:

فضیلت شهادت و مسئولیت ما در قبال خانوادهء شهدا

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتَۢاۚ بَلۡ أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ يُرۡزَقُونَ١٦٩ فَرِحِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ وَيَسۡتَبۡشِرُونَ بِٱلَّذِينَ لَمۡ يَلۡحَقُواْ بِهِم مِّنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ١٧٠يَسۡتَبۡشِرُونَ بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ «و هرگز کسانی را که در راه الله کشته شده‌اند؛ مرده مپندار، بلکه زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند(169) به آنچه الله از فضل و کرم خود به ایشان داده‌است، شادمانند، و به کسانی‌که هنوز به آن‌ها نپیوسته‌اند، خوش وقتند، که نه بیمی بر آن‌هاست و نه اندوهگین می‌شوند(170) به نعمت و فضل الله شادمانند، و اینکه (می بینند) الله پاداش مؤمنان را ضایع نمی‌کند»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او، بر آل و اصحاب او و بر همه کسانی که تا به روز جزا از آنها به وجه احسن پیروری کردند, درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

  اما بعد!

  خداوند متعال انسان را برای آباد سازی و اصلاح جهان هستی و زمین آفریده، و او را برای این آبادانی حفظ نموده و هرگونه تجاوز بر جان انسان که محل تکلیف شرعی است –یا هرگونه فسادکاری در روی زمین- را تجاوز برهمه بشریت پنداشته است، و هرگونه حفاظت از جان انسان –یا ایجاد اصلاحات بر روی زمین- را حفاظت از همه بشریت دانسته است، طوری که در قرآن کریم می فرماید: ﴿مَن قَتَلَ نَفۡسَۢا بِغَيۡرِ نَفۡسٍ أَوۡ فَسَادٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ ٱلنَّاسَ جَمِيعٗا وَمَنۡ أَحۡيَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحۡيَا ٱلنَّاسَ جَمِيعٗاۚ «هر کس انسانی را بدون اینکه مرتکب قتل نفس یا فسادی در زمین شده باشد؛ بکشد، چنان است که گویی همۀ مردم را کشته باشد و هر کس انسانی را از مرگ نجات دهد؛ چنان است که گویی همۀ مردم را زنده کرده است».

  و هدف آبادانی و از مرگ نجات دادن انسانها از عالی‌ترین اهدافی است که جز به فداکاری بزرگ از سوی انسانهای مخلص به دین و میهن‌شان که ارزش دین، وطن و زندگی آسوده را می دانند, متحقق نمی گردد، پس بسا همچون انسان ها برای تحقیق این هدف از جان و مال خود گذشتند، و در تجارت سودمندی با پروردگارشان وارد شدند، تجارتی که اصلا زیان نمی بیند، طوری که الله جل جلاله می فرماید: ﴿۞إِنَّ ٱللَّهَ ٱشۡتَرَىٰ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَنفُسَهُمۡ وَأَمۡوَٰلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ ٱلۡجَنَّةَۚ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَيَقۡتُلُونَ وَيُقۡتَلُونَۖ وَعۡدًا عَلَيۡهِ حَقّٗا فِي ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَٱلۡإِنجِيلِ وَٱلۡقُرۡءَانِۚ وَمَنۡ أَوۡفَىٰ بِعَهۡدِهِۦ مِنَ ٱللَّهِۚ فَٱسۡتَبۡشِرُواْ بِبَيۡعِكُمُ ٱلَّذِي بَايَعۡتُم بِهِۦۚ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ «بی‌گمان الله از مؤمنان جان‌هايشان و اموال‌شان را خريده است، به (بهاى) اينكه بهشت برای آن‌ها باشد (بدین صورت که): در راه الله جنگ می‌کنند، پس می‌کشند، و کشته می‌شوند، (این) وعدۀ حقی است بر او، (که) در تورات و انجیل و قرآن (آمده است) و چه کسی از الله به عهدش وفا دارتر است؟! پس شاد باشید، به داد و ستدی که شما با او کرده‌اید، و این همان کامیابی بزرگ است»، پس پاداش شان از نوع اعمال شان می باشد؛ چنانچه خداوند متعال برای شان بهترین اهداف شان را متحقق می گرداند و طبق نیت نیک شان برایشان زندگی آسوده‌ی دایمی نصیب می کند، خداوند متعال فرمود: ﴿وَلَا تَقُولُواْ لِمَن يُقۡتَلُ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتُۢۚ بَلۡ أَحۡيَآءٞ وَلَٰكِن لَّا تَشۡعُرُونَ «و به آن‌ها که در راه الله کشته می‌شوند، مرده نگویید، بلکه آنان زنده‌اند، ولی شما نمی‌فهمید».

  و شهادت در راه خدا عالی‌ترین جایگاه و درجه، و بزرگترین هدفی است که تنها برای بندگان برگزیده خداوند متحقق می گردد، طوری که می فرماید: ﴿وَيَتَّخِذَ مِنكُمۡ شُهَدَآءَۗ «و از میان شما شهدایی بگیرد»، و این درجه هدیهء الهی برای بهترین مخلوقش پس از انبیا و صدیقان است، همانگونه که خداوند متعال می فرماید: ﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَۚ وَحَسُنَ أُوْلَٰٓئِكَ رَفِيقٗا «و کسی‌که الله و پیامبر را اطاعت کند (روز قیامت) همنشین کسانی خواهد بود که الله بر آنان انعام نموده‌است، از پیامبران، و صدیقان و شهدا و صالحان، و اینان چه نیکو رفیقانی هستند»، همچنین خداوند شهدا را از فتنه و عذاب قبر و وحشت روز قیامت نجات می دهد، مردی به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: ای رسول خدا! چرا همه مؤمنان در قبر دچار فتنه می شوند مگر شهدا؟ پیامبر علیه السلام فرمود: «آنها (=شهدا) را کافیست که در زیر شعاع شمشیر دشمن دچار فتنه شدند (و صبر کردند)». پیامبر صلی الله علیه وسلم در باره این آیت از حضرت جبریل امین پرسید: ﴿وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُۖ «و در صور دمیده شود، پس هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است (جز آن‌ها که الله بخواهد) بی‌هوش شده و بمیرند»، آنها چه کسانی اند که خداوند نمی خواهد تا بی‌هوش شده بمیرند؟ حضرت جبریل علیه السلام گفت: «آنها شهدا هستند»، و این جایگاه شهید را کافست که پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هرکس می ميرد، بر اعمالش مُهر زده می شود و کارهايش پايان می پذيرد، مگر عمل کسی که در راه الله نگهبانی می دهد که عملش تا روز قیامت ادامه می يابد و از فتنه ی قبر در امان می ماند».

  بناءً کسی را که خداوند برایش درجه شهادت را نصیب نماید و فضیلت شهادت را درک کند و به جایگاه آن نایل آید, آرزو می کند ای کاش دوباره به دنیا برگردد و بارها شهید شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی نيست که وارد بهشت شود و دوست داشته باشد درحالی به دنيا بازگردد که هر آنچه روی زمين است، از آنِ او باشد، مگر شهيد که به سبب عزت و احترامی که در بهشت می بيند، آرزو می کند به دنيا بازگردد و ده بار کشته شود».

  بنابرین صحابه کرام کسانی بودند که بر شهادت حرص می ورزیدند و برای کسب آن تلاش می کردند، چنانچه صحابی لنگ حضرت عمرو پسر جموح رضی الله عنه می خواست در غزوه بدر اشتراک کند ولی پیامبر صلی الله علیه وسلم اشتراک او در این غذوه را رد نمود، پس هنگامی که موعد جنگ احد دررسید به فرزندان خود گفت: مرا نیز با خود ببرید، پسرانش به او گفتند: پیامبر صلی الله علیه وسلم برایت اجازه عدم اشتراک در جنگ را داده است، برای شان گفت: وای وای! در غذوه بدر مرا از وارد شدن به بهشت باز داشتید، و اکنون در غزوه احد نیز می خواهید مرا از داخل شدن به بهشت باز دارید؟ پس به طور جدی خواست باید در جنگ و جهاد اشتراک کند، نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای پیامبر خدا! آیا اگر کسی در این روز کشته شود وارد بهشت می شود؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «بله»، گفت: پس سوگند به ذات خدای بی‌همتا که جانم در دست اوست تا وارد بهشت نشوم دوباره به سوی اهلم برنمی گردم، پس حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه برایش گفت: ای عمرو! به الله سوگند یاد نکن، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «خاموش باش ای عمر! زیرا کسانی هستند اگر به الله سوگند یاد کنند حتما خداوند آنان را حانث نمی گرداند، از آن جمله عمرو پسر جموح می باشد، با همین پاهای لنگ وارد بهشت می شود».

  وقتی اسلام دین جوانمردی، شهامت، مردانگی، عفت، پاک نفسی، حفظ جان، حفظ آبرو و حیثیت، اموال و حقوق است پس حفاظت همه این امور را بخشی از ایمان قرار داده است، و دفاع از این اخلاق و آداب را از بزرگترین و شریف ترین اهداف گردانده است، کسی که در راه تحقیق این هدف بمیرد شهید است، پس شهادت منحصر به یک شکل معین نیست؛ بلکه دارای اشکال و رنگاهی متعدد است، طوری که پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هرکس برای دفاع از مالش کشته شود شهيد است؛ هرکس برای دفاع از – ناموس و – خانواده اش کشته شود شهيد است؛ هرکس برای دفاع از جانش کشته شود شهيد است و هرکس برای دفاع از دينش کشته شود شهيد است»، و در حدیث دیگری می فرماید: «… کسی که کشته شود شهید می شود، کسی که در زیر آواره و ویرانی بماند شهید است، کسی که به بیماری شکم بمیرد شهید است، کسی که در آب غرق شود شهید است، کسی را که حیوان درنده بخورد شهید است، کسی را که مار یا گژدم نیش بزند شهید است، کسی که به بیماری تبرکلوس (سل) بمیرد شهید است، کسی که در حال جهاد در راه خدا بمیرد شهید است، کسی که با یاد نام خداوند بخوابد سپس درهمان خواب بمیرد شهید است، نٌفَسا شهید است، کسی که در بستر خود در حالی بمیرد که بخواهد دین خداوند عالی و حاکم بوده باشد و سخنان کفر و نفاق پایین بوده باشد شهید است»، همچنین کسی که با خلوص نیت شهادت را بخواهد از فضل آن محروم نمی شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که صادقانه و با خلوص نیت از خداوند شهادت بخواهد خداوند او را به جایگاه شهدا می رساند اگرچه در فراش و بستر خود بمیرد».

  شهید واقعی کسی است که به حق سبحانه وتعالی معتقد بوده باشد و برای او اخلاص کامل داشته باشد و درراه او فدا کاری نماید، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که برای اعلای کلمه الله بجنگد پس او درراه خداوند می باشد»، شهید در دنیا و آخرت عزتمند است، در دنیا همیشه نامش به سر زبانها است و در خاطرات تاریخ امت اسلامی نامش به حیث الگوی فداکاری، جوانمردی و شرافت با آب طلا نوشته می شود، و شهدای ما همیشه در عقول و قلوب ما جا دارند، و به هر اندازه که زمان بگذرد و نسلهای جدید بیاید ما آنها را به عزت و بزرگی یاد می کنیم. و در آخرت شهید به صورت فخر، شرافت، عزت و زیبایی برانگیخته می شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «سوگند به ذاتی که جانم در دست بلاکیف اوست کسی که در راه خدا کشته شود –و خدا می داند که چه کسی در راه او کشته شده است- در روز قیامت طوری آورده می شود که رنگ خون آن مانند خون است و بوی آن همچون گلاب و مشک می باشد».

  درواقع شهدای گلگون کفن ما جانهای خویش را فدای دیگران نمودند، خانواده خود را بی سرپرست ترک کردند، پس آنها بر ما حقوق و وجایب زیاد دارند، برخی این حقوق و وجایب: باید به سوی آنان به دید احترام و عزت بنگریم و قدر خوبی پدران آنها را بدانیم، چون فضل انسانهای با فضیلت را کسانی می دانند که خود اهل فضیلتند، همانگونه که خداوند متعال می فرماید: ﴿هَلۡ جَزَآءُ ٱلۡإِحۡسَٰنِ إِلَّا ٱلۡإِحۡسَٰنُ «آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟!». و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که از مردم سپاسگذار نباشد هیچگاه شکر خداوند را به جا نمی آورد»، در حدیث دیگری می فرماید: «کسی که در برابر شما خوبی کرد پس خوبی او را به خوبی پاسخ گویید، اگر چیز برای پرداختن به او نداشتید پس برای او دعای خیر کنید تا بدانید که پاداش او را داده اید»، و کدام نیکی می تواند برابر با فداکاری برای دفاع از وطن و ناموس بوده باشد؟.

  وبرخی دیگر این حقوق: نباید بگذاریم خانواده و فرزندان شهیدان تلخی و سختی بی پدری و بی سرپرستی را احساس کنند، این کار وقتی صورت می گیرد که با آنها متعهد بوده باشیم و پاسی از وقت مان را همراه آنها سپری نماییم، و در روی آنها با چهره گشاده بنگریم، همراه شان رفتار نیک داشته باشیم، پیامبر صلی الله علیه وسلم سرپرستی خانواده و فرزندان شهیدان را به عهده می گرفت، طوری که پیامبر صلی الله علیه وسلم سرپرستی خانواده حضرت جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه که در غزوه موته شهید شد و فرزندان خورد سن بجا گذاشته بود را به عده گرفت و با آنها با نرمی و اخلاق رفتار نمود.

  أقول قولي هذا وأستغفر الله لي ولكم

   ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

  برادران مسلمان!

  برخی از مسئولیتهای ما در قبال خانواده شهیدان این است که: برای آنان زندگی آسوده با رفاه را آماده بسازیم، چون پدران آنها جان شان را فدا کردند تا برای ما این زندگی را آماده بسازند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم برای کسانی که سرپرستی خانواده و فرزندان شهیدان را عهده دار شوند پاداش و ثواب ابدی را تضمین نموده است، چنانچه می فرماید: «هرکس ساز و برگ جنگيِ مجاهدِ راه الله را تأمين کند، گويا خود جهاد کرده است؛ و هرکس در غياب او، خانواده اش را به نيکی سرپرستی نمايد، گويا خود جهاد نموده است»، معنای اینکه خانواده او را به نیکی سرپرستی نماید: یعنی امور زندگی آنها را تنظیم کند و همه نیازمندی های شان را برآورده بسازد، پس با این کارش مانند پاداش شهادت را کسب می کند، همینطور رعایت درست خانواده شهدا به معنای پاس داشتن خوبی شهدا و اعتراف به فضل آنها است، در صحیح بخاری از حضرت زید بن اسلم، از پدر او روایت شده که گفت: «روزی همراه حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه به سوی بازار می رفتیم، زن جوانی به حضرت عمر نزدیک شد و گفت: ای امیر مؤمنان! شوهرم وفات نموده و اطفال زیادی از خود بجا گذاشته است، سوگند به الله به پختگی راه رفتن نرسیده اند، نه زراعتی دارند و نه شیردهی، و می ترسم که آنان را درندگان بخورد درحالی که من دختر خفاف بن ایماء الغفاری هستم، پدرم همراه پیامبر صلی الله علیه وسلم در صلح حدیبیه اشتراک نموده بود، پس حضرت عمر رضی الله عنه همراه او ایستاد و نرفت، سپس گفت: ای صاحب نسب قریب خوش آمدی، سپس به سوی شتر باربری رفت که بر درب خانه بسته بود، پس برآن شتر دو ظرف پر از غذا را بار نمود و درمیان آنها نفقه و لباس زیادی قرار داد سپس لگام آنرا به آن خانم سپرد و گفت: این را بگیر تا خداوند بهتر از این را نصیب تان نماید، پس مردی به عمر رضی الله عنه گفت: خیلی زیاد دادی برایش، حضرت عمر به او گفت: مادرت به اندوهت بنشیند سوگند به الله من پدر و برادر این بانو را دیدم که قلعهء دشمن را محاصره و سپس فتح نموده بودند سپس ما از آن غنیمت گرفتیم».

  در این واقعه می بینیم که حضرت عمر رضی الله عنه مسئولیت ما نسبت به شهیدان را به ما بیان می دارد تا باید خوبی های آنها را اعتراف کنیم، همچنین مسئولیت ما در قبال خانواده شهدا را نیز بیان می کند، امری که باید ما امروزه به صورت درست به فرزندان و خانواده شهدا توجه نماییم و حق آنان را به درستی ادا کنیم.

  و برخی دیگر این حقوق: فرزندان آنها را درست تربیت و آموزش بدهیم، و با استعداد های آنان را به جاهایی که مستحقش هستند قرار دهیم، و در این امر ما باید به رسول الله صلی الله علیه وسلم اقتدا نماییم، همیشه رعایت و حمایت خانواده شهدا را متعهد می شد، فرزندان شان را تربیت درست می کرد، طوری که حضرت اسامه پسر زید رضی الله عنهما را تربیت سالم نمود؛ چون پدر او حضرت زید پسر حارثه رضی الله عنه در جنگ موته شهید شده بود، پس پیامبرصلی الله علیه وسلم تربیت و آموزش او را به عهده گرفت حتی که در همه تاریخ بشریت خوردسن ترین فرمانده نظامی گردید که در آنهنگام بیست سال از عمر خود را تکمیل نکرده بود، طوریکه پیامبر صلی الله علیه وسلم در حالی که بزرگان از صحابه موجود بودند او را در رأس ارتش قرار داد.

  همچنین خانواده و فرزندان شهدا را مژده می دهیم که خداوند متعال نیز برای اکرام و عزت پدران شان حافظ و متصرف امور آنها است، زیرا وعده خداوند حق است، که او متولی امور نیکوکاران می باشد، چون خداوند متعال نیکوکاری پدران را در دنیا و آخرت بر فرزندان شان بر می گرداند، طوری که برای امر دو غلام یتیم دو بنده نیکوکار خود: حضرت موسی و حضرت خضر علیهما السلام را موظف نمود تا مال و گنجینه آنها را محفوظ و مصون نمایند، تا باشد پدر نیکوکار این دو غلام یتیم را اکرام کرده باشد، چنانچه خداوند تعال می فرماید: ﴿وَأَمَّا ٱلۡجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَٰمَيۡنِ يَتِيمَيۡنِ فِي ٱلۡمَدِينَةِ وَكَانَ تَحۡتَهُۥ كَنزٞ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَٰلِحٗا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَن يَبۡلُغَآ أَشُدَّهُمَا وَيَسۡتَخۡرِجَا كَنزَهُمَا رَحۡمَةٗ مِّن رَّبِّكَۚ وَمَا فَعَلۡتُهُۥ عَنۡ أَمۡرِيۚ «و اما دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود، و زیر آن، گنجی متعلق به آن دو وجود داشت، و پدرشان مردی صالح بود، پس پروردگارت خواست که آنان به حد بلوغ برسند و گنج خود را بیرون آورند، این رحمتی ازپروردگارت بود، این (کار‌ها) را من خود سرانه انجام ندادم». اما در آخرت پس خداوند متعال آنها را با پدران شان یکجا می سازد اگرچه اعمال نیک آنها اندک بوده باشد، طوری که می فرماید: ﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱتَّبَعَتۡهُمۡ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَٰنٍ أَلۡحَقۡنَا بِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَمَآ أَلَتۡنَٰهُم مِّنۡ عَمَلِهِم مِّن شَيۡءٖۚ كُلُّ ٱمۡرِيِٕۢ بِمَا كَسَبَ رَهِينٞ «و کسانی‌که ایمان آوردند و فرزندان‌شان (نیز) در ایمان از آنان پیروی کردند، فرزندان‌شان را (در بهشت) به آن‌ها ملحق می‌کنیم، و از عمل آن‌ها چیزی نمی‌کاهیم، و هرکس درگرو دستاوردِ (و اعمال) خویش است».

  و باید همه به یقین بدانیم که فداکاری های شهدای ما تاج بر پیشانی وطن و بر پیشانی هر مصری مخلص به وطنش می باشد، و وفا کردن در برابر این فداکاری ها می خواهد تا باید هر یک ما در بخش تخصص و مجال خود سرباز این وطن بوده باشیم، و همه انرژی و توان خود را در خدمت این میهن مصرف نماییم، و باید همه ما در یک صف و بر قلب یک مرد در پشتیبانی ارتش، پولیس و همه نهادهای ملی خود بوده باشیم، و متأکد شویم که نهادهای ملی ما سپر ایمنی همه مجتمع است و باید همه ما در برابر گروه های تندروِ فتنه انگیز و هرج و مرج خواه قرار گیریم، آنهایی که نه به وطن باورمند هستند و نه به دولت ملی، همیشه منفعت شخصی گروه خودشان را بر منفعت دولت مقدم می پندارند، پس این گروه های دهشت افگن تندرو خطر جدی بر دین و دولت می باشند، و مبارزه با آنها و نابود سازی هرگونه اندیشه تندروانهء شان واجب دینی، ملی و انسانی است.

  از خداوند متعال می خواهیم شهدای ما را غریق رحمت خود بسازد، مصر و همه کشورهای اسلامی را همراه ارتش، پولیس و همه شهروندانش از هر بدی و مشکلات در حفظ خود بدارد.

آداب عمومی و تأثیر آن بر تقدم ملت‌ها

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿قُلۡ إِنَّنِي هَدَىٰنِي رَبِّيٓ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ دِينٗا قِيَمٗا مِّلَّةَ إِبۡرَٰهِيمَ حَنِيفٗاۚ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ «بگو: بتحقيق پروردگارم مرا به راه راست هدايت کرده است، دين درست (و پا بر‌ جا)، دين (و ملت حنيف) ابراهيم حق پرست، که از مشرکان نبود»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا، بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

ملت‌های با تمدن و کشورهای مترقی و پیش‌رفته همیشه رعایت آداب عمومی را منهج زندگی خویش قرار می دهند، و این آداب از باب تفریح و تلذذ نیست و بر حاشیه و گوشهء زندگی قرار ندارد؛ بلکه آداب عمومی از سیستم ارزشها و اخلاق انسانی جدا و به دور نیست، و این آداب مطابق و موافق آموزه های دین حنیف ما نیز است چون دین ما شماری از آداب عمومی را وضع نموده که رابطه انسان را با پروردگارش و رابطه‌ی او را با همه جهان هستی تنظیم می کند.

و برخی از این آداب عمومی: پاکی و نظافت است، زیرا اسلام به طهارت و پاکی بدن، لباس و مکان اهمیت زیاد داده است، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا قُمۡتُمۡ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ فَٱغۡسِلُواْ وُجُوهَكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ وَٱمۡسَحُواْ بِرُءُوسِكُمۡ وَأَرۡجُلَكُمۡ إِلَى ٱلۡكَعۡبَيۡنِۚ وَإِن كُنتُمۡ جُنُبٗا فَٱطَّهَّرُواْۚ وَإِن كُنتُم مَّرۡضَىٰٓ أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوۡ جَآءَ أَحَدٞ مِّنكُم مِّنَ ٱلۡغَآئِطِ أَوۡ لَٰمَسۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَلَمۡ تَجِدُواْ مَآءٗ فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدٗا طَيِّبٗا فَٱمۡسَحُواْ بِوُجُوهِكُمۡ وَأَيۡدِيكُم مِّنۡهُۚ مَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيَجۡعَلَ عَلَيۡكُم مِّنۡ حَرَجٖ وَلَٰكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمۡ وَلِيُتِمَّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! چون به نماز برخاستید؛ پس صورت خود و دست‌هایتان را تا آرنج بشویید و سرتان را مسح کنید، و پاهای‌تان را تا دو قوزک (بشویید) و اگر جنب بودید؛ پس خود را پاک سازید (و غسل کنید)، و اگر بیمار یا مسافر هستید، یا یکی از شما از محل قضای حاجت آمده (= قضای حاجت کرده) یا با زنان (تماس گرفته و) آمیزش کرده باشید، آنگاه آب نیابید؛ پس با خاک پاکی تیمم کنید و از آن بر صورت‌تان و دست‌هایتان بکشید الله نمی‌خواهد بر شما دشواری قرار دهد، بلکه می‌خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام کند، باشد که شکر گزارید»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرۡ «و لباس‌هایت را پاکیزه دار»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: «هرگاه یکی از شما از خوابش بیدار شد پس نباید دست خود را در ظرف آب داخل کند مگر بعد از آن که سه بار آنرا بشوید…»، و در حدیث دیگری فرموده است: «از دو کاری که باعث لعنت انسان می شوند، پرهيز کنيد». صحابه پرسيدند: آن دو کار کدامند؟ فرمود: «قضای حاجت بر سر راه يا در سايه های مردم».

و اسلام میان نظافت حسی و نظافت معنوی رابطه ایجاد نموده است، طوری که پاکی حسی را سبب پاکی معنوی قرار داده است، زیرا وقتی انسان نظافت ظاهری و جسمی خود را حفظ کند این کارش باعث غفران و بخشش خداوند متعال می شود، چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هرگاه بنده ی مسلمان يا مؤمنی وضو می گيرد و صورتش را می شويد، هر گناهی که با نگاهِ چشمانش مرتکب شده، با آب يا با آخرين قطره ی آن از چهره اش می ريزد. و آنگاه که دستانش را می شويد، هر گناهی که با دستانش انجام داده، با آب يا آخرين قطره ی آن، از دستانش خارج می گردد و هنگامی که پاهايش را می شويد، هر گناهی که با پاهايش به سوی آن قدم برداشته، با آب يا آخرين قطره ی آن، از پاهايش خارج می شود تا اينکه از گناهان پاک می گردد». همانطوری که اسلام به نظافت شخصی توجه نموده به نظافت عمومی نیز توجه زیاد کرده است، چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «اماکن خویش را پاک نگهدارید»، این اماکن شامل فنای خانه، مدرسه، شرکت، انجمن‌ها و پارک‌های عمومی می شود، همچنین راه ها و میدان های عمومی را نیز در بر می گیرد، پس باید همه این اماکن پاک نگهداشته شود و نباید طور نامناسب ظاهر گردد، و طوری ترک کرده شود که بهتر و پاکتر از گذشته بوده باشد و همگان بر نظافت و پاکی آنها سهم فعال بگیرند.

و برخی دیگر این آداب: احترام گذاشتن به نظام و قانون است، زیرا باید هر مجتمع دارای سلسله قوانین ونظامهای عادلانه‌ی بوده باشد که رفتار و تعامل افراد این مجتمع را تنظیم کند، و حقوق مردم را حفظ نماید و آنها را برانجام وجایب شان مجبور سازد، پس دراین صورت منعفت عمومی کل مجتمع متحقق می گردد، و کسی که پیرامون حالت کشورهای متقدم و مجتمعات متمدن تأمل کند به یقین می داند که آنها به این حالت از پیش‌رفت و ترقی با قوانین و تلاش برتطبیق آن رسیده اند، چون این قوانین خود تجسم احترام بر حقوق دیگران و اساس حق در برابر وجایب است، و این قوانین می خواهد تا انسان با دیگران طوری برخورد کند که دوست دارد با او برخورد شود، و این امر از کمال ایمان داری او است، طوری که پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «ايمان هيچيک از شما کامل نيست تا آنکه برای برادرش همان چيزی را بپسندد که برای خود می پسندد»، و این کار مسئولیتی است که همگان از آن باز پرس می شوند، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همه ی شما مسئوليد و هريک از شما درباره ی زيردستانش بازخواست می شود؛ رهبر يا حاکم، مسئول رعيت است و مرد، مسئول خانواده اش؛ و زن درباره ی خانه ی شوهرش و فرزندان او مسئوليت دارد. و خدمتکار درباره ی اموالِ آقای خود و مسئوليتی که به او سپرده شده، مسئول است. پس همه ی شما مسئوليد و درباره ی مسئوليت و زيردستان خود بازخواست خواهيد شد». پس با احترام گذاشتن به قانون و نظام است که عدالت تطبیق می شود، و روحیهء برادری، محبت، دوستی و شفقت میان مردم منتشر می گردد و همه مجتمع از نعمت صلح، امنیت و استقرار برخوردار می شود.

و برخی دیگر این آداب: در نظر داشتن ذوق عموم مردم است، زیرا اسلام با آموزه های آمده که طبق قواعد عمومی رفتار انسانها را تهذیب و مشاعر شان را مترقی می سازد، و میان دلها توافق و محبت ایجاد می کند، و هیچ کس برآن اختلاف نمی کند، و عادات و عرف مردم را ارج می گذارد، پس شریعت هرآنچه که خوب است و مردم از آن نفرت ندارند را باقی گذاشته و هرآنچه که زشت است و مردم از آن نفرت دارند و باعث ضرر آنها می شود را رد و دفع نموده است، در این خصوص خداوند متعال می فرماید: ﴿ٱلَّذِينَ يَتَّبِعُونَ ٱلرَّسُولَ ٱلنَّبِيَّ ٱلۡأُمِّيَّ ٱلَّذِي يَجِدُونَهُۥ مَكۡتُوبًا عِندَهُمۡ فِي ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَٱلۡإِنجِيلِ يَأۡمُرُهُم بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَىٰهُمۡ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡخَبَٰٓئِثَ «آنان که از (این) رسول (الله)، پیامبر أمی (= درس ناخوانده) پیروی می‌کنند، که صفاتش را در تورات و انجیلی که نزدشان است، نوشته می‌یابند آن‌ها را به (کارهای) خوب و پسندیده فرمان می‌دهد و از زشتی (و کارهای نا پسند) بازشان می‌دارد و پاکیزه‌ها را برایشان حلال می‌گرداند، و پلیدی‌ها را بر آنان حرام می‌کند».

رعایت کردن ذوق عمومی می خواهد: تا انسان در لباس، غذا و آب آشامیدنی خود از اتقصاد و میانه روی کار گیرد و از اسراف که شرعا حرام است و همچنین از ظاهر نا مناسب دوری کند، خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمۡ عِندَ كُلِّ مَسۡجِدٖ وَكُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ وَلَا تُسۡرِفُوٓاْۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُسۡرِفِينَ «ای فرزندان آدم! به هنگام رفتن به مسجد (و در هر نمازی) زينت خود را بر گيريد (و لباس‌های شايسته بپوشيد) و (نيز) بخوريد و بياشاميد ولی اسراف نکنيد، بی‌گمان الله اسراف‌کاران را دوست نمی‌دارد». همچنین باید به مواعید خود احترام داشته باشد و به وعده اش وفا نماید، خداوند دستور می دهد: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَوۡفُواْ بِٱلۡعُقُودِۚ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! به پیمان‌ها (و قرار دادهای خود) وفا کنید»، همچنین باید ذوق عمومی را در حرکات، رفتار، لباس و شکل و سیمای عمومی مان مراعات کنیم، جابر رضی الله عنه روایت می کند که پیامبر صلی الله علیه وسلم از گذاشتن یک پا بر پای دیگر درحالی که برپشت خوابیده اید منع نموده است، طوری که می فرماید: «هرگاه بند کفش يکی از شما پاره شد، نبايد با لنگه ی ديگر راه برود تا آنکه لنگه ی آسیب دیده را تعمير کند»، و معنای آن: وقتی یکی از کفشهای انسان پاره می شود و امکان راه رفتن با آن نمی باشد، نباید با یک کفشش راه برود.

و از رعایت مشاعر مردم: این است که نباید از انسان صدا یا کاری سر بزند که باعث استخفاف و استهزای دیگران گردد، چون حضرت عبد الله ابن عمر رضی الله عنهما می گوید: مردی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم با صدای بلند آروغ زد، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم برایش گفت: «آروغ زدنت را از ما دور بدار؛ زیرا کسی که در این دنیا بیشتر سیر بوده باشد در آخرت بیشترین گرسنگی را تحمل خواهد کرد»، آروغ صوتی است که به اثر سیری شکم و پری معده از دهان انسان خارج می شود، این کار اگرچه حرام نیست ولی مخالف ذوق عمومی می باشد، و بدتر از این کسانی هستند که مردم را با ارتکاب محرماتی که دهان و لباس شان را دچار بوی بد می کند اذیت می کنند، پس باید انسان در هر کار، گفتار و رفتارش ذوق و طبیعت عموم را رعایت کند، خداوند متعال می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡبَصَرَ وَٱلۡفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَٰٓئِكَ كَانَ عَنۡهُ مَسۡ‍ُٔولٗا «بدون شک گوش و چشم و دل، هر یک از این‌ها از آن باز خواست خواهند شد».

و همچنین برخی از آداب عمومی: سخن گفتن به مردم با الفاظ و اقوال نیک و برگزیدن واژه خوب است، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ ٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُۚ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ يَنزَغُ بَيۡنَهُمۡۚ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ كَانَ لِلۡإِنسَٰنِ عَدُوّٗا مُّبِينٗا «و به بندگانم بگو: (با یکدیگر) سخنی بگویند که آن بهترین باشد، بی‌گمان شیطان میان آن‌ها فتنه (و فساد) می‌کند، به راستی که شیطان دشمن آشکاری برای انسان است». و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «سخن زیبا و خوب صدقه است»، مانند استخدام واژه های بهتری که باعث نفرت دیگران نمی شود، روزی حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه بر قومی گذشت که آتش افروخته بودند، پس حضرت عمر زشت پنداشت برای شان بگوید: السلام علیکم ای اهل آتش؛ بلکه گفت: السلام علیکم ای اهل روشنایی.

و برخی دیگر از آداب عمومی: احترام گذاشتن به خصوصیتهای دیگران و عدم مداخله به امور شخصی آنها است، چون خداوند متعال می فرماید: ﴿وَلَا تَقۡفُ مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌۚ إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡبَصَرَ وَٱلۡفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَٰٓئِكَ كَانَ عَنۡهُ مَسۡ‍ُٔولٗا «و از آنچه به آن علم نداری، پیروی نکن، بدون شک گوش و چشم و دل، هر یک از این‌ها از آن باز خواست خواهند شد»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «نیکوترین مسلمان کسی است که به آنچه که مربوطش نیست نمی پردازد».

أقول قولي هذا وأستغفر الله لي ولكم

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود به حق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا، بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

در واقع مهمترین ستون آداب عمومی که باعث ترقی مجتمع می شود حیا است؛ پس حیا اخلاق عالی اسلامی می باشد که صاحب خود را از انجام هرکار زشتی که باعث ملامتی اش گردد باز می دارد، و بر پرهیز از هر کار زشت تشویق می کند و از هرگونه تقصیر و کوتاهی جلوگیری می نماید، و پیامبر صلی الله علیه وسلم بیان نموده که حیا اخلاق مشترکی است که همه ادیان و رسالت های آسمانی به آن دستور داده اند، چنانچه می فرماید: « يکی از سخنانی که مردم از پيامبران گذشته دريافته اند، اين است که: اگر حيا نداری، هر عملی که می خواهی انجام بده».

و زمانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم بر مردی از انصار گذشت که برادر خود را در باره حیا توصیه می کرد، پس فرمود: «بگذارش که حیا از ایمان است»، حضرت عبد الله بن مسعود رضی الله عنه می گوید: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «از خداوند سزاوار ذاتش حیا نمایید»، گفتیم: ای رسول خدا! ما الحمد لله حیا داریم، فرمود: «این نه؛ بلکه حیا کردن از خداوند به طور درست، این است که سر را با درک آن و شکم را با محتوایش حفظ کنید، و همیشه به یاد مرگ و ابتلا بوده باشید، و کسی که آخرت را بخواهد زینت دنیا را ترک نماید، پس کسی که چنین کرد بدان که از الله طوری حیا نموده که سزاوار ذات او است»، و حیا انسان را از ذلت باز می دارد، پس کسی که حیا ندارد معصوم نیست، خداوند به شاعر خیر دهد:

چنین می فرماید:

انسان وقتی حیا داشته باشد به خیر و خوبی زندگی می کند

عنبر تا وقتی باقی می ماند که در پوشش قرار دارد

سوگند به الله اگر حیا برود و وجود نداشته باشد

نه در زندگی خیری می ماند و نه در دنیا

اگر از عواقب شبها نترسیدی و حیا نداشتی

پس هرچه دلت خواست انجام بده

و از مهمترین ستونهای آداب که در ترقی و پیشرفت ملتها و مجتمع ها نقش دارد: شخصیت و جوانمردی است، شخصیت واژه‌ی است که در خود همه مفاهیم مردی را جا داده است، به معنای: صفات نیک، اخلاق خوب، خیرخواهی برای مردم، حفاظت جان از واقع شدن در زشتی ها و پلیدی ها، حفاظت زبان از گفتار لغو و بیهوده و پرهیز از هرآنچه که باعث پشیمانی و معذرت می شود می باشد. گفته شده است: “کسی که در رفتارش با مردم ستم نکند، در گفتارش با آنها دروغ نگوید، در وعده اش با آنها خلاف نورزد، در واقع کسی است که جوانمردی و شخصیتش کامل شده، عدالتش آشکار گردیده است، برادری با او واجب و غیبت او حرام می باشد”.

شخصیت باعث می شود تا انسان خوش منظر و نیک گوهر بوده باشد، و پروردگارش را در همه احوال ناظر و مراقب خود بداند، پس در برابر مردم با سیمای نیک ظاهر نمی شود، و در خلوت محارم خداوند را زیر پا نمی کند، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هر آیینه مردمانی از امتم را می شناسم که در روز قیامت با نیکی هایی همچون کوه (سفید تهامه) می آیند، پس خداوند متعال همه آنرا همچون غباری پراکنده می سازد، در حالیکه آنها برادران و همنوعان شما هستند، همچون شما پاسی از شب را عبادت می کنند؛ ولیکن آنها کسانی اند که هرگاه در خلوت بروند محارم خداوند را زیرپا می کنند».

اما جوانمردی با کمک کردن همراه مردم و تلاش بر منافع آنها صورت می گیرد، و اینکه انسان برای دیگران آنچه را دوست می دارد که برای خود دوست می دارد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مسلمان برادر مسلمان است، نه بر او ستم روا می دارد و نه او را به دشمن تسلیم می کند، کسی که نیاز برادر خود را برآورده بسازد خداوند حاجت او را برآورده می سازد، وکسی که مشکلاتی را از مسلمانی رفع نماید خداوند متعال مشکلات او را در روز قیامت رفع می کند، کسی که گناه مسلمانی را بپوشاند خداوند گناهان او را در روز قیامت می پوشاند»، و در حدیث دیگری می فرماید: «محبوب ترین انسان نزد خداوند کسی است که برای مردم مفید بوده باشد، و محبوبترین عمل نزد خداوند خوشحالی است که بر دل مسلمان وارد می شود، یا سختی را از او دفع می گردد، یا قرض او ادا کرده می شود، یا گرسنگی از او رفع می گردد، و اینکه برای رفع نیاز برادری بروم برایم بهتر از یک ماه اعتکاف نشستن در این مسجد –یعنی مسجد مدینه- است».

در واقع اسلام شماری از آداب زیبا و شریفی را وضع نموده که اگر هر ملتی به آن تمسک نماید به عالی‌ترین درجه و منزلت ترقی، پیشرفت و تمدن می رسد، این روش و منهج الهی است که نه تغییر می کند و نه تبدیل می شود، پس ما چقدر نیازمندیم تا به این آداب چنگ بزنیم و آنرا به حیث سلوک و روش در میان خود تطبیق نماییم تا در دنیا و آخرت رستگار شویم.

بار خدایا، چشمان ما را به آنچه بینا بگردان که برای دنیا و آخرت ما مفید بوده باشد، و برای ما توفیق آنچه را ده که به نفع میهن ما باشد، مصر و ملت آنرا با همه کشورهای دنیا حفظ نما.

گذشت عقیده و روش است

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است همان ذاتی که درقرآن کریم می فرماید: ﴿يُرِيدُ ٱللَّهُ بِكُمُ ٱلۡيُسۡرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ ٱلۡعُسۡرَ «الله برای شما آسانی می‌خواهد، و برای شما دشواری نمی‌خواهد»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، در حدیثی می فرماید: «من با دینی حنیف با گذشت فرستاه شدم»، بار خدایا بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

پیامبر صلی الله علیه وسلم با رسالت جهانی آمده که گذشت و آسان‌گیری را منهج زندگی قرار داده است، پس در دین مقدس اسلام حرج و سختی نیست، و در تکالیف شرعی مشقت، تشدد و دشواریی وجود ندارد، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿وَمَا جَعَلَ عَلَيۡكُمۡ فِي ٱلدِّينِ مِنۡ حَرَجٖۚ «و در دین برای شما هیچ سختی (و تنگنایی) قرار نداد»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «دين آسان است؛ و هرکس آن را بر خود سخت بگيرد، سرانجام خسته و درمانده می شود؛ پس راه راست و درست و ميانه را در پيش بگيريد و (به درست کاری و ميانه روی) خوشحال باشيد و از عبادت صبح و شام و پاسی از شب کمک بگيريد»، پس گذشت در شریعت اسلام تنها سخن نیست که گفته شود یا تنها شعاری نیست که سر داده شود؛ بلکه آن عقیده‌ای است که با آن مسلمان زندگی می کند، و این صفت را منهج زندگی خویش قرار می دهد، همچنین گذشت یکی از مبادی است که خداوند متعال بندگان خود را دستور داده تا در میان شان طبق آن رفتار نمایند، و آن را سبب خشنودی، مغفرت و مهربانی خویش قرار داده است، طوری که می فرماید: ﴿وَلۡيَعۡفُواْ وَلۡيَصۡفَحُوٓاْۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَكُمۡۚ «آن‌ها باید عفو کنند و چشم بپوشند، آیا دوست نمی‌دارید که الله شما را ببخشد؟!».

با وجود آن به آنچه ما تلاش می کنیم این است که باید گذشت روش زندگی قرار گیرد، زیرا وقتی اسلام به آن دعوت می کند از ما می خواهد تا آنرا عملا تطبیق نماییم، چون خداوند متعال در چندین جای قرآن کریم از بندگان خود می خواهد تا بخشش و گذشت را منهج زندگی خود انتخاب کنند، چنانچه می فرماید: ﴿وَلَا تَسۡتَوِي ٱلۡحَسَنَةُ وَلَا ٱلسَّيِّئَةُۚ ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ «و (هرگز) نیکی و بدی یکسان نیست، همیشه به نیکو‌ترین شیوه پاسخ ده، پس ناگاه (می‌بینی) همان کس‌که میان تو و او دشمنی است، گویی دوست صمیمی است»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم گذشت و بخشش را در رفتارش با مردم عملا تطبیق نموده بود، طوری که او (صلی الله علیه وسلم) برای امت خود و برای همه بشریت بهترین الگو و سرمشق بود، چنانچه می فرماید: «جز این نیست که من رحمت هدیه داده شده (از سوی خداوند برای بشریت) هستم»، و مادر مؤمنان حضرت عائشه صدیقه رضی الله عنها می گوید: «هرگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم میان دو امر اختیار داده می شد آسان‌ترین آنها را انتخاب می کرد، اگر در آن گناهی نمی بود، و اگر در آن گناهی می بود دورترین مردم از آن بود…».

و پرسشی را که باید هر کدام ما با صراحت از خود بپرسیم این است: آیا واقعا ما این عقیده و باور را در رفتار مان عملاً تطبیق می کنیم؟ آیا آنرا دررفتار و تعامل مان با دیگران بحیث منهج زندگی خویش قرار داده ایم؟ زیرا بخشش و گذشت روش خوبی است که باید مسلمان آنرا در همه عرصه های زندگی خود تطبیق نماید، همچون گذشت میان زن و شوهر: چون رابطه زناشوهری از اساسی ترین و عالی‌ترین روابط بشری، و یکی از نشانه های عظمت خداوند متعال است، و خدای توانا بیان نموده که این رابطه بر پایه های دوستی، محبت، مهربانی و نیک رفتاری استوار می باشد، می فرماید: ﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا لِّتَسۡكُنُوٓاْ إِلَيۡهَا وَجَعَلَ بَيۡنَكُم مَّوَدَّةٗ وَرَحۡمَةًۚ «و از نشانه‌های او (این) است‌که همسرانی از جنس خود‌تان برای شما آفرید؛ تا به آن‌ها آرام گیرید، و در میان‌تان مودت و رحمت قرار داد»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِۚ فَإِن كَرِهۡتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰٓ أَن تَكۡرَهُواْ شَيۡ‍ٔٗا وَيَجۡعَلَ ٱللَّهُ فِيهِ خَيۡرٗا كَثِيرٗا «و با آن‌ها بطورشایسته رفتار کنید، و اگر از آنان (خوش‌تان نیامد و) کراهت داشتید، پس چه بسا چیزی را خوش نمی‌دارید، و الله در آن خیر بسیار قرار می‌دهد»، در جای دیگری فرمود: ﴿وَلَهُنَّ مِثۡلُ ٱلَّذِي عَلَيۡهِنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِۚ «و برای زنان حقوق شایسته‌ای است همانند (حقوق و و ظایفی) که بر عهده آن‌هاست»، یعنی برای زنان همان حقوق انسانی همچون خوش رفتاری معاشرت نیک و اخلاق خوب به عهده شوهران شان است که آنها در قبال شوهران شان به عهده دارند؛ پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «بهترین شما کسی است که برای اهل بیت خود بهتر باشد، و من بهترین شما برای اهل بیتم هستم»، و همیشه پیامبر صلی الله علیه وسلم با نیک رفتاری همراه زنان توصیه می نمود، چنانچه فرمود: «نباید مرد مسلمان از زن مسلمان نفرت کند، اگر او را زشت و بد دید با زن دیگری خشنود خواهد شد»، و پیش از رحلت ملکوتی آخرین توصیه اش در باره زنان بود.

پس باید بخشش و گذشت رفتار متبادل میان زن و شوهر بوده باشد و قانون انسانی بگردد که زندگی اجتماعی را تنظیم نماید، و حضرت ابو درداء رضی الله عنه در رفتار متبادل انسانی که اساس آن عدالت و گذشت است به همسر خود چه زیبا فرمود: “هرگاه مرا دیدی که خشمگین هستم پس مرا راضی و خشنود کن، وقتی تو را خشمگین یافتم خشنودت می کنم”.

گذشت با همسایگان: خداوند متعال می فرماید: ﴿وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُشۡرِكُواْ بِهِۦ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنٗا وَبِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱلۡجَارِ ذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡجَارِ ٱلۡجُنُبِ وَٱلصَّاحِبِ بِٱلۡجَنۢبِ «و الله را بپرستید، و چیزی را با او شریک مگردانید و به پدر و مادر نیکی کنید، و (نیز) به خویشاوندان و یتیمان و بی‌نوا یان و همسایه خویشاوند و همسایه بیگانه و همنشین (نیکی کنید)»، و چقدر پیامبرصلی الله علیه وسلم در باره نیکی کردن به همسایه توصیه می نمود، طوری که فرمود: «همیشه جبریل علیه السلام مرا برای نیکی کردن به همسایه توصیه می کرد حتی که فکر کردم که شاید همسایه از همسایه خود میراث بگیرد»، در حدیث دیگری می فرماید: «کسی که به خدا و روز رستاخیز ایمان داشته باشد پس باید همسایه خود را احترام و اکرام کند»، باری فرمود: «سوگند به الله ایمان نیاورده است، سوگند به الله ایمان نیاورده است، سوگند به الله ایمان نیاورده است» گفته شد: چه کسی ای رسول خدا؟! فرمود: «کسی که همسایه اش از اذیت و شرارت او در امان نباشد»، همچنین می فرماید: «مسلمان نیست کسی که شب را با شکم سیر سپری نماید و همسایه اش در پهلوی او گرسنه باشد».

همچنین باید گذشت و بخشش در میان دوستان در محل کار، دانشگاه مدارس و دیگر جاها نیز حاکم بوده باشد، قرآن کریم رابطه میان همه مردم را استوار و مستحکم نموده است، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن ذَكَرٖ وَأُنثَىٰ وَجَعَلۡنَٰكُمۡ شُعُوبٗا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓاْۚ إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٞ «ای مردم! بی‌شک ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید، همانا گرامی‌ترین شما نزد الله پرهیزگارترین شماست، بی‌گمان الله دانای آگاه است»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم در رفتارش با صحابه و همه مردم خوشخلق ترین انسان بود، پس با آنها معامله نیک داشت، بیمارشان را عیادت می کرد، برفقرای شان صدقه می پرداخت، دیون و نیازمندی های شان را ادا و برآورده می ساخت، و اشتباهات شان را می بخشید، خداوند متعال می فرماید: ﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡۖ وَلَوۡ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ ٱلۡقَلۡبِ لَٱنفَضُّواْ مِنۡ حَوۡلِكَۖ فَٱعۡفُ عَنۡهُمۡ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ وَشَاوِرۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِۖ فَإِذَا عَزَمۡتَ فَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَوَكِّلِينَ «پس به (سبب) رحمت الهی است که تو با آنان نرم خو (و مهربان) شدی، و اگر تند خو و سخت دل بودی، قطعا از اطراف تو پراکنده می‌شدند، پس از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه، و در کارها، با آنان مشورت کن، و آنگاه که تصمیم گرفتی بر الله توکل کن، زیرا که الله توکل کنندگان را دوست می‌دارد».

خودگذری و بخشش در راه ها و مواصلات: چون گاهی انسان در راه ها و مواصلات دچار اذیت از سوی دیگران می شود، زیرا مردم یکسان نیستند برخی آنها زشت، برخی شدید، برخی خودگذر، برخی قوی، برخی ضعیف، برخی دیگران را تحمل می کند و برخی دیگری هیچ کس را تحمل نمی کند، و چقدر زیبا می شود اینکه انسان همه این اوصاف را با بردباری و خودگذری مقابله نماید، پس با نرمی و ادب تعامل کند، خداوند می فرماید: ﴿وَعِبَادُ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلَّذِينَ يَمۡشُونَ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ هَوۡنٗا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ٱلۡجَٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَٰمٗا «و بندگان (خاص) رحمان، کسانی هستند که با فروتنی (و آرامش) بر زمین راه می‌روند، و هنگامی‌که جاهلان آن‌ها را مخاطب قرار دهند (و سخنان نا بخردانه و ناسزا گویند) به آن‌ها سلام گویند (و از آن‌ها روی می‌گردانند)»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می گوید: «وارد بهشت نمی شوید تا ایمان نیاورید، و ایمان نیاورده اید تا یکدیگر را دوست بدارید، آیا شما را به چیزی راهنمایی نکنم وقتی آنرا انجام بدهید یکدیگر را دوست می دارید؟ پس همیشه سلام را میان تان افشا کنید»، همچنین باید ملتزم قواعد تنظیم راه ها و مواصلات بوده باشیم و برای بزرگسالان، ناتوانان و زنان فرصت نشستن به جاهای مخصوص داده شود، و مشاعر و احساس مردم را رعایت نماییم، و با آنها با نرمی رفتار کنیم، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «نرمی و لطافت در هر چيزی که باشد، آن را زيبا و آراسته می سازد و از هر چيزی که جدا شود، آن را زشت و معيوب می گرداند».

و برخی از مظاهر گذشت و تحمل گذشت نفس با مال است: زیرا مصرف در راه خدا دلیل ایمان داشتن به خداوند و پیامبر صلی الله علیه وسلم و دلیل اصلاح و استقامت انسان است، با انفاق در راه خدا است که مسلمان واقعی شناخته می شود، و دلها با هم الفت می گیرند، و انسان به نیکوکاری می رسد، خداوند متعال می فرماید: ﴿لَن تَنَالُواْ ٱلۡبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَۚ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيۡءٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٞ «هرگز به نیکوکاری نمی‌رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید، و آنچه انفاق می‌کنید، بی‌شک الله به آن آگاه است»، پس انفاق کردن بر فقرا و مساکین دلالت بر گذشت نفس و مکارم اخلاق می کند، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «انسان سخاوتمند به خداوند، بهشت و مردم نزدیک است و از آتش دوزخ دور».

همچنین باید در خرید و فروش و مطالبه حق نیز گذشت وجود داشته باشد: طوری که پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: « رحمت الله بر مردی که در داد و ستد و (در پرداخت مبلغِ معامله و نيز در) دريافت و مطالبه ی حقّ خويش، آسان گير باشد»، از عرباض بن ساریه رضی الله عنه روایت است که فرمود: شتری دوساله ای را به پیامبر صلی الله علیه وسلم فروختم، پس نزدش آمدم تا بهای آنرا مطالبه نمایم، گفتم: ای رسول خدا، ثمن شترم را بده، فرمود: بله، بهای آنرا دراهم جدید و روشن برایت می دهم، می گوید: به نیکوترین صورت آنرا برایم پرداخت. و اعرافی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و بهای شتر دوسال خود را مطالبه نمود، پس پیامبر علیه السلام شتر بهتر و بزرگی برایش داد، گفت: ای نبی خدا، این شتر بهتر از شتر من است، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «بهترین انسان کسی است که حق دیگران را به بهترین صورت ادا نماید».

و پیامبر علیه السلام همیشه به کارهایی ترغیب و تشویق می کرد که در آن مفاهیم گذشت، آسان‌گیری و بخشش نهفته بود، و مفاهیم عالی برادری انسانی را برجسته می ساخت، همچون بخشیدن انسان نیازمند یا فرصت دادن او، طوری که می فرماید: «کسی که نیازمند و مفلسی را فرصت بدهد یا ببخشد، خداوند او را در سیر سایه رحمت خود قرار می دهد».

أقولُ قولِي هذَا ، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بیهمتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

در حقیقت بزرگترین و آسان‌ترین مظاهر گذشت، گذشت با گفتن سخن زیبا است، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسۡنٗا «و به مردم (سخن) نیک بگویید»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ ٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُۚ «و به بندگانم بگو: (با یکدیگر) سخنی بگویند که آن بهترین باشد»، و سخن نیک و رفتار بهتر باید با همه مردم با اختلاف الوان و انواع و باورهای شان انجام بگیرد؛ چون این امر به تربیت درست، اخلاق نیکو وشخصیت سلیم انسان دلالت می کند، چنانچه گفته شده است: “خوش اخلاقی کاری آسان است: گشاده رویی و گفتن سخن نرم با دیگران می باشد”.

طوری که خداوند متعال از حضرت موسی علیه السلام خواست تا به فرعون سخن نرم بگوید با وجودی که فرعون خیلی متکبر و سرکش بود، خداوند متعال می فرماید: ﴿ٱذۡهَبَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ * فَقُولَا لَهُۥ قَوۡلٗا لَّيِّنٗا لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ «به سوی فرعون بروید، بی‌گمان او سرکشی کرده است * پس به نرمی با او سخن بگویید، شاید که او پند گیرد یا (از پروردگارش) بترسد»، همچنین باید از هرگونه سخنان بی هوده دوری صورت گیرد، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿وَٱلَّذِينَ هُمۡ عَنِ ٱللَّغۡوِ مُعۡرِضُونَ «و کسانی‌که از لغو (و کارهای بیهوده) روی گردانند»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَقُولُواْ قَوۡلٗا سَدِيدٗا «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! از الله بترسید، و سخن درست (و حق) بگویید»، همچنین می فرماید: ﴿أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا كَلِمَةٗ طَيِّبَةٗ كَشَجَرَةٖ طَيِّبَةٍ أَصۡلُهَا ثَابِتٞ وَفَرۡعُهَا فِي ٱلسَّمَآءِ
* تُؤۡتِيٓ أُكُلَهَا كُلَّ حِينِۢ بِإِذۡنِ رَبِّهَاۗ وَيَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡأَمۡثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ
«آیا ندیدی که الله چگونه مثل زده است؟ کلمۀ طیبه (= توحید، و گفتار پاکیزه) همچون درخت طیبه و پاکی است که ریشۀ آن (در زمین) ثابت، و شاخه‌اش در آسمان است هر زمان (و فصلی) میوۀ خود را به فرمان پروردگارش می‌دهد، و الله برای (هدایت) مردم مثل‌ها می‌زند، باشد که متذکر شوند (و پند گیرند)»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: « بنده سخنی در جهت رضايت الله متعال می گويد که توجه چندانی بدان ندارد اما به موجبِ آن الله بر درجاتش می افزايد. و بنده سخنی بر زبان می آورد که موجب خشم الله متعال است حال آنکه اهمیت چندانی به آن نمی دهد، اما به سبب آن در دوزخ سقوط می کند»، همچنین باید از هرگونه فحش گویی پرهیز صورت گیرد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مومن طعنه زن، لعنت كننده، بددهن و بدرفتار (و بی شرم) نيست».

بار خدایا، ما را در گفتار، کردار، رفتار و همه امور ما با گذشت و متحمل بگردان، و در میان اصلاح بیاور، کشورما و همه کشورهای جهان را حفظ کن.

وارد شدن در همراهی خداوند متعال “اسباب و آثار آن”

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِۖ يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَاۖ وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾ «او کسی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر عرش مستقر شد، آنچه را در زمین فرو می‌رود و آنچه را از ان خارج می‌شود، و آنچه را از آسمان نازل می‌شود و آنچه را که در آن بالا می‌رود می‌داند و هر کجا باشید او با شماست، و الله به آنچه می‌کنید بیناست»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

  اما بعد!

  درواقع برخی از همراهی و معیت خداوند متعال معیت نظارت و مراقبت و برخی دیگر آن معیت تأیید و تقویت است، اما نخست آن به معنای این است که خداوند متعال برهمه مخلوقاتش احاطه و علم دارد، چنانچه می فرماید: ﴿وَعِندَهُۥ مَفَاتِحُ ٱلۡغَيۡبِ لَا يَعۡلَمُهَآ إِلَّا هُوَۚ وَيَعۡلَمُ مَا فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِۚ وَمَا تَسۡقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعۡلَمُهَا وَلَا حَبَّةٖ فِي ظُلُمَٰتِ ٱلۡأَرۡضِ وَلَا رَطۡبٖ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ﴾ «و کلیدهای غیب نزد اوست؛ و جز او کسی آن‌ها را نمی‌داند، آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند، و هیچ برگی (از درختی) نمی‌افتد؛ مگر اینکه آن را می‌داند، و نه هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های زمین و نه هیچ تر و خشکی (و جود دارد) مگر اینکه در کتابی آشکار (= لوح محفوظ ثبت) است»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواْۖ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواْ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾ «مگر ندیده‌ای که الله آنچه را که در آسمان‌ها و آنچه را که در زمین است می‌داند؟ هیچ نجوایی میان سه نفر نباشد مگر آن که او چهارمین آن‌ها است، و پنج نفری نیست مگر آن که او ششمین آن‌ها است، و نه کمتر از آن و نه بیشتر، مگر آن که هرکجا باشند او همراه آن‌ها است، سپس روز قیامت آن‌ها را به آنچه کرده‌اند باخبر می‌سازد، بی‌گمان الله به همه چیز داناست»، همچنین می فرماید: ﴿أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾ «آیا کسی‌که (همۀ موجودات را) آفریده است، (از حال آن‌ها) نمی‌داند؟ در حالی‌که او باریک‌بین و آگاه است».

  و اما دوم آن به معنای همراهی تأیید، توفیق، حفظ، همکاری و رعایت خداوند متعال بربنده اش است، طوری که خداوند متعال به این همراهی پیامبران، فرستادگان و اولیای صالح خویش را اختصاص داده است، و قرآن کریم در چندین جای بر این همراهی بزرگی که بندگان برگزیده خدا به آن رسیده اند اشاره نموده است، چنانچه خداوند متعال به حضرت موسی و حضرت هارون علیهما السلام می گوید: ﴿ٱذۡهَبۡ أَنتَ وَأَخُوكَ بِ‍َٔايَٰتِي وَلَا تَنِيَا فِي ذِكۡرِي٤٢ ٱذۡهَبَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ٤٣ فَقُولَا لَهُۥ قَوۡلٗا لَّيِّنٗا لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ٤٤ قَالَا رَبَّنَآ إِنَّنَا نَخَافُ أَن يَفۡرُطَ عَلَيۡنَآ أَوۡ أَن يَطۡغَىٰ٤٥ قَالَ لَا تَخَافَآۖ إِنَّنِي مَعَكُمَآ أَسۡمَعُ وَأَرَىٰ﴾ «(اینک) تو و برادرت با آیات من برو، و در یاد من سستی نکنید(42) به سوی فرعون بروید، بی‌گمان او سرکشی کرده است(43) پس به نرمی با او سخن بگویید، شاید که او پند گیرد یا (از پروردگارش) بترسد(44) (موسی و هارون) گفتند: پروردگارا! به راستی ما می‌ترسیم که بر ما پیش‌دستی نماید (و قبل از بیان حق ما را آزار دهد) یا طغیان کند(45) فرمود: نترسید! بی‌شک من با شما هستم، می‌شنوم و می‌بینم»، و این همان باهمی بود که حضرت موسی علیه السلام هنگامی بیان نموده بود که قومش فکر می کردند فرعون و لشکریانش آنها را دستگیر خواهند کرد و هیچ نجاتی از ظلم او ندارند، چون دریا در پیش‌روی شان و فرعون با لشکریانش در عقب شان قرار داشت، پس قوم حضرت موسی همه فریاد زدند: ﴿إِنَّا لَمُدۡرَكُونَ﴾ «یقیناً ما (در چنگال فرعونیان) گرفتار شدیم»، پس حضرت موسی علیه السلام با یقین کامل در همراهی و تأیید و کمک پروردگارش در پاسخ آنها فرمود: ﴿قَالَ كَلَّآۖ إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهۡدِينِ﴾ «(موسی) گفت: چنین نیست، بی‌گمان پروردگارم با من است، به زودی مرا هدایت خواهد کرد».

  و همچنین این همراهی همان همراهی خداوند متعال با پیامبرش حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم و یار وفادار او حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه در هنگام هجرت مبارک شان می باشد، چنانچه حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه می گوید: “من و پیامبر صلی الله علیه وسلم در غار بودیم، پس من به پاهای مشرکان نظر کردم و گفتم: ای رسول خدا! اگر یکی آنها به پای خود نظر کند ما را می بیند، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «ای ابابکر! در باره دو نفری که سوم آنها الله است چه فکر می کنی؟»، و در این خصوص خداوند متعال می فرماید: ﴿إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدۡ نَصَرَهُ ٱللَّهُ إِذۡ أَخۡرَجَهُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ ٱثۡنَيۡنِ إِذۡ هُمَا فِي ٱلۡغَارِ إِذۡ يَقُولُ لِصَٰحِبِهِۦ لَا تَحۡزَنۡ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَاۖ فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَيۡهِ وَأَيَّدَهُۥ بِجُنُودٖ لَّمۡ تَرَوۡهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلسُّفۡلَىٰۗ وَكَلِمَةُ ٱللَّهِ هِيَ ٱلۡعُلۡيَاۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾ «اگر او (= پیامبر) را یاری نکنید، به راستی که الله او را یاری کرد، آنگاه که کافران او را (از مکه) بیرون کردند، نفر دوم از دو نفری که آن دو در غار بودند، به یار خود (ابوبکر) می‌گفت: اندوهگین مباش، یقیناً الله با ماست پس الله آرامش خود را بر او فرو فرستاد، و با لشکرهایی که شما آن را نمی‌دیدید، او را تأیید (و تقویت) نمود، و کلام (و گفتار شرک) کسانی را که کافر شدند؛ پایین قرار داد، و کلام (و آیین) الله بالا (و پیروز) است، و الله پیروزمند حکیم است».

  پس چقدر بزرگ می شود وقتی بندهء در همراهی و باهمی خداوند متعال قرار بگیرد، و کسی که خداوند با او باشد چه کسی می تواند برعلیه او بوده باشد. و تا اینکه همراهی خداوند برای یکی از بندگان متحقق گردد باید این بنده از راهی وارد شود که بتواند به این همراهی برسد، و باید همه اسبابی که این امر را میسر می سازد را روی دست گیرد، و از مهمترین این اسباب و راه ها:

  داشتن ایمان واقعی به خداوند متعال: زیرا خداوند متعال می فرماید: ﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾ «و یقینا الله با مؤمنان است»، و مقتضای ایمان آنچه است که پیامبر صلی الله علیه وسلم بیان نموده است: «ايمان اين است که به الله و ملائکه و کتاب هايش و پيامبرانش و روز قيامت و نيز به تقدیر خير و شر ايمان و باور داشته باشی»، و حقیقت ایمان این است که باید آثار آن در سلوک و رفتار و معامله انسان با دیگران ظاهر شود، چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مسلمان کسی است که مردم از دست و زبان او در امان باشند، و مؤمن کسی است که مردم او را بر خون و اموال‌شان امین بپندارند».

  و برخی دیگر آن: اینکه باید انسان با تقوا و نیکوکار باشد، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْ وَّٱلَّذِينَ هُم مُّحۡسِنُونَ﴾ «همانا الله با کسانی است که تقوا پیشه کردند، و کسانی‌که نیکو‌کارانند»، و در آیت دیگر می فرماید: ﴿وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾ «و بدانید که الله با پرهیزگاران است»، همچنین می فرماید: ﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ لَمَعَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾ «و یقیناً الله با نیکوکاران است». و تقوا به معنای: انجام دادن هر کاری که باعث خشنودی خداوند متعال و دوری از غضب او می شود است، پس تقوا اجتماع همه اعمال خیر می باشد، و قرآن کریم معنای تقوا را در چندین جا بیان نموده است، از آنجمله: ﴿لَّيۡسَ ٱلۡبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمۡ قِبَلَ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ وَلَٰكِنَّ ٱلۡبِرَّ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلۡكِتَٰبِ وَٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ وَءَاتَى ٱلۡمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ ذَوِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينَ وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ وَٱلسَّآئِلِينَ وَفِي ٱلرِّقَابِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَى ٱلزَّكَوٰةَ وَٱلۡمُوفُونَ بِعَهۡدِهِمۡ إِذَا عَٰهَدُواْۖ وَٱلصَّٰبِرِينَ فِي ٱلۡبَأۡسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَحِينَ ٱلۡبَأۡسِۗ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُتَّقُونَ﴾ «نیکی این نیست که روی خود را به سوی مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکی (و نیکوکار)کسی است که به الله و روز قیامت و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران، ایمان آورده باشد، و مال (خود) را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و گدایان و در (راه آزادی) بردگان بدهد، و نماز را بر پای دارد و زکات را بدهد، و وفاکنندگان به پیمانشان چون پیمان بندند و (کسانی که) در فقر و سختی و زیان و بیماری و به هنگام نبرد؛ شکیبایند این‌ها کسانی هستند که راست گفتند، و آن‌ها پرهیزگارانند».

  و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «با یکدیگر حسد نکنید، برای فریب دیگران بیع بالایی نکنید، با یکدیگر نفرت نداشته باشید، از همدیگر روی مگردانید، و نباید برخی تان بربیع برخی دیگری بیع نماید، و بندگان خداوند و برادران یکدیگر باشید، مسلمان برادر مسلمان است، در حق او ظلم نمی کند، بر او خیانت نمی کند، او را تحقیر نمی کند، این است تقوا و پرهیزگاری»، و در آغاز آن سه بار اشاره می کند، «همین بدی و شرارت انسان را کافیست که برادر مسلمان خود را تحقیر کند، همه مسلمان بر مسلمان حرام است، خون او، مال او و حیثیت و کرامت او».

  اما معنا و حقیقت احسان را پیامبر صلی الله علیه وسلم چنین بیان نموده است: «خدا را چنان بپرست که گویی او را می بینی، چون اگر تو او را نمی بینی یقینا او تو را می بیند»، و در اینجاست که بنده تمام و کمال مراقبت خداوند متعال را متحقق می سازد، و به صورت کامل یقین می نماید که پروردگارش هیچگاه چه در خفا یا آشکار و یا در حرکات و سکناتش از او غافل نیست، خداوند می فرماید:﴿أَلَمۡ يَعۡلَم بِأَنَّ ٱللَّهَ يَرَىٰ﴾ «آیا نمی‌داند که مسلماً، الله (همه اعمالش را) می‌بیند؟!».

  همچنین برخی از اسباب وارد شدن در همراهی خداوند متعال: صبر و شکیبایی می باشد، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَٱصۡبِرُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾ «و صبر کنید، بی‌گمان الله با صابران است»، همچنین می فرماید: ﴿وَبَشِّرِ ٱلصَّٰبِرِينَ ٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَٰبَتۡهُم مُّصِيبَةٞ قَالُوٓاْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ * أُوْلَٰٓئِكَ عَلَيۡهِمۡ صَلَوَٰتٞ مِّن رَّبِّهِمۡ وَرَحۡمَةٞۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُهۡتَدُونَ﴾ «و مژده بده به صبر کنندگان آن‌ها که هرگاه مصیبتی به ایشان برسد می‌گویند: ما از آنِ الله هستیم، و به سوی او باز می‌گردیم * این‌ها هستند که درودها و رحمتی از پروردگارشان بر ایشان است و اینانند هدایت یافتگان»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعۡيُنِنَاۖ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ﴾ «(ای پیامبر) برای حکم پروردگارت شکیبا باش، زیرا تو زیر نظر (و در حفاظت) ما هستی، و هنگامی‌که بر می‌خیزی به ستایش پروردگارت تسبیح گوی»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «بدانید که در صبر کردن در برابر مشکلات خیر بسیاری نهفته است»، و صبر به معنای: حبس کردن نفس از آه و ناله، و حفظ کردن زبان از شکایت، و حفظ کردن اعضا از ارتکاب معاصی و کم طاقتی می باشد. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «… و کسی که از خداوند صبر بخواهد خداوند متعال به او صبر می دهد، و هیچ کسی خیر بهتر و گسترده تر از صبر داده نشده است».

   و برخی دیگری از عوامل وارد شدن در معیت و باهمی خداوند متعال: بیداری وجدان است؛ زیرا صاحب وجدان بیدار می داند که همیشه خداوند متعال با او است چه در سفر باشد یا در خانه، در خلوت باشد یا در ملای عام، چون هیچ چیزی از علم خداوند مخفی نیست او عالم غیوب است، اینچنین کرد حضرت یوسف علیه السلام هنگامی که دروازه ها بسته شد و همه اسباب گناه برایش آماده شده بود، پس به پروردگاری پناه برد که همیشه در هرلحظه با او بود، و اینچنین تکرار می کرد: ﴿إِنَّهُۥ رَبِّيٓ أَحۡسَنَ مَثۡوَايَۖ إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾ «بی‌گمان او سرور من است، جایگاه مرا گرامی داشته است (پس چگونه به او خیانت کنم؟!) مسلماً ستمکاران رستگار نمی‌شوند»، طوری که همسر عزیز مصر بیان نمود چنانچه قرآنکریم از زبان او نقل قول می کند: ﴿وَلَقَدۡ رَٰوَدتُّهُۥ عَن نَّفۡسِهِۦ فَٱسۡتَعۡصَمَۖ﴾ «(آری) به راستی من او را برای کام‌جویی به خود دعوت کردم، پس او خود داری کرد». پس دانسته می شود که فضیلت احساس همراهی خداوند خیلی بزرگ است، چون زمانی که انسان در دنیا از پروردگارش می ترسد در آخرت از عذاب او در امان می ماند، و در حدیث قدسی خداوند متعال می فرماید: «سوگند به عزت و بزرگی ام! بر بنده ام دو ترس و دو امنیت را جمع نمی کنم؛ اگر در دنیا از مجازات من بی خیال و بی ترس بود در روز قیامت او را از عذابم خواهم ترسانید، و اگر در دنیا از عذاب من ترس داشت در روز قیامت او را از مجازاتم در امنیت قرار خواهم داد».

  همچنین انسان با ذکر خداوند می تواند همراهی او را کسب کند، زیرا خداوند متعال می فرماید: ﴿فَٱذۡكُرُونِيٓ أَذۡكُرۡكُمۡ وَٱشۡكُرُواْ لِي وَلَا تَكۡفُرُونِ﴾ «پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و سپاس مرا گویید و ناسپاسی من نکنید»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود خداوند می گوید: «من با بنده ام بر اساس گمانی که به من دارد، رفتار می نمايم. و هنگامی که مرا ياد می کند، من با او هستم. پس اگر در تنهايی مرا ياد کند، من هم او را در تنهايی ياد خواهم کرد. و اگر مرا در ميان جمع ياد کند، من او را در ميان جمع بهتری ياد خواهم کرد».

أقولُ قولِي هذَا ، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود به حق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیابر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

 برادران مسلمان!

  همانا معیت خداوند متعال فواید بسیاری دارد که انسان آنرا در دنیا و آخرت به دست می آورد، از آنجمله: کسی که در معیت خداوند متعال قرار گیرد خداوند او را از همه شرارتها و زشتی را حفظ می کند و همه اضرار و اندوه ها را از او می زداید، خداوند متعال می فرماید: ﴿ٱلَّذِينَ قَالَ لَهُمُ ٱلنَّاسُ إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدۡ جَمَعُواْ لَكُمۡ فَٱخۡشَوۡهُمۡ فَزَادَهُمۡ إِيمَٰنٗا وَقَالُواْ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ﴾ «کسانی‌که مردم به آنان گفتند: مردم (= مشرکان مکه) برای (جنگ با) شما گرد آمده‌اند، پس از آن‌ها بترسید (این سخن) بر ایمان‌شان افزوده و گفتند: الله ما را بس است، و بهترین حامی است»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسۡبُهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ بَٰلِغُ أَمۡرِهِۦۚ قَدۡ جَعَلَ ٱللَّهُ لِكُلِّ شَيۡءٖ قَدۡرٗا﴾ «و هرکس بر الله توکل کند، پس همان او را کافی است بی‌گمان الله فرمان خود را به انجام می‌رساند، مسلّماً الله برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است»، همچنین می فرماید: ﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبۡدَهُۥۖ﴾ «آیا الله برای بنده‌اش کافی نیست؟!»، و کسی که به الله توکل و اعتماد کند واقعا او را کافی است، و بعد از آن هیچ دشمنی نمی تواند بر او غالب آید، و به همه آرزوهایش می رسد. و چقدر بزرگی، فضیلت و آثار زیبای همراهی خداوند متعال به این فرموده های خداوند آشکارا می گردد: به حضرت موسی علیه السلام فرمود: ﴿وَلِتُصۡنَعَ عَلَىٰ عَيۡنِيٓ﴾ «و تا در برابر دیدگان من پرورش یابی»، و در توصیف آخرین پیامبر خود حضرت محمد صلی الله علیه وسلم فرمود: ﴿وَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعۡيُنِنَاۖ﴾ «(ای پیامبر) برای حکم پروردگارت شکیبا باش، زیرا تو زیر نظر (و در حفاظت) ما هستی» و این فرموده خداوند: ﴿وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَنَّ لَهُمۡ قَدَمَ صِدۡقٍ عِندَ رَبِّهِمۡۗ﴾ «و کسانی‌که ایمان آورده‌اند را بشارت ده که برای آن‌ها سابقۀ نیکو (و پاداشی حتمی) نزد پروردگار‌شان است».

  بدون تردید وارد شدن واقعی در همراهی خداوند متعال و به صورت درست با خدا بودن مهمترین و اساسی ترین راه آرامش، اطمینان و صحتمندی روانی می باشد، و از مهمترین دروازه های دوری از همه انواع اضطراب، پریشانی و افسردگی است؛ زیرا چگونه افسرده و پریشان می شود کسی که به اسباب درست چنگ بزند و بداند که اداره همه امور به دست خداوند است و چون به کاری اراده فرماید تنها به آن می گوید: «باش» پس می شود. چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿قُلِ ٱللَّهُمَّ مَٰلِكَ ٱلۡمُلۡكِ تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُۖ بِيَدِكَ ٱلۡخَيۡرُۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾ «بگو: بارالها! ای دارنده پادشاهی و (هستی) به هر کس که بخواهی، پادشاهی (و فرمانروایی) می‌بخشی، و از هر کس بخواهی پادشاهی (و فرمانروایی) را می‌گیری، و هر کس را بخواهی عزت مى دهى، و هر كه را بخواهى خوار می‌کنی، همه خوبی‌ها به دست توست، بی‌شک تو بر هر چیز توانایی» و در آیت دیگری می فرماید: ﴿مَّا يَفۡتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحۡمَةٖ فَلَا مُمۡسِكَ لَهَاۖ وَمَا يُمۡسِكۡ فَلَا مُرۡسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾ «(هر) رحمتی را که الله برای مردم بگشاید، کسی نمی‌تواند که بازش دارد، و آنچه را باز دارد کسی جز او نمی‌تواند آن را روان سازد، و او پیروزمند حکیم است».

  یقینا احساس کردن بنده همراهی خداوند را و درک عظمت او جل جلاله برای انسان ها و برای مجتمع بلندترین درجه همزیستی مسالمت آمیز و امنیت اجتماعی را بار می آورد؛ زیرا وقتی انسانها به یقین بدانند که هیچگاه از دید خداوند غایب نمی شوند حتما رفتار خود را منظم و مستقیم می سازند، و اخلاق شان درست می شود، پس همیشه پابند اوامر خداوند متعال می باشند، و از نواهی او پرهیز می کنند، و نزد حدود او مکث می نمایند، به اسبابی تمسک می کنند که دین و دنیای شان اصلاح می گردد، پس هر فرد با نفس خود، با خانواده، با همسایه ها، با دوستان و رفیقان و با مجتمع و همه مردم در صلح و آشتی زندگی می کند، این است رسالت اسلام که رحمت برای همه جهانیان آمده است.

  بار خدایا! ما را در معیت و همراهی نصر و تأییدت شامل نما، فضل و نعمت خود را بر ما عام بگردان، و در همه امور ما را مخلص بگردان، مصر و همه کشورهای جهان را حفظ کن.