فقه ساختار کشورها

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿وَتَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰۖ وَلَا تَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِۚ «و در راه نیکو کاری و پرهیزگاری با همدیگر همکاری کنید و (هرگز) در راه گناه و تجاوز همکاری نکنید»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بیهمتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، با الها! بر او، بر آل و اصحاب او و بر همه کسانی که تا به روز جزا از آنان به صورت درست پیروی نموده اند, درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

 اما بعد!

  بدون تردید همه ملت‌ها با تمام توانایی و منابع دست داشته شان برای ایجاد دولت قوی نیرومند مستقر تلاش می کنند، تا بتوانند به اهداف شان نایل آیند، و ساختن دولت علمی است نیازمند تجربه، درایت و آشنایی به احوال و چالش‌های فرا راه دولتی که می سازند. میان فقه افراد و توده‌ها و فقه دولت و مدیریت کردن آن فرق بزرگیست به ویژه دراین جهان کنونی که با سرعت در حال تحول و تغییر است طوری که جز زبان پیمان نامه‌ها و جناح‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را نمی داند، و این جهان را قواعد، قوانین و معاهدات بین المللی تنظیم و حاکمیت می کند که هیچ عاقلی نمی تواند آنرا نادیده بگیرد، یا با آن تعامل نکند و یا خود را مطابق  آنچه که واقعیت جاری دنیا تقاضا می کند آماده نسازد, چه برسد به کشورها.

  پس دولت است که حمایت، امنیت، اعتماد، استقرار و نظام است، دولت است که نهادها است، دولت است که ساختار فکری، سیاسی، اقتصادی، تنظیمی و تشریعی است، اگر دولت نباشد جز هرج و مرج چیز دیگری نخواهد بود.

  و از مهم‌ترین عوامل ساختار دولت: تقویت و حمایت نهادهای ملی، اعلای حکم قانون، دولت با دستور با نظام و با عدالت می باشد، همه اینها نیازمند است تا افراد قوانین و نظامهای دولت را احترام داشته باشند، و به قوانین و ضوابط ترافیک پایبند باشند، و با رفتن بر اتجاه عکسی یا با تیزرانی بیش از حد و یا با اعمال دیگری که تجاوز بر حق راه و حق مردم پنداشته می‌شود از این قوانین سرپیچی نکنند، تا مبادا باعث جان باختن خود یا جان‌باختن، جراحت یا تخویف دیگران شوند، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَلَا تُلۡقُواْ بِأَيۡدِيكُمۡ إِلَى ٱلتَّهۡلُكَةِ وَأَحۡسِنُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾ «و (با ترک انفاق) خود را با دست خویش به هلاکت نیفکنید، و نیکی کنید که الله نیکوکاران را دوست می‌دارد»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید: «در اسلام ضرر و ضرار نیست».

  پس حفاظت از نظام و احترام آن, بر ساختار دولت قوی با استقرار کمک می کند؛ زیرا باید هر مجتمع دارای قواعد و مقررات بوده باشد تا رفتار افراد آنرا تنظیم نماید و حقوق و حریات بشر را نگه بدارد، و آنان را به ادای وجایب و مسئولیت‌های شان وا بدارد. و بدون احترام نظام و اعلای دولت قانون‌مند نه کشورها استقرار میابند و نه عدالت تأمین می گردد.

  به راستی احترام قوانین و پایبندی به آن از مهم‌ترین عوامل ساختار دولت می باشد، چون قانون همه شهروندان را حمایت می کند، زیرا بدون احترام قانون استقرار مجتمع متصور نیست، پس باید هر فرد در مجتمع مسئولیت خویش را به وجه احسن ادا نماید تا منفعت عمومی متحقق گردد که میوه آنرا همه مجتمع می چیند، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «همه ی شما مسئوليد و هريک از شما درباره ی زيردستانش بازخواست می شود؛ رهبر يا حاکم مسئول رعيت است و مرد مسئول خانواده اش؛ و زن درباره‌ی خانه‌ی شوهرش و فرزندان او مسئوليت دارد. و خدمتکار درباره‌ی اموالِ آقای خود و مسئوليتی که به او سپرده شده، مسئول است…»، پس هر مجتمعی که با مسئولیت استوار باشد مجتمع متفق و منسجم می باشد، هر فرد اینچنین مجتمع نقش خود را می شناسد و دیگران را احترام می کند، پس ما چقدر نیازمند احترام نظام و التزام به قوانین هستیم، تا حقوق یکدیگر را  رعایت کنیم و میان ما عدالت حاکم شود و همه افراد مجتمع در نعمت امنیت، صلح و استقرار زندگی کنند، و کشور خود را در میان دیگر کشورها به جایگاهی ببینیم که مناسب حال آن است.

  وبرخی از عوامل ساختار دولت‌ها: ساختار اقتصادی آن است، پس این عامل از مهترین و اساسی‌ترین پشتوانه های ساختار دولت است طوری که دولت بدون آن ساخته نمی شود، چون اقتصاد قوی ممکن می سازد تا دولت وجایب منطقه‌ای و بین المللی خود را ادا نماید و برای شهروندان خود زندگی شرافتمندانه آماده بسازد، و هنگامی که اقتصاد ضعیف و ناتوان شود فقر و بیماری منتشر می گردد، و زندگی آشفته می شود، اخلاق فاسد می گردد، جرایم افزایش میابد، برای دشمنانی که در کمین دولتها هستند فرصت و زمینه دست درازی به صورت وسیع ایجاد می شود، و در نتیجه می توانند برای سقوط دادن آن تلاش کنند و باعث هرج و مرج بی پایان گردند، پس ملت‌هایی که ضروریات اساسی خود را تولید نمی کنند و بار دوش دیگران می باشند, مالک سخن خود نیستند و هیچ استقلال و استقراری ندارند.

  داشتن اقتصاد قوی باعث می شود تا کشور میان دیگر کشورها با شرافت و عزت زندگی کند؛ بنابرین اسلام اهتمام بزرگ به مال داده است؛ چون مال ستون فقرات و شاهـ‌رگ اساسی زندگی است، طوری که زندگی بدون آن به حرکت درنمیاید.

  و ساختار اقتصادی دولت نیازمند مهارت در کار و افزایش تولید است، پس هیچ ملت، یا نهاد و یا خانواده‌ای بدون مهارت کاری و دقت در عمل به رنسانس و تقدم نمی رسد، مطلوب تنها کار کردن یا افزایش کار نیست بلکه باید کار ماهرانه و دقیق بوده باشد و تولید با کیفیت افزایش یابد که این امر نقش اساسی بر تقدم اقتصادی همه افراد و کشورها دارد، و خداوند متعال ما را بر کار و تلاش در روی زمین تشویق نموده است، طوری که می فرماید: ﴿فَإِذَا قُضِيَتِ ٱلصَّلَوٰةُ فَٱنتَشِرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَٱبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِ ٱللَّهِ وَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَثِيرٗا لَّعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ﴾ «پس هنگامی‌که نماز پایان یافت، (برای کسب رزق و روزی) در زمین پراکنده شوید، و از فضل الله طلب کنید، و الله را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿هُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ ذَلُولٗا فَٱمۡشُواْ فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُواْ مِن رِّزۡقِهِۦۖ وَإِلَيۡهِ ٱلنُّشُورُ﴾ «او کسی است که زمین را برای شما رام گردانید، پس در گوشه و نواحی آن راه بروید و از روزی او بخورید، و بازگشت (همه) به سوی اوست»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم نان خوردن انسان از زحمت و دستآورد خود او را از بهترین غذا قرار داده می فرماید: «هرگز كسی غذايی بهتر از غذای دست رنجش نخورده است. و همانا پيامبر خدا حضرت داوود عليه السلام هميشه از دست رنج خود غذا می خورد»، در حدیث دیگری می فرماید: «کسی که روز را با خستگی کار شب نماید، در حالی شب نموده است که گناهانش بخشیده شده است».

  و پیامبر صلی الله علیه وسلم در باره دعوت و تشویق به تولید چنین می فرماید: «اگر قیامت در حالی برپا شود که در دست یکی از شما نهالی بوده باشد، پس اگر پیش از برخواستن بتواند آنرا غرس نماید باید آنرا غرس کند»، همچنین می فرماید: «هر مسلمانی درختی بکارد يا کشت و زراعتی را به ثمر برساند و انسان يا حيوان و يا پرنده ای از آن بخورد، برای صاحبش صدقه ای به حساب می آيد»، پس با کار و تولید است که زمین آباد می گردد و کشورها ساخته می شود و انسانها عزت و کرامت  شان را حفظ می کنند.

  و برخی دیگری از عوامل ساختار کشورها: ساختار آگاهی فرهنگی، دینی، فکری و علمی می باشد، چون در حالت نبود یا ضعف آگاهی نمی شود در ساختار دولت قوی با استقرار و استقلال سهم گرفت، بنابرین باید آگاهی افراد مجتمع بالا برود و افزایش یابد، و هر یک از افراد جامعه حقوق و وجایب خود را بشناسند.

  می شود نمونه آنرا در تشکیل آگاهی، وجدان و رفتار همه افراد ملت از طریق تربیت اخلاقی، فرهنگ مفید و مبارزه با جهالت و نادانی بیان نمود. بنابرین باید همه نهادهای دولت برای ایجاد آگاهی فرهنگی، دینی، فکری و علمی میان افراد جامعه باهم همدست و همکار شوند, تا مردم حجم چالشهای فرا راه پیشرفت شان را درک کنند تا برای مبارزه و رو در روی با آن آماده شوند، و با شایعات مبارزه کنند تا آنرا نابود سازند و در گهواره از ریشه بخشکانند. و به عقب دروغها، اکاذیب و شایعات مغرضانه که می خواهد به کشور ما آسیب برساند, نروند، چون خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ أَن تُصِيبُواْ قَوۡمَۢا بِجَهَٰلَةٖ فَتُصۡبِحُواْ عَلَىٰ مَا فَعَلۡتُمۡ نَٰدِمِينَ﴾ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! اگر (شخص) فاسقی خبری برای شما آورد، پس (دربارۀ آن) بررسی (و تحقیق) کنید، تا آنکه (مبادا) به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید، آنگاه بر آنچه انجام داده‌اید پشیمان شوید».

  همچنین باید ما بیدار و آگاه باشیم و از دیگران پند بگیریم و از تجارب و خبرات زندگی بیاموزیم، زیرا خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ خُذُواْ حِذۡرَكُمۡ فَٱنفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ ٱنفِرُواْ جَمِيعٗا﴾ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! سلاح خود را بر گیرید، آنگاه گروه گروه بیرون روید یا یک‌پارچه (به سوی دشمن) بیرون شوید»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید: «نباید مسلمان از یک سوراخ دوبار گزیده شود». و باید بدانیم که ساختن دولت و حفاظت از آن امانتی است که به دوش همه ما گذاشته شده است، هرکس در مجال و صحنه کارش. و تأکید می کنیم که تا دست تخریب گران و ویران‌کاران کوتاه نشود هیچ ساختاری به وجود نمی آید، شاعر می فرماید:

  چگونه آبادانی در یک روز کامل می شود**وقتی تو می سازی و دیگری ویران می کند.

   و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «برادرت را اگر ظالم است یا مظلوم کمک کن، مردی گفت: ای رسول خدا! اگر مظلوم باشد می شود او را کمک کنم، به نظر شما اگر ظالم بود چگونه کمکش کنم؟ فرمود: او را از ظلم کردن باز بدار، این کمک تو برای او است»، پس باید هر یک ما در حدود مسئولیت خویش دست کسانی را بگیریم که از صف وطن خارج شده یا به منفعت وطن زیان وارد می کند، پس باید پدر دست فرزند خود، برادر دست برادر خود و دوست دست دوست خود را بگیرد، و نباید ما منفی نگر و غافل از اطراف خود باشیم، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «تقلید گران محض نباشید طوری که بگویید: اگر مردم نیکی کردند ما نیز نیکی می کنیم، و اگر ستم کردند ما نیز ستم می کنیم، ولیکن به خود برگردید، اگر مردم نیکی کردند شما نیز خوبی کنید، و اگر ظلم کردند شما ظلم نکنید»، همچنین می فرماید: «مثال کسانی که بر حدود خداوند استوار هستند و کسانی که در حدود خداوند واقع می شوند مانند ملتی اند که بر کشتی سوار شدند برخی در طبقه بالا و برخی دیگری در طبقه پایین آن قرار گرفتند، و کسانی که در طبقه پایین بودند هرگاه به آب نیاز می داشتند برکسانی که در طبقه بالا هستند می گذشتند، پس گفتند: اگر ما در نصیب خود ما از کشتی سوراخی ایجاد نماییم برادران ما که در طبقه بالا هستند را اذیت نکرده‌ایم، پس اگر آنان به حال و کارشان گذاشته شوند همگی هلاک می شوند، و اگر دست آنان گرفته شود هم آنها و هم دیگران همگی نجات میابند».

  پس اینکه اگر انسان در نفس خود مصلح و نیکوکار باشد کفایت نمی کند، بلکه فقه این مرحله گذرا می خواهد تا ما از مرحله صلاح به مرحله اصلاح بگذریم یعنی از مرحله خود اصلاحی به مرحله اصلاح دیگران برسیم، چون خداوند متعال می فرماید: ﴿۞لَّا خَيۡرَ فِي كَثِيرٖ مِّن نَّجۡوَىٰهُمۡ إِلَّا مَنۡ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوۡ مَعۡرُوفٍ أَوۡ إِصۡلَٰحِۢ بَيۡنَ ٱلنَّاسِۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ ٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِ ٱللَّهِ فَسَوۡفَ نُؤۡتِيهِ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾ «در بسیاری از (در گوشی و) نجواهای‌شان خیری نیست، مگر که (با این کار) امر به صدقه دادن یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم کند و هر کس برای خشنودی الله چنین کند، به زودی پاداش بزرگی به او خواهیم داد»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهۡلِكَ ٱلۡقُرَىٰ بِظُلۡمٖ وَأَهۡلُهَا مُصۡلِحُونَ﴾ «و (ای پیامبر!) پروردگارت چنین نبود که شهرها (و آبادی‌ها) را به ظلم نابود کند، در حالی‌که اهل آن (افرادی شایسته و) نیکوکار باشند». پس اصلاح کاری منهج پیامبران و فرستادگان الهی است، و با این منهج کشورها ساخته می شوند، و همبستگی، قوت، یکپارچگی و اتحاد آنها حفظ می گردد، و با این منهج همه بشریت در صلح و صفا، بدون جنگ و درگیری، بدون خشونت و ارهاب، و بالآخره بدون فساد کاری در روی زمین بدون کشتار و تخریب زندگی می کنند.

 أقولُ قولِي هذَا ، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ

  ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بیهمتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست. بار خدایا! بر او، بر آل و اصحاب او و بر همه کسانی که تا روز جزا از آنها به صورت درست پیروی کردند درود، رحمت سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

  و برخی از عوامل ساختار کشورها و حفاظت از آن: ساختار اجتماعی است، همانا اسلام بر قوت و استحکام روابط اجتماعی میان افراد جامعه حریص بوده، همدستی و شفقت میان فرزندان مجتمع واحد، و عدم آسیب رسانی به دیگران را در اولویت قرار داده است، چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «ایمان یکی از شما کامل نمی شود مگر وقتی که به برادر خود آنچه را بپسندد که به خود می پسندد»، و در حدیث دیگری می فرماید: «سوگند به الله ایمان نیاورده است، سوگند به الله ایمان نیاورده است، سوگند به الله ایمان نیاورده است، گفته شد: چه کسی ای رسول خدا؟! فرمود: کسی که همسایه اش از اذیت او در امان نباشد»، همچنین فرمود: «به من ایمان نیاورده است کسی که شب را به شکم سیر سپری کند و همسایه اش در کنار او گرسنه باشد در حالی که او می‌داند».

  و برخی از مظاهر ساختار اجتماعی: انسجام خانواده ها است، چون این انسجام کیان خانواده را حفظ می کند، پس خانواده نخستین خشتی است که ساختار مجتمع با آن تشکیل می شود، و خانواده است که حمایت، رعایت و حفاظت از کودکان و نوجوانان را به عهده دارد و جسم و عقل آنان را تربیت می کند، و در سایه خانواده است که احساس محبت، صمیمیت، شفقت و انسجام به وجود می آید، و در آغوش خانواده‌ی منسجم است که دوستی های نیک، سجایای عالی، خصلت های شریف رشد می کند و محبت و صمیمیت حاکم می گردد. مگر اینکه کار به این حد توقف نمی کند، افزون برآن خانواده در قبال فرزندانش مسئولیت دارد، چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همین گناه برای انسان کافی است که عیال خود را ضایع بسازد».

  و چه ضایع ساختنی بزرگتر از این خواهد بود که فرزندان و جگرگوشه های خود را در معرض افکار یا گروه های گمراه کننده بگذاری بدون اینکه مسئولیت خود در قبال آنان ادا کنی و آگاهی آنها بر مخاطر و چالشهای موجود در اطراف ما را توسعه بخشی،! همچنین باید همیشه مسئولیت آنان در قبال وطن را برای شان گوشزد کنیم، زیرا محبت وطن به میراث گرفته میشود، احمد شوقی می گوید:

  تا زنده ایم حمایتت می کنیم***و تکمیل کردن آنرا به فرزندان خود می سپاریم

  ای مصر در خاک تو می میریم طوری که در آن زنده شدیم

  جان ما فدایت تو زنه باشی.

  و همچنین از عوامل ساختار دولت: اعلای ارزشهای اخلاقی و رفتاری می باشد، پس ملت‌ها و تمدن‌هایی که بر ارزش‌های اخلاقی استوار نباشند ملتها و تمدنهای ضعیف و شکننده می باشند، بلکه آنان عوامل سقوط خود را در اصل ساختار شان حمل می کنند، پس با اخلاق است که مسلمان به دراجات عالی ایمان نایل می آید، و میزان اعمال نیکش سنگین می شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هیچ چیزی در روز قیامت در میزان اعمال بنده مسلمان سنگین‌تر از اخلاق نیکو نیست، همانا خداوند متعال از هر زشت کار بی نزاکت نفرت دارد»، و زمانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم از بیشترین اعمالی که باعث دخول مردم به بهشت می شود پرسیده شد؟ فرمود: «تقوا و خوف از خداوند و اخلاق نیکو است»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم اخلاق را معیار کامل شدن یا ناقص بودن ایمان قرار داده است، طوری که می فرماید: «کامل‌ترین ایمان نصیب کسی است که اخلاق نیکو دارد…».

  همانا اخلاق نیک صاحب خود را از ارتکاب کارهای زشت و ناپسند و از سخنان خبیث ویران‌گر باز می دارد، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٖ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ ٱجۡتُثَّتۡ مِن فَوۡقِ ٱلۡأَرۡضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٖ﴾ «و مثل کلمۀ خبیثه (= شرک، و گفتار پلید) همچون درخت پلید (و ناپاکی) است که از زمین برکنده شده، (و هیچ) قرار و ثباتی ندارد».

  از خداوند متعال می خواهیم تا ما را به اخلاق نیکو و گفتار درست هدایت کند

  و نعمت امنیت، صلح و استقرار را نصیب دایمی ما بگرداند

  و مصر و همه کشورهای دنیا را با اهل آن از هر بدی و زشتی حفظ نماید