مهمترين اخبار

وارد شدن در همراهی خداوند متعال “اسباب و آثار آن”

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِۖ يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَاۖ وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾ «او کسی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر عرش مستقر شد، آنچه را در زمین فرو می‌رود و آنچه را از ان خارج می‌شود، و آنچه را از آسمان نازل می‌شود و آنچه را که در آن بالا می‌رود می‌داند و هر کجا باشید او با شماست، و الله به آنچه می‌کنید بیناست»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

  اما بعد!

  درواقع برخی از همراهی و معیت خداوند متعال معیت نظارت و مراقبت و برخی دیگر آن معیت تأیید و تقویت است، اما نخست آن به معنای این است که خداوند متعال برهمه مخلوقاتش احاطه و علم دارد، چنانچه می فرماید: ﴿وَعِندَهُۥ مَفَاتِحُ ٱلۡغَيۡبِ لَا يَعۡلَمُهَآ إِلَّا هُوَۚ وَيَعۡلَمُ مَا فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِۚ وَمَا تَسۡقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعۡلَمُهَا وَلَا حَبَّةٖ فِي ظُلُمَٰتِ ٱلۡأَرۡضِ وَلَا رَطۡبٖ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ﴾ «و کلیدهای غیب نزد اوست؛ و جز او کسی آن‌ها را نمی‌داند، آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند، و هیچ برگی (از درختی) نمی‌افتد؛ مگر اینکه آن را می‌داند، و نه هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های زمین و نه هیچ تر و خشکی (و جود دارد) مگر اینکه در کتابی آشکار (= لوح محفوظ ثبت) است»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواْۖ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواْ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾ «مگر ندیده‌ای که الله آنچه را که در آسمان‌ها و آنچه را که در زمین است می‌داند؟ هیچ نجوایی میان سه نفر نباشد مگر آن که او چهارمین آن‌ها است، و پنج نفری نیست مگر آن که او ششمین آن‌ها است، و نه کمتر از آن و نه بیشتر، مگر آن که هرکجا باشند او همراه آن‌ها است، سپس روز قیامت آن‌ها را به آنچه کرده‌اند باخبر می‌سازد، بی‌گمان الله به همه چیز داناست»، همچنین می فرماید: ﴿أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾ «آیا کسی‌که (همۀ موجودات را) آفریده است، (از حال آن‌ها) نمی‌داند؟ در حالی‌که او باریک‌بین و آگاه است».

  و اما دوم آن به معنای همراهی تأیید، توفیق، حفظ، همکاری و رعایت خداوند متعال بربنده اش است، طوری که خداوند متعال به این همراهی پیامبران، فرستادگان و اولیای صالح خویش را اختصاص داده است، و قرآن کریم در چندین جای بر این همراهی بزرگی که بندگان برگزیده خدا به آن رسیده اند اشاره نموده است، چنانچه خداوند متعال به حضرت موسی و حضرت هارون علیهما السلام می گوید: ﴿ٱذۡهَبۡ أَنتَ وَأَخُوكَ بِ‍َٔايَٰتِي وَلَا تَنِيَا فِي ذِكۡرِي٤٢ ٱذۡهَبَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ٤٣ فَقُولَا لَهُۥ قَوۡلٗا لَّيِّنٗا لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ٤٤ قَالَا رَبَّنَآ إِنَّنَا نَخَافُ أَن يَفۡرُطَ عَلَيۡنَآ أَوۡ أَن يَطۡغَىٰ٤٥ قَالَ لَا تَخَافَآۖ إِنَّنِي مَعَكُمَآ أَسۡمَعُ وَأَرَىٰ﴾ «(اینک) تو و برادرت با آیات من برو، و در یاد من سستی نکنید(42) به سوی فرعون بروید، بی‌گمان او سرکشی کرده است(43) پس به نرمی با او سخن بگویید، شاید که او پند گیرد یا (از پروردگارش) بترسد(44) (موسی و هارون) گفتند: پروردگارا! به راستی ما می‌ترسیم که بر ما پیش‌دستی نماید (و قبل از بیان حق ما را آزار دهد) یا طغیان کند(45) فرمود: نترسید! بی‌شک من با شما هستم، می‌شنوم و می‌بینم»، و این همان باهمی بود که حضرت موسی علیه السلام هنگامی بیان نموده بود که قومش فکر می کردند فرعون و لشکریانش آنها را دستگیر خواهند کرد و هیچ نجاتی از ظلم او ندارند، چون دریا در پیش‌روی شان و فرعون با لشکریانش در عقب شان قرار داشت، پس قوم حضرت موسی همه فریاد زدند: ﴿إِنَّا لَمُدۡرَكُونَ﴾ «یقیناً ما (در چنگال فرعونیان) گرفتار شدیم»، پس حضرت موسی علیه السلام با یقین کامل در همراهی و تأیید و کمک پروردگارش در پاسخ آنها فرمود: ﴿قَالَ كَلَّآۖ إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهۡدِينِ﴾ «(موسی) گفت: چنین نیست، بی‌گمان پروردگارم با من است، به زودی مرا هدایت خواهد کرد».

  و همچنین این همراهی همان همراهی خداوند متعال با پیامبرش حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم و یار وفادار او حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه در هنگام هجرت مبارک شان می باشد، چنانچه حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه می گوید: “من و پیامبر صلی الله علیه وسلم در غار بودیم، پس من به پاهای مشرکان نظر کردم و گفتم: ای رسول خدا! اگر یکی آنها به پای خود نظر کند ما را می بیند، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «ای ابابکر! در باره دو نفری که سوم آنها الله است چه فکر می کنی؟»، و در این خصوص خداوند متعال می فرماید: ﴿إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدۡ نَصَرَهُ ٱللَّهُ إِذۡ أَخۡرَجَهُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ ٱثۡنَيۡنِ إِذۡ هُمَا فِي ٱلۡغَارِ إِذۡ يَقُولُ لِصَٰحِبِهِۦ لَا تَحۡزَنۡ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَاۖ فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَيۡهِ وَأَيَّدَهُۥ بِجُنُودٖ لَّمۡ تَرَوۡهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلسُّفۡلَىٰۗ وَكَلِمَةُ ٱللَّهِ هِيَ ٱلۡعُلۡيَاۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾ «اگر او (= پیامبر) را یاری نکنید، به راستی که الله او را یاری کرد، آنگاه که کافران او را (از مکه) بیرون کردند، نفر دوم از دو نفری که آن دو در غار بودند، به یار خود (ابوبکر) می‌گفت: اندوهگین مباش، یقیناً الله با ماست پس الله آرامش خود را بر او فرو فرستاد، و با لشکرهایی که شما آن را نمی‌دیدید، او را تأیید (و تقویت) نمود، و کلام (و گفتار شرک) کسانی را که کافر شدند؛ پایین قرار داد، و کلام (و آیین) الله بالا (و پیروز) است، و الله پیروزمند حکیم است».

  پس چقدر بزرگ می شود وقتی بندهء در همراهی و باهمی خداوند متعال قرار بگیرد، و کسی که خداوند با او باشد چه کسی می تواند برعلیه او بوده باشد. و تا اینکه همراهی خداوند برای یکی از بندگان متحقق گردد باید این بنده از راهی وارد شود که بتواند به این همراهی برسد، و باید همه اسبابی که این امر را میسر می سازد را روی دست گیرد، و از مهمترین این اسباب و راه ها:

  داشتن ایمان واقعی به خداوند متعال: زیرا خداوند متعال می فرماید: ﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾ «و یقینا الله با مؤمنان است»، و مقتضای ایمان آنچه است که پیامبر صلی الله علیه وسلم بیان نموده است: «ايمان اين است که به الله و ملائکه و کتاب هايش و پيامبرانش و روز قيامت و نيز به تقدیر خير و شر ايمان و باور داشته باشی»، و حقیقت ایمان این است که باید آثار آن در سلوک و رفتار و معامله انسان با دیگران ظاهر شود، چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مسلمان کسی است که مردم از دست و زبان او در امان باشند، و مؤمن کسی است که مردم او را بر خون و اموال‌شان امین بپندارند».

  و برخی دیگر آن: اینکه باید انسان با تقوا و نیکوکار باشد، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْ وَّٱلَّذِينَ هُم مُّحۡسِنُونَ﴾ «همانا الله با کسانی است که تقوا پیشه کردند، و کسانی‌که نیکو‌کارانند»، و در آیت دیگر می فرماید: ﴿وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾ «و بدانید که الله با پرهیزگاران است»، همچنین می فرماید: ﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ لَمَعَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾ «و یقیناً الله با نیکوکاران است». و تقوا به معنای: انجام دادن هر کاری که باعث خشنودی خداوند متعال و دوری از غضب او می شود است، پس تقوا اجتماع همه اعمال خیر می باشد، و قرآن کریم معنای تقوا را در چندین جا بیان نموده است، از آنجمله: ﴿لَّيۡسَ ٱلۡبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمۡ قِبَلَ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ وَلَٰكِنَّ ٱلۡبِرَّ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلۡكِتَٰبِ وَٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ وَءَاتَى ٱلۡمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ ذَوِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينَ وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ وَٱلسَّآئِلِينَ وَفِي ٱلرِّقَابِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَى ٱلزَّكَوٰةَ وَٱلۡمُوفُونَ بِعَهۡدِهِمۡ إِذَا عَٰهَدُواْۖ وَٱلصَّٰبِرِينَ فِي ٱلۡبَأۡسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَحِينَ ٱلۡبَأۡسِۗ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُتَّقُونَ﴾ «نیکی این نیست که روی خود را به سوی مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکی (و نیکوکار)کسی است که به الله و روز قیامت و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران، ایمان آورده باشد، و مال (خود) را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و گدایان و در (راه آزادی) بردگان بدهد، و نماز را بر پای دارد و زکات را بدهد، و وفاکنندگان به پیمانشان چون پیمان بندند و (کسانی که) در فقر و سختی و زیان و بیماری و به هنگام نبرد؛ شکیبایند این‌ها کسانی هستند که راست گفتند، و آن‌ها پرهیزگارانند».

  و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «با یکدیگر حسد نکنید، برای فریب دیگران بیع بالایی نکنید، با یکدیگر نفرت نداشته باشید، از همدیگر روی مگردانید، و نباید برخی تان بربیع برخی دیگری بیع نماید، و بندگان خداوند و برادران یکدیگر باشید، مسلمان برادر مسلمان است، در حق او ظلم نمی کند، بر او خیانت نمی کند، او را تحقیر نمی کند، این است تقوا و پرهیزگاری»، و در آغاز آن سه بار اشاره می کند، «همین بدی و شرارت انسان را کافیست که برادر مسلمان خود را تحقیر کند، همه مسلمان بر مسلمان حرام است، خون او، مال او و حیثیت و کرامت او».

  اما معنا و حقیقت احسان را پیامبر صلی الله علیه وسلم چنین بیان نموده است: «خدا را چنان بپرست که گویی او را می بینی، چون اگر تو او را نمی بینی یقینا او تو را می بیند»، و در اینجاست که بنده تمام و کمال مراقبت خداوند متعال را متحقق می سازد، و به صورت کامل یقین می نماید که پروردگارش هیچگاه چه در خفا یا آشکار و یا در حرکات و سکناتش از او غافل نیست، خداوند می فرماید:﴿أَلَمۡ يَعۡلَم بِأَنَّ ٱللَّهَ يَرَىٰ﴾ «آیا نمی‌داند که مسلماً، الله (همه اعمالش را) می‌بیند؟!».

  همچنین برخی از اسباب وارد شدن در همراهی خداوند متعال: صبر و شکیبایی می باشد، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَٱصۡبِرُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾ «و صبر کنید، بی‌گمان الله با صابران است»، همچنین می فرماید: ﴿وَبَشِّرِ ٱلصَّٰبِرِينَ ٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَٰبَتۡهُم مُّصِيبَةٞ قَالُوٓاْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ * أُوْلَٰٓئِكَ عَلَيۡهِمۡ صَلَوَٰتٞ مِّن رَّبِّهِمۡ وَرَحۡمَةٞۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُهۡتَدُونَ﴾ «و مژده بده به صبر کنندگان آن‌ها که هرگاه مصیبتی به ایشان برسد می‌گویند: ما از آنِ الله هستیم، و به سوی او باز می‌گردیم * این‌ها هستند که درودها و رحمتی از پروردگارشان بر ایشان است و اینانند هدایت یافتگان»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعۡيُنِنَاۖ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ﴾ «(ای پیامبر) برای حکم پروردگارت شکیبا باش، زیرا تو زیر نظر (و در حفاظت) ما هستی، و هنگامی‌که بر می‌خیزی به ستایش پروردگارت تسبیح گوی»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «بدانید که در صبر کردن در برابر مشکلات خیر بسیاری نهفته است»، و صبر به معنای: حبس کردن نفس از آه و ناله، و حفظ کردن زبان از شکایت، و حفظ کردن اعضا از ارتکاب معاصی و کم طاقتی می باشد. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «… و کسی که از خداوند صبر بخواهد خداوند متعال به او صبر می دهد، و هیچ کسی خیر بهتر و گسترده تر از صبر داده نشده است».

   و برخی دیگری از عوامل وارد شدن در معیت و باهمی خداوند متعال: بیداری وجدان است؛ زیرا صاحب وجدان بیدار می داند که همیشه خداوند متعال با او است چه در سفر باشد یا در خانه، در خلوت باشد یا در ملای عام، چون هیچ چیزی از علم خداوند مخفی نیست او عالم غیوب است، اینچنین کرد حضرت یوسف علیه السلام هنگامی که دروازه ها بسته شد و همه اسباب گناه برایش آماده شده بود، پس به پروردگاری پناه برد که همیشه در هرلحظه با او بود، و اینچنین تکرار می کرد: ﴿إِنَّهُۥ رَبِّيٓ أَحۡسَنَ مَثۡوَايَۖ إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾ «بی‌گمان او سرور من است، جایگاه مرا گرامی داشته است (پس چگونه به او خیانت کنم؟!) مسلماً ستمکاران رستگار نمی‌شوند»، طوری که همسر عزیز مصر بیان نمود چنانچه قرآنکریم از زبان او نقل قول می کند: ﴿وَلَقَدۡ رَٰوَدتُّهُۥ عَن نَّفۡسِهِۦ فَٱسۡتَعۡصَمَۖ﴾ «(آری) به راستی من او را برای کام‌جویی به خود دعوت کردم، پس او خود داری کرد». پس دانسته می شود که فضیلت احساس همراهی خداوند خیلی بزرگ است، چون زمانی که انسان در دنیا از پروردگارش می ترسد در آخرت از عذاب او در امان می ماند، و در حدیث قدسی خداوند متعال می فرماید: «سوگند به عزت و بزرگی ام! بر بنده ام دو ترس و دو امنیت را جمع نمی کنم؛ اگر در دنیا از مجازات من بی خیال و بی ترس بود در روز قیامت او را از عذابم خواهم ترسانید، و اگر در دنیا از عذاب من ترس داشت در روز قیامت او را از مجازاتم در امنیت قرار خواهم داد».

  همچنین انسان با ذکر خداوند می تواند همراهی او را کسب کند، زیرا خداوند متعال می فرماید: ﴿فَٱذۡكُرُونِيٓ أَذۡكُرۡكُمۡ وَٱشۡكُرُواْ لِي وَلَا تَكۡفُرُونِ﴾ «پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و سپاس مرا گویید و ناسپاسی من نکنید»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود خداوند می گوید: «من با بنده ام بر اساس گمانی که به من دارد، رفتار می نمايم. و هنگامی که مرا ياد می کند، من با او هستم. پس اگر در تنهايی مرا ياد کند، من هم او را در تنهايی ياد خواهم کرد. و اگر مرا در ميان جمع ياد کند، من او را در ميان جمع بهتری ياد خواهم کرد».

أقولُ قولِي هذَا ، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود به حق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیابر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

 برادران مسلمان!

  همانا معیت خداوند متعال فواید بسیاری دارد که انسان آنرا در دنیا و آخرت به دست می آورد، از آنجمله: کسی که در معیت خداوند متعال قرار گیرد خداوند او را از همه شرارتها و زشتی را حفظ می کند و همه اضرار و اندوه ها را از او می زداید، خداوند متعال می فرماید: ﴿ٱلَّذِينَ قَالَ لَهُمُ ٱلنَّاسُ إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدۡ جَمَعُواْ لَكُمۡ فَٱخۡشَوۡهُمۡ فَزَادَهُمۡ إِيمَٰنٗا وَقَالُواْ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ﴾ «کسانی‌که مردم به آنان گفتند: مردم (= مشرکان مکه) برای (جنگ با) شما گرد آمده‌اند، پس از آن‌ها بترسید (این سخن) بر ایمان‌شان افزوده و گفتند: الله ما را بس است، و بهترین حامی است»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسۡبُهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ بَٰلِغُ أَمۡرِهِۦۚ قَدۡ جَعَلَ ٱللَّهُ لِكُلِّ شَيۡءٖ قَدۡرٗا﴾ «و هرکس بر الله توکل کند، پس همان او را کافی است بی‌گمان الله فرمان خود را به انجام می‌رساند، مسلّماً الله برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است»، همچنین می فرماید: ﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبۡدَهُۥۖ﴾ «آیا الله برای بنده‌اش کافی نیست؟!»، و کسی که به الله توکل و اعتماد کند واقعا او را کافی است، و بعد از آن هیچ دشمنی نمی تواند بر او غالب آید، و به همه آرزوهایش می رسد. و چقدر بزرگی، فضیلت و آثار زیبای همراهی خداوند متعال به این فرموده های خداوند آشکارا می گردد: به حضرت موسی علیه السلام فرمود: ﴿وَلِتُصۡنَعَ عَلَىٰ عَيۡنِيٓ﴾ «و تا در برابر دیدگان من پرورش یابی»، و در توصیف آخرین پیامبر خود حضرت محمد صلی الله علیه وسلم فرمود: ﴿وَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعۡيُنِنَاۖ﴾ «(ای پیامبر) برای حکم پروردگارت شکیبا باش، زیرا تو زیر نظر (و در حفاظت) ما هستی» و این فرموده خداوند: ﴿وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَنَّ لَهُمۡ قَدَمَ صِدۡقٍ عِندَ رَبِّهِمۡۗ﴾ «و کسانی‌که ایمان آورده‌اند را بشارت ده که برای آن‌ها سابقۀ نیکو (و پاداشی حتمی) نزد پروردگار‌شان است».

  بدون تردید وارد شدن واقعی در همراهی خداوند متعال و به صورت درست با خدا بودن مهمترین و اساسی ترین راه آرامش، اطمینان و صحتمندی روانی می باشد، و از مهمترین دروازه های دوری از همه انواع اضطراب، پریشانی و افسردگی است؛ زیرا چگونه افسرده و پریشان می شود کسی که به اسباب درست چنگ بزند و بداند که اداره همه امور به دست خداوند است و چون به کاری اراده فرماید تنها به آن می گوید: «باش» پس می شود. چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿قُلِ ٱللَّهُمَّ مَٰلِكَ ٱلۡمُلۡكِ تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُۖ بِيَدِكَ ٱلۡخَيۡرُۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾ «بگو: بارالها! ای دارنده پادشاهی و (هستی) به هر کس که بخواهی، پادشاهی (و فرمانروایی) می‌بخشی، و از هر کس بخواهی پادشاهی (و فرمانروایی) را می‌گیری، و هر کس را بخواهی عزت مى دهى، و هر كه را بخواهى خوار می‌کنی، همه خوبی‌ها به دست توست، بی‌شک تو بر هر چیز توانایی» و در آیت دیگری می فرماید: ﴿مَّا يَفۡتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحۡمَةٖ فَلَا مُمۡسِكَ لَهَاۖ وَمَا يُمۡسِكۡ فَلَا مُرۡسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾ «(هر) رحمتی را که الله برای مردم بگشاید، کسی نمی‌تواند که بازش دارد، و آنچه را باز دارد کسی جز او نمی‌تواند آن را روان سازد، و او پیروزمند حکیم است».

  یقینا احساس کردن بنده همراهی خداوند را و درک عظمت او جل جلاله برای انسان ها و برای مجتمع بلندترین درجه همزیستی مسالمت آمیز و امنیت اجتماعی را بار می آورد؛ زیرا وقتی انسانها به یقین بدانند که هیچگاه از دید خداوند غایب نمی شوند حتما رفتار خود را منظم و مستقیم می سازند، و اخلاق شان درست می شود، پس همیشه پابند اوامر خداوند متعال می باشند، و از نواهی او پرهیز می کنند، و نزد حدود او مکث می نمایند، به اسبابی تمسک می کنند که دین و دنیای شان اصلاح می گردد، پس هر فرد با نفس خود، با خانواده، با همسایه ها، با دوستان و رفیقان و با مجتمع و همه مردم در صلح و آشتی زندگی می کند، این است رسالت اسلام که رحمت برای همه جهانیان آمده است.

  بار خدایا! ما را در معیت و همراهی نصر و تأییدت شامل نما، فضل و نعمت خود را بر ما عام بگردان، و در همه امور ما را مخلص بگردان، مصر و همه کشورهای جهان را حفظ کن.

یگانه راه پیش‌رفت وطن یکپارچگی آن است

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا تَفَرَّقُواْۚ «و همگی به ریسمان الله (= قرآن و اسلام) چنگ زنید و پراکنده نشوید»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

به راستی پیامبر صلی الله علیه وسلم با رسالتی آمده که به یکپارچگی و مهربانی دعوت می کند و از تفرقه و اختلاف باز می دارد، چنانچه اختلاف را از میان عرب برداشت و آنها را ملت یکپارچه گردانید، و میان آنان برادری ایمانی برقرار نمود، و میان دلهای شان رابطه مهربانی و الفت ایجاد کرد، طوریکه خداوند متعال می فرماید: ﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةٞ «یقیناً مؤمنان برادرند»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَأَلَّفَ بَيۡنَ قُلُوبِهِمۡۚ لَوۡ أَنفَقۡتَ مَا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا مَّآ أَلَّفۡتَ بَيۡنَ قُلُوبِهِمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ أَلَّفَ بَيۡنَهُمۡۚ إِنَّهُۥ عَزِيزٌ حَكِيمٞ «و بین دل‌های آن‌ها الفت داد، اگر تمام آنچه را که در روی زمین است خرج می‌کردی، نمی‌توانستی بین دل‌های شان الفت دهی، ولی الله در میان آن‌ها الفت داد، همانا او پیروزمند حکیم است». همچنین پیامبر صلی الله علیه وسلم به مهربانی، محبت و همکاری با یکدیگر دستور داده است طوری که می فرماید: «مؤمنان در دوستی، مهربانی و همکاری با يکديگر، مانند پيکری هستند که اگر يک عضو آن به درد آيد، ساير اعضا با بی خوابی (بی قراری) و تب با آن هم نوا می شوند».

با وجود آن این الفت و مهربانی تنها منحصر درمیان مسلمانان نیست؛ بلکه همه مردم را دربر می گیرد، طوری که حق تعالی می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن ذَكَرٖ وَأُنثَىٰ وَجَعَلۡنَٰكُمۡ شُعُوبٗا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓاْۚ إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٞ «ای مردم! بی‌شک ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید، همانا گرامی‌ترین شما نزد الله پرهیزگارترین شماست، بی‌گمان الله دانای آگاه است». و اینچنین قرآنکریم هنگامی که پیرامون برادری انسانی میان پیامبران و مخالفین عقیدوی شان سخن می گفت براین امر تأکید کرد، چنانچه خداوند می فرماید: ﴿وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمۡ هُودٗاۚ «و (ما) به سوی قوم عاد برادرشان هود را (فرستادیم)»، ﴿وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمۡ صَٰلِحٗاۚ «و به سوی (قوم) ثمود برادرشان صالح را (فرستادیم)»، ﴿وَإِلَىٰ مَدۡيَنَ أَخَاهُمۡ شُعَيۡبٗاۚ «و به سوی (قوم) مدین برادرشان شعیب را (فرستادیم)». پس از آنکه خداوند متعال داستان پیامبران گذشته را بیان نمود, درپایان فرمود: ﴿وَإِنَّ هَٰذِهِۦٓ أُمَّتُكُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَأَنَا۠ رَبُّكُمۡ فَٱتَّقُونِ «و بی‌گمان این امت شما، امت واحدی است، و من پروردگار شما هستم، پس از من بترسید»، در جای دیگری فرمود: ﴿إِنَّ هَٰذِهِۦٓ أُمَّتُكُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَأَنَا۠ رَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُونِ «بی‌تردید این است آیین شما که آیینی یگانه است، و من پروردگار شما هستم، پس مرا پرستش کنید». امام بغوی رحمه الله می گوید: “خداوند متعال همه پیامبران را برای اقامه دین، ایجاد الفت میان مردم و ترک اختلاف و تفرقه گرایی فرستاده است”.

بدون تردید دعوت اسلام به سوی یکپارچگی و اتفاق و ریشه کن کردن اختلاف و خودخواهی, یکی از عوامل مهم حفاظت بر قوت و پیشرفت وطن و سلامت مجتمع می باشد؛ زیرا به هر اندازه که در مجتمعِ ضعیف افراد قوی باشند باز هم مجتمع ضعیف وناتوان باقی می ماند، و برعکس اگر در مجتمعِ قوی افراد ضعیف بوده باشند حتما قوت و توانایی خویش را از قوت مجتمع‌ی می گیرند که در آن زندگی می کنند؛ بنابرین اسلام ارزش شهروندی را بلند نموده و تأکید کرده که وطن برای همه شهروندان آن است و با همه آنها باقی می ماند؛ زیرا یکپارچگی وطن می خواهد تا نباید میان فرزندان آن بنابر اساس دین، رنگ و نوعیت تمایز و تفرقه بوده باشد، چون هیچ عربی بر عجم یا عجم بر عرب، و هیچ سفید پوست بر سیاه پوست برتری و فضیلت ندارد مگر به تقوا، پرهیزگاری و انجام اعمال نیک. و سند مدینه منوره که پیامبر صلی الله علیه وسلم آنرا همراه یهود مدینه امضا نمود بر همین اصول استوار بود؛ طوری که برای یهود همه حقوق، آزادی، امنیت و آرامش مسلمانان را داده بود، و در مقابل از آنها پیمان گرفته بود تا همراه مسلمانان مشترکاً از مدینه دفاع کنند، این موضوع به صورت قوی تأکید می کند که در اسلام وطن شامل همه شهروندان می شود و گنجایش همه آنها را دارد به شرطی که آنها ملتزم بر وجایب و مسئولیتهای شان باشند.

همچنین اسلام ارزش کار گروهی و سازماندهی شده را بلند برده و یکپارچگی همکاری در انجام مسئولیتها و ریشه کن کردن اختلافات را واجب دایمی ملت در هر زمان و مکان قرار داده است، این موضوع دستور و فرمان خداوند متعال در قرآن است، طوری که می فرماید: ﴿وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا تَفَرَّقُواْۚ «و همگی به ریسمان الله (= قرآن و اسلام) چنگ زنید و پراکنده نشوید»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همانا خداوند متعال از سه کار شما خشنود می شود، و سه کار را برای شما زشت می پندارد؛ پس خشنود می شود: اینکه تنها او را بپرستید و هیچ چیز را به او شریک نسازید، و اینکه همگی به ریسمان الله (=قرآن و اسلام) جنگ بزنید و پراکنده نشوید. زشت می پندارد: اینکه زیاد بگو مگو کنید، یا بیش از حد گدا گری و سوال کنید و یا مال خود را ضایع بسازید». و پیامبر صلی الله علیه وسلم برای امتش بهترین مثال برای یکپارچگی، اتفاق و همبستگی شان بیان نموده است، چنانچه می فرماید: «مسلمان برای مسلمان مانند یک ساختمان است؛ برخی آن برخی دیگرش را قوی و مستحکم می سازد، انگشتان خود را با هم درآمیخت».

قرآن کریم برای ما بهترین نمونه هایی از یکپارچگی را بیان نموده که باعث حفاظت و نگهداری وطن و سلامت مجتمع گردیده است، از آنجمله طوری که حضرت یوسف علیه السلام پلان درست و دقیق خود را آماده ساخت و همه مجتمع متحدانه برای تحقیق اهداف و آرمانهای شان به پشت سر او قرار گرفتند، و این پلان را به صحنه عمل تطبیق نمودند، پس هرشخص به قدر توان طبق منهج تعیین شده باهم تعاون و همکاری نمودند تا با شد به اهداف مورد نظرشان برسند و برای سرزمین شان سعادت، کامیابی، تقدم حمایت و قدرت اقتصادی متحقق گردد، سپس مردم از هرگوشه و کنار دنیا آمدند تا از خیرات مصر مستفید شوند، طوری که خداوند متعال برزبان حضرت یوسف علیه السلام می فرماید: ﴿قَالَ تَزۡرَعُونَ سَبۡعَ سِنِينَ دَأَبٗا فَمَا حَصَدتُّمۡ فَذَرُوهُ فِي سُنۢبُلِهِۦٓ إِلَّا قَلِيلٗا مِّمَّا تَأۡكُلُونَ٤٧ ثُمَّ يَأۡتِي مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ سَبۡعٞ شِدَادٞ يَأۡكُلۡنَ مَا قَدَّمۡتُمۡ لَهُنَّ إِلَّا قَلِيلٗا مِّمَّا تُحۡصِنُونَ٤٨ ثُمَّ يَأۡتِي مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ عَامٞ فِيهِ يُغَاثُ ٱلنَّاسُ وَفِيهِ يَعۡصِرُونَ «(یوسف) گفت: هفت سال پی درپی (با جدیت) زراعت کنید، پس آنچه را درو کردید، جز اندکی که می‌خورید، (بقیه را) در خوشه‌اش باقی بگذارید(47) سپس بعد از آن هفت (سال) سخت (قحطی) می‌آید، که آنچه را برای آن سال‌ها ذخیره کرده‌اید، می‌خورید، جز اندکی از آنچه که (برای بذر) ذخیره خواهید کرد(48) سپس بعد از آن هفت (سال) سالی فرا می‌رسد که باران فراوانی نصیب مردم می‌شود، و درآن (سال، مردم افشردنی‌ها را) می‌فشارند».

همچنین اسلام به هر امری تشویق و ترغیب نموده که باعث اتحاد و انسجام مجتمع می گردد، پس به مهربانی، نرمخویی و محبت دستور داده است، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡۖ وَلَوۡ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ ٱلۡقَلۡبِ لَٱنفَضُّواْ مِنۡ حَوۡلِكَۖ فَٱعۡفُ عَنۡهُمۡ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ وَشَاوِرۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِۖ فَإِذَا عَزَمۡتَ فَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَوَكِّلِينَ «پس به (سبب) رحمت الهی است که تو با آنان نرم خو (و مهربان) شدی، و اگر تند خو و سخت دل بودی، قطعا از اطراف تو پراکنده می‌شدند، پس از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه، و در کارها، با آنان مشورت کن، و آنگاه که تصمیم گرفتی بر الله توکل کن، زیرا که الله توکل کنندگان را دوست می‌دارد»، پس مهربانی و نرمخویی باعث یکپارچگی و انسجام دل‌ها می شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «دين آسان است؛ و هرکس آن را بر خود سخت بگيرد، سرانجام خسته و درمانده می شود؛ پس راه راست و درست و ميانه را در پيش بگيريد و (به درست کاری و ميانه روی) خوشحال باشيد و از عبادت صبح و شام و پاسی از شب کمک بگيريد»، همچنین می فرماید: «من با دینی مبعوث شدم که حق و آسان است».

همچنان به نشر الفت و امنیت میان همه افراد مجتمع با اختلاف باورها و عقاید شان دستور داده است، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسۡنٗا «و به مردم (سخن) نیک بگویید»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿لَّا يَنۡهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يُقَٰتِلُوكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَلَمۡ يُخۡرِجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمۡ أَن تَبَرُّوهُمۡ وَتُقۡسِطُوٓاْ إِلَيۡهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ «الله شما را از نیکی‌کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی‌که در (امر) دین با شما نجنگیده‌اند و شما را از دیارتان بیرون نکرده‌اند، نهی نمی‌کند، بی‌گمان الله عدالت پیشگان را دوست دارد»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم با غیر مسلمانان با همین منطق قرآنی رفتار می کرد، پس همیشه با آنها خوبی می نمود، هدیه شان را می پذیرفت، دعوت شان را اجابت و بیمارشان را عیادت می کرد؛ تا باشد آسانگیری این دین را به نمایش گذاشته یکپارچگی و انسجام مجتمع را حفظ نموده باشد.

به راستی مسئولیت وقت و فقه اولویتها باعث می شود و حتمی می گرداند تا همه فرزندان مخلص و چیز فهم میهن باید با هم در یک قطار متفقانه بایستند تا در هر بخش کار برای وطن شان توانایی و خودکفایی را رقم بزنند، پس باید برای تحقیق خودکفایی وطن, پزیشکان، حقوق‌دانان، انجنیران، کشاورزان، آموزش و پرورش و همه کارشناسان و صناعت پیشه ها برای توسعه و تطویر روحیه بخشش و فداکاری برای میهن باهم تعاون و همکاری نمایند؛ پس برخی زحمت بکشد و با دستان خود کار کند، و دیگری مال خود را برای آبادانی و پیشرفت مجتمع به مصرف برساند، و آن شخص سوم برای مردم تعلیم بدهد، اینجاست که همه انرژی و استعدادها به خدمت وطن استخدام می شود، این موضوع از اصول و اساسات دین ماست، زیرا خداوند متعال همه ما را بدون استثنا با واژه عام خطاب نموده به کار و تلاش دستور می دهد، طوری که می فرماید: ﴿هُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ ذَلُولٗا فَٱمۡشُواْ فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُواْ مِن رِّزۡقِهِۦۖ وَإِلَيۡهِ ٱلنُّشُورُ «او کسی است که زمین را برای شما رام گردانید، پس در گوشه و نواحی آن راه بروید و از روزی او بخورید، و بازگشت (همه) به سوی اوست»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿فَإِذَا قُضِيَتِ ٱلصَّلَوٰةُ فَٱنتَشِرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَٱبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِ ٱللَّهِ وَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَثِيرٗا لَّعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ «پس هنگامی‌که نماز پایان یافت، (برای کسب رزق و روزی) در زمین پراکنده شوید، و از فضل الله طلب کنید، و الله را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید».

أقولُ قولِي هذَا، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ.

*    *     *

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود به حق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

کسی که به صورت درست حوادث و تاریخ را پیگیری و متالعه کند به خوبی می داند که تفرقه گرایی و اختلاف یکی از اسباب شکست و ناتوانی بوده است، قرآن کریم ما را از این پدیده هشدار داده است، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَٱخۡتَلَفُواْ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ «و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمد، و اینان برایشان عذاب بزرگی است»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَلَا تَنَٰزَعُواْ فَتَفۡشَلُواْ وَتَذۡهَبَ رِيحُكُمۡۖ وَٱصۡبِرُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ «و با همدیگر نزاع نکنید، که سست شوید، و قوت (و مهابت) شما از میان برود، و صبر کنید، بی‌گمان الله با صابران است»، همچنین نزاع  و اختلاف قوت و مهابت ملت را از میان می برد، باعث ناتوانی و سستی آن می شود، همین هشدار از اختلاف کافیست که کسی بر آن بمیرد بر جاهلیت مرده است.

به همین خاطر اسلام برضد هر رفتار و پدیده‌ی که باعث اختلاف و تفرقه می شود اعلان جنگ نموده است، پس می بینی که اسلام از نژادپرستی که یکی از آثار تعصب زشت جاهلیت است منع نموده است، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همانا خداوند متعال از شما عیوب جاهلیت و افتخار به پدران و نیاکان را دور کرده است، پس یا مسلمان پرهیزگار می باشید یا فاجر بدبخت، شما فرزندان آدم هستید و آدم از خاک آفریده شده است»، همچنین پیامبر صلی الله علیه وسلم بیان نموده که مردم همه در حقوق و وجایب شان با هم برابر هستند، طوری که می فرماید: «ای مردم! آگاه باشید که پروردگارتان یکی و پدرتان یکی است، آگاه باشید که هیچ عربی بر عجم یا عجمی بر عرب همچنین هیچ سفید پوستی بر سیاه پوست یا سیاه پوستی بر سفید پوست برتری و فضیلت ندارد مگر به تقوا و پرهیزگاری…».

بار خدایا! صف ما را یکپارچه بگردان، و در دلهای ما نسبت به یکدیگر الفت و مهربانی قرار بده، و ما را به آنچه موفق بگردان که دوست داری و خشنود می شوی، و ما را در گفتار و کردار ما مخلص بگردان، مصر و همه کشورهای اسلامی را حفظ نما.

حقوق و وجایب جوانان

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿إِنَّهُمۡ فِتۡيَةٌ ءَامَنُواْ بِرَبِّهِمۡ وَزِدۡنَٰهُمۡ هُدٗى «آن‌ها جوانانی بودند که به پروردگار‌شان ایمان آورده بودند، و ما بر هدایت‌شان افزودیم»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

   اما بعد!

  در واقع مرحله جوانی مهمترین مرحله عمر انسان است؛ زیرا این مرحله مرحله قدرت بدنی، پختگی، نشاط، فعالیت، بخشش، امید دراز و گشاده رویی بر زندگی می باشد، بدون تردید جوانان ستون فقرات، تپش قلب و بازوی های قوی ملت می باشند، و هیچ کس نمی تواند نقش اساسی و مهم آنها در ساختار وطن، نهضت و پیشرفت ملتها را انکار کند.

  قرآن کریم مرحله جوانی را مرحله قوت و انرژی میان دو ضعف و ناتوانی دانسته است؛ مرحله ناتوانی کودکی و ناتوانی پیری و بزرگسالی، خداوند متعال می فرماید: ﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن ضَعۡفٖ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعۡدِ ضَعۡفٖ قُوَّةٗ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعۡدِ قُوَّةٖ ضَعۡفٗا وَشَيۡبَةٗۚ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُۚ وَهُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡقَدِيرُ «الله همان کسی است که شما را ناتوان آفرید، سپس بعد از ناتوانی، قوت بخشید، و آنگاه بعد از قوت ناتوانی و پیری قرار داد، هرچه بخواهد می‌آفریند، و او دانای تواناست»، از همینجاست که رسالت و پیامبری در مرحله جوانی بوده است، خداوند متعال از حضرت یوسف علیه السلام چنین حکایت می کند: ﴿وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُۥٓ ءَاتَيۡنَٰهُ حُكۡمٗا وَعِلۡمٗاۚ وَكَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ «و چون (یوسف به مرحلۀ بلوغ و) کمال قوت رسید، به او حکم (= نبوت) و علم عطا کردیم و این چنین نیکو‌کاران را پاداش می‌دهیم»، و در باره حضرت موسی علیه السلام می فرماید: ﴿وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُۥ وَٱسۡتَوَىٰٓ ءَاتَيۡنَٰهُ حُكۡمٗا وَعِلۡمٗاۚ وَكَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ «و چون (موسی) به (مرحلۀ بلوغ و) کمال قوت رسید و برومند شد، به او حکمت و علم دادیم، و این گونه نیکو‌کاران را پاداش می‌دهیم». حضرت عبد الله ابن عباس رضی الله عنهما می فرماید: «خداوند متعال همه پیامبران را جوان فرستاده، و علم را به همه علما در مرحله جوانی شان داده شده است…»، چنانچه حضرت ابراهیم علیه السلام به سن جوانی با بت پرستان مبارزه نمود، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿قَالُواْ سَمِعۡنَا فَتٗى يَذۡكُرُهُمۡ يُقَالُ لَهُۥٓ إِبۡرَٰهِيمُ «(عده‌ای) گفتند: شنیدیم جوانی که او را ابراهیم می‌گویند، آن‌ها (= بت‌ها) را (به بدی) یاد می‌کرد»، همچنین قرآن کریم به ذکاوت و هوشمندی حضرت سلیمان علیه السلام در مرحله جوانی اش چنین اشاره نموده است: ﴿فَفَهَّمۡنَٰهَا سُلَيۡمَٰنَۚ وَكُلًّا ءَاتَيۡنَا حُكۡمٗا وَعِلۡمٗاۚ «پس آن (شیوۀ قضاوت عادلانه و درست) را به سلیمان فهماندیم، و به هر یک از آنان حکمت (= داوری) و دانش عطا کردیم»، و حضرت موسی علیه السلام در مرحله اوج جوانی، توانمندی و امانت داری اش بود که دختر مرد نیکوکار در باره اش چنین گفت چنانچه قرآن کریم حکایت می کند: ﴿قَالَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا يَٰٓأَبَتِ ٱسۡتَ‍ٔۡجِرۡهُۖ إِنَّ خَيۡرَ مَنِ ٱسۡتَ‍ٔۡجَرۡتَ ٱلۡقَوِيُّ ٱلۡأَمِينُ «یکی از آن دو (دختر) گفت: پدرجان! او را اجیر کن، بی‌تردید بهترین کسی را که می‌توانی اجیر کنی، کسی است که نیرومند امین باشد (و او چنین است)»، و خداوند متعال به حضرت یحیی علیه السلام در آوان جوانی اش خطاب نموده دستور داد تا امانت علم را با قوت و انرژی بگیرد و مشقت دعوت به سوی الله را با جدیت تحمل نماید، چنانچه می فرماید: ﴿يَٰيَحۡيَىٰ خُذِ ٱلۡكِتَٰبَ بِقُوَّةٖۖ وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡحُكۡمَ صَبِيّٗا «(الله فرمود:) ای یحیي! کتاب (تورات) را با قوت (و جدیت) بگیر، و در کودکی به او دانش (و نبوت) دادیم».

  و برای بیان اهمیت این مرحله‌ی عمر انسان پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید که خداوند متعال در روز قیامت از این مرحله پرسش ویژه می نماید، تا انسان در استفاده و بهره برداری درست از این مرحله طوری که نفع آن به خود انسان و به دیگران برسد, بیشتر بکوشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «در روز قیامت هیچ بنده‌ای قدم از قدم بر نمی دارد تا اینکه در باره چهار خصلت پرسیده شود: از او در مورد عمرش پرسیده می شود که در چه راهی گذرانده است؟ و از علمش پرسیده می شود که آن را چگونه به کار گرفته و چقدر به آن عمل کرده است؟ و از مالش که آن را از چه راهی به دست آورده و در چه راهی خرج کرده است؟ و از جوانی و جسمش پرسیده می شود که آن را در چه راهی پير کرده است؟».

  اسلام به جوانان اهتمام زیاده داده و برای آنها حقوق و وجایب بزرگی مقرر نموده است، پس انان حق دارند که بیاموزند، درست توجیه و آماده شوند، طوری که قرآن کریم داستان حضرت لقمان حکیم با فرزندش را حکایت می کند چنانچه در فرزند خود جوانب دینی را غرس نمود و او را بر اصلاح دینی، بخشش و آرایش با ارزشهای اخلاقی تشویق کرده است، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿وَإِذۡ قَالَ لُقۡمَٰنُ لِٱبۡنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ يَٰبُنَيَّ لَا تُشۡرِكۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ «و (به یاد آور) هنگامی را که لقمان به فرزندش در حالی‌که او را پند می‌داد، گفت: ای پسرک من! به الله شرک نیاور، بی‌گمان شرک، ستم بزرگی است»، همچنین در آیات دیگری فرمود: ﴿يَٰبُنَيَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثۡقَالَ حَبَّةٖ مِّنۡ خَرۡدَلٖ فَتَكُن فِي صَخۡرَةٍ أَوۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَوۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَأۡتِ بِهَا ٱللَّهُۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٞ يَٰبُنَيَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱنۡهَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَۖ إِنَّ ذَٰلِكَ مِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ وَلَا تُصَعِّرۡ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًاۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٖ وَٱقۡصِدۡ فِي مَشۡيِكَ وَٱغۡضُضۡ مِن صَوۡتِكَۚ إِنَّ أَنكَرَ ٱلۡأَصۡوَٰتِ لَصَوۡتُ ٱلۡحَمِيرِ

  «ای پسرک من! اگر (عمل نیک یا بد) به‌اندازۀ سنگینی دانۀ خردل باشد، آنگاه در درون تختۀ سنگی یا در آسمان‌ها یا در زمین باشد، الله آن را (در روز قیامت برای حساب) می‌آورد، بی‌گمان الله باریک‌بین آگاه است ای پسرک من! نماز را بر پا دار، و امر به معروف کن و نهی از منکر کن، و بر هر آنچه به تو برسد صبر کن، بی‌تردید این از کار‌های سترگ است و با بی اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه در زمین راه مرو، بی‌گمان الله هیچ متکبر خود‌ستای را دوست ندارد و در راه رفتنت اعتدال را رعایت کن، و از صدای خود بکاه (و هرگز فریاد نزن) زیرا زشت‌ترین صدا‌ها؛ صدای خران است».

  و پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز با جوانان چنین می کرد، پس او (ص) به آنها اهتمام خیلی زیاد می داد و بر تأهیل و آماداسازی شان حریص بود، در دل و عقل‌شان مبادی بزرگ دین، حب علم و تفوق را غرس می کرد، از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که گفت: روزی به عقب رسول الله صلی الله علیه وسلم روان بودم، به من فرمود: «ای پسر! می خواهم برایت سخنانی بیاموزانم؛ “اوامر و حدود خداوند را حفظ کن تا ترا حفظ کند، حدود خداوند را حفظ کن تا او را طرف خودت دریابی، وقتی خواستی چیزی بخواهی پس تنها از خداوند بخواه، وقتی مدد خواستی تنها از خداوند کمک بخواه، بدان! اگر همه مخلوق جمع شوند تا برایت نفعی برسانند نمی توانند بیشتر از آنچه که خداوند متعال برایت نوشته است فایده‌ای برسانند، و اگر جمع شوند تا به تو ضرری برسانند نمی تواند بیشتر از آنچه که خداوند نوشته است زیانی به تو برسانند، قلم‌ها برداشته شده و صحیفه ها خشکیده است».

  و پس از آموزش بهتر و تمرین ماهرانه, حق بعدی جوانان آماده سازی زمینه کار، رهبریت، تحمل مسئولیت و پرداختن به آنها است –هر شخص طبق دانش، توانایی و مهارتش، پیامبر صلی الله علیه وسلم چنین می کرد طوری که توانایی های گوناگون جوانان را به کار می گرفت، و تشویق شان می کرد تا وارد میدان زندگی شوند؛ چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم برای دعوت خود به خانه جوانی پناه برد که عمرش از بیست سالگی نگذشته بود، این جوان حضرت ارقم بن ابی الارقم رضی الله عنه بود که پیامبر صلی الله علیه خانه او را در آغاز دعوت اسلامی مقر امنیت برای خود و یاران خود برگزیده بود. همچنین پیامبر صلی الله علیه وسلم حضرت اسامه بن زید رضی الله عنهما را در حالی که عمرش کمتر از هجده سال بود در رأس ارتش مسلمین آمر تعیین نموده بود.

  و حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه در کنار بزرگان, جوانان را نیز در محفل خود دعوت می کرد و در باره موضوعات با آنها مشورت می نمود، و چنین می فرمود: «نباید هیچ یکی از شما را خوردی سنش مانع ابراز دیدگاهش گردد، زیرا علم مربوط به کوچکی و بزرگی نیست بلکه آنرا خداوند متعال هرجایی بخواهد می نهد». پس در مجلس او جوانانی حاضر می شد در رأس آنان حضرت عبد الله بن عباس رضی الله عنهما قرار داشت که حضرت عمر در باره او گفته بود: “همانا او دارای زبان پرسنده و قلب عاقل و هوشمند است”.

  این موضوع مخصوص مردان جوان نبود؛ بلکه دختران جوان نیز نقش بارزی در ساختار تمدن اسلامی دارد که هیچ کس نمی تواند آنرا انکار کند، زیرا آنها در اوقات صلح و جنگ نقش اساسی داشتند، از آنجمله حضرت اسماء دختر حضرت ابوبکر رضی الله عنهما بود که نقش او در واقعه هجرت نبوی آشکار است، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم و پدر خود حضرت ابوبکر رضی الله عنه را در هجرت مبارک شان با رساندن غذا و آب تمویل می کرد. بلکه بانوان جوان در سختترین و خطیرترین اوقات نقش اساسی بازی می کردند، طوری که در ساحات جنگ لشکر را آب می دادند و زخمیان را درمان می کردند، از آنجمله آنچه که در غزوه احد انجام دادند، حضرت انس رضی الله عنه می گوید: “من حضرت عائشه دختر ابوبکر و أم سلیم رضی الله عنهم را دیدم که مشک آب را بر دوش خود حمل می کردند و سپس به دهان مردم میانداختند سپس بر می گشتند و مشک را پر آب می ساختند و می آمدند و آب را به مردم می رساندند”.

  أقولُ قولِي هذَا ، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود به حق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

  برادران مسلمان!.

  در حقیقت وجایب جوانان بسیار است، نخست آن: تجهیز نفس شان با علم و فرهنگ، افزایش و استمرار تعلیم، زیرا علم هر لحظه در تقدم و پیشرفت است، و باید جوانان ما همرکاب کاروان پیشرفت و ترقی بوده باشند و ضروریات بازار کار و نیازمندی های میهن را درک و رعایت کنند، پس باید برنامه های تمرینی و دوره های تقویتی و تجارب ضروری برای آنها افزایش یابد، تا صلاحیت مبارزه با چالشها را داشته باشند، زیرا خداوند متعال پیامبر خو را دستور داده تا تنها برای افزایش علم دعا نماید نه دیگر امور دنیا، چنانچه می فرماید: ﴿وَقُل رَّبِّ زِدۡنِي عِلۡمٗا «و بگو: پروردگارا! به علم من بیفزا».

  دوم آن: حریص بودن بر اینکه باید از تجارب استفاده نمایند و از غرور و خود ستایی بپرهیزند، پس باید جوانان از تجارب و اندوخته های گذشتگان بیاموزند، زیرا رابطه میان نسلهای پیهم رابطه ی محرومیت یا رابطه درگیری و اختلاف نیست؛ بلکه رابطه تکامل و آموزش است. همچنین باید جوانان ما از غرور و خودخواهی که باعث تخریب و ویرانی می شود و صاحب خود را به گودال هلاکت میاندازد بپرهیزند؛ چون خداوند متعال می فرماید: ﴿وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًاۖ إِنَّكَ لَن تَخۡرِقَ ٱلۡأَرۡضَ وَلَن تَبۡلُغَ ٱلۡجِبَالَ طُولٗا «و در (روی) زمین با تکبر راه مرو، بی‌گمان تو نمی‌توانی زمین را بشکافی، و (هرگز) در بلندی (و قامت) به کوه‌ها نمی‌رسی»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «سه امر باعث هلاکت می شود: بخیلی اطاعت شده، هوا و خواهشات پیروی شده، و پسند شخص تنها از دیدگاه خودش».

  سوم آن: تجدید نیت برای خدمت دین و میهن، پس هر انسان به اندازه اخلاصش در عمل و صداقت نیتش پاداش داده می شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «جز این نیست که مدار و پاداش اعمال مربوط به نیت است، و جز این نیست که برای هر شخص پاداش نیتش داده می شود…».

  چهارم این وجایب: استفاده از فرصت برای افزایش سعی و تلاش، و درک کردن اینکه راه دراز و امانت سنگین است، زیرا ما در مجتمعی زندگی می کنیم که خیلی با سرعت در حرکت است و در این مجتمع جایی برای کسانی که جدیت ندارند و در کارکرد شان برتری و تفوق ندارند نیست، پس تا اینکه به آرزوهای خود برسیم و جایگاه مناسب و مطلوب را برای خود و وطن خود کسب کنیم باید نهایت تلاش نماییم و همه قدرت و انرژی خود را برای بهتر ساختن اعمال خود به خرج بدهیم.

  پنجم آن: تقدیم خدمات درست و زیبا برای وطن که ما در دامان آن پرورش میابیم و می آموزیم و زندگی می کنیم؛ پس میهن بر فرزندان خود که در خاک آن زیست می نمایند و از داشته های آن مستفید می شوند حق دارد، پس باید توشه ی ما برای خدمت وطن اصرار و تصمیم جدی بوده باشد، سلاح ما علم و شعار ما وابستگی به وطن و فداکاری درراه آن بوده باشد؛ و همیشه در خدمت وطن و در دفاع از خاک آن بوده باشیم.

  بار خدایا! به جوانان ما برکت بده، آنها را از هر بدی و زشتی حفظ کن، و ایشان را برای ساختن و آبادانی وطن موفق بگردان، و آنان را به آنچه هدایت کن که در آن خیر و صلاح وطن و ملت نهفته است، مصر و همه کشورهای جهان را حفظ نما.

ملت با مطالعه.. ملت با مهارت.. فرق میان علمای ملت و علمای فتنه

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿قُلۡ هَلۡ يَسۡتَوِي ٱلَّذِينَ يَعۡلَمُونَ وَٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَۗ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ «بگو: آیا کسانی‌که می‌دانند، و کسانی‌که نمی‌دانند یکسان هستند؟! تنها خردمندان پند می‌پذیرند». گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او و بر همه آل و اصحاب او درود رحمت سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

اسلام عزیز بر طلب علم تشویق و ترغیب نموده و برای تحصیل و آموزش آن دستور داده است، و آنچه که بر این امر دلالت می کند این است که نخستین آیات قرآن کریم چنین نازل شده است: ﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ «(ای پیامبر) بخوان به نام پروردگارت که (هستی را) آفرید * (همان پروردگار که) انسان را از خون بسته آفرید * بخوان، و پروردگارت (از همه) بزرگوار‌تر است * (همان) کسی‌که بوسیلۀ قلم (نوشتن) آموخت * به انسان آنچه را که نمی‌دانست آموخت»؛ پس نخستین امر آسمانی که از طرف خداوند متعال وحی شد امر به خواندن بود، زیرا خواندن نخستین دروازه و راه رسیدن به علم می باشد، سپس به قلم اشاره نمود که آن وسیله تدوین و نوشتن و نقل علم است، و در این امر برای همه مردم فضل و قدر علم و معرفت را اعلام می دارد، و اشاره می کند که این امت امت علم و صناعت تمدن می باشد.

همچنین یک سوره کامل در قرآن کریم به نام “قلم” نامگذاری شده است، و آغاز آن را خداوند متعال چنین نموده است: ﴿نٓۚ وَٱلۡقَلَمِ وَمَا يَسۡطُرُونَ «نون، سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند»؛ با تأکید بر ابزار و اسباب علم، و همین شرافت و عزت علم را کافیست که خداوند متعال پیامبر خود را برای ازدیاد هیچ چیزی در دنیا جز ازدیاد علم دستور نداده است، چنانچه می فرماید: ﴿وَقُل رَّبِّ زِدۡنِي عِلۡمٗا «و بگو: پروردگارا! به علم من بیفزا»، بلکه پیامبر صلی الله علیه وسلم خارج شدن برای طلب علم را برابر با خارج شدن برای جهاد در راه خداوند متعال قرار داده است، و بیان نموده که تلاش و جدیت در طلب علم یکی از اسباب وارد شدن به بهشت است، چنانچه فرمود: «هرکس برای فراگرفتن علم خارج شود، تا هنگامی که باز گردد، در راه الله می باشد» و در حدیث دیگری می فرماید: «هرکس راه فرا گرفتن علم را انتخاب نماید، خداوند متعال برای او راه بهشت را آسان می سازد»، پس علم یکی از ستون‌های اساسی ساختار کشورهاست، با علم است که ملت ها تقدم و ترقی می کند، و با علم است که انسان جایگاه خود را کسب می کند و منزلت خویش را بلند می برد.

قرآن کریم شأن علما را بلند نموده است، چنانچه می فرماید: ﴿يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ «الله مقام (و درجات) کسانی را از شما که ایمان آورده‌اند و کسانی را که علم داده شده‌اند بالا می‌برد، و الله به آنچه می‌کنید آگاه است»، همچنین خداوند متعال گواهی می دهد که علما اهل خشیت و خوف هستند، چنانچه می فرماید: ﴿إِنَّمَا يَخۡشَى ٱللَّهَ مِنۡ عِبَادِهِ ٱلۡعُلَمَٰٓؤُاْۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ «جز این نیست که از میان بندگان الله دانایان از او می‌ترسند، بی‌تردید الله پیروزمند آمرزنده است»، و برای عظمت قدر آنها و بلندی جایگاه شان خداوند متعال آنها را با گواهی دادن بزرگترین موقف شرافت داده است، طوری که می فرماید: ﴿شَهِدَ ٱللَّهُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَأُوْلُواْ ٱلۡعِلۡمِ قَآئِمَۢا بِٱلۡقِسۡطِۚ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ «الله گواهی داده است که معبودی (بحق) جز او نیست، و فرشتگان و صاحبان دانش، (نیز بر این مطلب گواهی می‌دهند) در حالی‌که (الله در جهان هستی) قیام به عدالت دارد، معبودی (بحق) جز او نیست، که توانمند حکیم است».

و پیامبر صلی الله علیه وسلم بر این امر تأکید نموده و بیان کرده است که صاحبان دانش در راهنمایی و هدایت مردم و بردن شان به سوی راه راست و حقیقت و روشنایی, وارثین پیامبران هستند، طوری که می فرماید: «همانا علما وارثین پیامبران هستند، و پیامبران دینار یا درهمی به ارث نگذاشته اند؛ بلکه تنها علم را به ارث گذاشته اند و هرکس علم کسب کند، بهره ی فراوانی به دست آورده است»، و در حدیث دیگری می گوید: «فضل عالم بر عابد مانند فضل مهتاب شب چهارده بر دیگر ستارگان است».

بدون تردید اهل علم و خرد و همان کسانی که خداوند متعال ایشان را کرامت و عزت داده و جایگاه شان را بلند نموده و پیامبر صلی الله علیه وسلم ستایش شان را بیان کرده است آنها علمای مخلص امت هستند که عظمت و خطورت امانت به دوش داشته شان را درک نموده اند؛ که آن عبارت از امانت علم، امانت دعوت به سوی الله و امانت بیان احکام الهی می باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «خداوند شاداب بدارد کسی را که سخن مرا شنیده و همانطوری که شنیده به مردم رسانده است…»، و علمای مخلص امت طبیعت مسئولیت به عهده داشته شان را درک کردند که آن مسئولیتی نیست که با علم داشتن یا دین‌داری کسب شود، زیرا رسالت آنها عالی‌تر و برتر از آن است، خداوند متعال بر زبان حضرت محمد صلی الله علیه وسلم می فرماید: ﴿قُلۡ مَا سَأَلۡتُكُم مِّنۡ أَجۡرٖ فَهُوَ لَكُمۡۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٞ «(ای پیامبر!) بگو: هر مزدی‌که از شما خواسته‌ام؛ پس آن برای خود شما باد، پاداش من تنها بر (عهدۀ) الله است، و او بر همه چیز گواه است»، همچنین بر زبان او می فرماید: ﴿قُلۡ مَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍ إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا «بگو: من در برابر (تبلیغ) آن هیچ‌گونه مزدی از شما نمی‌طلبم، مگر کسی‌که بخواهد راهی به سوی پروردگارش برگزیند»، و بر زبان پیامبران دیگر خود: حضرت نوح، هود، صالح، لوط و شعیب علیهم السلام می فرماید: ﴿وَمَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ «و من بر (رساندن) این (دعوت) هیچ مزدی از شما نمی‌طلبم، مزد من تنها بر (عهدۀ) پروردگار جهانیان است»، همه به یک لفظ برای یکپارچگی هدف، منهج و صداقت نیت و اخلاص شان تأکید نمودند.

به راستی علمای واقعی کسانی اند که وقت، تلاش و علم خویش را در خدمت دین و وطن شان مبذول می دارند، با مردم با منهج میانه روی، اعتدال، تسامح و مهربانی تعامل می کنند، پس دعوت آنان برچندین نسل تأثیر مفید گذاشته و می گذارد، آنها می سازند ویران نمی کنند، ارزش انسانیت و کرامت انسان را بلند می برند، و با همه مردم در آرامش، صلح و امنیت زندگی می کنند، این است علم مفید که ذخیره پس از مرگ صاحبش می گردد، چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هرگاه انسانی فوت کند همه عملش از او منقطع می گردد مگر سه عمل: صدقه‌ی جاریه، علم مفید یا فرزند نیکوکاری که برای او دعای خیر نماید»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم همیشه از علم غیر مفیدی که نمی سازد و اخلاق و روش انسان را درست و تهذیب نمی کند به خداوند پناه می برد، چنین می فرمود: «از خداوند متعال علم مفید و نافع بخواهید و از علم غیر مفید به خدا پناه ببرید»، و برخی از دعای او(صلی الله علیه وسلم) چنین بود: «يا الله، از علمِ بی ثمر و بی سود و از قلبی که خشوع ندارد و از نفس حريصی که سير نمی شود و از دعايی که پذيرفته نمی گردد، به تو پناه می برم».

أقولُ قولِي هذَا ، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ .

                        * * *

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، وگواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده وفرستاده خداست، بار خدایا! بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

درواقع علمای مخلص امت راهنمایان و هدایت‌گران نیکوکار و دارای اعتدال و میانه روی هستند که همیشه بیرق میانه روی را در هر زمان و مکان با خود حمل می کنند و از دین خداوند تحریف تندروان، تأویل جاهلان و بطلان باطلان را دفع می نمایند.

اما علمای فتنه که دین خداوند را برای تحقیق اهداف بد و رسیدن به آرمانهای شوم شان ابزار قرار می دهند کسانی اند که بر دین خداوند متعال جرأت کردند و بمب‌های از فتاوای مضر و بی فایده را صادر نمودند که باعث اختلاف و تفرقه می گردد نه اتفاق و انسجام، ویران می کند نه آباد، و بر ملت دروازه تکفیر را باز می کند، در حالی که اسلام از وارد شدن برآن هشدار داده است، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هر شخصی که برادر خود را ای کافر بگوید، درواقع یکی این دو به آن دچار می شود، اگر او(برادرش) چنین باشد که او گفت خوب, وگرنه این واژه بر خود او (گوینده) بر می گردد».

علمای فتنه, تشدد، سختگیری و تنگ نظری بر مردم را مهج خودشان قرار دادند؛ در حالی که این منهج خیلی از سماحت، تحمل و میانه روی اسلام به دور است، زیرا اسلام از مردم همه انواع حرج و سختی را دفع و دور نموده است، چنانچه خداوند می فرماید: ﴿وَمَا جَعَلَ عَلَيۡكُمۡ فِي ٱلدِّينِ مِنۡ حَرَجٖۚ «و در دین برای شما هیچ سختی (و تنگنایی) قرار نداد»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «(بر خود و ديگران) آسان بگيريد و سخت نگيريد؛ مژده دهيد و بيزار نکنيد»، سختگیری و تندروی در اصدار فتوا مخالف میانه روی و گذشت اسلام است، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَٰكُمۡ أُمَّةٗ وَسَطٗا لِّتَكُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ وَيَكُونَ ٱلرَّسُولُ عَلَيۡكُمۡ شَهِيدٗاۗ «و همچنین شما را امت میانه قرار دادیم، تا بر مردم گواه باشید، و پیامبر هم بر شما گواه باشد»، وسطیت به معنای: عدالت، میانه روی و دوری از تندروی و افراطگرایی می باشد که سبب هلاکت ملتها می شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «ای مردم! از افراط و غلو کردن در دین بپرهیزید، چون غلو کردن در دین بود که ملتهای پیش از شما را هلاک کرده است».

حکم علمای فتنه و جاهلان عالم نما که بدون علم در باره دین سخن می گویند و نیاز جامعه را درک نمی کنند یکی است، زیرا آنها نمی دانند که مهمترین مقاصد همه ادیان آبادانی زمین و دنیا است، و نمی دانند که اگر ما در امور دنیای خود پیشرفت و تقدم نکنیم هیچگاه مردم دین ما را احترام نخواهند کرد، اگر در امور دنیای خویش پیشرفت و برتری حاصل کردیم مردم دین و دنیای ما را احترام می کنند، پس کسانی که این موضوع را نمی دانند همیشه موعظه ها و دعوت خود را به طور مطلق برای پرهیز از دنیا اختصاص می دهند و با چنین کارشان عامه مردم را دچار بدفهمی و اشتباه در رابطه دین با دنیا و تمسک بر اسباب می سازند، و عبادت و تقوا را غلط فهمیدند فکر کردند که آن به معنای دوری و جدایی از زندگی است، در حالی که از این فرموده خداوند متعال غافل هستند: ﴿رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ حَسَنَةٗ وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ «پروردگارا! به ما در دنیا نیکی عطا کن، و در آخرت (نیز) نیکی (عطا فرما) و ما را از عذاب آتش دوزخ نگه دار».

با وجود آن ما تأکید می کنیم که جرأت کردن به اصدار فتوا از سوی کسانی که اهلیت و صلاحیت علمی آنرا ندارند گمراهی و گمراه سازی است، زیرا چقدر فتواهای بدون علم بر زندگی مردم اثر منفی وارد می کند، از جابر رضی الله عنه روایت است که می گوید: به قصد سفری خارج شدیم، در راه سنگی به سر یکی از همراهان ما خورده و سرش را زخمی کرد، سپس آن مرد احتلام شد و از دوستانش پرسيد: آيا به نظر شما با وضع و حالی که دارم، می توانم تيمم کنم؟ گفتند: درحالی که می توانی با آب غسل کنی (و آب نيز در دسترس است) رخصتی برای تو در تيمم و رها کردن آب نمی يابيم. پس آن مرد غسل کرد (و بر اثر جراحت سر و استفاده نمودن از آب، بيماری اش شدت يافت) و فوت کرد. وقتی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتیم، ايشان را در جريان این مساله قرار دادند، رسول الله صلی الله علیه وسلم (با ناراحتی) فرمود: «(با فتوای غلط شان) او را کشتند، خدا آنها را بکشد. چرا وقتی نمی دانستند، سؤال نکردند؟ تنها شفای نادانی، پرسش است. کافی بود که تيمم کند و پارچه ای بر محل زخم خويش ببندد، سپس برآن مسح کند و سایر بدنش را بشويد».

پس چقدر ما نیازمند هستیم تا تخصص خود را بشناسیم و برای انجام کاری تلاش کنیم که درست می دانیم، از خدا بترسیم و علم را احترام نماییم، و خطر سخنی را که می گوییم درک کنیم، زیرا چقدر سخنانی را گوینده اش –بدون علم- می گوید که باعث ویرانی، بربادی و فساد می شود، پس سکوت کردن بهتر از گفتن سخنی است که باعث ضرر می شود و هیچ نفعی ندارد، و اگر کسانی که چیزی نمی دانند ساکت می بودند حتما اختلاف نابود یا کم می شد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «… کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد پس یا سخن نیک بگوید یا خاموش باشد».

بارخدایا! حق را برای ما حق بنما و پیروی از آنرا نصیب ما کند، و باطل را باطل بنما و پرهیز از آنرا روزی ما بگردان، و چیزی را به ما بیاموز که مفید بوده باشد، و علم ما را به منفعت ما قرار بده و علم ما را زیاد کن، و مصر و همه کشورهای دنیا را حفظ کن.