:

اهتمام قرآن کریم به ارزش‌های اخلاقی

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿إِنَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ يَهۡدِي لِلَّتِي هِيَ أَقۡوَمُ وَيُبَشِّرُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ أَجۡرٗا كَبِيرٗا «بی‌شک این قرآن، به راهی که آن استوار‌ترین راه‌هاست؛ هدایت می‌کند، و به مؤمنانی که کار‌های شایسته انجام می‌دهند بشارت می‌دهد که برای آن‌ها پاداش بزرگی است»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی‌همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بارخدایا! بر او، بر آل و اصحاب و بر همه کسانی که تا روز قیامت از آنها به نیکی پیروی نمودند, درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

یقینا بخش‌های عظمت و بزرگی در قرآن کریم به حدی زیاد است که به شمارش نمی گنجد، چون قرآن کریم طناب مستحکم و قوی خداوند، ذکر حکمت‌آمیز، روشنایی آشکار و راه راستی است که هیچگاه دستخوش تحریف و تغییر نمی شود، و هیچ گونه باطلی نه از پیش روی آن به آن راه میابد و نه از پشت سر آن، و علما از آن سیر نمی شوند، و عجایب و شگفت انگیزی‌های آن پایان ناپذیر است، و کسی که طبق آن سخن بگوید راست گفته، و کسی که به آن عمل کند پاداش داده می شود، و کسی که طبق آن حکم نماید عدالت کرده است، و کسی که به سوی آن دعوت کند به راه راست راهیاب شده است، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَنَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ تِبۡيَٰنٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٗ وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُسۡلِمِينَ «و (ما این) کتاب را بر تو نازل کردیم، که بیانگر همه چیز، و هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿مَّا فَرَّطۡنَا فِي ٱلۡكِتَٰبِ مِن شَيۡءٖۚ «ما در کتاب (لوح محفوظ) هیچ چیز را فرو گذار نکردیم».

همانا برخی از جوانب عظمت در قرآن کریم اهتمام آن به ساختار اخلاقی در زندگی افراد و ملت ها از طریق سیستم ارزش‌ها، مبادی و قواعدی می باشد که رفتار و سلوک انسان را تنظیم می کند، و این ارزشها برای مجتمعی بنا نهاده می شود که با هم پیوسته است و دارای نفوس پاک و قلب مهربان هستند، و ساکنین این مجتمع در میان شان با صداقت، امانت‌داری، مهربانی و عدالت تعامل می کنند، و همه شان به سنت اختلاف میان مردم، همزیستی مسالمت‌آمیز، احترام دیگران و تلاش بر اعمار دین و دنیا ایمان دارند، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن ذَكَرٖ وَأُنثَىٰ وَجَعَلۡنَٰكُمۡ شُعُوبٗا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓاْۚ إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٞ «ای مردم! بی‌شک ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید، همانا گرامی‌ترین شما نزد الله پرهیزگارترین شماست، بی‌گمان الله دانای آگاه است»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَلَوۡ شَآءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ ٱلنَّاسَ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗۖ وَلَا يَزَالُونَ مُخۡتَلِفِينَ١١٨ إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَۚ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمۡۗ «و اگر پروردگارت می‌خواست، (همۀ) مردم را یک امت قرار می‌داد، ولی (آن‌ها) همواره مختلف اند(118) مگر کسی‌که پروردگارت (بر او) رحم کند، و برای همین آن‌ها را آفریده است»، و در آیت دیگری همچنین می گوید: ﴿هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ وَٱسۡتَعۡمَرَكُمۡ فِيهَا «او شما را از زمین پدید آورد، و شما را در آن به آباد کردنش گمارد».

و کسی که به آیات قرآن کریم تدبر نماید به یقین درمیابد ارزشهای اخلاقی که قرآن کریم به آن دستور می دهد موضوع تفریحی و تحسینی نیست که شود از آن بینیاز بود، یا گاهی به آن عمل نمود و گاهی دیگری آنرا نادیده گرفت، بلکه آن شماری از ارزشهای ثابتی است که به تغییر زمان و اختلاف مکان متغیر و مختلف نمی شود، بزرگترین دلیل آن این است که پیامبر صلی الله علیه وسلم این ارزشها را به حیث منهج زندگی تطبیق می نمود و برآن دستور می داد و تشویق می کرد، چون زمانی که مادر مؤمنان حضرت عائشه صدیقه رضی الله عنها از اخلاق پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسیده شد برای پرسنده شماری از خصال و اخلاق متنوع پیامبر صلی الله علیه وسلم را بر نشمرد، بلکه او را به قرآن کریم حواله داد، سعد بن هشام پیرامون این فرموده خداوند متعال: ﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ «و یقیناً تو (ای محمد) بر اخلاق و خوی بسیار عظیم و والایی هستی»، گفت: از حضرت عائشه رضی الله عنها پرسیدم: ای مادر مؤمنان! چیزی از اخلاق پیامبر صلی الله علیه وسلم برایم بگوی؛ فرمود: “آیا قرآن را تلاوت کرده ای؟” گفتم: بله، پس گفت: “همانا اخلاق پیامبر صلی الله علیه وسلم قرآن بود”، و در پاسخ حضرت عائشه به سائل تأکید برآن شده که همه احکام و آیات قرآن چه بخش عقاید باشد یا شرایع عبادات و معاملات در اصل همه دعوت قوی برای ساختار متکامل اخلاقی انسان می باشد، و پیامبر صلی الله علیه وسلم در این ساختار اخلاقی برای همه امور زندگی بهترین الگو بود.

و از مهمترین این ارزشها: احترام گذاشتن به آدمیت انسان، حفظ کرامت و عدم اهانت او می باشد، این امر دستور خداوند متعال در قرآن کریم برای مسلمانان است تا از هرآنچه که باعث اذیت احساس دیگران می شود همچون تمسخر، استهزاء و بدگمانی خویشتن را پاک و منزه بدارد، چون خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا يَسۡخَرۡ قَوۡمٞ مِّن قَوۡمٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُونُواْ خَيۡرٗا مِّنۡهُمۡ وَلَا نِسَآءٞ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُنَّ خَيۡرٗا مِّنۡهُنَّۖ وَلَا تَلۡمِزُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَلَا تَنَابَزُواْ بِٱلۡأَلۡقَٰبِۖ بِئۡسَ ٱلِٱسۡمُ ٱلۡفُسُوقُ بَعۡدَ ٱلۡإِيمَٰنِۚ وَمَن لَّمۡ يَتُبۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! گروهی (از مردان) گروه دیگر را مسخره نکند، شاید آنان (= مسخره شدگان) از این‌ها بهتر باشند، و نه زنانی، زنان دیگر را، شاید آنان (= مسخره شدگان) از این‌ها بهتر باشند، و از یکدیگر عیبجوئی نکنید، و یکدیگر را با القاب زشت نخوانید، که پس از ایمان (آوردن) نام فسق بسیار (زشت و) بد است و هر که توبه نکرد، پس آنانند که ستمکارند»، و به تعقیب آن می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱجۡتَنِبُواْ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعۡضَ ٱلظَّنِّ إِثۡمٞۖ وَ لَا تَجَسَّسُواْ وَلَا يَغۡتَب بَّعۡضُكُم بَعۡضًاۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمۡ أَن يَأۡكُلَ لَحۡمَ أَخِيهِ مَيۡتٗا فَكَرِهۡتُمُوهُۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٞ رَّحِيمٞ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمان (های بد) بپرهیزید، بی‌شک بعضی از گمان (ها) گناه است، و (در امور دیگران) تجسس (و کنجکاوی) نکنید، و بعضی از شما بعضی دیگر را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادرش را در حالی‌که مرده است، بخورد؟! پس (البته) آن را ناپسند دارید، و از الله بترسید، بی‌گمان الله توبه‌پذیر مهربان است»، پس قرآن کریم به پاکی و سلامت قلب از هرگونه رذایل و کینه توزی دستور می دهد، و از ما می خواهد تا نباید به دیگران بدگمان باشیم، طوری که می فرماید: ﴿لَّوۡلَآ إِذۡ سَمِعۡتُمُوهُ ظَنَّ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ بِأَنفُسِهِمۡ خَيۡرٗا وَقَالُواْ هَٰذَآ إِفۡكٞ مُّبِينٞ «چرا هنگامی‌که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان مؤمن نسبت به خود گمان خیر نبردند، و نگفتند: این تهمتی (بزرگ و) آشکار است».

وهمچنین برخی از ارزشهایی که قرآن کریم به ایجاد و استحکام آن اهتمام داده: ارزش همکاری، همبستگی و مهربانی است، طوری که قرآن کریم همه افراد مجتمع را دستور داده تا با یکدیگر بر نیکی و پرهیزگاری همکاری کنند، چنانچه می فرماید: ﴿وَتَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰۖ وَلَا تَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِۚ «و در راه نیکو کاری و پرهیزگاری با همدیگر همکاری کنید و (هرگز) در راه گناه و تجاوز همکاری نکنید»، پس دانسته می شود که تعاون میان افراد مجتمع یکی از عوامل قدرت و پیشرفت دولت است، و باعث تحقیق امینت گروهی شهروندان آن می شود، چون هر شخص خواستهایی دارد برای تحقیق آن تلاش می کند، و در راه به دست آوردن آن می کوشد، پس اگر روحیه همبستگی ملی میان افراد جامعه بلند برود همه آنها مطمئن می شوند و نفسیات شان در قبال این خواستهای شان آسایش می گردد، بلکه او خود برای اعلای ارزشهای همبستگی میان افراد مجتمع به اندازه توانش تلاش می کند، خداوند به شاعر خیر نصیب کند می گوید:

مردم برای مردم چه عرب باشند یا عجم * برخی آنها برای برخی دیگر شان اند اگرچه احساس خدمت نکنند.

و پیامبر صلی الله علیه وسلم در بسیاری از احادیث ارزش تعاون و همکاری را بیان نموده است، چنانچه می فرماید: « مؤمنان در دوستی، مهربانی و همکاری با يکديگر، مانند پيکری هستند که اگر يک عضو آن به درد آيد، ساير اعضا با بی خوابی (بی قراری) و تب با آن هم نوا می شوند»، و در حدیث دیگری می گوید: «مسلمان برادر مسلمان است، درحق او ستم روا نمی دارد، او را به دشمن تسلیم نمی کند، و کسی که نیاز برادر خود را برآورده بسازد خداوند نیاز او را برآورده می سازد، و کسی که سختی و مشکلاتی را از برادر مسلمان خود رفع نماید خداوند مشکلات روز قیامت را از او رفع و دفع می کند، و کسی که عیوب مسلمانی را بپوشاند خداوند عیوب او را در روز قیامت می پوشاند».

و برخی از این ارزشها: ارزش تفکر و کاربرد عقل است، خداوند بندگان خود را دستور داده تا پیرامون ملکوت آسمانها و زمین و دیگرگونی شب و روز تفکر نمایند، و توصیف اندیشمندان را بیان نموده است، طوری که می فرماید: ﴿إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ١٩٠ ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ «به راستی در آفرینش آسمان‌ها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌های (آشکاری) برای خردمندان است(190) کسانی‌که الله را در حال ایستاده و نشسته، و بر پهلوی خویش (آرمیده) یاد می‌کنند، و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند، (و می‌گویند:) پروردگارا این‌ها را بیهوده نیافریده‌ای، منزهّی تو! پس ما را از عذاب آتش (دوزخ) نگاه دار»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿أَوَلَمۡ يَنظُرُواْ فِي مَلَكُوتِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٖ «آیا در ملکوت آسمان‌ها و زمین، و آنچه الله آفریده است، نمی‌نگرند؟!»، و برای ما دروازه های تدبر و تفکر را باز گذاشته است، چنانچه می فرماید: ﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي رَفَعَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيۡرِ عَمَدٖ تَرَوۡنَهَاۖ «الله کسی است که آسمان‌ها را بدون ستون بر افراشت که می‌بینید»، و در آیت دیگری می گوید: ﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن جَعَلَ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمُ ٱلنَّهَارَ سَرۡمَدًا إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ مَنۡ إِلَٰهٌ غَيۡرُ ٱللَّهِ يَأۡتِيكُم بِلَيۡلٖ تَسۡكُنُونَ فِيهِۚ أَفَلَا تُبۡصِرُونَ «بگو: به من خبر دهید اگر الله روز را تا روز قیامت بر شما پایدار گرداند، کیست معبودی جز الله که برای شما شبی آورد که در آن آرام بگیرید؟! آیا نمی‌بینید؟!»، همچنین ما را دستور داده تا در نفس و وجدان خویش بیندیشیم: ﴿أَوَ لَمۡ يَتَفَكَّرُواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۗ «آیا در ضمیر خود نیندیشیده‌اند»، همچنین می گوید: ﴿وَفِي ٱلۡأَرۡضِ ءَايَٰتٞ لِّلۡمُوقِنِينَ * وَفِيٓ أَنفُسِكُمۡۚ أَفَلَا تُبۡصِرُونَ «و در زمین (عبرت و) نشانه‌های برای اهل یقین است * و (نیز) در وجود خودتان، آیا نمی‌بینید؟»، پس دانسته می شود که قرآن کریم برای ما دروازه تفکر را به سوی هرآنچه که به نفع انسان است باز گذاشته است، این تفکر عبادت است صحابه و تابعین آنرا درک کرده و اهداف آنرا دانستند، ابودرداء رضی الله عنه می گوید: یک ساعت اندیشیدن بهتر از یک شب را به عبادت زنده داشتن است، و وهب بن منبه رحمه الله می گوید: به هراندازه که انسان بیشتر بیندیشد به همان اندازه بیشتر می فهمد، و هرقدر زیاد بفهمد به همان اندازه علم کمایی می کند و وقتی علم کمایی کند به آن عمل می کند.

و برخی دیگری این ارزشها: ارزش گفتگو و احترام دیگران است، چون بسیاری از آیات قرآن کریم امت اسلامی بلکه همه بشریت را به اهمیت گفتگو در زندگی مردم راهنمایی می کند، چون گفتگو روشی است که خداوند متعال برای پیامبران علیهم السلام به حیث منهج دعوت و تبلیغ شان میان مردم برگزیده است؛ زیرا اسلام به آزادی اعتقاد باورمند است، خداوند متعال می فرماید: ﴿لَآ إِكۡرَاهَ فِي ٱلدِّينِۖ قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشۡدُ مِنَ ٱلۡغَيِّۚ «در (قبول) دین هیچ اجباری نیست، به راستی که راه راست (و هدایت) از راه انحراف (و گمراهی) روشن شده است»، طوری که حضرت نوح علیه السلام در یکی از مواقف دعوتهای دراز مدتش قوم خود را چنین خطاب می کند: ﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّي وَءَاتَىٰنِي رَحۡمَةٗ مِّنۡ عِندِهِۦ فَعُمِّيَتۡ عَلَيۡكُمۡ أَنُلۡزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمۡ لَهَا كَٰرِهُونَ «(نوح) گفت: ای قوم من! به من خبر دهید، اگر من دلیل (و حجت) آشکاری از پروردگارم داشته باشم و از نزد خود رحمتی به من عطا کرده باشد، پس (آن) بر شما پوشیده مانده است، آیا می‌توانیم شما را به (پذیرش) آن اجبار کنیم، در حالی‌که شما از آن کراهت دارید؟!».

و حضرت ابراهیم علیه السلام در برابر پادشاه ستمگر چنین دلیل عقلانی می آورد: ﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِي حَآجَّ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ فِي رَبِّهِۦٓ أَنۡ ءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ٱلۡمُلۡكَ إِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ رَبِّيَ ٱلَّذِي يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا۠ أُحۡيِۦ وَأُمِيتُۖ قَالَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ فَإِنَّ ٱللَّهَ يَأۡتِي بِٱلشَّمۡسِ مِنَ ٱلۡمَشۡرِقِ فَأۡتِ بِهَا مِنَ ٱلۡمَغۡرِبِ فَبُهِتَ ٱلَّذِي كَفَرَۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ «آیا ندیدی و (آ گاهی نداری از) کسی (= نمرود پادشاه بابل) که با ابراهیم دربارۀ پروردگارش به مجادله و گفتگو پرداخت؟ بدان خاطر که الله به او پادشاهی داده بود و (از کبر و غرور سرمست شده بود،) هنگامی‌که ابراهیم گفت: پروردگار من کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند (نمرود) گفت:  من (نیز) زنده می‌کنم و می‌میرانم ابراهیم گفت: همانا الله، خورشید را از مشرق می‌آورد، پس تو آن را از مغرب بیاور! (در اینجا) آن کسی‌که کفر ورزیده بود مبهوت شد و الله قوم ستمگر را هدایت نمی‌کند»، و عین همین منهج حضرت موسی علیه السلام نیز در گفتگویش با فرعون رفتار نمود، در این خصوص نیز خداوند متعال می فرماید: ﴿قَالَ فِرۡعَوۡنُ وَمَا رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٢٣ قَالَ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَآۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ٢٤ قَالَ لِمَنۡ حَوۡلَهُۥٓ أَلَا تَسۡتَمِعُونَ٢٥ قَالَ رَبُّكُمۡ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ٢٦ قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ ٱلَّذِيٓ أُرۡسِلَ إِلَيۡكُمۡ لَمَجۡنُونٞ٢٧ قَالَ رَبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ وَمَا بَيۡنَهُمَآۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡقِلُونَ٢٨ قَالَ لَئِنِ ٱتَّخَذۡتَ إِلَٰهًا غَيۡرِي لَأَجۡعَلَنَّكَ مِنَ ٱلۡمَسۡجُونِينَ «فرعون گفت: پروردگار جهانیان چیست؟!(23) (موسی) گفت: پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر اهل یقین هستید(24) (فرعون) به آن‌های که در اطرافش بودند؛ گفت: آیا نمی‌شنوید؟(25) (موسی) گفت: (او) پروردگار شما و پروردگار نیاکان پیشین شماست(26) (فرعون) گفت: بی‌تردید پیامبرتان که به سوی شما فرستاده شده دیوانه است(27) (موسی) گفت: (او) پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آن دو است، اگر بیندیشید(28) (فرعون) گفت: اگر معبودی جز من برگزینی، البته تو را از زندانیان قرار خواهم داد».

همانا در ترسیخ قرآن کریم ارزش گفتگو را دعوت برای ترقی بشریت و احترام دیگران است، قطع نظر از رنگ، دین، نوع و نژاد آنها، و فکره یکه‌تازی و تعصب و خودخواهی را نابود می سازد، چون قرآن کریم کرامت بشریت را به اعتبار بشر بودن شان حفظ نموده است نه به هیچ اعتبار دیگری، خداوند می فرماید: ﴿وَلَقَدۡ كَرَّمۡنَا بَنِيٓ ءَادَمَ وَحَمَلۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ وَرَزَقۡنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَفَضَّلۡنَٰهُمۡ عَلَىٰ كَثِيرٖ مِّمَّنۡ خَلَقۡنَا تَفۡضِيلٗا «و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم، و آن‌ها را در خشکی و دریا (بر مرکبها) حمل کردیم، و از انواع (روزیهای) پاکیزه به آن‌ها روزی دادیم، و آن‌ها را بر بسیاری از موجوداتی که آفریده‌ایم؛ چنانکه باید برتری بخشیدیم»، و در جای دیگری می گوید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُواْ رَبَّكُمُ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ وَخَلَقَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا وَبَثَّ مِنۡهُمَا رِجَالٗا كَثِيرٗا وَنِسَآءٗۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِي تَسَآءَلُونَ بِهِۦ وَٱلۡأَرۡحَامَۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَيۡكُمۡ رَقِيبٗا «ای مردم از پروردگارتان بترسید، آن ذاتی که شما را از یک تن آفرید، و همسرش را (نیز) از او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکنده کرد، و از پروردگاری که به (نام) او از همدیگر درخواست می‌کنید، و (همچنین) از (گسستن) پیوند خویشاوندی بپرهیزید بی‌گمان الله همواره بر شما مراقب (و نگهبان) است».

أَقُولُ قَوْلِي هَذَا وَأَسْتَغْفِرُ اللهَ لِي وَلَكُمْ

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود به حق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او و بر همه آل و اصحال او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

وبرخی از ارزشهای اخلاقی که قرآن کریم به سوی آن دعوت نموده است: کنترول خود و فروکش کردن خشم است، چون معلوم است که انسان در این زندگی حتما در معرض برخی مواقفی قرار می گیرد که باعث به وجود آمدن خشم و غضبش می شود؛ و نفس بشریت به آنچه که می شنود و می بیند عکس العمل نشاد می دهد، در این خصوص آیات قرآن کریم به مدیریت نفس، فروکش کردن خشم، گذشت و عفو دعوت می کند، چنانچه خداوند می فرماید: ﴿۞وَسَارِعُوٓاْ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ١٣٣ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَٱلۡكَٰظِمِينَ ٱلۡغَيۡظَ وَٱلۡعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ «و به سوی آمرزش پروردگارتان، و بهشتی که پهنای آن (به قدر) آسمان‌ها و زمین است، (و) برای پرهیزگاران آماده شده‌است، بشتابید(133) آن کسانی‌که در توانگری و تنگدستی انفاق می‌کنند، و خشم خود را فرو می‌برند، و از مردم در می‌گذرند، و الله نیکوکاران را دوست می‌دارد»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَلَا يَأۡتَلِ أُوْلُواْ ٱلۡفَضۡلِ مِنكُمۡ وَٱلسَّعَةِ أَن يُؤۡتُوٓاْ أُوْلِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينَ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۖ وَلۡيَعۡفُواْ وَلۡيَصۡفَحُوٓاْۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٌ «کسانی از میان شما كه توانگر و (دارای) وسعت (زندگی) هستند، نباید سوگند بخورند بر آن که به خویشاوندان و مستمندان و مهاجران در راه الله چیزی ندهند، آن‌ها باید عفو کنند و چشم بپوشند، آیا دوست نمی‌دارید که الله شما را ببخشد؟! و الله آمرزندۀ مهربان است»، و در آیت دیگری می گوید: ﴿وَلَا تَسۡتَوِي ٱلۡحَسَنَةُ وَلَا ٱلسَّيِّئَةُۚ ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ٣٤ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواْ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٖ «و (هرگز) نیکی و بدی یکسان نیست، همیشه به نیکو‌ترین شیوه پاسخ ده، پس ناگاه (می‌بینی) همان کس‌که میان تو و او دشمنی است، گویی دوست صمیمی است(34) و (اما) جز کسانی‌که شکیبا باشند آن را نپذیرند، و جز دارندۀ بهرۀ بزرگ (از ایمان و اخلاق) آن را نپذیرد».

و برخی از این ارزشها: اصلاح میان مردم است، چون خیلی زیاد است آیات قرآن کریم که به آوردن اصلاحات میان مردم دستور می دهد، و اصلاح گران را به پاداش بزرگ مژده می دهد، طوری که می فرماید: ﴿لَّا خَيۡرَ فِي كَثِيرٖ مِّن نَّجۡوَىٰهُمۡ إِلَّا مَنۡ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوۡ مَعۡرُوفٍ أَوۡ إِصۡلَٰحِۢ بَيۡنَ ٱلنَّاسِۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ ٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِ ٱللَّهِ فَسَوۡفَ نُؤۡتِيهِ أَجۡرًا عَظِيمٗا «در بسیاری از (در گوشی و) نجواهای‌شان خیری نیست، مگر که (با این کار) امر به صدقه دادن یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم کند و هر کس برای خشنودی الله چنین کند، به زودی پاداش بزرگی به او خواهیم داد»، همچنین می فرماید: ﴿فَمَنۡ خَافَ مِن مُّوصٖ جَنَفًا أَوۡ إِثۡمٗا فَأَصۡلَحَ بَيۡنَهُمۡ فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ «پس کسی‌که از بی عدالتی (و میل بی جای) وصیت‌کننده (نسبت به ورثه) یا از گناه او (در وصیت به کار خلاف) بترسد، آنگاه میان آن‌ها را اصلاح نمود، پس گناهی بر او نیست بدرستی که الله آمرزندۀ مهربان است»، و در آیت دیگری می گوید: ﴿وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡيَتَٰمَىٰۖ قُلۡ إِصۡلَاحٞ لَّهُمۡ خَيۡرٞۖ وَإِن تُخَالِطُوهُمۡ فَإِخۡوَٰنُكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ ٱلۡمُفۡسِدَ مِنَ ٱلۡمُصۡلِحِۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَأَعۡنَتَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ «و از تو درباره یتیمان می‌پرسند، بگو: اصلاح کردن (کار) آنان بهتراست، و اگر با آنان همزیستی کنید؛ آن‌ها برادران (دینی) شما هستند و الله تباهکار را از درستکار می‌شناسد، و اگر الله می‌خواست شما را به زحمت می‌انداخت، به راستی که الله توانمند حکیم است»، و خداوند کسانی را به صورت شدید هشدار داده که میان مردم فساد کاری می کنند، طوری که می فرماید: ﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُعۡجِبُكَ قَوۡلُهُۥ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَيُشۡهِدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلۡبِهِۦ وَهُوَ أَلَدُّ ٱلۡخِصَامِ٢٠٤ وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ لِيُفۡسِدَ فِيهَا وَيُهۡلِكَ ٱلۡحَرۡثَ وَٱلنَّسۡلَۚ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَسَادَ٢٠٥ وَإِذَا قِيلَ لَهُ ٱتَّقِ ٱللَّهَ أَخَذَتۡهُ ٱلۡعِزَّةُ بِٱلۡإِثۡمِۚ فَحَسۡبُهُۥ جَهَنَّمُۖ وَلَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ «و از مردم کسی هست که گفتارش در (باره) زندگی دنیا تو را به شگفت می‌اندازد و الله را بر آنچه در دل خود دارد؛ گواه می‌گیرد، و حال آنکه او سرسخت ترین دشمنان است(204) او هنگامی‌که روی بر می‌گرداند و می‌رود (و یا به ریاستی می‌رسد) در راه فساد در زمین کوشش می‌کند و کشت و نسل را نابود می‌سازد، و الله فساد و (تباهکاری) را دوست نمی‌دارد(205) و چون به او گفته شود: از الله بترس خود بزرگ‌بینی و (تکبر) او را به گناه می‌کشاند پس (آتش) جهنم او را کافی است و چه بد آرامگاهی است».

پس ما چقدر نیازمند هستیم تا به ارزشهای اخلاقی تمسک نماییم که خداوند در قرآن کریم به آنها دستور داده و پیامبر صلی الله علیه وسلم تطبیق نموده است، تا به جایگاه و درجه‌ای از تمدن، پیشرفت و ترقی برسیم که نیاکان ما رسیده بودند، خداوند به احمد شوقی پاداش بی پایان دهد چنین می فرماید:

درواقع ملتها با اخلاق‌شان باقی می مانند

پس اگر اخلاق‌شان برود برای شان وجودی نخواهد ماند

بار خدایا، ما را به اخلاق نیک هدایت کن چون جز تو هیچ کسی به اخلاق نیک هدایت نمی کند، و بد اخلاقی را از ما دور و دفع نما چون جز تو هیچ کسی اخلاق بد را از ما دور نمی سازد، کشور و ملت ما را با همه کشورها و ملت های دنیا حفظ کن.

فواید ایمان

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ يَهۡدِيهِمۡ رَبُّهُم بِإِيمَٰنِهِمۡۖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمُ ٱلۡأَنۡهَٰرُ فِي جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ «بی‌گمان کسانی‌که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، پروردگارشان به سبب ایمان‌شان آن‌ها را به باغ‌های (بهشت) پر نعمت هدایت می‌کنند که نهرها زیر (درختان) آن جاری است»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا، بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

  همانا برخی از نعمت های الهی بر بندگانش این است که برای هر کار نیکی که انسان انجام می دهد فایده و ثمره پاکی مقرر داشته است، و بزرگترین عمل نیکی که فایده آن بر فرد و مجتمع بر می گردد ایمان آوردن به خداوند متعال است؛ و پیامبر صلی الله علیه وسلم حقیقت ایمانی که باید در قلب انسان مسلمان متحقق گردد را برای ما هنگامی بیان نموده است که حضرت جبریل امین علیه السلام از او درباره ایمان پرسید، پس فرمود: «… اینکه به الله، به فرشتگان او، به کتابهای او، به پیامبران او، به روز قیامت و به تقدیر خیر و شر که از جانت خدا است ایمان داشته باشی، (جبریل) گفت: راست گفتی»، پس ایمان تنها سخنی نیست که به زبان گفته شود، بلکه ایمان به معنای اعتقاد وباور داشتن به قلب، اقرار به زبان و انجام عمل به اعضای بدن است، پس ایمان آن است که به قلب جا بگیرد و عمل اعضای بدن با بجا کردن اوامر و اجتناب از نواهی آنرا تصدیق و تأیید نماید.

  و هنگامی که از حضرت امام حسن بصری رحمه الله پرسیده شد که آیا مؤمن هستی؟ در پاسخ فرمود: “ایمان به دو نوع است؛ پس اگر از من پیرامون ایمان به خدا، ایمان به فرشتگان، به کتابهای آسمانی، به پیامبران الهی، بهشت، زنده شدن پس از مرگ و حساب می پرسی، من به همه آنها ایمان دارم و مؤمن هستم، و اگر درباره این فرموده خداوند متعال می پرسی که می فرماید: ﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَإِذَا تُلِيَتۡ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُهُۥ زَادَتۡهُمۡ إِيمَٰنٗا وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ٢ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ٣ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ حَقّٗاۚ «مؤمنان تنها کسانی هستند که چون نام الله برده شود، دل‌های شان ترسان گردد، و چون آیات او بر آن‌ها خوانده شود، ایمان‌شان افزون گردد، و بر پروردگارشان توکل می‌کنند(2) کسانی‌که نماز را بر پا می‌دارند، و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند(3) اینان، مؤمنان حقیقی هستند»، پس سوگند به الله نمی دانم آیا من از جمله آنها هستم یا خیر؟.

  پس ایمان واقعی وقتی به اعماق دل برسد و بر کالبد جان سیطره نماید, آثار قوی آن بر روح و عقل فرد و مجتمع بازتاب میابد، و برخی از آثار و فواید آن این است که اخلاق انسان را نیک می سازد، زیرا ایمان و امانت‌داری دو برادری هستند که هیچگاه از هم جدا نمی شوند، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که امانت‌دار نیست ایمان ندارد، و کسی که عهد دار نیست (=پیمان شکن است) دین ندارد»، همینطور ایمان و حیا دو قرین هم هستند، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «حیا و ایمان باهم قرینند، پس وقتی یک آن بلند برود دیگر آن نیز بلند می رود»، ایمان و صداقت نیز لازم هم اند، از صفوان بن سلیم رضی الله عنه روایت است که گفت: به پیامبر گفته شد: آیا مسلمان ترسو می باشد؟ فرمود: «بله»، باز گفته شد: آیا مسلمان بخیل می باشد؟ فرمود: «بله»، باز گفته شد: آیا مسلمان دروغ‌گو می باشد؟ فرمود: «نخیر». و برخی از بزرگان ایمان را صداقت و راستگویی معرفی نموده است، طوری که فرموده است: ایمان واقعی این است که راست بگویی با وجود که گمان می کنی اگر راست بگویی شاید زیان کنی، و اینکه دروغ نگویی باوجودی که می دانی اگر دروغ بگویی فایده می کنی، پس اگر در وجود کسی اخلاق کریمه و خوب دریافتی بدان که آن از نتایج و فواید ایمان درست است، چون مسلمان همیشه سخن زیبا و درستی می گوید که اصلاح می آورد باعث فساد نمی شود، آباد می سازد ویران نمی کند، زیرا دین مقدس ما دین اخلاق، اصلاح، ساختار و آبادانی است، پس کسی که چنین کارهایی را بیشتر از تو انجام داد بدان که دین‌داری او بیشتر از توست.

  و برخی از فوائد ایمان: ایجاد آرامش و اطمینان است، پس وقتی ایمان در نفس بشریت جا بگیرد, دراین حالت قلب او مملو از آرامش، یقین و خشنودی می گردد؛ پس در دنیا و آخرت خوشبخت می شود، و مسلمان واقعی به یقین می داند نصیب او همیشه از خودش است به هیچ کس دیگری داده نمی شود، و نصیب دیگران از خود آنها است و به او نخواهد رسید، این امر باعث می شود تا در حالت آسایش و رفاه شکر خدا را بجا بیاورد و در حالت سختی و مشکلات صبر و شکیبایی نماید، پس قلبش مطمئن می گردد براینکه فیصله خداوند درباره او به خیرش است، خداوند متعال می فرماید: ﴿مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۗ وَمَن يُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ يَهۡدِ قَلۡبَهُۥۚ «هیچ مصیبتی (به انسان) نمی‌رسد، مگر به حکم (و فرمان) الله و هرکس به الله ایمان آورد (الله) قلبش را هدایت می‌کند»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «خوشا به حال مسلمان! همه امورش خیر است، اینچنین حالت جز به مؤمن میسر نمی شود، اگر به رفاه و آسایش نایل آید شکر خدا را بجا می آورد، پس برایش خیر است، و اگر به سختی و مشکلات مبتلا گردد صبر می کند، پس آن نیز برایش خیر است».

  و برخی دیگر از فواید ایمان: ایمان صاحب خود را از ارتکاب مهلکات محفوظ می دارد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «انسان زنا کار وقتی زنا می کند در آن هنگام او مؤمن نیست، و شراب خوار وقتی شراب می نوشد در آن وقت مؤمن نمی باشد، و دزد هنگام دزدی کردن مؤمن نیست، و غارت‌گر هنگامی که از پیش چشم مردم مال دیگران را چپاول می کند در آن وقت مؤمن نمی باشد»، همچنین مسلمان واقعی خود را از هرآنچه که باعث اذیت مشاعر دیگران می شود پاک و دور نگه می دارد مانند استهزا کردن و بدگمانی به مردم، خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا يَسۡخَرۡ قَوۡمٞ مِّن قَوۡمٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُونُواْ خَيۡرٗا مِّنۡهُمۡ وَلَا نِسَآءٞ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُنَّ خَيۡرٗا مِّنۡهُنَّۖ وَلَا تَلۡمِزُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَلَا تَنَابَزُواْ بِٱلۡأَلۡقَٰبِۖ بِئۡسَ ٱلِٱسۡمُ ٱلۡفُسُوقُ بَعۡدَ ٱلۡإِيمَٰنِۚ وَمَن لَّمۡ يَتُبۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! گروهی (از مردان) گروه دیگر را مسخره نکند، شاید آنان (= مسخره شدگان) از این‌ها بهتر باشند، و نه زنانی، زنان دیگر را، شاید آنان (= مسخره شدگان) از این‌ها بهتر باشند، و از یکدیگر عیبجوئی نکنید، و یکدیگر را با القاب زشت نخوانید، که پس از ایمان (آوردن) نام فسق بسیار (زشت و) بد است و هر که توبه نکرد، پس آنانند که ستمکارند»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱجۡتَنِبُواْ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعۡضَ ٱلظَّنِّ إِثۡمٞۖ وَ لَا تَجَسَّسُواْ وَلَا يَغۡتَب بَّعۡضُكُم بَعۡضًاۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمۡ أَن يَأۡكُلَ لَحۡمَ أَخِيهِ مَيۡتٗا فَكَرِهۡتُمُوهُۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٞ رَّحِيمٞ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمان (های بد) بپرهیزید، بی‌شک بعضی از گمان (ها) گناه است، و (در امور دیگران) تجسس (و کنجکاوی) نکنید، و بعضی از شما بعضی دیگر را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادرش را در حالی‌که مرده است، بخورد؟! پس (البته) آن را ناپسند دارید، و از الله بترسید، بی‌گمان الله توبه‌پذیر مهربان است»، پس ایمان باعث سلامت سینه می شود، خداوند می فرماید: ﴿لَّوۡلَآ إِذۡ سَمِعۡتُمُوهُ ظَنَّ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ بِأَنفُسِهِمۡ خَيۡرٗا وَقَالُواْ هَٰذَآ إِفۡكٞ مُّبِينٞ «چرا هنگامی‌که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان مؤمن نسبت به خود گمان خیر نبردند، و نگفتند: این تهمتی (بزرگ و) آشکار است».

  و برخی از فواید ایمان: تأیید و پیروزی از جانب خداوند متعال، چون ایمان واقعی بنده را همیشه با خدا می سازد، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ «یقینا الله با مؤمنان است»، دراینجا با خدایی تقاضای پیروزی، همکاری و تأیید را می کند، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن تَنصُرُواْ ٱللَّهَ يَنصُرۡكُمۡ وَيُثَبِّتۡ أَقۡدَامَكُمۡ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! اگر (دین) الله را یاری کنید، (الله) شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را (ثابت و) استوار می‌دارد»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَيَوۡمَ يَقُومُ ٱلۡأَشۡهَٰدُ «یقیناً ما پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده‌اند، در زندگی دنیا و روزی‌که گواهان (برای گواهی) بر خیزند، یاری می‌کنیم»، ﴿ٱلَّذِينَ قَالَ لَهُمُ ٱلنَّاسُ إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدۡ جَمَعُواْ لَكُمۡ فَٱخۡشَوۡهُمۡ فَزَادَهُمۡ إِيمَٰنٗا وَقَالُواْ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ١٧٣ فَٱنقَلَبُواْ بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ لَّمۡ يَمۡسَسۡهُمۡ سُوٓءٞ وَٱتَّبَعُواْ رِضۡوَٰنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ ذُو فَضۡلٍ عَظِيمٍ «کسانی‌که مردم به آنان گفتند: مردم (= مشرکان مکه) برای (جنگ با) شما گرد آمده‌اند، پس از آن‌ها بترسید (این سخن) بر ایمان‌شان افزوده و گفتند: الله ما را بس است، و بهترین حامی است(173)پس به نعمت و فضل الله (از میدان جنگ) بازگشتند، هیچ آسیبی به آنان نرسید، و خشنودی الله را پیروی کردند، و الله دارای فضل و بخشش بزرگی است».

  و برخی از فواید ایمان: خداوند محبت بنده با ایمان را در دل مخلوق خود غرس می کند، پس می بینی که مؤمن واقعی نرم و آسان می باشد و زود الفت می گیرد و دیگران به او الفت می گیرند، خداوند می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَيَجۡعَلُ لَهُمُ ٱلرَّحۡمَٰنُ وُدّٗ «بی‌گمان کسانی‌که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، (الله) رحمان برای آن‌ها محبتی (در دل‌ها) قرار می‌دهد»، پس هرگاه بنده‌ای با قلب مؤمن صادق بر پروردگارش رو بیاورد، خداوند با قلوب مؤمنان بر او رو می آورد، در حدیث قدسی روایت است: «وقتی خداوند بنده‌ی را دوست بدارد حضرت جبریل امین را می گوید من فلان بنده را دوست می دارم پس دوستش بدار، پس حضرت جبریل نیز او را دوست می دارد سپس حضرت جبریل اهل آسمان را صدا می کند که همانا خداوند فلان بنده را دوست می دارد پس شما نیز او را دوست بدارید، پس همه اهل آسمان او را دوست می دارند، سپس همه اهل زمین او را می پذیرند و دوست می دارند»، همچنین در حدیث قدسی خداوند متعال می فرماید: «همیشه بنده ام با ادای نوافل به من نزدیک می شود تا که من او را دوست می دارم، پس وقتی من او را دوست داشتم پس گوش او می شوم که می شنود، چشمش می شوم که با آن می بیند، دستش می شوم که با آن می گیرد، و پایش می شوم که با آن راه می رود، و هرگاه از من چیزی بخواهد حتما برایش می دهم، و وقتی از من مدد جوید یاری اش می کنم».

  و برخی دیگری از فواید ایمان: ایمان سبب رفع شدن مشکلات، دفع بلاها و دوری اندوه می باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «آیا به شما چیزی را معرفی نکنم اگر وقتی یکی از شما دچار بلا یا مشکلات دنیوی می شود به آن دعا نماید مشکلاتش رفع و دفع می گردد؟» گفتند: بله ای رسول خدا آنرا معرفی کن، فرمود: «آنچیز عبارت از دعای ذون النون (حضرت یونس علیه السلام) است که فرموده بود: {لا إله إلا أنت سبحانک إنی کنتُ من الظالمین} یعنی: نیست هیچ معبودی جز تو، پاک و منزه هستی، همانا من از ستمکاران بودم»، خداوند بعد از آن در پاسخ حضرت یونس گفت: ﴿فَٱسۡتَجَبۡنَا لَهُۥ وَنَجَّيۡنَٰهُ مِنَ ٱلۡغَمِّۚ وَكَذَٰلِكَ نُ‍ۨجِي ٱلۡمُؤۡمِنِينَ «پس دعای او را اجابت کردیم، و از اندوه نجاتش دادیم، و این گونه مؤمنان را نجات می‌دهیم»، پس دانسته می‌شود که این نجات برای عموم مؤمنان می باشد.

أقول قولي هذا وأستغفر الله لي ولكم

    ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود به حق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا، بر و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

  درواقع بزرگترین فواید ایمان این است که صلح و امنیت اجتماعی را متحقق می سازد، پس مؤمن واقعی وقتی ایمان در قلب او متمکن گردد او منبع امنیت و آرامش و اطمینان و استقرار می گردد، پس مردم او را بر جان، روح و اموال شان امین می پندارند، طوری که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مسلمان واقعی کسی است که مردم از زبان و دست او در امان باشند، و مؤمن واقعی کسی است که مردم او را بر اموال و اعراض شان امین بپندارند»، پس تخویف و ارهاب مردم یا تجاوز برآنان از اخلاق مؤمنین نیست، حتی اگرچه این مردم مسلمان نباشند، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که معاهد (شهروند غیر مسلمان کشور اسلامی) را به قتل برساند بوی بهشت به مشامش نمی رسد، درحالی که بوی بهشت از مسافه چهل سال راه احساس می شود».

  و پیامبر صلی الله علیه وسلم به صراحت بیان نموده کسی که همسایه خود را اذیت کند یا خود با شکم سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد, ایمانش کامل نیست، طوری که فرمود: «سوگند به الله ایمان نیاورده است، سوگند به الله ایمان نیاورده است، سوگند به الله ایمان نیاورده است، گفته شد: چه کسی ای رسول الله؟، فرمود: کسی که همسایه اش از آزار و اذیت او در امان نباشد»، و در حدیث دیگری می فرماید: «به من ایمان نیاورده است کسی که شب را با شکم سیر سپری نماید و همسایه اش در کنار او گرسنه باشد درحالی که او می داند»، پس ایمان واقعی صاحب خود را باعث می شود تا کار نیک انجام بدهد، و با دیگران کمک کند، و ایمان واقعی اخلاق صاحب خود را درست می سازد، و اثر آن بر رفتار، سلوک، حرکات و تعامل صاحبش با خلق خداوند آشکار می شود، همیشه صاحبش برای کسب خشنودی خداوند یکتا با انسانها حیوانات و جمادات مهربان می باشد، خداوند می فرماید: ﴿وَيُطۡعِمُونَ ٱلطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ مِسۡكِينٗا وَيَتِيمٗا وَأَسِيرًا٨ إِنَّمَا نُطۡعِمُكُمۡ لِوَجۡهِ ٱللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمۡ جَزَآءٗ وَلَا شُكُورًا «و غذا را با این‌که (نیاز و) دوست دارند به مسکین و یتیم و اسیر می‌بخشند(8) (و می‌گویند:) ما فقط به خاطر الله به شما غذا می‌دهیم، نه از شما پاداشی می‌خواهیم و نه سپاسی».

خداوند به شاعر خیر نصیب کند چنین می گوید:

وقتی ایمان ضایع گردد امنیتی نخواهد بود * وکسی که دین ندارد دنیا نخواهد داشت

وکسیکه به زندگی بی دینی خشنود شود * واقعا نابودی را قرین خویش ساخته است

و از بزرگترین فواید ایمان به خداوند متعال: آنچه از پاداش بزرگ و نعمات جاودانی است که خداوند به بندگان مؤمن خود در آخرت وعده نموده است، طوری که می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ يَهۡدِيهِمۡ رَبُّهُم بِإِيمَٰنِهِمۡۖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمُ ٱلۡأَنۡهَٰرُ فِي جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ «بی‌گمان کسانی‌که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، پروردگارشان به سبب ایمان‌شان آن‌ها را به باغ‌های (بهشت) پر نعمت هدایت می‌کنند که نهرها زیر (درختان) آن جاری است»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ «به کسانی‌که ایمان آورده، و کارهای شایسته انجام داده‌اند مژده ده که باغ‌هایی از بهشت برای آن‌هاست که نهر‌ها از زیر (درختان) آن جاری است»، در آیت دیگری می گوید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجۡرَ مَنۡ أَحۡسَنَ عَمَلًا «بدرستی کسانی‌که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، همانا ما پاداش نیکو کاران را ضایع نخواهیم کرد»، در آیت دیگری می گوید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ كَانَتۡ لَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلۡفِرۡدَوۡسِ نُزُلًا١٠٧ خَٰلِدِينَ فِيهَا لَا يَبۡغُونَ عَنۡهَا حِوَلٗا «بی‌گمان کسانی‌که ایمان آورده‌اند و کار‌های شایسته انجام دادند، باغ‌های (بهشت) برین محل پذیرائی آنان خواهد بود(107) جاودانه در آن خواهند ماند و هرگز تقاضای نقل مکان از آنجا نمی‌کنند».

و در حدیث قدسی خداوند می فرماید: «برای بندگان نیکوکارم چنان نعمت هایی آماده ساختم که نه آنرا چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب هیچ بشری خطور نموده است، سپس پیامبر صلی الله عیله وسلم این آیت را تلاوت نمود: ﴿فَلَا تَعۡلَمُ نَفۡسٞ مَّآ أُخۡفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعۡيُنٖ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ «پس هیچ کس نمی‌داند چه پاداش‌های (عظیمی) که مایۀ روشنی چشم‌هاست برای آن‌ها نهفته شده است، به (پاس) آنچه که (در دنیا) انجام می‌دادند».

پس باید ما ایمان را با اعتقاد، گفتار و رفتار خود متحقق بسازیم، باید مهربانی، تعاون، راستگویی، حیا، سخاوتمندی و عفت میان ما عام و شایع بوده باشد، و از دروغ‌گویی، فریبکاری، خیانت، غیبت، سخن‌چینی، گفتار فحش و ناسزا، ظلم و پرداختن به آبرو و حیثیت دیگران بپرهیزیم، و باید احترام نفس، حقوق اموال جایگاه و فضل وطن را حفظ نماییم.

بار خدایا، ایمان را به ما محبوب بگردان و قلوب ما را با آن مزین کن، و کفر، فسق و نافرمانی را به ما زشت و بد بنما، و ما را از جمله راهیاب شدگان قرار بده، کشور ما و همه کشورهای جهان را حفظ کن.

بلندهمتی راه موفقیت ملت‌های متقدم است

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿سَابِقُوٓاْ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا كَعَرۡضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أُعِدَّتۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦۚ ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ «برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتی که پهنای آن مانند پهنای آسمان‌ها و زمین است بر یکدیگر پیشی گیرید (که آن) برای کسانی‌که به الله و پیامبرانش ایمان آورده‌اند آماده شده است، این فضل الله است که به هرکس بخواهد می‌دهد، و الله دارای فضل عظیم است»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا، بر او، بر همه آل و اصحاب او و بر کسانی که تا به روز قیامت از آنها به وجه احسن پیروی کردند, درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

یقینا دین مقدس اسلام با آموزه های عالی خود مردم و پیروان خود را بر بلند همتی، تلاش، اجتهاد و آبادسازی دستور می دهد و تشویق می کند، و از تنبلی، بیکارگی و فسادکاری باز می دارد، و این موضوعی است که ادیان آسمانی و رسالت های سابقه نیز به آن دستور داده اند، طوری که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: ﴿أَمۡ لَمۡ يُنَبَّأۡ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ وَإِبۡرَٰهِيمَ ٱلَّذِي وَفَّىٰٓ أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ وَأَنَّ سَعۡيَهُۥ سَوۡفَ يُرَىٰ ثُمَّ يُجۡزَىٰهُ ٱلۡجَزَآءَ ٱلۡأَوۡفَىٰ «یا از آنچه در صحیفه‌های موسی بوده، آگاه نشده است؟! و (نیز آنچه در صحیفه‌های) ابراهیم، همان کسی‌که وفا دار بود؟! که هیچ کس بارگناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد و اینکه برای انسان (بهره‌ای) جز آنچه سعی کرده، نیست و اینکه به زودی (حاصل) تلاش و سعی او دیده خواهد شد سپس او به پاداشی تمام (و کافی) پاداش داده خواهد شد»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز قدر و جایگاه بلندهمتی را چنین بیان نموده است: «همانا خداوند متعال کریم است کرامت، شرافت، اخلاق عالی و بلند همتی را دوست می دارد، و بداخلاقی و دون همتی را زشت می پندارد»، حضرت عمر بن الخطاب رضی الله عنه فرمود: «هیچگاه همت خود را کوچک و فرومایه نسازید، زیرا بیشترین کسانی که به منکرات و زشتیها رو می آورند فرومایگان و دون همتان هستند»، و همچنین بزرگان می گویند: یکی از نشانه های کامل شدن عقل بلندهمتی است. خدا به ابو طیب متنبی خیر بیشمار دهد، چنین می فرماید:

در میان مردم عیب زشت‌تری از نقص کسانی که می‌توانند کامل شوند را ندیده ام.

به هر حال! بلندهمتی مخصوص حالات مشخص و میادین معین نیست؛ بلکه باید در هر بخشی از زندگی انسان تحقق پیدا کند و وجود داشته باشد، مثلا در بخش: عبادات، چون شریعت مقدس اسلام بر رقابت و پیشی گیری در میدانهای عبادت تشویق نموده است، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿وَسَارِعُوٓاْ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ «و به سوی آمرزش پروردگارتان، و بهشتی که پهنای آن (به قدر) آسمان‌ها و زمین است، (و) برای پرهیزگاران آماده شده‌است، بشتابید»، و خداوند متعال پاداش وافری را برای کسانی تضمین نموده که در راه عبادت خداوند تلاش و اجتهاد می کنند، چنانچه می فرماید: ﴿وَمَنۡ أَرَادَ ٱلۡأٓخِرَةَ وَسَعَىٰ لَهَا سَعۡيَهَا وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَأُوْلَٰٓئِكَ كَانَ سَعۡيُهُم مَّشۡكُورٗا «و کسی‌که (سرای) آخرت را بخواهد، و برای آن سعی و تلاش خود را بکند، در حالی‌که مؤمن باشد، پس اینان سعی (و تلاش) شان مشکور است (و پاداش داده خواهد شد)».

و پیامبر صلی الله علیه وسلم در همه امور زندگی خویش دارای همت عالی بود، از جمله در بخش عباداتش، طوری که پروردگارش او را چنین خطاب نمود: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا إِنَّا سَنُلۡقِي عَلَيۡكَ قَوۡلٗا ثَقِيلًا «ای جامه برخود پیچیده شب را جز اندکی بپا خیز (و عبادت کن) نیمه‌ای از آن را، یا اندکی از آن کم کن یا اندکی بر (نصف) آن بیفزا، و قرآن را با ترتیل و تأمل بخوان یقیناً ما به زودی سخنی سنگین بر تو نازل خواهیم کرد»، چنانچه او (صلی الله علیه وسلم) بحدی شب زنده داری می نمود که قدم های مبارک ایشان ورم می کرد، وقتی در این خصوص پرسیده شد فرمود: «آیا بندهء سپاس‌گذار پروردگارم نباشم؟».

وچقدر یاران و امت خود را بر بزرگواری و بنلدهمتی تشویق نموده است، می فرماید: «هرگاه چیزی از خداوند می‌خواستید, فردوس را بخواهید؛ زیرا آن میانه و عالی‌ترین مکان بهشت است و مافوق عرش خداوند قرار دارد، و از آنجا دریاهای بهشت سرچشمه می گیرد»، و از ربیعه بن کعب رضی الله عنه روایت است که فرمود: شبی را با پیامبر صلی الله علیه وسلم سپری کردم، پس آب وضو و نیازهای او را حاضر نمودم، برایم گفت: «بخواه هرآنچه دلت می خواهد» گفتم: رفیقی تو در بهشت را می خواهم، فرمود: «و چیزی دیگری غیر از این؟»، گفتم: فقط همین، فرمود: «پس رفیقی مرا با کثرت سجود به درگاه خداوند بخواه».

و بلندهمتی در عبادت میخواهد تا: باید عبادت به صورت درست ادا کرده شود، و اثر آن در رفتار و اخلاق انسان ظاهر گردد، پس نباید دروغ بگوید، نباید به حق هیچ کسی خیانت یا غش و فریبکاری کند، و مال مردم را به ناحق و باطل نخورد، پس درین صورت ادای عبادت مطابق هدف مطلوب آن می باشد، و استقامت که اساس این دین است متحقق می گردد.

وهمچنین از مهمترین صحنه های بلندهمتی صحنه علم و آموزش است، طوری که پیامبر صلی الله علیه وسلم به ما دستور داده است تا از خداوند متعال علم نافع و مفیدی بخواهیم که فایده آن به همه خلق خدا برسد، طوری که می فرماید: «از خداوند علم مفید بخواهید و از علم بی نفع به او پناه ببرید»، وخود چنین دعا می کرد: «بار خدایا، از علم بی فایده به تو پناه می برم…»، پس علم مفید یگانه سلاحی است که باعث تقویت کشورها و تقدم ملتها می شود، چون هر کشوری که تقدم نموده حتما با علم بوده و هر کشوری که پسمانده و ضعیف شده نیز به اثر بی علمی و دوری از میدان علم بوده است.

صحابه و تابعین رضوان الله علیهم اجمعین در طلب علم باهمت ترین مردم بودند، طوری که حضرت ابوهریره رضی الله عنه در طلب حدیث همت عالی داشت، چنانچه می فرمود: (مرا نه کشتزارهای صحرا از رسول الله صلی الله علیه وسلم مشغول و دور ساخته بود و نه داد و ستدهای بازارها؛ بلکه هرسخنی را از پیامبرصلی الله علیه وسلم می آموختم و می گرفتم…)، پس حضرت ابن عمر رضی الله عنهما می گفت: ای اباهریره! تو نزدیک ترین ما به رسول الله صلی الله علیه وسلم و عالمترین ما به احادیث او هستی، و اسماعیل بن یحیی می گوید: از امام شافعی رحمه الله شنیدم که می فرمود: “قرآنکریم را در سن هفت سالگی حفظ کردم، و در سن ده سالگی موطای امام مالک را حفظ نمودم”، و امام احمد بن حنبل رحمه الله هزارهزار حدیث را حفظ کرده بود، گفته می شود امام نووی رحمه الله روزانه به دوازده حلقه درسی حاضر می شد.

همچنین علمای گذشته ما در همه بخشها امانت علم را به دوش کشیدند، و رسالت آنرا با کمال اخلاص به مردم رساندند، تا باشد خداوند را راضی بسازند و نفع آن به همه بشریت برسد، پس با این کارشان نام و علم خویش را با حروفی از طلا در خاطرات تاریخ بشریت ثبت نمودند، خداوند می فرماید: ﴿فَأَمَّا ٱلزَّبَدُ فَيَذۡهَبُ جُفَآءٗۖ وَأَمَّا مَا يَنفَعُ ٱلنَّاسَ فَيَمۡكُثُ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ «پس اما کف‌ها کنار افتاده از بین می‌رود، و آنچه به مردم سود می‌بخشد در زمین (باقی) می‌ماند».

و برخی دیگری از صحنه های بلندهمتی: صحنه عمل و کار است، شریعت اسلام شان و جایگاه کار را بلند نموده است، طوری که قرآن کریم میان عبادت و عمل جمع نموده این دو را قرین یکدیگر دانسته است، چنانچه خداوند می فرماید: ﴿فَإِذَا قُضِيَتِ ٱلصَّلَوٰةُ فَٱنتَشِرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَٱبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِ ٱللَّهِ وَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَثِيرٗا لَّعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ «پس هنگامی‌که نماز پایان یافت، (برای کسب رزق و روزی) در زمین پراکنده شوید، و از فضل الله طلب کنید، و الله را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید»، و خداوند متعال کسی را که کار و مسئولیت خود را به وجه احسن انجام بدهد به زندگی زیبا و پاک در دنیا و نعمتهای ابدی در آخرت مژده داده است، طوری که می فرماید: ﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةٗ طَيِّبَةٗۖ وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ «هر کسی‌که کار شایسته‌ای انجام دهد، (خواه) مرد باشد یا زن، در حالی‌که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می‌داریم، و مسلماً پاداش‌شان را به (حسب) بهترین اعمالی که انجام می‌دادند؛ به آن‌ها می‌دهیم»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ كَانَتۡ لَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلۡفِرۡدَوۡسِ نُزُلًا «بی‌گمان کسانی‌که ایمان آورده‌اند و کار‌های شایسته انجام دادند، باغ‌های (بهشت) برین محل پذیرائی آنان خواهد بود».

همین شرافت عمل و کار را کافیست که همه پیامبران الهی کار می کردند، طوری که حضرت آدم، ابراهیم و لوط علیهم السلام کشاورز بودند، نوح علیه السلام نجار، ادریس علیه السلام خیاط، و صالح علیه السلام بازرگان و داود علیه السلام آهنگر بود، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا دَاوُۥدَ مِنَّا فَضۡلٗاۖ يَٰجِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُۥ وَٱلطَّيۡرَۖ وَأَلَنَّا لَهُ ٱلۡحَدِيدَ * أَنِ ٱعۡمَلۡ سَٰبِغَٰتٖ وَقَدِّرۡ فِي ٱلسَّرۡدِۖ وَٱعۡمَلُواْ صَٰلِحًاۖ إِنِّي بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ «و به راستی (ما) به داوود از سوی خود فضیلتی (بزرگ) دادیم، (گفتیم:) ای کوه‌ها و ای پرندگان! با او (در تسبیح گفتن) هم آواز شوید، و آهن را برای او نرم کردیم * (و به او دستور دادیم) که زره‌های بلند (و فراخ) بساز و در بافتن (حلقه‌ها) اندازه نگه دار، و کار شایسته انجام دهید، همانا من به آنچه انجام می‌دهید؛ بینا هستم»، پس ارزش انسان توسط کارش بلند می رود و شرافت کسب می کند، زیرا کار کردن بهتر است از سوال کردن و گداگری از مردم، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «اینکه یکی از شما به پشت و کمر خود حیزم جمع کند و به بازار بفروشد برایش بهتر از این است که از مردم گدا گری کند، شاید برایش چیزی بدهند یا ندهند».

در این خصوص تنها کار کردن هدف نیست؛ بلکه کار باید درست و ماهرانه بوده باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «خداوند دوست می دارد اینکه وقتی یکی از شما کاری انجام می دهد ماهرانه و کارشناسانه انجام بدهد»، و او (ص) حریص بود تا باید هرشخصی دارای عملی بوده باشد که برای خودش و دیگران مفید واقع شود، طوری که فرمود: «بر هر فرد مسلمان دادن صدقه واجب است»، گفتند: ای پیامبر خدا، اگر کسی نداشته باشد چطور؟ فرمود: «با دستان خود کار کند تا هم از آن استفاده کند و هم صدقه بدهد»، گفتند: اگر پیدا نکرد چه؟ فرمود: «انسان نیازمندی را (با دستان خود) کمک کند»، گفتند: اگر چنین انسانی پیدا نکرد چه؟ فرمود: «پس همیشه کار نیک انجام بدهد و از شرارت و بدی پرهیز نماید، این کار برایش صدقه است»، طوری که دیده می شود او (صلی الله علیه وسلم) انسانی که نمی تواند کار کند را بر دوری و ترک کارهای زشت و بدی تشویق نموده است، و ثواب این کار را برایش مژده داده است.

و عالی ترین درجه بلندهمتی: همت برای خدمت مجتمع، کمک انسانهای ضعیف، دادرسی انسانهای مظلوم و برآورده ساختن نیاز نیازمندان است. مردی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای رسول خدا! چه کسی نزد خداوند محبوب‌تر و کدام عملی نزد او دوستداشتنی‌تر است؟ فرمود: «محبوب‌ترین انسان نزد خداوند کسی است که برای مردم مفید بوده باشد، و محبوب‌ترین عمل نزد خداوند خوشی است که به دل انسان مسلمان وارد کرده می شود، یا دور کردن مشکلات از او، یا برآورده ساختن نیاز او و ادای قرض از سوی او می باشد، و اینکه من در خدمت برادر نیازمندم بروم برایم بهتر از یکماه اعتکاف نشستن در این مسجد –مسجد مدینه- است، کسی که غضب خود را کنترول کند خداوند شرمگاه او را می پوشاند، و کسی که خشم خود را فرو برد خداوند قلب او را در روز قیامت مملو از امنیت وآرامش می سازد، و هرکس بر رفع نیازمندی برادرش تا وقتی بوده باشد که او به پا بایستند، خدا قدمهای او را بر پل صراط در روزی ثابت می سازد که در آن روز همه قدمها می لرزد».

أقول قولي هذا وأستغفر الله لي ولكم

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا، بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

درواقع از بزرگترین صحنه های که باید همه ما در آن برای داشتن همت عالی تلاش نماییم صحنهء خدمت به وطن است، چون خدمت به وطن بخشی از ایمان است؛ و خداوند متعال ما را دستور داده تا برای انجام کار نیک و هر عملی که خیرش به وطن می رسد تلاش و رقابت کنیم، چون خداوند متعال می فرماید: ﴿فَٱسۡتَبِقُواْ ٱلۡخَيۡرَٰتِۚ إِلَى ٱللَّهِ مَرۡجِعُكُمۡ جَمِيعٗا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ «پس در نیکی‌ها بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همۀ شما به سوی الله است، آنگاه از آنچه در آن اختلاف می‌کردید به شما خبر می‌هد»، و خداوند متعال بندگانی را توصیف نموده که در نیکی ها بریکدیگر پیشی می گیرند و می خواهند به مردم خیرش برسد، و خداوند بیان می کند که نفع این خیر در دنیا و آخرت به صاحبش بر می گردد، چنانچه می فرماید: ﴿إِنَّهُمۡ كَانُواْ يُسَٰرِعُونَ فِي ٱلۡخَيۡرَٰتِ وَيَدۡعُونَنَا رَغَبٗا وَرَهَبٗاۖ وَكَانُواْ لَنَا خَٰشِعِينَ «بی‌گمان آن‌ها همواره در کارهای خیر می‌شتافتند، و در حال بیم و امید ما را می‌خواندند، و پیوسته برای ما (خاشع و) فروتن بودند»، آنان را بر بلندی همت، تمایل بر منافع مردم و اعتماد کامل بر فضل و احسان و توفیق خداوند توصیف نموده است.

و برخی از بلندهمتی: همت بر ساختار وطن و تحمل مسئولیت اجتماعی می باشد؛ مانند ساختار و صیانت مساجد، ساختار مدارس، تجهیز بیمارستانها و درمان بیماری ها، پس همه این موضوعات از صدقات جاریه است که نفع آن همیشه به صاحبش می رسد، چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هفت کاری است که اجر آن پس از مرگ صاحبش در قبر به او می رسد: کسی که علمی را بیاموزد و به دیگران بیاموزاند، یا نهری بکند، یا چاهی حفر نماید، یا نخلی غرس کند، یا مسجدی بسازد، یا مصحفی به میراث بگذارد، و یا فرزندی به جا بگذارد که پس از مرگش برایش دعا و استغفار نماید».

پس چقدر زیبا می شود اگر ما میان خود برای ساختار وطن که خانه همه ما است و خیر و فضلش به همه ما می رسد مسابقه و پیشی‌گیری نماییم، این کار وقتی متحقق می شود که با هم اتفاق و انسجام داشته باشیم و آگاهانه با یکدیگر مهربانی کنیم، و برای همگان دست کمک دراز نماییم، چون وطن از همه ما است و با همه ما ترقی و تقدم می کند، و ما کم اراده تر، ضعیف تر و بیکاره تر از دیگران نیستیم، زیرا ما صاحب تمدن، اصالت و تاریخ هستیم، و باید بدانیم که رسیدن به آرمانها و تقدم اجتماعی میخواهد تا از سختی ها و موانع بگذریم، و خودخواهی را ترک نماییم، چون رسیدن به مکارم مربوط به تحمل سختی ها است، انسان وقتی به منافع و خیرات می رسد که سختی ها را تحمل کند، خداوند به ابی تمام خیر بیشمار نصیب کند چنین می فرماید:

به راحتی بزرگ نگریستم پس دانستم که جز بر عبور از پل سختی ها و مشکلات به دست نمی آید.

بارخدایا! برای ما همت عالی نصیب نما تا با آن به تقدم علمی، ترقی و پیش‌رفت اجتماعی برسیم، میهن ما و همه کشورهای اسلامی را حفظ کن.

فضیلت شهادت و مسئولیت ما در قبال خانوادهء شهدا

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتَۢاۚ بَلۡ أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ يُرۡزَقُونَ١٦٩ فَرِحِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ وَيَسۡتَبۡشِرُونَ بِٱلَّذِينَ لَمۡ يَلۡحَقُواْ بِهِم مِّنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ١٧٠يَسۡتَبۡشِرُونَ بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ «و هرگز کسانی را که در راه الله کشته شده‌اند؛ مرده مپندار، بلکه زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند(169) به آنچه الله از فضل و کرم خود به ایشان داده‌است، شادمانند، و به کسانی‌که هنوز به آن‌ها نپیوسته‌اند، خوش وقتند، که نه بیمی بر آن‌هاست و نه اندوهگین می‌شوند(170) به نعمت و فضل الله شادمانند، و اینکه (می بینند) الله پاداش مؤمنان را ضایع نمی‌کند»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او، بر آل و اصحاب او و بر همه کسانی که تا به روز جزا از آنها به وجه احسن پیروری کردند, درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

  اما بعد!

  خداوند متعال انسان را برای آباد سازی و اصلاح جهان هستی و زمین آفریده، و او را برای این آبادانی حفظ نموده و هرگونه تجاوز بر جان انسان که محل تکلیف شرعی است –یا هرگونه فسادکاری در روی زمین- را تجاوز برهمه بشریت پنداشته است، و هرگونه حفاظت از جان انسان –یا ایجاد اصلاحات بر روی زمین- را حفاظت از همه بشریت دانسته است، طوری که در قرآن کریم می فرماید: ﴿مَن قَتَلَ نَفۡسَۢا بِغَيۡرِ نَفۡسٍ أَوۡ فَسَادٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ ٱلنَّاسَ جَمِيعٗا وَمَنۡ أَحۡيَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحۡيَا ٱلنَّاسَ جَمِيعٗاۚ «هر کس انسانی را بدون اینکه مرتکب قتل نفس یا فسادی در زمین شده باشد؛ بکشد، چنان است که گویی همۀ مردم را کشته باشد و هر کس انسانی را از مرگ نجات دهد؛ چنان است که گویی همۀ مردم را زنده کرده است».

  و هدف آبادانی و از مرگ نجات دادن انسانها از عالی‌ترین اهدافی است که جز به فداکاری بزرگ از سوی انسانهای مخلص به دین و میهن‌شان که ارزش دین، وطن و زندگی آسوده را می دانند, متحقق نمی گردد، پس بسا همچون انسان ها برای تحقیق این هدف از جان و مال خود گذشتند، و در تجارت سودمندی با پروردگارشان وارد شدند، تجارتی که اصلا زیان نمی بیند، طوری که الله جل جلاله می فرماید: ﴿۞إِنَّ ٱللَّهَ ٱشۡتَرَىٰ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَنفُسَهُمۡ وَأَمۡوَٰلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ ٱلۡجَنَّةَۚ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَيَقۡتُلُونَ وَيُقۡتَلُونَۖ وَعۡدًا عَلَيۡهِ حَقّٗا فِي ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَٱلۡإِنجِيلِ وَٱلۡقُرۡءَانِۚ وَمَنۡ أَوۡفَىٰ بِعَهۡدِهِۦ مِنَ ٱللَّهِۚ فَٱسۡتَبۡشِرُواْ بِبَيۡعِكُمُ ٱلَّذِي بَايَعۡتُم بِهِۦۚ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ «بی‌گمان الله از مؤمنان جان‌هايشان و اموال‌شان را خريده است، به (بهاى) اينكه بهشت برای آن‌ها باشد (بدین صورت که): در راه الله جنگ می‌کنند، پس می‌کشند، و کشته می‌شوند، (این) وعدۀ حقی است بر او، (که) در تورات و انجیل و قرآن (آمده است) و چه کسی از الله به عهدش وفا دارتر است؟! پس شاد باشید، به داد و ستدی که شما با او کرده‌اید، و این همان کامیابی بزرگ است»، پس پاداش شان از نوع اعمال شان می باشد؛ چنانچه خداوند متعال برای شان بهترین اهداف شان را متحقق می گرداند و طبق نیت نیک شان برایشان زندگی آسوده‌ی دایمی نصیب می کند، خداوند متعال فرمود: ﴿وَلَا تَقُولُواْ لِمَن يُقۡتَلُ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتُۢۚ بَلۡ أَحۡيَآءٞ وَلَٰكِن لَّا تَشۡعُرُونَ «و به آن‌ها که در راه الله کشته می‌شوند، مرده نگویید، بلکه آنان زنده‌اند، ولی شما نمی‌فهمید».

  و شهادت در راه خدا عالی‌ترین جایگاه و درجه، و بزرگترین هدفی است که تنها برای بندگان برگزیده خداوند متحقق می گردد، طوری که می فرماید: ﴿وَيَتَّخِذَ مِنكُمۡ شُهَدَآءَۗ «و از میان شما شهدایی بگیرد»، و این درجه هدیهء الهی برای بهترین مخلوقش پس از انبیا و صدیقان است، همانگونه که خداوند متعال می فرماید: ﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَۚ وَحَسُنَ أُوْلَٰٓئِكَ رَفِيقٗا «و کسی‌که الله و پیامبر را اطاعت کند (روز قیامت) همنشین کسانی خواهد بود که الله بر آنان انعام نموده‌است، از پیامبران، و صدیقان و شهدا و صالحان، و اینان چه نیکو رفیقانی هستند»، همچنین خداوند شهدا را از فتنه و عذاب قبر و وحشت روز قیامت نجات می دهد، مردی به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: ای رسول خدا! چرا همه مؤمنان در قبر دچار فتنه می شوند مگر شهدا؟ پیامبر علیه السلام فرمود: «آنها (=شهدا) را کافیست که در زیر شعاع شمشیر دشمن دچار فتنه شدند (و صبر کردند)». پیامبر صلی الله علیه وسلم در باره این آیت از حضرت جبریل امین پرسید: ﴿وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُۖ «و در صور دمیده شود، پس هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است (جز آن‌ها که الله بخواهد) بی‌هوش شده و بمیرند»، آنها چه کسانی اند که خداوند نمی خواهد تا بی‌هوش شده بمیرند؟ حضرت جبریل علیه السلام گفت: «آنها شهدا هستند»، و این جایگاه شهید را کافست که پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هرکس می ميرد، بر اعمالش مُهر زده می شود و کارهايش پايان می پذيرد، مگر عمل کسی که در راه الله نگهبانی می دهد که عملش تا روز قیامت ادامه می يابد و از فتنه ی قبر در امان می ماند».

  بناءً کسی را که خداوند برایش درجه شهادت را نصیب نماید و فضیلت شهادت را درک کند و به جایگاه آن نایل آید, آرزو می کند ای کاش دوباره به دنیا برگردد و بارها شهید شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی نيست که وارد بهشت شود و دوست داشته باشد درحالی به دنيا بازگردد که هر آنچه روی زمين است، از آنِ او باشد، مگر شهيد که به سبب عزت و احترامی که در بهشت می بيند، آرزو می کند به دنيا بازگردد و ده بار کشته شود».

  بنابرین صحابه کرام کسانی بودند که بر شهادت حرص می ورزیدند و برای کسب آن تلاش می کردند، چنانچه صحابی لنگ حضرت عمرو پسر جموح رضی الله عنه می خواست در غزوه بدر اشتراک کند ولی پیامبر صلی الله علیه وسلم اشتراک او در این غذوه را رد نمود، پس هنگامی که موعد جنگ احد دررسید به فرزندان خود گفت: مرا نیز با خود ببرید، پسرانش به او گفتند: پیامبر صلی الله علیه وسلم برایت اجازه عدم اشتراک در جنگ را داده است، برای شان گفت: وای وای! در غذوه بدر مرا از وارد شدن به بهشت باز داشتید، و اکنون در غزوه احد نیز می خواهید مرا از داخل شدن به بهشت باز دارید؟ پس به طور جدی خواست باید در جنگ و جهاد اشتراک کند، نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای پیامبر خدا! آیا اگر کسی در این روز کشته شود وارد بهشت می شود؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «بله»، گفت: پس سوگند به ذات خدای بی‌همتا که جانم در دست اوست تا وارد بهشت نشوم دوباره به سوی اهلم برنمی گردم، پس حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه برایش گفت: ای عمرو! به الله سوگند یاد نکن، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «خاموش باش ای عمر! زیرا کسانی هستند اگر به الله سوگند یاد کنند حتما خداوند آنان را حانث نمی گرداند، از آن جمله عمرو پسر جموح می باشد، با همین پاهای لنگ وارد بهشت می شود».

  وقتی اسلام دین جوانمردی، شهامت، مردانگی، عفت، پاک نفسی، حفظ جان، حفظ آبرو و حیثیت، اموال و حقوق است پس حفاظت همه این امور را بخشی از ایمان قرار داده است، و دفاع از این اخلاق و آداب را از بزرگترین و شریف ترین اهداف گردانده است، کسی که در راه تحقیق این هدف بمیرد شهید است، پس شهادت منحصر به یک شکل معین نیست؛ بلکه دارای اشکال و رنگاهی متعدد است، طوری که پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هرکس برای دفاع از مالش کشته شود شهيد است؛ هرکس برای دفاع از – ناموس و – خانواده اش کشته شود شهيد است؛ هرکس برای دفاع از جانش کشته شود شهيد است و هرکس برای دفاع از دينش کشته شود شهيد است»، و در حدیث دیگری می فرماید: «… کسی که کشته شود شهید می شود، کسی که در زیر آواره و ویرانی بماند شهید است، کسی که به بیماری شکم بمیرد شهید است، کسی که در آب غرق شود شهید است، کسی را که حیوان درنده بخورد شهید است، کسی را که مار یا گژدم نیش بزند شهید است، کسی که به بیماری تبرکلوس (سل) بمیرد شهید است، کسی که در حال جهاد در راه خدا بمیرد شهید است، کسی که با یاد نام خداوند بخوابد سپس درهمان خواب بمیرد شهید است، نٌفَسا شهید است، کسی که در بستر خود در حالی بمیرد که بخواهد دین خداوند عالی و حاکم بوده باشد و سخنان کفر و نفاق پایین بوده باشد شهید است»، همچنین کسی که با خلوص نیت شهادت را بخواهد از فضل آن محروم نمی شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که صادقانه و با خلوص نیت از خداوند شهادت بخواهد خداوند او را به جایگاه شهدا می رساند اگرچه در فراش و بستر خود بمیرد».

  شهید واقعی کسی است که به حق سبحانه وتعالی معتقد بوده باشد و برای او اخلاص کامل داشته باشد و درراه او فدا کاری نماید، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که برای اعلای کلمه الله بجنگد پس او درراه خداوند می باشد»، شهید در دنیا و آخرت عزتمند است، در دنیا همیشه نامش به سر زبانها است و در خاطرات تاریخ امت اسلامی نامش به حیث الگوی فداکاری، جوانمردی و شرافت با آب طلا نوشته می شود، و شهدای ما همیشه در عقول و قلوب ما جا دارند، و به هر اندازه که زمان بگذرد و نسلهای جدید بیاید ما آنها را به عزت و بزرگی یاد می کنیم. و در آخرت شهید به صورت فخر، شرافت، عزت و زیبایی برانگیخته می شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «سوگند به ذاتی که جانم در دست بلاکیف اوست کسی که در راه خدا کشته شود –و خدا می داند که چه کسی در راه او کشته شده است- در روز قیامت طوری آورده می شود که رنگ خون آن مانند خون است و بوی آن همچون گلاب و مشک می باشد».

  درواقع شهدای گلگون کفن ما جانهای خویش را فدای دیگران نمودند، خانواده خود را بی سرپرست ترک کردند، پس آنها بر ما حقوق و وجایب زیاد دارند، برخی این حقوق و وجایب: باید به سوی آنان به دید احترام و عزت بنگریم و قدر خوبی پدران آنها را بدانیم، چون فضل انسانهای با فضیلت را کسانی می دانند که خود اهل فضیلتند، همانگونه که خداوند متعال می فرماید: ﴿هَلۡ جَزَآءُ ٱلۡإِحۡسَٰنِ إِلَّا ٱلۡإِحۡسَٰنُ «آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟!». و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که از مردم سپاسگذار نباشد هیچگاه شکر خداوند را به جا نمی آورد»، در حدیث دیگری می فرماید: «کسی که در برابر شما خوبی کرد پس خوبی او را به خوبی پاسخ گویید، اگر چیز برای پرداختن به او نداشتید پس برای او دعای خیر کنید تا بدانید که پاداش او را داده اید»، و کدام نیکی می تواند برابر با فداکاری برای دفاع از وطن و ناموس بوده باشد؟.

  وبرخی دیگر این حقوق: نباید بگذاریم خانواده و فرزندان شهیدان تلخی و سختی بی پدری و بی سرپرستی را احساس کنند، این کار وقتی صورت می گیرد که با آنها متعهد بوده باشیم و پاسی از وقت مان را همراه آنها سپری نماییم، و در روی آنها با چهره گشاده بنگریم، همراه شان رفتار نیک داشته باشیم، پیامبر صلی الله علیه وسلم سرپرستی خانواده و فرزندان شهیدان را به عهده می گرفت، طوری که پیامبر صلی الله علیه وسلم سرپرستی خانواده حضرت جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه که در غزوه موته شهید شد و فرزندان خورد سن بجا گذاشته بود را به عده گرفت و با آنها با نرمی و اخلاق رفتار نمود.

  أقول قولي هذا وأستغفر الله لي ولكم

   ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

  برادران مسلمان!

  برخی از مسئولیتهای ما در قبال خانواده شهیدان این است که: برای آنان زندگی آسوده با رفاه را آماده بسازیم، چون پدران آنها جان شان را فدا کردند تا برای ما این زندگی را آماده بسازند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم برای کسانی که سرپرستی خانواده و فرزندان شهیدان را عهده دار شوند پاداش و ثواب ابدی را تضمین نموده است، چنانچه می فرماید: «هرکس ساز و برگ جنگيِ مجاهدِ راه الله را تأمين کند، گويا خود جهاد کرده است؛ و هرکس در غياب او، خانواده اش را به نيکی سرپرستی نمايد، گويا خود جهاد نموده است»، معنای اینکه خانواده او را به نیکی سرپرستی نماید: یعنی امور زندگی آنها را تنظیم کند و همه نیازمندی های شان را برآورده بسازد، پس با این کارش مانند پاداش شهادت را کسب می کند، همینطور رعایت درست خانواده شهدا به معنای پاس داشتن خوبی شهدا و اعتراف به فضل آنها است، در صحیح بخاری از حضرت زید بن اسلم، از پدر او روایت شده که گفت: «روزی همراه حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه به سوی بازار می رفتیم، زن جوانی به حضرت عمر نزدیک شد و گفت: ای امیر مؤمنان! شوهرم وفات نموده و اطفال زیادی از خود بجا گذاشته است، سوگند به الله به پختگی راه رفتن نرسیده اند، نه زراعتی دارند و نه شیردهی، و می ترسم که آنان را درندگان بخورد درحالی که من دختر خفاف بن ایماء الغفاری هستم، پدرم همراه پیامبر صلی الله علیه وسلم در صلح حدیبیه اشتراک نموده بود، پس حضرت عمر رضی الله عنه همراه او ایستاد و نرفت، سپس گفت: ای صاحب نسب قریب خوش آمدی، سپس به سوی شتر باربری رفت که بر درب خانه بسته بود، پس برآن شتر دو ظرف پر از غذا را بار نمود و درمیان آنها نفقه و لباس زیادی قرار داد سپس لگام آنرا به آن خانم سپرد و گفت: این را بگیر تا خداوند بهتر از این را نصیب تان نماید، پس مردی به عمر رضی الله عنه گفت: خیلی زیاد دادی برایش، حضرت عمر به او گفت: مادرت به اندوهت بنشیند سوگند به الله من پدر و برادر این بانو را دیدم که قلعهء دشمن را محاصره و سپس فتح نموده بودند سپس ما از آن غنیمت گرفتیم».

  در این واقعه می بینیم که حضرت عمر رضی الله عنه مسئولیت ما نسبت به شهیدان را به ما بیان می دارد تا باید خوبی های آنها را اعتراف کنیم، همچنین مسئولیت ما در قبال خانواده شهدا را نیز بیان می کند، امری که باید ما امروزه به صورت درست به فرزندان و خانواده شهدا توجه نماییم و حق آنان را به درستی ادا کنیم.

  و برخی دیگر این حقوق: فرزندان آنها را درست تربیت و آموزش بدهیم، و با استعداد های آنان را به جاهایی که مستحقش هستند قرار دهیم، و در این امر ما باید به رسول الله صلی الله علیه وسلم اقتدا نماییم، همیشه رعایت و حمایت خانواده شهدا را متعهد می شد، فرزندان شان را تربیت درست می کرد، طوری که حضرت اسامه پسر زید رضی الله عنهما را تربیت سالم نمود؛ چون پدر او حضرت زید پسر حارثه رضی الله عنه در جنگ موته شهید شده بود، پس پیامبرصلی الله علیه وسلم تربیت و آموزش او را به عهده گرفت حتی که در همه تاریخ بشریت خوردسن ترین فرمانده نظامی گردید که در آنهنگام بیست سال از عمر خود را تکمیل نکرده بود، طوریکه پیامبر صلی الله علیه وسلم در حالی که بزرگان از صحابه موجود بودند او را در رأس ارتش قرار داد.

  همچنین خانواده و فرزندان شهدا را مژده می دهیم که خداوند متعال نیز برای اکرام و عزت پدران شان حافظ و متصرف امور آنها است، زیرا وعده خداوند حق است، که او متولی امور نیکوکاران می باشد، چون خداوند متعال نیکوکاری پدران را در دنیا و آخرت بر فرزندان شان بر می گرداند، طوری که برای امر دو غلام یتیم دو بنده نیکوکار خود: حضرت موسی و حضرت خضر علیهما السلام را موظف نمود تا مال و گنجینه آنها را محفوظ و مصون نمایند، تا باشد پدر نیکوکار این دو غلام یتیم را اکرام کرده باشد، چنانچه خداوند تعال می فرماید: ﴿وَأَمَّا ٱلۡجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَٰمَيۡنِ يَتِيمَيۡنِ فِي ٱلۡمَدِينَةِ وَكَانَ تَحۡتَهُۥ كَنزٞ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَٰلِحٗا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَن يَبۡلُغَآ أَشُدَّهُمَا وَيَسۡتَخۡرِجَا كَنزَهُمَا رَحۡمَةٗ مِّن رَّبِّكَۚ وَمَا فَعَلۡتُهُۥ عَنۡ أَمۡرِيۚ «و اما دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود، و زیر آن، گنجی متعلق به آن دو وجود داشت، و پدرشان مردی صالح بود، پس پروردگارت خواست که آنان به حد بلوغ برسند و گنج خود را بیرون آورند، این رحمتی ازپروردگارت بود، این (کار‌ها) را من خود سرانه انجام ندادم». اما در آخرت پس خداوند متعال آنها را با پدران شان یکجا می سازد اگرچه اعمال نیک آنها اندک بوده باشد، طوری که می فرماید: ﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱتَّبَعَتۡهُمۡ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَٰنٍ أَلۡحَقۡنَا بِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَمَآ أَلَتۡنَٰهُم مِّنۡ عَمَلِهِم مِّن شَيۡءٖۚ كُلُّ ٱمۡرِيِٕۢ بِمَا كَسَبَ رَهِينٞ «و کسانی‌که ایمان آوردند و فرزندان‌شان (نیز) در ایمان از آنان پیروی کردند، فرزندان‌شان را (در بهشت) به آن‌ها ملحق می‌کنیم، و از عمل آن‌ها چیزی نمی‌کاهیم، و هرکس درگرو دستاوردِ (و اعمال) خویش است».

  و باید همه به یقین بدانیم که فداکاری های شهدای ما تاج بر پیشانی وطن و بر پیشانی هر مصری مخلص به وطنش می باشد، و وفا کردن در برابر این فداکاری ها می خواهد تا باید هر یک ما در بخش تخصص و مجال خود سرباز این وطن بوده باشیم، و همه انرژی و توان خود را در خدمت این میهن مصرف نماییم، و باید همه ما در یک صف و بر قلب یک مرد در پشتیبانی ارتش، پولیس و همه نهادهای ملی خود بوده باشیم، و متأکد شویم که نهادهای ملی ما سپر ایمنی همه مجتمع است و باید همه ما در برابر گروه های تندروِ فتنه انگیز و هرج و مرج خواه قرار گیریم، آنهایی که نه به وطن باورمند هستند و نه به دولت ملی، همیشه منفعت شخصی گروه خودشان را بر منفعت دولت مقدم می پندارند، پس این گروه های دهشت افگن تندرو خطر جدی بر دین و دولت می باشند، و مبارزه با آنها و نابود سازی هرگونه اندیشه تندروانهء شان واجب دینی، ملی و انسانی است.

  از خداوند متعال می خواهیم شهدای ما را غریق رحمت خود بسازد، مصر و همه کشورهای اسلامی را همراه ارتش، پولیس و همه شهروندانش از هر بدی و مشکلات در حفظ خود بدارد.