدم بگردان.

زندگی پیامبر صلی الله علیه وسلم نمونه تطبیق درست اسلام است

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَّهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ وَذَكَرَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا «یقیناً برای شما در زندگی رسول الله سرمشق نیکویی است، برای آنان که به الله و روز آخرت امید دارند، و الله را بسیار یاد می‌کنند»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بیهمتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او، بر همه آل و اصحاب او و بر کسانی که تا روز جزا از آنها به صورت احسن پیروی نمودند رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

همانا خداوند متعال پیامبر خود حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم را هدایت‌گر، بشارت دهنده، دعوت گر به سوی الله به فرمان او و چراغ روشنی بخش با آخرین رسالت جهانی اصلاح کنندهء فرستاده است که صلاحیت تطبیق در هر زمان و مکان را دارد، پس این امر ایجاب می کند تا پیامبر صلی الله علیه وسلم باید در گفتار، کردار و همه احوالش نمونه و الگوی نیکو برای تطبیق درست اسلام بوده باشد، در این موضوع جای تعجب نیست، چون او(صلی الله علیه وسلم) در رابطه اش با پروردگار و رابطه اش با همه مردم بر مختلف جنسیتها و الوان و باورهای شان, ملتزم بر منهج و اسلوب قرآن بود؛ بناءٌ زمانی که مادر مؤمنان حضرت عائشه صدیقه رضی الله عنها از اخلاق پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسیده شد, فرمود: «اخلاقش قرآن بود».

در حقیقت کسی که پیرامون سیرت و شمایل پیامبر صلی الله علیه وسلم تدبر نماید درمیابد که او(ص) در همه احوال، گفتار و کردارش بهترین سرمشق و الگو بود، از جمله آن: صداقت و امانت‌داری او (صلی الله علیه وسلم): پس براستی او(ص) در همه عمر و جریان زندگی اش صادق و امانت دار بود، حتی که در میان قوم خود پیش از بعثت لقب صادق امین را گرفته بود، درهمین خصوص احمد شوقی می گوید:

در کودکی او را امین قوم لقب دادید * و امین بر سخنی متهم نمی شود

و زمانی که هرقل –پادشاه روم- ابوسفیان پسر حرب را پیش از مسلمان شدنش خواست تا از او در باره پیامبر صلی الله علیه وسلم بپرسد، میان هر دو گفتگوی درازی صورت گرفت، در آن آمده که هرقل به ابی سفیان گفت: آیا پیش از آنکه پیامبری خود را اعلان نماید شما او را به دروغگویی متهم می کردید؟ ابو سفیان گفت: نخیر، هرقل گفت: پس آیا غدر و پیمان شکنی می کند؟ ابو سفیان گفت: نخیر، ولی ما اکنون با او برای مدت مشخص در پیمان قرار داریم نمی دانم با این پیمان چه خواهد کرد، سپس ابو سفیان گفت: غیر از همین موضوع سخن دیگری پیدا نکردم تا به ضرر او(ص) بگویم.

براستی اخلاق امانت داری به عالی‌ترین صورت و شگفت انگیزترین مفاهیمش در شب هجرت مبارک در شخصیت پیامبر صلی الله علیه وسلم آشکار گردید، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم حضرت علی کرم الله وجهه را دستور داد تا بجای او در بستر خوابش بخوابد و منتظر بماند تا امانتی که از مردم نزد او(ص) بود را به اصحابش برگرداند، با وجود اینکه اصحاب امانتها با پیامبر صلی الله علیه وسلم دشمنی علنی نموده بودند و او و یارانش را از خانه و کاشانه شان بیرون کرده آزار و اذیت‌شان نموده بودند، و همه آنچه را که مالک بودند را گرفته بودند؛ پیامبر صلی الله علیه وسلم این کار را کرد چون برای مسلمان درست نیست حتی در امانت دشمن خیانت کند، و خداوند متعال می فرماید: ﴿وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوۡمٍ خِيَانَةٗ فَٱنۢبِذۡ إِلَيۡهِمۡ عَلَىٰ سَوَآءٍۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡخَآئِنِينَ «و اگر از خیانت قومی بیم داشتی؛ منصفانه (پیمان‌شان را) به سوی آنان بیانداز (و فسخ پیمان‌شان را برای همگان اعلان کن)، به راستی که الله خائنان را دوست نمی‌دارد»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «امانت را به صاحبش برگردان، و کسی که با تو خیانت کرد با او خیانت نکن».

وفا داری پیامبر صلی الله علیه وسلم: درواقع پیامبر صلی الله علیه وسلم با وفا ترین شخص دنیا بود، پس هرگز خوبی هیچ کس را حتی یک روز هم انکار نکرده، و احسان هیچ کس را حتی یک لحظه فراموش نکرده است، و هر نیکوکاری را بخاطر نیکی اش مکافات می نمود، چنانچه می فرماید: «هر کسی نزد ما دست عطا و بخششی داشته باشد ما او را مکافات می کنیم، بجز ابو بکر صدیق که او نزد ما دست بخشش دارد ولی مکافات او را خداوند در روز قیامت می دهد».

و از نشانه های وفا داری او (صلی الله علیه وسلم) وفایش به مادر مؤمنان حضرت خدیجه رضی الله عنها بود؛ او را خیلی دوست داشت، قدر او را می دانست و در زندگی و پس از مرگش به او وفا دار بود، برای توضیح جایگاه او می فرماید: «خداوند عوض بهتر از او را برایم نداده است، او وقتی به من ایمان آورد که مردم به من کفر می ورزیدند، وقتی مرا تصدیق نمود که مردم تکذیبم می کردند، در حالی مرا با مال خود امداد و تمویل نمود که مردم مرا محروم ساخته بودند، خداوند متعال از او به من فرزندانی روزی گردانید که زنان از دیدن به فرزندانشان محرومم ساخته بودند»، حضرت عائشه صدیقه رضی الله عنها می گوید: “با هیچ همسر پیامبر صلی الله علیه وسلم به اندازه حضرت خدیجه رضی الله عنها غیرت نکردم در حالی که او را ندیده بودم، ولیکن پیامبر صلی الله علیه وسلم همیشه یاد او را می کرد، وقتی حیوانی را ذبح می نمود حق او را از آن جدا می کرد و سپس به دوستان حضرت خدیجه می فرستاد».

و از آنجمله: وفای او (صلی الله علیه وسلم) با غیر مسلمانان می باشد، در روز غزوه بدر فرمود: «اگر مطعم بن عدی زنده می بود و درباره این اسیران با من سخن می گفت حتما آنها را آزاد می کردم»، چون مطعم با پیامبر صلی الله علیه وسلم خوبی کرده بود، و پیامبر (ص) بعد از برگشت از سفر طائف با او وارد مکه شده بود.

و از آنجمله وفاداری او (صلی الله علیه وسلم) با دشمنانش حتی در اوقات جنگ، از حذیفه بن الیمان رضی الله عنه روایت است که گفت: آنچه باعث انصراف ما از غزوه بدر شد این بود که من با پدرم برای اشتراک در غزوه خارج شدیم ولی در راه ما را کفار قریش دستگیر نمود، و گفتند: حتما شما نزد محمد می روید، گفتیم: نخیر نمی خواهیم نزد او برویم، می خواهیم در مدینه برویم، پس از ما به نام خداوند عهد و پیمان گرفتند تا به مدینه برگردیم، و همراه پیامبر صلی الله علیه وسلم در مقابل آنها نجنگیم، پس نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمدیم و این واقعه را به او گفتیم، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «برگردید، ما در عهد و پیمانی که به آنها دادیم وفا می کنیم، و از خداوند برعلیه آنان پیروزی و مدد می خواهیم»

همچنین پیامبر صلی الله علیه وسلم الگوی زیبا و سرمشق نیکو در رفتار با همسرانش بود، درواقع پیامبر صلی الله علیه وسلم با همسران خود زندگی خوب و نیکویی داشت، در این زندگی همه مفاهیم و مظاهر محبت، مهربانی، عاجزی و نرم‌خویی آشکار و هویدا بود، هیچگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم از همسران خود برتری جویی نکرده و صدای خود را برآنها بلند ننموده است، بلکه با همه آنها با بسیار خوبی و نیکویی رفتار می نمود، این رفتارش برخواسته بود از این فرموده خداوند متعال: ﴿وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِۚ «و با آن‌ها بطورشایسته رفتار کنید»، و از این کلام روح‌بخش الهی: ﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا لِّتَسۡكُنُوٓاْ إِلَيۡهَا وَجَعَلَ بَيۡنَكُم مَّوَدَّةٗ وَرَحۡمَةًۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ «و از نشانه‌های او (این) است‌که همسرانی از جنس خود‌تان برای شما آفرید؛ تا به آن‌ها آرام گیرید، و در میان‌تان مودت و رحمت قرار داد، بی‌گمان در این (امر) نشانه‌های است برای گروهی‌که تفکر می‌کنند».

پس پیامبر صلی الله علیه وسلم شوهر مهربان بود، همراه همسران خود با مهربانی رفتار می کرد. و در واقعه‌ای انسانی زیبا از طرف شوهر مهربان با همسرش, پیامبر صلی الله علیه وسلم اثر گریه را از مادر مؤمنان حضرت صفیه رضی الله عنها دور نمود و با دستان مبارک خود چشمان او را پاک کرد و شدت و اثر وحشت را از او دفع نمود، حضرت انس بن مالک رضی الله عنه می گوید: «حضرت صفیه در سفری با رسول الله علیه الصلاة والسلام بود، و آن روز نوبت او بود، و شترش در راه رفتن بطی و آهسته می رفت، پس پیامبر صلی الله او را در حالی استقبال نمود که او گریه می کرد و می گفت: مرا بر شتر سست رفتار سوار کردی، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم با دستان خود آب دیده اش را پاک می کرد و او را دل داری می نمود تا آرام شود».

همچنین پیامبر صلی الله علیه وسلم در رفتار و کردارش با فرزندان و نوادگانش نیز سرمشق عالی و الگوی نیکو بود، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم چقدر و پدر و پدر بزرگ مهربان بود، برای فرزندان و نوادگان خود همه مفاهیم عالی محبت، صمیمیت و مهربانی را حمل می نمود، مادر مؤمنان حضرت عائشه رضی الله عنها می گوید: “هیچ کسی را به اندازه فاطمه دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم در زیبایی صورت، نیک‌رفتاری، سیرت و احترام شبیه پیامبر صلی الله علیه وسلم ندیدم”، فرمود: “وقتی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم وارد می شد پیامبر (ص) در مقابل او می ایستاد و او را می بوسید و در مجلس خود جا می داد…”.

و از ابی هریره رضی الله عنه روایت است که گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم حسن پسر حضرت علی رضی الله عنهما را بوسید در حالی که اقرع بن حابس نزد او نشسته بود، اقرع گفت: من ده فرزند دارم تا هنوز هیچ یک آنان را نبوسیدم، رسول الله صلی الله علیه وسلم به او نگاه کرد و گفت: «کسی که رحم نکند مورد رحمت قرار نمی گیرد». روزی پیامبر صلی الله علیه وسلم در نمازش خیلی دراز سجده نمود، زمانی که نماز را تمام کرد مردم گفتند: ای رسول خدا! همانا در این نماز سجده درازی کردی که تا کنون چنین نکرده بودی، آیا به چیزی مأمور شدی؟ یا برایت وحی نازل می شد؟، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «هیچ کدام آن نبود؛ ولیکن پسرم به پشتم سوار شده بود، پس زشت پنداشتم پیش از رفع نیاز او عجله نمایم».

با وجود آن, ما تأکید می کنیم که این امر تنها مخصوص فرزندان و نوادگان پیامبر صلی الله علیه وسلم نمود؛ بلکه سلوکی بود که پیامبر صلی الله علیه وسلم با همگان تطبیق می نمود، میان هیچ کسی تمیز و فرق نمی کرد، پس همیشه با همگان یکسان با نیکویی رفتار می کرد، اسامه بن زید رضی الله عنهما از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت می کند که او و حسن رضی الله عنهما را می گرفت و می فرمود: «بار خدا! من این دو را دوست دارم پس تو نیز دوست‌شان بدار»، و حضرت انس پسر مالک رضی الله عنه می گوید: “ده سال برای پیامبر صلی الله علیه وسلم خدمت کردم, هیچگاه برایم حتی أف نگفت، و هر کاری که کردم نگفت چرا چنین کردی، و هر کاری را که گذاشتم و انجام ندادم برایم نگفت چرا انجام ندادی؟”.

همچنین پیامبر صلی الله علیه وسلم در رفتار و تعاملش با اصحاب و یارانش نیز الگو و نمونه‌ای بود که به او اقتدا می شود، پس همیشه در خوشی‌ها و اندوهشان اشتراک می کرد، غایب شان را می پرسید، بیمارشان را عیادت می کرد، به امورشان اهتمام می داد، احساس شان را در همه امور زندگی رعایت می کرد، از سماک بن حرب رضی الله عنه روایت است که می گوید: به جابر بن سمره رضی الله عنه گفتم: آیا با پیامبر صلی الله علیه وسلم همنشینی می کردی؟ گفت: بله، خیلی زیاد، او(ص) وقتی نماز فجر را ادا می کردم از مکان نماز خود تا طلوع آفتاب بر نمی خواست، وقتی آفتاب طلوع می کرد از جای نماز خود ایستاد می شد، و مردم همچون زمان جاهلیت سخن می گفتند و خنده می کردند، اما پیامبر صلی الله علیه وسلم تبسم می کرد.

أقولُ قولِي هذَا، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله واحد و لا شریک، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او، بر همه آل و اصحاب او و کسانی که تا روز قیامت به وجه احسن از آنها پیروی نمودند, درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

همانطوری که پیامبر صلی الله علیه وسلم در انسانیت و اخلاقش الگو و نمونه تطبیق درست و عملی اسلام بود، همچنین در میانه روی و اعتدال نیز سرمش نیکو بود، هر کس در احکام شریعت که پیامبر صلی الله علیه وسلم به آن دعوت نموده است تأمل و تفکر نماید منهج و اسلوب میانه روی و اعتدال را به صورت آشکار در همه بخشهای آن مشاهده می کند، مادر مؤمنان حضرت عائشه رضی الله عنها می گوید: «هرگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم میان دو امر اختیار داده می شد, آسانتر آنرا انتخاب می کرد، اگر در آن گناهی نمی بود، ولی اگر در آن گناه می بود دورترین انسان از آن بود»، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همانا دين آسان است؛ و هرکس آن را بر خود سخت بگيرد، سرانجام خسته و درمانده می شود؛ پس راه راست و درست و ميانه را در پيش بگيريد و (به درست کاری و ميانه روی) خوشحال باشيد و از عبادت صبح و شام و پاسی از شب کمک بگيريد».

و برای حفاظت از این میانه روی و این اعتدال پیامبر صلی الله علیه وسلم از هر نوع نشانه های غلو و تندروی هشدار داده است، به ویژه غلو در دین، پس کسی از یارانش که در عبادت مبالغه می کرد و از حد اعتدال خارج می شود را رد و انکار می نمود، طوری که می فرماید: «ای مردم! از افراط و غلو در دین بپرهیزید، چون کسانی که پیش از شما بودند را افراط و غلو در دین هلاک نمود».

پس ما چقدر نیازمند هستیم تا به هدایت پیامبر صلی الله علیه وسلم اقتدا نماییم، او را به خود سرمشق بگیریم و برای نشر رسالت نور و هدایت که صاف، برجسته و جذاب است با اسلوب نرم، مهربان، با عطوفت که دلها را جذب کند به سوی همه مخلوقات همانطوری که خداوند متعال نازل کرده است بکوشیم و به اثر مقدس او اقتدا نماییم و او را پیروی کنیم. پس همه رسالت اسلام عدالت، رحمت، تسامح و تحمل، منفعت و انسانیت است.

بار خدایا! برای ما محبت خود، محبت پیامبرت (صلی الله علیه وسلم) و محبت هر عملی که ما را به تو و محبت تو نزدیک می سازد را روزی کن، مصر و همه کشورهای دنیا را امن و امان، صلح وآرام بگردان.