نشانه‌های تکبر، برتری‌جویی و بازداشتن از دین خداوند متعال

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم چنین می فرماید: ﴿سَأَصۡرِفُ عَنۡ ءَايَٰتِيَ ٱلَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَإِن يَرَوۡاْ كُلَّ ءَايَةٖ لَّا يُؤۡمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوۡاْ سَبِيلَ ٱلرُّشۡدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلٗا وَإِن يَرَوۡاْ سَبِيلَ ٱلۡغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلٗاۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَكَانُواْ عَنۡهَا غَٰفِلِينَ «بزودی کسانی را که به نا حق در روی زمین تکبر می‌ورزند، از آیات خود باز می‌دارم، و اگر هر (معجزه و) نشانه‌ای را ببینند، به آن ایمان نمی‌آورند، و اگر راه هدایت را ببینند، آن را در پیش نمی‌گیرند، و اگر راه گمراهی را ببینند، آن را بر می‌گزینند، این بدان (خاطر) است که آیات ما را تکذیب کردند و از آن غافل بودند»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا و غالب با حکمت، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار الها! بر او و بر همه آل و اصحاب او رحمت و سلامتی نازل فرما.

اما بعد!

همانا عاقبت انسان‌های متکبر در دنیا و آخرت وخیم است، برابر است افراد باشند یا ملت‌ها و گروه‌ها، پس هلاکت ملت‌ها و دِه‌ها که برتری‌جویی کردند و تکبر ورزیدند از سنت‌های جاری خداوند در خلقش می باشد، و هرگز در سنت خداوند تغییر وتبدیل پدید نمی آید، خداوند متعال می فرماید: ﴿فَأَمَّا عَادٞ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَقَالُواْ مَنۡ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةًۖ أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِي خَلَقَهُمۡ هُوَ أَشَدُّ مِنۡهُمۡ قُوَّةٗۖ وَكَانُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا يَجۡحَدُونَ فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِيحٗا صَرۡصَرٗا فِيٓ أَيَّامٖ نَّحِسَاتٖ لِّنُذِيقَهُمۡ عَذَابَ ٱلۡخِزۡيِ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَخۡزَىٰۖ وَهُمۡ لَا يُنصَرُونَ «اما (قوم) عاد به ناحق در زمین تکبر ورزیدند، و گفتند: چه کسی از ما نیرومند‌تر است؟! آیا ندیدند الله ذاتی‌که آنان را آفریده از آن‌ها نیرومندتر است؟! و آن‌ها همواره آیات ما را انکار می‌کردند پس (ما) تند بادی شدید (و سرد) در روز‌هایی شوم بر آن‌ها فرستادیم، تا عذاب خوار کننده را در زندگی دنیا به آن‌ها بچشانیم، و بی‌گمان عذاب آخرت خوار کننده‌تر است، و آن‌ها (از هیچ سویی) یاری نخواهند شد»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَكَأَيِّن مِّن قَرۡيَةٍ عَتَتۡ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِۦ فَحَاسَبۡنَٰهَا حِسَابٗا شَدِيدٗا وَعَذَّبۡنَٰهَا عَذَابٗا نُّكۡرٗا فَذَاقَتۡ وَبَالَ أَمۡرِهَا وَكَانَ عَٰقِبَةُ أَمۡرِهَا خُسۡرًا «چه بسیار (اهالی) آبادی‌ها که از فرمان پروردگارشان و (فرمان) پیامبران او سرپیچی کردند، پس ما به شدت از آن‌ها حساب کشیدیم، و به عذابی سخت (و سهم‌ناک) آنان را عذاب کردیم پس آن‌ها (طعم) عقوبت کار خود را چشیدند، و سر انجام کارشان زیان بود».

تکبری نخستین گناهی است که با آن خداوند نافرمانی شده است، چون وقتی خداوند متعال فرشتگان را دستور داد تا آدم را سجده نمایند (همه سجده کردند) مگر ابلیس؛ طوری که خداوند متعال می فرماید: ﴿وَإِذۡ قُلۡنَا لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِيسَ أَبَىٰ وَٱسۡتَكۡبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ «(یاد بیاور) هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید پس (همگی) سجده کردند، جز ابلیس که سرباز زد، و تکبر ورزید، و از کافران شد».

در روز قیامت انسانهای متکبر از چهره‌های زشت شان شناخته می شوند، همانطوری که در دنیا با چنین چهره شناخته شده اند، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَنَادَىٰٓ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأَعۡرَافِ رِجَالٗا يَعۡرِفُونَهُم بِسِيمَىٰهُمۡ قَالُواْ مَآ أَغۡنَىٰ عَنكُمۡ جَمۡعُكُمۡ وَمَا كُنتُمۡ تَسۡتَكۡبِرُونَ «و اهل اعراف، مردانی (از اهل دوزخ را) که از سيما (و چهره) شان آن‌ها را می‌شناسند، صدا می‌زنند، گويند: جمعيت (و مال اندوزی) شما، و آن سرکشی (و تکبر) های شما، به حال‌تان فايده‌ای نبخشيد!»، بنابرین اسلام از عواقب بد تکبر هشدار می دهد، و آنرا یکی از راه‌های دوری از رحمت خداوند متعال می داند، و متکبران را به عذاب دردناک هشدار می دهد، چنانچه خداوند می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَٱسۡتَكۡبَرُواْ عَنۡهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمۡ أَبۡوَٰبُ ٱلسَّمَآءِ وَلَا يَدۡخُلُونَ ٱلۡجَنَّةَ حَتَّىٰ يَلِجَ ٱلۡجَمَلُ فِي سَمِّ ٱلۡخِيَاطِۚ وَكَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُجۡرِمِينَ «بی‌گمان کسانی‌که آيات ما را تکذيب کردند، و در برابر آن (گردن‌کَشی و) تکبر ورزيدند، درهای آسمان (هرگز) براي‌شان گشوده نمی‌شود، و به بهشت داخل نخواهند شد، مگر اين که شتر از سوراخ سوزن درآيد، و اين چنين، گناه‌کاران را کيفر می‌دهيم»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ تَرَى ٱلَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى ٱللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسۡوَدَّةٌۚ أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡمُتَكَبِّرِينَ «و روز قیامت کسانی را که بر الله دروغ بسته‌اند، می‌بینی که چهره‌هایشان سیاه شده است، آیا در جهنم جایگاهی برای متکبران نیست؟!». و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «بهشت و دوزخ باهم مجادله کردند، دوزخ گفت: در داخل من ستم‌گران و متکبران است، و بهشت گفت: در داخل من مردمان ضعیف و مساکین است، پس خداوند متعال میان آنها فیصله نمود و فرمود: ای بهشت تو رحمت من هستی، توسط تو کسی را که بخواهم مورد رحمت ومهربانی ام قرار می دهم. و تو ای دوزخ عذاب من هستی، توسط تو کسی را که بخواهم مجازات می کنم، و هردوی شما را مملو می سازم»، و در حدیث دیگری می فرماید: «… آیا اهل دوزخ را به شما معرفی نکنم؟ (آنها) هر فاجر … و متکبر استند».

بی تردید تکبر اخلاقی است که در قلب بیمار سکونت می کند، چون گاهی دیده می شود مردی که فقیر است و چیزی ندارد ولی از جمله متکبران می باشد، و مردی که ثروتمند و سرمایه دار است ولی از جمله متواضعین می باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «وارد بهشت نمی شود کسی که در قلبش به اندازه ذرهء تکبر بوده باشد»، مردی گفت: باید لباس و کفش انسان خوب و نیکو باشد، فرمود: «همانا خداوند زیباست زیبایی را دوست می دارد، تکبری: ضد حق، و تمسخر بر مردم است»، تکبر از خطرناک‌ترین بیماری های نفسی، روانی و اجتماعی می باشد که روان انسان و مجتمع را نابود می سازد، و انسان متکبر در نفس خود فریب خورده است فکر می کند از دیگران بلندتر است، خداوند متعال می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ سُلۡطَٰنٍ أَتَىٰهُمۡ إِن فِي صُدُورِهِمۡ إِلَّا كِبۡرٞ مَّا هُم بِبَٰلِغِيهِۚ «همانا کسانی‌که در آیات الله بدون هیچ حجت (و دلیلی) که برای آن‌ها آمده باشد، مجادله می‌کنند، در سینه‌هایشان جز تکبر نیست، که خود به آن نخواهند رسید».

با اینکه کبر در دل انسان سکونت می کند، مگر دارای نشانه‌هایی می باشد که در رفتار و کردار انسان ظاهر می شود، از آنجمله: احساس عزت با گناه، و عدم اطاعت از حق: خداوند می فرماید: ﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُ ٱتَّقِ ٱللَّهَ أَخَذَتۡهُ ٱلۡعِزَّةُ بِٱلۡإِثۡمِۚ فَحَسۡبُهُۥ جَهَنَّمُۖ وَلَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ «و چون به او گفته شود: از الله بترس خود بزرگ‌بینی و (تکبر) او را به گناه می‌کشاند پس (آتش) جهنم او را کافی است و چه بد آرامگاهی است»، پس انسان متکبر با تمام غرور زشت و برتری‌جویی ناپسند حق را رد می کند، وقتی اگر از او خواسته شود تا دوباره به حق برگردد غرور و استکبارش افزایش میابد، پس خود را در معرض هلاکت میاندازد، خداوند متعال می فرماید: ﴿فَحَسۡبُهُۥ جَهَنَّمُۖ وَلَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ﴾ «پس (آتش) جهنم او را کافی است و چه بد آرامگاهی است»، کسانی هستند که بر امر پیامبر صلی الله علیه وسلم تکبر می ورزند، پس پاداش تکبر و سرپیچی خود را می بینند، از ایاس بن سلمه بن اکوع رضی الله عنه روایت است که پدرش به او حکایت نموده که مردی نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم با دست چپش غذا خورد، پیامبر(ص) فرمود: «با دست راستت بخور»، گفت: نمی توانم، فرمود: «هرگز نتوانی»، او را جز تکبر چیزی دیگری باز نداشته بود، راوی فرمود: پس هیچگاه آنرا به سوی دهان خود بلند کرده نتوانست.

و از آنجمله: با بی اعتنایی از مردم روی گرداندن: خداوند متعال بر زبان حضرت لقمان از چنین کار نهی نموده می‌فرماید: ﴿وَلَا تُصَعِّرۡ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًاۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٖ «و با بی اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه در زمین راه مرو، بی‌گمان الله هیچ متکبر خود‌ستای را دوست ندارد»، و برخی دیگرآن: غرور در رفتار: به معنای خودستایی و برتری‌جویی در رفتار است، خداوند می فرماید: ﴿وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًاۖ إِنَّكَ لَن تَخۡرِقَ ٱلۡأَرۡضَ وَلَن تَبۡلُغَ ٱلۡجِبَالَ طُولٗا كُلُّ ذَٰلِكَ كَانَ سَيِّئُهُۥ عِندَ رَبِّكَ مَكۡرُوهٗا «و در (روی) زمین با تکبر راه مرو، بی‌گمان تو نمی‌توانی زمین را بشکافی، و (هرگز) در بلندی (و قامت) به کوه‌ها نمی‌رسی همۀ این کار‌های (ذکر شده) بدی (و گناه) آن نزد پروردگارت ناپسند است»، و برخی دیگر آن: تکبر ورزیدن با متاع دنیا و نعمت‌های خداوند: پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مردی از ملت‌های پیش از شما روزی با لباس زیبایی برآمد و درآن تکبر می ورزید، پس خداوند زمین را دستور داد تا او را بگیرد، پس او تا روز قیامت در آن با سرعت فرو می رود»، همچنانکه تکبر با لباس می باشد با فرش و وسایل خانه، سوار شدن ماشین، داشتن قصرهای زیبا و دیگر متاع دنیا نیز صورت می گیرد. و برخی دیگر آن: عدم اشتراک در مجلس فقرا و تنگدستان به قصد تحقیر آنها: همانطوری که مشرکین از اشتراک در مجالس فقرای صحابه مانند سلمان، صهیب، بلال رضی الله عنهم و امثال آنها ابا می ورزیدند، چنانچه به پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌گفتند: آنها را از نزد خود دور کن، تا بر ما جرئت نکنند، پس خداوند این آیت را نازل کرد: ﴿وَلَا تَطۡرُدِ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجۡهَهُۥۖ «و کسانی را که صبح و شام پروردگارشان را می‌خوانند (و) خشنودی او را می‌خواهند (از خود) دور مکن». و همچنین برخی دیگری از انواع برتری‌جویی بر مردم: در مهمانی ها و محافل تنها از ثروتمندان پذیرایی می شود نه از فقرا به قصد کوچک جلوه دادن جایگاه آنها: ابو هریره رضی الله عنه فرمود: “بدترین غذا غذای مهمانی است که در آن ثروتمندان دعوت می شوند و فقرا دور زده می شوند…”. همچنین از مظاهر تکبر: غرور از سلام دادن و یا مصافحه نمودن با کسی که جایگاه کمتر دارد: پیامبر صلی الله علیه وسلم همیشه برای خورد و بزرگ با گفتن سلام آغاز می نمود، در حدیثی وارد است: «همانا پیامبر صلی الله علیه وسلم بر گروهی از اطفال گذشت و برآنها سلام داد».

و همچنین از مظاهر تکبر: شدت و بد اخلاقی در خصومت می باشد: بدون اختلاف قهر کردن مسلمان از برادر مسلمانش بیشتر از سه روز حرام است؛ چون در این کار قطع صله رحم، اذیت و فساد است، و بر کسی که بیشتر از سه روز از برادر خود قهر نماید وعید شدید و تهدید سخت در آخرت ثابت شده است، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «کسی که بیشتر از سه روز با برادر خود قهر نماید جایش در دوزخ است، مگر که او را خداوند با فضل و کرم خود ببخشد»، در حدیث دیگری فرمود: «درست نیست که مسلمان بیشتر از سه روز با برادر مسلمان خود قهر نماید، طوری که هرگاه با او روبرو شود از یکدیگر روی می گرداند، بهترین آنها کسی است که اول سلام بگوید»، پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیث دیگری می فرماید: «چهار خصلت در هر کسی باشد این شخص منافق کامل است، و کسی که در او یک خصلت آن باشد در او یک خصلت نفاق می باشد تا که آنرا ترک نماید: هرگاه به او امانتی سپرده شود خیانت می کند، وقتی سخن بگوید دروغ می گوید، اگر وعده کند خلاف می نماید، هرگاه خصومت نماید بد اخلاقی و غدر می کند».

در واقع سبب اسلام نیاوردن و کلمه (لا إله إلا الله) را نخواندن بسیاری از مشرکان تکبری و برتری‌جویی بوده است؛ خداوند می فرماید: ﴿إِنَّهُمۡ كَانُوٓاْ إِذَا قِيلَ لَهُمۡ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ يَسۡتَكۡبِرُونَ «آن‌ها (در دنیا چنان) بودند که چون به آن‌ها گفته می‌شد: معبودی (به حق) جز الله نیست سر کشی (و تکبر) می‌کردند»، پس از پیروی کردن دین دیگری غیر از دین پدران و نیاکان‌شان ابا می ورزیدند، و به سبب کبر و غرور یهود از پیامبر صلی الله علیه وسلم پیروی نکردند با اینکه به یقین صداقت و پیامبری او را می دانستند، خداوند می فرماید: ﴿ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡرِفُونَهُۥ كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمۡۖ وَإِنَّ فَرِيقٗا مِّنۡهُمۡ لَيَكۡتُمُونَ ٱلۡحَقَّ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ «کسانی‌که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم او (پیامبر) را می‌شناسند، چنانکه فرزندان خود را می‌شناسند، و همانا گروهی از آنان در حالی‌که می‌دانند حق را کتمان می‌کنند»، و همین تکبری و خودپسندی باعث شد تا بنی اسرائیل پیامبران‌شان را تکذیب نمایند و برخی آنان را بکشند، خداوند می فرماید: ﴿أَفَكُلَّمَا جَآءَكُمۡ رَسُولُۢ بِمَا لَا تَهۡوَىٰٓ أَنفُسُكُمُ ٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ فَفَرِيقٗا كَذَّبۡتُمۡ وَفَرِيقٗا تَقۡتُلُونَ «آیا هر زمان؛ پیامبری چیزی بر خلاف هوای نفس شما آورد، در برابر او تکبّر کردید، پس گروهی را تکذیب کرده و گروهی را کشتید».

به راستی در میان ملت‌های گذشته تکبر سبب کفر و تکذیب تکذیب‌گران بوده است، خداوند بر زبان نوح علیه سلام فرمود: ﴿وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوۡتُهُمۡ لِتَغۡفِرَ لَهُمۡ جَعَلُوٓاْ أَصَٰبِعَهُمۡ فِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَٱسۡتَغۡشَوۡاْ ثِيَابَهُمۡ وَأَصَرُّواْ وَٱسۡتَكۡبَرُواْ ٱسۡتِكۡبَارٗا «و من هرگاه آن‌ها را دعوت کردم تا تو آنان را بیامرزی انگشتان‌‌شان را در گوش‌هایشان فرو کردند و لباس‌هایشان را (به خود) پیچیدند، و (در مخالفت) اصرار (و پا‌فشاری) کردند و به شدت گردن کشی و تکبر نمودند»، خداوند داستان قوم هود علیه سلام را چنین حکایت می کند: ﴿فَأَمَّا عَادٞ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَقَالُواْ مَنۡ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةًۖ أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِي خَلَقَهُمۡ هُوَ أَشَدُّ مِنۡهُمۡ قُوَّةٗۖ وَكَانُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا يَجۡحَدُونَ «اما (قوم) عاد به ناحق در زمین تکبر ورزیدند، و گفتند: چه کسی از ما نیرومند‌تر است؟! آیا ندیدند الله ذاتی‌که آنان را آفریده از آن‌ها نیرومندتر است؟! و آن‌ها همواره آیات ما را انکار می‌کردند»، خداوند در باره قوم حضرت صالح علیه سلام می فرماید: ﴿قَالَ ٱلۡمَلَأُ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواْ مِن قَوۡمِهِۦ لِلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ لِمَنۡ ءَامَنَ مِنۡهُمۡ أَتَعۡلَمُونَ أَنَّ صَٰلِحٗا مُّرۡسَلٞ مِّن رَّبِّهِۦۚ قَالُوٓاْ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلَ بِهِۦ مُؤۡمِنُونَ قَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُوٓاْ إِنَّا بِٱلَّذِيٓ ءَامَنتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ «اشراف (و بزرگان) از قوم او که گردن‌کشی میکردند به مستضعفان، به (همان) کسانی از آنان که ايمان آورده بودند گفتند: آيا شما براستی يقين داريد که صالح از (طرف) پروردگارش فرستاده شده است؟! (آن‌ها) گفتند: ما به آنچه او بدان فرستاده شده، ايمان داريم آنان که گردن‌کشی می‌کردند گفتند: ما به آنچه شما به آن ايمان آورده‌ايد، (منکر و) کافريم»، خداوند حالت قوم حضرت شعیب را چنین بیان می کند: ﴿۞قَالَ ٱلۡمَلَأُ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواْ مِن قَوۡمِهِۦ لَنُخۡرِجَنَّكَ يَٰشُعَيۡبُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَكَ مِن قَرۡيَتِنَآ أَوۡ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَاۚ قَالَ أَوَلَوۡ كُنَّا كَٰرِهِينَ «اشراف (و بزرگان) از قوم او که سرکشی می‌کردند، گفتند: ای شعیب! قطعاً تو و کسانی را که با تو ایمان آورده‌اند، از شهر (و دیار) خویش بیرون خواهیم کرد، یا اینکه به آیین ما باز گردید (شعیب) گفت: آیا (باز گردیم) اگر چه از آن کراهت داشته (و بیزار) باشیم؟!»، اینچنین سرنوشت هر ملتی که تکبر ورزیدند و از امر پروردگارشان سر باز زدند هلاکت و تباهی بود، پس به چه بد سرنوشت و بد مصیری دچار شدند.

در واقع راه درمان کسانی که با چنین بیماری علاج ناپذیر دچار شده اند پیش‌گیری و علاج واقعه قبل از وقوع آن است، به اینکه قدر نفس خود را بدانند و به اصل وجودشان نظر نمایند که پس از عدم, نخست از خاک، سپس از نطفه، سپس از خون بسته و سپس از قطعه گوشت آفریده شد و سپس چگونه چیزی دیگری به صحنه وجود درآمد که قبلا نبود، و باید انسان متکبر بداند که در روز رستاخیز به ضد قصدش مجازات می شود، پس کسی که با تکبر خود بر مخلوق خداوند برتری‌جویی و فخرفروشی کند, در روز جزا ذلیل‌ترین و ناقص‌ترین مردم برانگیخته می شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «انسان متکبر در روز قیامت مانند ذره‌ی در تصویر مردم برانگیخته می شود، ذلت از هر سو آنرا احاطه می کند…»، خداوند متعال می فرماید: ﴿تِلۡكَ ٱلدَّارُ ٱلۡأٓخِرَةُ نَجۡعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فَسَادٗاۚ وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ «(آری) این سرای آخرت را (فقط) برای کسانی قرار می‌دهیم که نه خواهان برتری جویی هستند و نه خواهان فساد، و سرانجام نیک برای پرهیزگاران است».

أَقُولُ قَوْلِي هَذَا وَأَسْتَغْفِرُ اللهَ لِي وَلَكُمْ

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او و بر همه آل و اصحاب او رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

برخی از نشانه‌های بازداشتن از راه خداوند متعال, تناقض میان گفتار و کردار، و ادعای آرمان‌گرایی و صلح خواهی از کسانی می باشد که بر شکل و مظهر خارجی تمرکز می کنند، و به طور مطلق شکل ظاهری را اولویت می دهند اگرچه آن بر ضرر عقل و گوهر تمام شود، وحتی اگرچه صاحب این مظهر خارجی بر مستوای انسانی و اخلاقی نبوده باشد که او را رهبر و الگو بگرداند؛ چون صاحب مظهر و شکل خارجی که رفتارش با آموزه های اسلامی همخوانی نداشته باشد یکی از مهم‌ترین نشانه های ویران‌گری، نفرت و بازداشتن از دین خداوند می باشد، و بر امثال آنها این فرموده پیامبر صلی الله علیه وسلم صدق می کند: «همانا برخی از شما نفرت انگیز هستید».

وقتی شکل و سیمای کسی همسان انسانهای دین دار باشد ولی رفتار و کردارش زشت و ناپسند، دروغ‌گویی، خیانت‌کار باشد، یا مال مردم را به ناحق بخورد, پس این موضوع خیلی خطرناک می شود، بلکه صاحب آن از جمله منافقان محسوب میشود، همانطوری که حالت گروه‌های سرکش و دین فروش چنین است، با اینکه آنها از بزرگترین حامیان و پشتیبانان تروریسم می باشند، و از طریق آنها تلاش می کنند تا کشورها را ناکام و ضعیف بسازند، تا –به گمان‌شان- راه رسیدن‌شان به قدرت و چوکی آسان‌تر گردد، و برای تحقق این هدف از هر طریقی استفاده می کنند و هر وسیله‌ای را مباح می دانند.

و همچنین کسی که دین داری و اجتهاد را منحصر در بخش عبادات می سازد با اینکه از دین درک درست ندارد، و در تکفیر زیاده روی می نماید و بر روی مردم سلاح می بردارد، طوری که خوارج انجام دادند علی‌رغم که بیشتر از دیگران نماز می‌خواندند و روزه می گرفتند، مگر اینکه برای خویش نصیب کافی از علم شرعی نگرفتند تا ایشان را از وارد شدن در جنگ و خون ریزی باز می داشت، پس شمشیرهای شان را برروی مردم کشیدند و خون آنها را ریزاندند، در حالی که اگر علم شرعی می آموختند حتما آنها را از چنین کاری باز می داشت. پس اسلام با تمام مفاهمیش دین رحمت و مهربانی است، هر آنچه که تو را از رحمت و مهربانی دور بسازد از اسلام دورت می سازد. و آنچه که مدار اعتبار است رفتار درست است نه تنها ادعا و گفتار، چنانچه گفته شده است: حالت و عمل یک مرد در میان هزار نفر بهتر از گفتار هزار نفر بر یک مرد است.

بار خدایا! برای ما حق را حق بنما و پیروی از آنرا نصیب ما کن

و باطل را باطل نشان بدِه و پرهیز از آنرا نصیب ما بگردان.