اصلی

اسباب ظاهری و باطنی دفع بلا ها وجوب اطاعت از ولی الامر

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿رَّبَّنَا عَلَيۡكَ تَوَكَّلۡنَا وَإِلَيۡكَ أَنَبۡنَا وَإِلَيۡكَ ٱلۡمَصِيرُ «پروردگارا! بر تو توکل کردیم، و به سوی تو روی آوردیم، و بازگشت (همه) به سوی توست»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا، بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

آزمایش و ابتلا یکی از سنت‌های خداوند در خلقش است، طوری که می فرماید: ﴿إِنَّا خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن نُّطۡفَةٍ أَمۡشَاجٖ نَّبۡتَلِيهِ فَجَعَلۡنَٰهُ سَمِيعَۢا بَصِيرًا «به راستی ما انسان را از نطفهء مختلطی آفریدیم، او را می‌آزماییم، پس او را شنوای بینا قرار دادیم».

و خداوند متعال برای رفع و دفع بلا ها اسباب ظاهری و باطنی قرار داده است؛ اولا اسباب ظاهری که باید به طور کل به آن تمسک نماییم – عبارت از اسباب علمی، احتیاطات و راهنمایی های کارشناسان در هر بخش، و تطبیق راهنمایی هایی است که از سوی نهادهای رسمی دولت صادر می شود، چون فرمان بردن از اوامر ولی الامر یا نایب او در نهادهای ملی دولتی واجب است، زیرا خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَأُوْلِي ٱلۡأَمۡرِ مِنكُمۡۖ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید الله را، و اطاعت کنید پیامبر، و صاحبان امر تان را»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿فَسۡ‍َٔلُوٓاْ أَهۡلَ ٱلذِّكۡرِ إِن كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ «پس (ای مردم) اگر نمی‌دانید از (آگاهانِ) اهل کتاب بپرسید»، و در اینجا مراد از اهل ذکر همان دانشمندان و متخصصان هر بخش است، بنابرین شرعا واجب است تا نباید اوامر نهادهای دولتی را در مجال تخصص شان نادیده گرفته شود.

و برخی از اسباب ظاهری: توجه به نظافت است، چون اسلام به نظافت به طور کل اهتمام زیاد داده، و آنرا برای حمایت مردم از بیماری‌ها و اضرار, نیاز شرعی واجتماعی پنداشته است، خداوند متعال می فرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلتَّوَّٰبِينَ وَيُحِبُّ ٱلۡمُتَطَهِّرِينَ «به راستی که الله توبه کنندگان را دوست می‌دارد و (نیز) پاکان را دوست می‌دارد»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «پاکی بخش ایمان است» و در حدیث دیگری می فرماید: «فناهای خویش را پاک سازید»؛ فناها شامل اطراف خانه، اطراف مدرسه، دانشگاه، مصنع و شرکت، راه ها، میادین و همه اماکن عمومی و خصوصی می شود.

همچنین اسلام به شستن دستان اهتمام زیاد و ویژه داده است، درباره شستن دستان هنگام وضو کردن خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا قُمۡتُمۡ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ فَٱغۡسِلُواْ وُجُوهَكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ وَٱمۡسَحُواْ بِرُءُوسِكُمۡ وَأَرۡجُلَكُمۡ إِلَى ٱلۡكَعۡبَيۡنِۚ وَإِن كُنتُمۡ جُنُبٗا فَٱطَّهَّرُواْ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! چون به نماز برخاستید؛ پس صورت خود و دست‌هایتان را تا آرنج بشویید و سرتان را مسح کنید، و پاهای‌تان را تا دو قوزک (بشویید) و اگر جنب بودید؛ پس خود را پاک سازید (و غسل کنید)»، پس شستن دستان تا آرنج یکی از فرایض وضو است، افزون برآن سه بار شستن دستان تا بند دست در ابتدای وضو از سنتهای آن است پس از آن مضمضه (شستن دهان) و استنشاق (شستن بینی) صورت می گیرد، سپس روی شسته می شود و بعد از آن برای بار دوم دستان تا آرنج شسته می شود که این شستن فرض است. پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «وقتی یکی از شما از خوابش بیدار می شود تا دستش را سه بار نشسته است به هیچ ظرفی وارد نکند»، همچنین شستن دستان پیش و بعد از خوردن غذا مستحب است؛ و در این حکم تأکید برآن است که میان علم و دین هیچگونه تعارضی وجود ندارد، چون حفاظت از صحت و بهداشت انسان از اساسی ترین مقاصد ادیان است، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «در اسلام ضرر و ضرار نیست»، پس باید از همه اجراءات و دستور العملهای وقایه‌وی پیروی و اطاعت صورت گیرد تا از انتشار امراض و بیماری‌های همه گیر جلوگیری شود، از جمله این دستور العمل‎های وقایه‎وی: اجتناب از بغل کردن و بوسیدن یکدیگر، کاهش دادن دست‌دادن و دوری گزیدن از اجتماعات و گردهمایی‌ها می باشد.

و تأکید می کنیم که بحرانها و شرایط دشوار, اصلیت انسانها و حقیقت اخلاق آنها را آشکار می سازد، پس بر همه ما واجب است تا درمیان خود مهربانی و شفقت نماییم، و از خودخواهی، انتقام‏جویی و از هرگونه احتکار به قصد بلند رفتن نرخ مواد دوری نماییم تا توازن عرضه و تقاضا را بر هم نزنیم، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «جز انسان خطا کار احتکار نمی کند»، و در حدیث دیگری می گوید: «احتکار کننده ملعون است»، و در حدیث دیگری می گوید: «ایمان یکی از شما کامل نمی شود تا آنچه را که به خود می پسندد به برادر خود بپسندد».

خطبه دوم

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، درود و سلام بر خاتم پیامبران حضرت محمد صلی الله علیه وسلم و بر آل و اصحاب او و پیروان راستین آنها باد.

برادران مسلمان!

اما اسباب باطنی دفع بلا ها که باید همیشه مد نظر داشته باشیم، برخی آن: حسن توکل بر خدا است، خداوند می فرماید: ﴿فَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَوَكِّلِينَ «بر الله توکل کن، زیرا که الله توکل کنندگان را دوست می‌دارد»، توکل بر خدا مخالف و معارض تمسک به اسباب نیست، چون مردی گفت: ای رسول خدا، آیا شترم را ببندم و توکل کنم یا ازاد بگذارم و توکل کنم؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «آنرا ببند و توکل کن». پس در این اوقات بر ما واجب است تا به اسباب صحت و بهداشت چنگ بزنیم، و احتیاطات معتبر علمی را رعایت کنیم، سپس همه امور را به خداوند موکول نماییم چون ملکوت همه چیز نزد اوست.

و برخی دیگر از اسباب باطنی: دعا و تضرع به درگاه خداوند متعال است، طوری که می فرماید: ﴿فَلَوۡلَآ إِذۡ جَآءَهُم بَأۡسُنَا تَضَرَّعُواْ «پس چرا هنگامی‌که عذاب ما به آن‌ها رسید زاری نکردند؟ (و تسلیم نشدند؟!)»، پس چقدر همه ما به تضرع و زاری راستین به درگاه الهی نیاز داریم تا بلا ها و رنج را از سر بندگان و سرزمینهای شان و همه بشریت بردارد، و این روزها باید فرصتی بوده باشد تا همه ما رابطه خویش را با پروردگار مان دوباره تنظیم نماییم.

و برخی دیگر آن: باید انسان خود را با ذکر و یاد خداوند مصئون و محفوظ بدارد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هیچ بنده ای نیست که روزانه، صبح و شام سه بار بگويد: “بِسْمِ اللهِ الَّذِي لا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْءٌ في الأرْضِ وَلا في السَّمَاءِ وَهُوَ السَّمِيعُ العَلِيمُ” مگر اینکه هيچ ضرر و زیانی متوجه او نمی شود»، و در حدیث دیگری می گوید: « هركس در جايی اتراق کند و بگويد: «أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ»: “من به كلمات و سخنان كامل الله، از گزند مخلوقاتش پناه می برم” تا وقتی در آن مكان باشد هيچ چيز و هيچكس به او ضرر نخواهد رساند»، و برخی دیگر آن: دادن صدقه است، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «اموال خویش را با پرداختن زکات حفظ کنید، و بیمارهای تان را با دادن صدقه درمان کنید، و در برابر بلا ها با دعا مقابله نمایید».

بار خدایا! ما را از جمله‌ی کسانی قرار بده که آنان را عافيت و سلامتی داده ای؛ و ما را جزء آنانی بگردان که امورشان را خود بر عهده گرفته ای، و از شرّ آنچه مقدّر کرده ای ما را حفظ کن، و کشورما را با همه کشورهای جهان در حفظ خود بدار.

در سرا و محوطه سوره اسراء
و وجوب اطاعت از اوامر اولو الامر

  ستایش مخصوص ذات خدایی که بنده اش را شبی از مسجد الحرام به مسجد الأقصی برد، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا، بر او و بر همه آل واصحاب و پیروان راستین او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

  خداوند متعال پیامبران خود را با فرستادن معجزات تأیید نموده است، و یکی از این معجزات: معجزه اسراء و معراج پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم می باشد، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِيٓ أَسۡرَىٰ بِعَبۡدِهِۦ لَيۡلٗا مِّنَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ إِلَى ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡأَقۡصَا ٱلَّذِي بَٰرَكۡنَا حَوۡلَهُۥ لِنُرِيَهُۥ مِنۡ ءَايَٰتِنَآۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ «پاک و منزه است کسی‌که بنده‌اش را شبی از مسجد الحرام به مسجد الأقصی – که گردا‌گردش را برکت داده‌‌ایم برد؛ تا برخی از آیات خود را به او بنمایانیم، بی‌گمان اوست که شنوای بیناست». و کسی که پیرامون این معجزه الهی فکر کند درمیابد که این معجزه درسها و اندرزهای زیادی با خود حمل می کند، برخی این اندرزها: بیان قدرت مطلق خداوند متعال است، چون اراده خداوند متعال تابع قوانین اسباب نیست، طوری که می فرماید: ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيۡ‍ًٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ «جز این نیست که فرمان او، چون چیزی را اراده کند، (این است) که به آن می‌گوید: موجود شو پس (بی درنگ) موجود می‌شود».

  و برخی دیگری این اندرزها: آسانی پس از دشواری و گشادگی پس از شدت، چون پس از آنکه پیامبر صلی الله علیه وسلم انواع اذیت و مشکلات را از سوی مشرکان در راه رساندن رسالت الهی متحمل شد, برای تکریم و تأیید او معجزه‌ئ اسراء و معراج رخ‌داد تا الگویی از گشایش پس از شدت بوده باشد، طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا٥ إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا «پس مسلماً با (هر) دشواری آسانی است(5) مسلماً با (هر) دشواری آسانی است».

  و برخی دیگر آن: بزرگی جایگاه عبودیت و بندگی، خداوند می فرماید: ﴿فَأَوۡحَىٰٓ إِلَىٰ عَبۡدِهِۦ مَآ أَوۡحَىٰ «آنگاه (الله) آنچه را باید وحی می‌کرد، به بنده اش وحی نمود»، پس بند خداوند بودن عزت، شرافت و تکریم است، و هدف نهائی خداوند از خلقش و رسالت همه پیامبران هم همین است. و برخی دیگری آن: بيان جایگاه مسجد الأقصی، چون اسرای پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم به سوی آن بود و از آنجا معراج او به سوی آسمانهای عالی آغاز شد، و آن (مسجد الأقصی) نخستین قبله مسلمانان و سوم حرمین است، از خداوند متعال می خواهیم تا مجاهدین اطراف آنرا ثابت قدم بدارد و آنرا به صورت زیبا و درست به مسلمانان برگرداند.

  و برخی دیگر آن: عظمت جایگاه نماز، بیان فضیلت و ویژگی‌های آن است، شبی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به اسراء و معراج برده شد و در نهایت به سدرة المنتهی رسید؛ و آن در آسمان ششم قرار دارد… پس برایش سه چیز داده شد: نمازهای پنجگانه، اواخر سوره بقره، و مغفرت شخصی از امتش که بدون شرک آوردن به خداوند بمیرد.

  و برخی دیگر این اندرزها: بیان رابطه مشترک میان ادیان، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «… پیامبران الهی برادران علاتی هستند، مادران شان مختلف و دین شان یکی است»، و همه پیامبران در شب اسرا و معراج با هم جمع شدند، و با امامت پیامبر ما (صلی الله علیه وسلم) نماز ادا کردند، و او را خوش آمدید گفتند و برای او دعا کردند. و برخی دیگر آن: تمسک به اسباب است، زمانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به بیت المقدس رسید براق خود را بسته نمود، طوری که می فرماید: «… پس آنرا به همان حلقه‌ای بسته نمودم که پیامبران بسته می کردند». و برخی دیگر آن: فرق کسانی که ایمان صادق و واقعی دارند از کسانی که چنین نیستند، پس وقتی به حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه گفتند: آیا باور داری که صاحبت گمان می کند شبی تا بیت المقدس برده شده است؟ فرمود: آیا چنین گفته است؟ گفتند: بله، فرمود: اگر چنین گفته باشد حتما راست گفته است، گفتند: آیا تصدیق می کنی که او در یک شب تا بیت المقدس رفته و پیش از اینکه صبح شود دوباره برگشته است؟ فرمود: بله، حتی در دورتر از آن تصدیقش می کنم؛ درباره خبر آسمان که در یک شب رفته و برگشته نیز تصدیقش می کنم، اینجا بود که به نام صدیق معروف شد.

أَقُولُ قَوْلِي هَذَا، وَأَسْتَغْفِرُ اللهَ لِي وَلَكُمْ

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، درود و رحمت و سلامتی بر خاتم پیامبران و مرسلین حضرت محمد صلی الله علیه وسلم و بر آل و اصحاب و تابعین او باد.

  برادران مسلمان!

  همچنان که سوره اسراء درباره این سفر مبارک سخن گفته همچنین پیرامون نیکی با پدر و مادر نیز سخن گفته است، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّآ إِيَّاهُ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنًاۚ «و پروردگارت (چنین) مقرر داشته است که: جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکی کنید»، و خداوند متعال مادر را به طور ویژه مورد ازدیاد اهتمام و اولویت قرار داده است، چون مشکلات بیشتری از مراحل حمل، شیردهی و تربیت را متحمل می شود، طوری که خدا می فرماید: ﴿وَوَصَّيۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ بِوَٰلِدَيۡهِ حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ وَهۡنًا عَلَىٰ وَهۡنٖ «و به انسان دربارۀ پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد»، و زمانی که مردی از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسید: چه کسی سزاوار نیک صحبتی من است؟ فرمود: «مادرت»، گفت: سپس چه کسی؟ فرمود: «باز مادرت»، گفت: باز چه کسی؟ فرمود: «باز مادرت»، گفت: باز چه کسی؟ فرمود: «پدرت». و شریعت مقدس اسلام نیکی با مادر را از مهمترین اسباب خشنودی خداوند متعال قرار داده است، مردی نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و اجازه اشتراک در جهاد را خواست، پیامبر از او پرسید: «آیا مادرت زنده است؟» گفت: بله، فرمود: «برگرد به او نیکی کن»، زمانی که خیلی برای اشتراک در جهاد اصرار ورزید، برایش فرمود: «وای بر تو، به پای مادرت بی افت، بهشت درآنجاست».

  و نیکی با مادر توسط تعظیم احترام و خدمت او و خوشحال ساختن او متحقق می گردد، و نیکی با مادر پس از وفاتش نیز توسط دعا و استغفار برای او و دادن صدقه از سوی او و نیکی با اهل و اقربای او ادامه میابد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «بهترين نيکی اين است که شخص با دوستان پدرش ارتباط داشته باشد».

  و در پایان بر واجب بودن اطاعت ولی امر و نایب او در نهادهای ملی دولتی هر یکی در بخش تخصص شان تأکید می کنیم، چون اهل ذکر و دانش, متخصصین مجال کار شان می باشند، از همینجاست که نباید بر نهادهای دولتی در مجال تخصص شان تهمت زده شود یا بی توجهی صورت گیرد.

  وزارت اوقاف از رفتن به پشت صفحات اجتماعی و سایتهای مغرض مشکوک هشدار می دهد، و تأکید می کند که نباید هیچگونه اوامر یا راهنمایی در امور عموم مردم از غیر سایت های رسمی نهادهای دولتی هر یک در بخش تخصص و عمل مربوط شان گرفته شود.

  بار خدایا، ما را بر دین خود استوار بگردان، پدران و مادران ما را همراه مصر و همه کشورهای اسلامی حفظ کن.

مفهوم شهادت و جایگاه شهیدان

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦٓ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَۖ وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمۡ لَهُمۡ أَجۡرُهُمۡ وَنُورُهُمۡۖ «و کسانی‌که به الله و پیامبرانش ایمان آوردند، آن‌ها نزد پروردگارشان صدیقین و شهداء هستند، برای آن‌ها است پاداش‌شان و نور‌شان»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بیهمتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او، بر آل و اصحاب او و بر پیروان راستین آنها درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

  اما بعد!

  همانا خداوند متعال بندگانی دارد که آنان را برای درجه و جایگاه شهادت برگزیده است، طوری که می فرماید: ﴿وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَيَتَّخِذَ مِنكُمۡ شُهَدَآءَۗ «و تا الله افرادی را که (واقعاً) ایمان آورده‌اند؛ معلوم بدارد، و از میان شما شاهدانی بگیرد» و نظر به شرافتش واژه شهادت دارای مفاهیم و معانی زیادی می باشد، پس آنها شهدا هستند چون خداوند متعال و فرشتگان علیهم السلام برای ورود آنها به بهشت شهادت داده اند، و آنها زنده اند نزد پروردگارشان روزی داده می شوند، و آنان بر نعمت هایی که خداوند برای شان آماده کرده است و بر صدق وعده خداوند برای شان گواه هستند، و مفاهیم زیبای دیگری که جایگاه شهیدان نزد پروردگارشان را بیان می دارد، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعۡمَٰلَهُمۡ٤ سَيَهۡدِيهِمۡ وَيُصۡلِحُ بَالَهُمۡ٥ وَيُدۡخِلُهُمُ ٱلۡجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمۡ «و کسانی‌که در راه الله کشته شدند، پس (الله) هرگز اعمال آن‌ها را نابود نمی‌کند(4) به زودی آن‌ها را هدایت می‌نماید و (حال و) کارشان را اصلاح می‌کند(5) و آن‌ها را به بهشتی که (اوصافش) برای آن‌ها بیان داشته است، وارد می‌کند».

  بزرگترین چیزی که باعث امید بر رحمت خداوند می شود فدا کردن جان برای دفاع از وطن است، کسی که از وطن دفاع می کند و در راه آن کشته می شود درجه شهادت را کمایی می کند، این امر تجارتی است که درآن هیچ زیانی متصور نیست، چون خداوند متعال می فرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ ٱشۡتَرَىٰ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَنفُسَهُمۡ وَأَمۡوَٰلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ ٱلۡجَنَّةَۚ «بی‌گمان الله از مؤمنان جان‌هايشان و اموال‌شان را خريده است، به (بهاى) اينكه بهشت برای آن‌ها باشد»، پس جایگاه شهادت نزد خدا عالی‌ترین مقام است.

  شهادت درراه خدا چندین نوع است؛ بلندترین و بزرگترین آن: شهادت در برابر دشمن؛ برای دفاع از وطن و طلب رضای خداوند متعال می باشد، طوری که پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هیچ چیزی نزد خداوند محبوب تر از دو قطره و دو اثر نیست؛ (آن دو قطره: یکی) قطره اشکی که از خوف خداوند جاری می شود، (و دوم) قطره خونی که در راه خداوند می ریزد، اما آن دو اثر؛ یکی اثری که درراه خدا به جا می ماند، و دوم اثری که در یکی از فرایض خداوند باقی می ماند».

  و انواع دیگری از شهادت نیز وجود دارد که قدر و جایگاه هیچ یکی آن کم نیست؛ از آنجمله: هرآن کسی که برای حمایت وطن، و حمایت زیر بناهای آن شهید شود، یا به سبب وظیفهء خود برای پیشرفت وطنش شهید گردد؛ مانند پولیسی که عبادتگاه ها را حفاظت می کند، و یا پولیسی که گردش‌گران و آثار باستانی کشور را حمایت می نماید، پس به سبب اخلاص در وظیفه اش شهید شود در راه خدا می باشد، همچنین کارمند دولت که برای حمایت و حفاظت مال عام تلاش می ورزد و به سبب آن شهید می شود درراه خدا می باشد.

  همچنین کسی که برای دفاع از جان خود یا جان کسی دیگری کشته شود یا برای دفاع از آبرو و حیثیت خود یا آبروی کسی دیگری، یا برای دفاع از مال خود یا مال کسی دیگری کشته شود شهید می باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که به خاطر مال خود کشته شود شهید است، کسی که بخاطر جان خود کشته شود شهید است، کسی که بخاطر دین خود کشته شود شهید است، و کسی که برای دفاع از اهل خود کشته شود شهید است»، پس همه آنها در حفاظت کشور و مقدرات آن هستند، و اموال و جانها و آبروهایی را حمایت می کنند که اسلام تجاوز برآنها را حرام قرار داده و برای حمایت آن دستور داده است، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همه مسلمان بر مسلمان حرام است؛ خون او، مال او آبروی او».

   وهمچنین شهادت هدیه ای است که خداوند متعال برای بندگان برتر خود پس از پیامبران و فرستاده شدگان نصیب می کند، پس شهدا در روز قیامت در بهترین جایگاه قرار می گیرند، و برخی از فواید شهادت: شهیدان احساس مرگ و سختی آنرا نمی کنند، آنها از عذاب قبر مصون می مانند، مردی به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: چرا همه مسلمانان احساس فتنه قبر را می کنند ولی شهیدان چنین احساسی نمی کنند؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «فتنه براق شمشیر بر سر آنها کافیست»، عمل نیک آنها هیچگاه منقطع نمی شود؛ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «عمل نیک هر متوفی منقطع می شود مگر کسی که در راه خدا جهاد می کند، عمل او تا روز قیامت همیشه رشد و توسعه داده می شود و او از فتنه قبر در امان می باشد»، و برای آنها اجر بزرگ و بخشش بی پایان می باشد، چون به نخستین قطره خون همه گناهان شهید بخشیده می شود، و جایگاه او در بهشت برایش نمایش داده می شود، و از عذاب قبر وحشت روز قیامت محفوظ می ماند.

  همچنین شهید در روز قیامت با عزت برانگیخته می شود و از او بوی مشک می برآید، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «سوگند به ذاتی که جانم در دست بلاکیف اوست کسی که در راه خدا کشته می شود –و خداوند خود می داند که چه کسی در راه او کشته شده است- روز قیامت در حالتی می آید که رنگ خون آن رنگ خون است و بوی آن بوی مشک می باشد».

أَقُولُ قَوْلِي هَذَا، وَأَسْتَغْفِرُ اللهَ لِي وَلَكُمْ

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، درود و رحمت و سلامتی بر خاتم پیامبران و مرسلین حضرت محمد صلی الله علیه وسلم و بر آل و اصحاب او باد.

  برادران مسلمان!

  همانا شهدای گلگون کفن ما در خاطرات تاریخ ملت جاودانند؛ آنها الگوی فدا کاری، مردانگی و شرافت هستند، خواست خداوند متعال برآن شده تا آنان را زندگی واقعی و دایمی نصیب کند که شبیه و مثیلی ندارد، چون خداوند متعال می فرماید: ﴿وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتَۢاۚ بَلۡ أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ يُرۡزَقُونَ١٦٩ فَرِحِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ وَيَسۡتَبۡشِرُونَ بِٱلَّذِينَ لَمۡ يَلۡحَقُواْ بِهِم مِّنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ١٧٠يَسۡتَبۡشِرُونَ بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ «و هرگز کسانی را که در راه الله کشته شده‌اند؛ مرده مپندار، بلکه زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند(169) به آنچه الله از فضل و کرم خود به ایشان داده‌است، شادمانند، و به کسانی‌که هنوز به آن‌ها نپیوسته‌اند، خوش وقتند، که نه بیمی بر آن‌هاست و نه اندوهگین می‌شوند(170) به نعمت و فضل الله شادمانند، و اینکه (می بینند) الله پاداش مؤمنان را ضایع نمی‌کند»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «ارواح شهدا در شکم پرندگان سبز دارای قنادیل آویزان بر عرش خداوند می باشد، این پرندگان در هر جایی از بهشت که بخواهند می روند و سپس به سوی همان قنادیل بر می گردند، سپس پروردگار شان بر آنها ظاهر میشود و به آنان می گوید: آیا چیزی دیگری اشتها دارید؟ می گویند: پروردگارا بیشتر از این چه بخواهیم در حالی که در هرجای بهشت که بخواهیم می رویم، این کار سه بار با آنها تکرار می شود، و در نهایت آنها می گویند: ای الله می خواهیم تا ارواح ما دوباره به جسم ما برگردانده شود تا دوباره در راه تو شهید شویم، پس وقتی دیده شد که آنها نیازی ندارند به حال شان گذاشته می شوند».

   کسی که مخلصانه از خداوند درجه شهادت بخواهد حتما به این درجه نایل می شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که از خداوند شهادت بخواهد حتما به این درجه نایل می آید، اگرچه بر فراش و بستر خویش بمیرد»، پس کسی که هدفش حمایت دین و وطن و زیربناهای وطنش بوده باشد و در این راه کشته شود شهید می شود.

   پس مژده به کسانی که خداوند آنها را برای درجه شهادت برگزیده و آنان را با همنشینی پیامبران صدیقان و نیکوکاران عزت بخشیده است، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَۚ وَحَسُنَ أُوْلَٰٓئِكَ رَفِيقٗا «و کسی‌که الله و پیامبر را اطاعت کند (روز قیامت) همنشین کسانی خواهد بود که الله بر آنان انعام نموده‌است، از پیامبران، و صدیقان و شهدا و صالحان، و اینان چه نیکو رفیقانی هستند».

  بار خدایا! شهدای ما را ببخش و مصر و همه کشورهای اسلامی را حفظ نما.

ارزش‌های بشری در سوره حجرات

  ستایش مخصوص ذات خدایی پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿قُلۡ إِنَّنِي هَدَىٰنِي رَبِّيٓ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ دِينٗا قِيَمٗا مِّلَّةَ إِبۡرَٰهِيمَ حَنِيفٗاۚ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ «بگو: بتحقيق پروردگارم مرا به راه راست هدايت کرده است، دين درست (و پا بر‌ جا)، دين (حنيف) ابراهيم حق پرست، که از مشرکان نبود»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، همان پیامبری که می فرماید: «جز این نیست که من فقط برای کامل کردن اخلاق نیکو فرستاده شده ام»، بار خدایا، بر او و بر همه آل و اصحاب او و پیروان راستین شان درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

  در واقع قرآن کریم مملو از آیات مبارکی می باشد که مکارم اخلاق و ارزشهای عالی انسانی را بنیان می گزارد، بلکه حتی سوره های کاملی وجود دارد که مجتمع مترقی انسانی را می سازند، مانند سوره حجرات که شماری از ارزشها و اخلاق عالی بشری را بیان می نماید، از جمله این ارزشها: تحقیق و ژرف نگری در همه امور، به ویژه وقتی این امر متعلق به امور مردم بوده باشد، چون خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ أَن تُصِيبُواْ قَوۡمَۢا بِجَهَٰلَةٖ فَتُصۡبِحُواْ عَلَىٰ مَا فَعَلۡتُمۡ نَٰدِمِينَ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! اگر (شخص) فاسقی خبری برای شما آورد، پس (دربارۀ آن) بررسی (و تحقیق) کنید، تا آنکه (مبادا) به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید، آنگاه بر آنچه انجام داده‌اید پشیمان شوید»، پس اسلام همه چیز را بر یقین استوار می سازد، طوری که دیده می شود وقتی هدهد به حضرت سلیمان علیه السلام خبر کسانی را می آورد که آفتاب را می پرستند, این خبر را خبر یقین توصیف می کند، چون هدهد خبر را تصادفی و سطحی نگرفته بود بلکه با تحقیق و بررسی تمام اخذ نموده به سلیمان آورده بود، چنانچه قرآن کریم از زبان سلیمان علیه السلام حکایت می کند: ﴿قَالَ سَنَنظُرُ أَصَدَقۡتَ أَمۡ كُنتَ مِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ «(سلیمان) گفت: اکنون خواهیم دید که آیا راست گفته‌ای یا از دروغ‌گویان هستی»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همین گناه انسان را کافیست هرآنچه را که بشنود آنرا باز گو نماید»، امام نووی رحمه الله می گوید: چون انسان عادتاً سخن راست و دروغ را می شنود، وقتی هرآنچه را شنید باز گو کند حتما دروغ گفته است چون چیزی را خبر خواهد داد که اصلا واقع نشده است، وقتی شخصی نزد حضرت عمر بن عبد العزیز وارد شد و بدی شخص دیگری را یاد کرد، حضرت عمر بن عبد العزیز برایش گفت: اگر خواسته باشی درباره سخنت تحقیق و نظر اندازی می کنیم، پس اگر دروغ‌گو بودی از اهل این آیت محسوب می شوی: ﴿إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ «اگر (شخص) فاسقی خبری برای شما آورد، پس (دربارۀ آن) بررسی (و تحقیق) کنید»، و اگر راست‌گو بودی از اهل این آیت محسوب می گردی: ﴿هَمَّازٖ مَّشَّآءِۢ بِنَمِيمٖ «(آن) بسیار عیبجویی که به سخن‌چینی آمد و رفت می‌کند»، و اگر خواسته باشی عفوت می کنیم، گفت: ای امیر مؤمنان عفو می خواهم، هرگز به این کار باز نمی گردم. اگر هریک از ما پیش از حکم صادر کردن یا پیش از نشر هر خبری که به او می رسد تحقیق و بررسی کند, حتما اثر شایعات نابود می شود، و حتما کسانی که به شایعه پراکنی میان مردم عادت دارند از نشر شایعات باز می ایستند.

  وبرخی دیگری از ارزشهای انسانی: دوری از غیبت است، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَلَا يَغۡتَب بَّعۡضُكُم بَعۡضًاۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمۡ أَن يَأۡكُلَ لَحۡمَ أَخِيهِ مَيۡتٗا فَكَرِهۡتُمُوهُۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٞ رَّحِيمٞ «و بعضی از شما بعضی دیگر را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادرش را در حالی‌که مرده است، بخورد؟! پس (البته) آن را ناپسند دارید، و از الله بترسید، بی‌گمان الله توبه‌پذیر مهربان است»، از ابی هریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «آیا می دانید غیبت چیست؟» گفتند: خدا و پیامبرش آگاه تر هستند، فرمود: «از برادرت به گونه ای یاد کنی که دوست ندارد» شخصی پرسيد: اگر آنچه می گويم، در او وجود داشته باشد چه؟، فرمود: «اگر آنچه می گويی در او وجود دارد، غيبتش را کرده ای؛ و اگر آن صفت در او نباشد، بر او بهتان بسته ای»، انسان وقتی به غیبت کردن دیگران رو می آورد که مشغول به عیب جویی دیگران باشد و از عیوب نفس خود غافل گردد.

  بلکه واجب انسان است که از آبروی برادر خود دفاع کند، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هرکس از آبروی برادرش دفاع کند، الله متعال در روز قيامت آتش دوزخ را از او دور می گرداند».

  و برخی دیگر آن: پرهیز از عیب جویی دیگران است، خداوند می فرماید: ﴿وَلَا تَلۡمِزُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ «و از یکدیگر عیبجوئی نکنید»، یعنی نباید یکی از ما در صدد افشای عیب دیگری بوده باشد، عیب‌جویی با گفتار، و مسخره با کردار صورت می گیرد، قرآن کریم از هردوی آن منع نموده است، خداوند می فرماید: ﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ «وای بر هر عیب‌جوی غیبت‌کننده‌ای»، چون آنها کسانی اند که به مردم طعنه می زنند و عیب آنها را برملا می سازند، و آنها را با اسما و صفاتی صدا می زنند که دوست ندارند، در این امر هشداری است برای هر عیبجو و غیبت کننده ای مردم، و کسی که چنین کند به عذاب شدید دچار می گردد، و از ابی مسعود رضی الله عنه روایت است که فرمود: (زمانی که ما به پرداختن صدقه و زکات مأمور شدیم هر کدام ما به اندازه قدرت آنرا تحمل نمودیم، پس ابو عقیل نیم پیمانه آورد و کسی دیگری بیشتر از او، پس منافقین گفتند: خداوند از این صدقه بینیاز است، و کسی که چنین کند ریا نموده است، پس این آیت نازل شد: ﴿ٱلَّذِينَ يَلۡمِزُونَ ٱلۡمُطَّوِّعِينَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ فِي ٱلصَّدَقَٰتِ وَٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهۡدَهُمۡ فَيَسۡخَرُونَ مِنۡهُمۡ سَخِرَ ٱللَّهُ مِنۡهُمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ «کسانی‌که از مؤمنانِ رغبت‌کننده (و فرمانبردار) در صدقات (شان) عیب‌جویی می‌کنند، و کسانی را که جز به‌اندازۀ (ناچیز) توانایی خود (چیزی) نمی‌یابند، پس (عیب‌جویی و) مسخره شان می‌کنند، الله آن‌ها را مسخره می‌کند، و برای آن‌ها عذاب دردناکی است».

  و برخی دیگر آن: پرهیز از مسخره کردن مردم است، چون مسلمان واقعی هیچگاه کسی را مسخره نمی کند، خداوند می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا يَسۡخَرۡ قَوۡمٞ مِّن قَوۡمٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُونُواْ خَيۡرٗا مِّنۡهُمۡ وَلَا نِسَآءٞ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُنَّ خَيۡرٗا مِّنۡهُنَّۖ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! گروهی (از مردان) گروه دیگر را مسخره نکند، شاید آنان (= مسخره شدگان) از این‌ها بهتر باشند، و نه زنانی، زنان دیگر را، شاید آنان (= مسخره شدگان) از این‌ها بهتر باشند»، پس دین ما ما را از هرآنچه که باعث اذیت دیگران می شود منع نموده است، چون برخی از صفات مسلمان این است که باعث اذیت دیگران نشود، و از او فقط خیر به مردم و نفع به انسانیت برسد.

  و پیامبر صلی الله علیه وسلم همیشه از هرآنچه از گفتار، کردار یا اشاره ای که باعث اذیت احساس دیگران می شود منع می نمود، و همیشه در انسان آنچه را پخش می کرد که باعث بلند رفتن جایگاه و منزلتش میان مردم شود، از مادر موسی روایت است که گفت: نزد حضرت علی کرم الله وجه یادی از حضرت عبد الله بن مسعود شد، فضل و برتری او را یاد آوری نموده گفت: روزی می خواست بالای درختی برآید تا میوه ای به یاران خود بچیند، پس برخی از یارانش به باریکی پای او خندیدند، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «چرا می خندید؟ پس هرآیینه آن, روز قیامت در ترازوی اعمال سنگین تر از کوه احد است».

أقولُ قولِي هذَا ، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، درود و رحمت و سلامتی بر خاتم پیامبران و رسولان حضرت محمد صلی الله علیه وسلم و بر آل و اصحاب و پیروان راستین او باد.

برادران مسلمان!

  همانا از بزرگترین ارزشهایی که سوره حجرات به آن دعوت نموده است اعلای مبدأ برادری و آوردن اصلاحات میان مردم می باشد، چون خداوند متعال می فرماید: ﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةٞ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَ أَخَوَيۡكُمۡۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ «یقیناً مؤمنان برادرند، پس میان برادران‌تان صلح (و آشتی) بر قرار کنید، و از الله بترسید، باشد که به شما رحم کرده شود»، پس برقراری صلح و آشتی میان مردم از بزرگترین ارزشهایی است که این سوره مبارک به آن دعوت نموده است، چون دین مقدس ما می خواهد تا مجتمع انسانی همبسته و متفق ساخته شود و همه افراد آن برای اعلا و تقویت ارزش زندگی مشترک در فضای برادری و مهربانی بدور از هرگونه اختلاف و نزاع کار و تلاش نمایند، پس آوردن صلح میان مردم درمان همه بیماری های اختلاف و درگیری است.

  طوری که در چارچوب خانواده وقتی اختلافی میان زن و شوهر رخ می دهد و نمی توانند خودشان آنرا حل و درمان کنند در این حالت قرآن کریم از ما می خواهد تا دو نفر صلاح کاری از اهل زن و شوهر که اهلیت آوردن آشتی و صلح را داشته باشند انتخاب شوند و برای اصلاح آنها بکوشند، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَإِنۡ خِفۡتُمۡ شِقَاقَ بَيۡنِهِمَا فَٱبۡعَثُواْ حَكَمٗا مِّنۡ أَهۡلِهِۦ وَحَكَمٗا مِّنۡ أَهۡلِهَآ إِن يُرِيدَآ إِصۡلَٰحٗا يُوَفِّقِ ٱللَّهُ بَيۡنَهُمَآۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرٗا «و اگر از اختلاف و جدائی میان آن دو (زن و شوهر) بیم داشتید، پس داوری از خانواده شوهر و داوری از خانواده زن (تعیین کنید و) بفرستید، اگر این دو (داور) قصد اصلاح داشته باشند، الله میان آن دو (زن و شوهر) سازگاری خواهد داد بی‌گمان الله دانای آگاه است».

   و این روحیه اصلاح کاری به مجتمع اسلامی امتداد میابد تا مجتمع متصالح و آشتی بار بیاید، چون خداوند متعال می فرماید: ﴿لَّا خَيۡرَ فِي كَثِيرٖ مِّن نَّجۡوَىٰهُمۡ إِلَّا مَنۡ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوۡ مَعۡرُوفٍ أَوۡ إِصۡلَٰحِۢ بَيۡنَ ٱلنَّاسِۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ ٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِ ٱللَّهِ فَسَوۡفَ نُؤۡتِيهِ أَجۡرًا عَظِيمٗا «در بسیاری از (در گوشی و) نجواهای‌شان خیری نیست، مگر که (با این کار) امر به صدقه دادن یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم کند و هر کس برای خشنودی الله چنین کند، به زودی پاداش بزرگی به او خواهیم داد».

    و پیامبر صلی الله علیه وسلم پاداش آوردن اصلاح، کیفر و گناه فساد کاری میان مردم را بیان نموده است، طوری که می فرماید: «آیا شما را به درجه و ثواب بهتر از نماز و صدقه با خبر نسازدم؟» گفتند: بله ای رسول خدا با خبر مان بساز، فرمود: «برقرار نمودن صلح و آشتی میان مردم است».

  پس مسلمان واقعی اصلاح کاری را منهج زندگی خویش قرار می دهد، در هر جایی که این چنین مسلمان بوده باشد در آنجا خیر و خوبی نهفته است، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همانا برخی از مردم کلید خیر و قفل شرارت هستند، و برخی دیگری از مردم کلید شرارت و قفل خیر هستند، پس مژده به کسانی که خداوند کلید خیر را در دستان آنها قرار داده است، و وای بر کسانی که خداوند کلید شر را در دست آنها نهاده است».

  الهى! ما را به نيکوترين اخلاق و خصلت ها رهنمون فرما، همانا بجز تو کسى نيست که ما را بسوى آنها هدايت کند. الهى! خصلت هاى بد را از ما دور بگردان؛ زيرا بجز تو کسى نيست که آنها را از ما دور گرداند، مصر و همه کشورهای اسلامی را حفظ کن.