اسلام کار و رفتار است “نمونه‌های از زندگی تابعین”

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿وَٱلَّذِينَ جَآءُو مِنۢ بَعۡدِهِمۡ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِيمَٰنِ وَلَا تَجۡعَلۡ فِي قُلُوبِنَا غِلّٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ رَبَّنَآ إِنَّكَ رَءُوفٞ رَّحِيمٌ «و (نیز) کسانی‌که بعد از آن‌ها (بعد از مهاجران و انصار) آمدند، می‌گویند: پروردگارا! ما را و برادران‌مان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دل‌های‌مان کینه‌ای نسبت به کسانی‌که ایمان آورده‌اند قرار مده، پروردگارا! بی‌گمان تو رؤوف و مهربانی»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او، بر آل و اصحاب او و بر همه کسانی تا روز قیامت از آنها به نیکی پیروی نمودند رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

همانا خداوند متعال از میان بندگان خود کسانی را انتخاب می کند تا مخلصانه در خدمت دین و رسالت او بوده باشند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که بهترین‌های این امت اصحاب او، و سپس تابعین و تابع تابعین هستند، از حضرت عبد الله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که می گوید: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «بهترین مردم کسانی اند که در قرن من زندگی می کنند، سپس کسانی که بعد از آنها می آیند، و سپس آنانی که در قرن عقب آنها می آیند…»، پس آنها بهترین‌های هستند که به خوبی و برتری توصیف شده اند، امانت علم را حمل نمودند و از آن تحریف تندروان، جعل فریبکاران و تأویل جاهلان را نفی کردند، و خداوند متعال آنها را توصیف نموده با اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم قرار داده است، و آنان را به نیکی توصیف کرده و از ایشان خشنود گردیده و برای شان باغهایی از بهشت را وعده نموده که از زیر آنها نهرهایی جاری است، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلۡأَوَّلُونَ مِنَ ٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ وَٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحۡسَٰنٖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُ وَأَعَدَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي تَحۡتَهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ «و پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانی‌که به نیکی از آن‌ها پیروی کردند، الله از آن‌ها خشنود گشت، و آن‌ها (نیز) از او خشنود شدند، و برای آن‌ها باغ‌هایی (از بهشت) آماده کرده است، که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند، این کامیابی بزرگ است».

و تابعین کسانی اند که از ناحیه زمانی نزدیک ترین اشخاص به پیامبر صلی الله علیه وسلم می باشند، پس تابعین نسل بعد از نسل صحابه هستند، و تابع تابعین نسل بعد از نسل تابعین (رضوان الله علیهم أجمعین) می باشند.

و خداوند به امام بوصیری رحمه الله خیر کثیر نصیب نماید، چنین می فرماید:

و همه آنها از رسول الله اقتباس می کنند**همچون حفنه از بحر یا جرعه از باران

و تابعین با اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم صحبت نمودند، و از آنها علم کسب کردند، و صحابه به فضیلت و برتری و علم آنها گواهی دادند، چنانچه حضرت ابن عمر رضی الله عنهما به سعید بن المسیب رضی الله عنه چنین گواهی داده فرمود: “بی گمان او یکی از مفتیان وقت است”، و چنین می گفت: “از سعید بن المسیب بپرسید؛ چون او جلیس نیکوکاران بوده است”، و حضرت سعید بن المسیب در زندگی صحابه فتوا می داد. و پس از وفات دانشمند امت حضرت عبد الله بن عباس رضی الله عنهما در مکه عطاء بن ابی رباح فتوا می داد، و زمانی که ابن عمر رضی الله عنهما به مکه آمد, اهالی مکه مسایل را از او پرسیدند، پس حضرت ابن عمر(رض) به آنها گفت: ای اهالی مکه همه مسایل را بر من جمع می کنید در حالی که ابن ابی رباح در میان شما وجود دارد؟.

و تابعین با محبت راستین شان به پیامبر صلی الله علیه وسلم معروف هستند، و زمانی که حسن بصری رحمه الله در باره حدیث گریان و فریاد نمودن تنه درخت برای رسول الله صلی الله علیه وسلم سخن می گفت گریان نموده گفت: ای بندگان خدا! چوب به اشتیاق نزدیک شدن به پیامبر صلی الله علیه وسلم فریاد می زند، پس شما سزاوار تر از آن هستید تا برای دیدار و نزدیکی او (ص) مشتاق بوده باشید. و باری امام مالک رحمه الله پرسیده شد که از ایوب سختیانی چه شنیده است؟ در پاسخ گفت: او دو بار حج نمود، و همیشه به او نزدیک می شدم چیزی نمی شنیدم مگر اینکه هرگاه نام پیامبر صلی الله علیه وسلم را یاد می نمود به حدی گریان می کرد که به حالش رحم من می آمد… و احترام آنها برای پیامبر صلی الله علیه وسلم به حدی بود که وقتی یکی آنها می خواست در باره او(ص) سخن بگوید تا خویشتن را به خوب ترین حالت و شکل آماده نمی کرد در باره اوصاف او(ص) سخن نمی گفت، و پیروان خود را با چنین عادت تربیت نموده بودند، ابو سلمه الخزاعی رحمه الله می گوید: امام مالک بن انس رحمه الله وقتی می خواست حدیثی بیان نماید همچون وضوی نماز وضو می گرفت، خوبترین لباس خویش را می پوشید و ریش خود را شانه می نمود، برایش گفتند چرا چنین می کنی؟ در جواب گفت: با چنین عمل حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم را توقیر و احترام می کنم.

و برخی از تابعین را پیامبر صلی الله علیه وسلم یاد نموده است، مانند اویس قرنی که نسبت به مادرش سخت نیکوکار بود، او را پیامبر صلی الله علیه وسلم برای یاران خود یاد آوری نموده بود، و به آنها خبر داده بود که دعای او حتما نزد پروردگار پذیرفته می شود، از حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت است که فرمود: من از پیامبر صلی الله علیه وسلم شنیدم که می فرمود: «همانا بهترین تابعین مردی است به نام اویس، و او مادری دارد که نسبت به او خیلی نیکوکار است، و او بیماری سفیدی یا پیسی داشت (که از آن جز مقدار یک درهم شفا یاب شده بود)، از او بخواهید تا برای تان از بارگاه خداوند مغفرت و آمرزش بخواهد»، پس زمانی که اهالی یمن آمدند حضرت عمر رضی الله عنه در جستجوی او برآمد تا که او را دید، و برایش گفت: برایم مغفرت بخواه، گفت: تو باید برای من طلب مغفرت کنی، چون تو یار پیامبر خدا هستی و به بهشت مژده داده شده ای، ولی حضرت عمر همواره از او خواست تا که برایش طلب مغفرت و آمرزش نمود…

و تابعین رحمهم الله دین را به صورت درست از صحابه رسول الله صلی الله علیه وسلم آموختند، چنانچه امام حسن بصری رحمه الله -که از بزرگان تابعین است- وقتی پرسیده شد: آیا مؤمن هستی؟ در پاسخ گفت: “ایمان دو نوع است؛ پس اگر تو از من درباره ایمان به خداوند، به فرشتگان او، به کتابها و به پیامبران او، به بهشت و دوزخ، به زنده شدن پس از مرگ و به حساب و کتاب روز قیامت می پرسی, پس من مؤمن هستم و به همه آنها ایمان دارم، و اگر درباره ایمان مذکور در این فرموده خداوند می پرسی: ﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَإِذَا تُلِيَتۡ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُهُۥ زَادَتۡهُمۡ إِيمَٰنٗا وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ٢ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ٣ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ حَقّٗاۚ لَّهُمۡ دَرَجَٰتٌ عِندَ رَبِّهِمۡ وَمَغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ «مؤمنان تنها کسانی هستند که چون نام الله برده شود، دل‌های شان ترسان گردد، و چون آیات او بر آن‌ها خوانده شود، ایمان‌شان افزون گردد، و بر پروردگارشان توکل می‌کنند(2) کسانی‌که نماز را بر پا می‌دارند، و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند(3) اینان، مؤمنان حقیقی هستند، برای آنان درجاتی پیا‌پی (عالی) نزد پروردگارشان است، و (همچنین) آمرزش، و روزی فراوان و نیکو (در بهشت) است»، اگر پرسشت مربوط به ایمان مذکور دراین آیات بوده باشد، پس سوگند به الله من نمی دانم که آیا از جمله آنها هستم یا نه، بیهقی در پیوند به آن می گوید: امام حسن بصری رحمه الله در حال به اصل ایمان خود توقف نکرده است، بلکه در باره کمال آن توقف نموده است که خداوند اهل ایمان کامل را در بهشت به روزی فراوان وعده داده است، چنانچه می فرماید: ﴿لَّهُمۡ دَرَجَٰتٌ عِندَ رَبِّهِمۡ وَمَغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ «برای آنان درجاتی پیا‌پی (عالی) نزد پروردگارشان است، و (همچنین) آمرزش، و روزی فراوان و نیکو (در بهشت) است».

همچنین آنها آسان‌گیری و میانه روی را آموختند و در زندگی روزمره شان تطبیق نمودند، سفیان ثوری رحمه الله می گوید: جز این نیست که علم نزد ما رخصت و امانت است، اما تشدد و تندروی را هرکس نیک می داند، و ازرق پسر قیس می گوید: ما در کنار دریایی در اهواز بودیم که آب آن خشکیده و تمام شده بود، پس ابو برزه اسلمی سوار بر اسبی آمد، وقتی خواست نماز بخواند اسب خود را رها کرد، هنگامی که اسبش فرار نمود نماز را گذاشت و در پی اسبش دوید تا آنرا دریابد، پس آنرا گرفت و سپس آمد و نماز خود را ادا نمود، و درمیان ما مردی صاحب دیدگاهی بود، و او گفت: این شیخ را می بینید، نمازش را به خاطر اسبی رها کرد! پس ابو برزه اسلمی به او روی آورد و گفت: از زمانی که از رسول الله صلی الله علیه وسلم جدا شدم تا هنوز هیچ کسی با من چنین خشونت نکرده بود، گفت: خانه من خیلی دور است، پس اگر نمازم را تمام می کردم و به تعقیب اسبم نمی رفتم, تا شب نمی توانستم نزد اهلم برسم، و من این کار را از پیامبر صلی الله علیه وسلم آموختم که خود او(ص) وقتی میان دو امر اختیار داده می شد آسان و سهل آنرا انتخاب می کرد اگر در آن گناهی نمی بود، و او صلی الله علیه وسلم می فرماید: «(به خود و دیگران) آسان بگیرید، سخت‌گیر نباشید، بشارت دهید و نفرت نیافرینید»، و در حدیث دیگری می فرماید: «نرمی و لطافت در هر چيزی که باشد، آن را زيبا و آراسته می سازد و از هر چيزی که جدا شود، آن را زشت و معيوب می گرداند».

همچنین مهربانی، همبستگی و احساس آلام دیگران را نیز در زندگی روزمره شان عملاً تطبیق نمودند، چنانچه حضرت علی پسر حسین پسر علی کرم الله وجه بر بسیاری از فقرا و مساکین به طور مخفی خیرات و صدقات می نمود که هیچ کسی خبر نمی شد و او را نمی شناخت، زمانی که وفات نمود, فقرا کسی را از دست دادند که برآنها مصرف می نمود، وقتی او را غسل می دادند در پشت و شانه های او آثار حمل بار به سوی خانه بیوه زنان و مساکین را دریافتند، پس دانستند کسی که در شب برای آنها مواد غذایی می آورده او بوده است، و گفته می شود: او در مدینه مصرف صد خانواده را می پرداخته است.

و این مهربانی و همبستگی تنها منحصر بر مسلمانان نبود، بلکه شامل مسلمانان و غیر مسلمانان می شد، چنانچه حضرت عمر بن عبد العزیز رضی الله عنه به کارمندان خود در بصره نوشت: “به اهل ذمهء موجود نزدتان ببینید، اگر سن کسی از آنها بزرگ شده و قوت و توانایی او ضعیف گردیده است و نمی تواند کار کنند, پس بر او از بیت المال مسلمانان به اندازه نیازمندی اش بپردازید”، و او در این کار به حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه اقتدا نموده است، طوری که روزی حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه پیره مرد اهل کتاب را دید که از مردم سوال‌گری می کند، پس فرمود: سوگند به الله ما درباره این آدم انصاف نکرده ایم وقتی در جوانی مال او را خوردیم و در پیری او را ضایع نمودیم، سپس از بیت المال برای او به اندازه نیازش معاش مقرر نمود. و همچنین حضرت خالد بن ولید رضی الله عنه در صلحش با اهل حیره چنین کرد. و همه آنها در این خصوص به پیامبر صلی الله علیه وسلم اقتدا نموده بودند و احکام درست دین را تطبیق می کردند، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿لَّا يَنۡهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يُقَٰتِلُوكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَلَمۡ يُخۡرِجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمۡ أَن تَبَرُّوهُمۡ وَتُقۡسِطُوٓاْ إِلَيۡهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ «الله شما را از نیکی‌کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی‌که در (امر) دین با شما نجنگیده‌اند و شما را از دیارتان بیرون نکرده‌اند، نهی نمی‌کند، بی‌گمان الله عدالت پیشگان را دوست دارد».

و این مهربانی و رحمت تنها بر انسان متوقف نبود، بلکه شامل حیوانات، پرندگان و دیگر مخلوقات نیز می شد، حضرت عمر بن عبد العزیز رضی الله عنه به کارمند خود در مصر نوشت و او را بر مهربانی با شتر توصیه نمود، چنانچه فرمود: به من خبر رسیده که در مصر برای انتقال اموال از شتر کار می گیرند، و بر هر شتر بیشتر از هزار پیمانه بار می کنند، پس وقتی این مکتوب من برایت رسید، نباید بشنوم که کسی شتری را بیشتر از ششصد پیمانه بار کند.

همچنین بر مهربانی با آن توصیه نمود، و گفت نباید به آن توهین شود و نباید زده شود، و این امر را از پیامبر صلی الله علیه وسلم آموخته بود: زمانی که صاحب شتر را توصیه کرد تا با شترش مهربان باشد چنانچه فرمود: «آیا درباره این چهارپا که خداوند تو را مالک آن گردانیده است از خدا نمی ترسی، چون شتر از تو به من شکایت کرد که آنرا گرسنه نگه می داری».

أقولُ قولِي هذَا ، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او، بر همه آل و اصحاب او و بر کسانی که تا روز جزا از آنها به نیکی پیروی نمودند درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

به راستی بزرگترین امتیاز تابعین نسبت به دیگران: تحمل و لطف شان با مردم و عاجزی و فروتنی در برابر آنها بود، پس در تعامل و رفتارشان با مردم بیشترین تحمل، گذشت، لطف و نرمی را دارا بودند، قتاده می گوید: بر حسن بصری رحمه الله وارد شدیم، او در خواب بود، و بالای سرش ظرفی گذاشته شده بود، پس آنرا گرفتیم و دیدیم که داخل آن نان و میوه است، و به خوردن آن آغاز کردیم، دراین هنگام بیدار شد و ما را دید خوشحال گردید، با تبسم این آیت قرآن را تلاوت نمود: ﴿أوۡ صَدِيقِكُمۡۚ لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَأۡكُلُواْ جَمِيعًا أَوۡ أَشۡتَاتٗاۚ «یا (خانه‌های) دوستان‌تان (چیزی) بخورید، بر شما گناهی نیست که دسته‌جمعی یا جداگانه (غذا) بخورید»، و از جریر پسر حازم رضی الله عنه روایت است که گفت: ما نزد حسن بودیم و نیمه روز شده بود، پسرش گفت: اندکی شیخ را به حالش بگذارید زیرا شما بر او مشقت نمودید، چون او تا هنوز نه غذا خورده و نه آب، حسن بصری به فرزندش گفت: آنها را به حالشان بگذار، سوگند به الله هیچ چیزی مرا به اندازه دیدار آنها خشنود نمی سازد.

و در این امر انکار خودپرستی، دانستن جایگاه علم و احترام آن و بیان جایگاه دین خداوند در نفوس مسلمانان می باشد، و شاید این موضوع درسی بوده باشد برای کسانی که بدون دانش بحیث پیشوای مردم قرار می گیرد و بدون علم پیرامون دین خداوند سخن می گوید، پس خود گمراهند و دیگران را گمراه می کنند، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «درواقع خداوند علم را با بیرون کردن آن از سینه بندگان نمی گیرد، ولیکن علم را با گرفتن و مرگ علما می گیرد، حتی وقتی هیچ عالمی باقی نماند درآن وقت مردم جاهلان را پیشوایان شان انتخاب می کنند، پس این جاهلان وقتی درباره چیزی پرسیده شوند بدون علم فتوا می دهند، پس خود گمراه هستند و دیگران را گمراه می سازند».

تابعین برای امامانی که بعد از آنها آمدند سرمشق قوی بودند، چنانچه ابو جعفر منصور از امام مالک بن انس رحمه الله –که تابع تابعین است- خواست تا کتاب “الموطأ” او در کشورهای مختلف اسلامی مورد اعتماد قرار گیرد، گفت: من تصمیم گرفتم تا طبق احکام کتابهای نوشته شما –یعنی الموطأ- حکم نمایم، پس آنرا چندین نسخه کاپی می کنیم و به همه شهرهای اسلامی یک نسخه از آنرا می فرستم، و دستور می دهم تا طبق آن عمل شود و از احکام آن پا فراتر ننهند، و غیر آن که همه علم نوآوری شده است را رها کنند، چون به نظر من اصل علم روایت و علم اهل مدینه است، ولی امام مالک رحمه الله گفت: ای امیر مؤمنان چنین مکن، چون قبلا به مردم سخنانی رسیده، احادیثی را شنیدند، روایاتی را نقل نمودند، و هر یک آنها طبق آنچه عمل نمودند که قبلا برای شان رسیده است، و با آن به اختلاف مردم نزدیک شدند، پس برگرداندن آنها از باور و معتقدات شان سخت است، پس مردم را به آنچه که روان هستند و اهل هر شهر برای شان برگزیدند بگذار، ابو جعفر منصور گفت: سوگند به عمرم اگر امام مالک در این امر از من اطاعت می کرد حتما به آن دستور می دادم.

و از صفت خوب تواضع و از بزرگی علم و دانش آنچه است که از امام شافعی رحمه الله روایت شده زمانی که با شاگر خود یونس بن عبد الأعلی اختلاف نمود، یونس با خشونت از مجلس برخواست و رفت، وقتی شب دررسید یونس صدای کوبیدن دروازه خانه اش را شنید، گفت: پشت دروازه کیست؟ گفت: محمد بن ادریس، یونس می گوید: جز امام شافعی همه کسانی که نام شان محمد بن ادریس بود را به یاد آوردم و درباره شان فکر کردم، می گوید: زمانی که در را گشودم ناگهان او را در پشت دروازه دیدم، پس امام شافعی رضی الله عنه گفت: ای یونس! درحالی که ما را صدها مسئله با هم جمع می کند آیا معقول است یک مسئله ما را از هم دور کند؟! ای یونس کوشش نکن در همه اخلافات پیروز بوده باشی، گاهی به دست آوردن دلها بهتر از کسب مواقف است، پلی که را ساختی و از آن گذشتی ویران مکن، چون شاید روزی محتاج دوباره برگشت از آن شوی، همیشه مخالف اشتباه باش نه مخالف کسی که اشتباه می کند، و با تمام قلبت گناه را زشت بپندار، لیکن شخص گنه کار را ببخش و با او مهربان باش، ای یونس! دیدگاه را انتقاد کن ولی صاحب آنرا احترام کن، زیرا وظیفه ما از بین بردن بیماری است نه بیمار.

خداوند امام شافعی را بیامرزد چنانچه می گوید:

نیکوکاران را دوست می دارم درحالی که من از جمله آنها نیستم

تا شاید توسط آنها شفاعت کمایی کنم

زشت می پندارم کسی را که تجارتش گناه است

اگرچه همه مان در متاع و کالا باهم برابریم

و علمای کرام ما نیز برچنین اسلوب رفتار نمودند، پس آنها در حمل بار امانت دین خداوند متعال، درک درست آن، تخلق به اخلاق آن و در تبلیغ آن برای مردم به زیباترین صورت و با حکمت و پند نیکو برای ما بهترین الگو و سرمشق هستند.

بار خدایا! ما را از جمله کسانی بگردان که سخن را می شنوند و به وجه احسن از آن پیروی می کنند، آنها کسانی اند که خداوند هدایت شان کرده و آنها صاحبان خرد هستند.