حمایت امور و منافع عمومی

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم چنین می فرماید: ﴿وَتَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰۖ وَلَا تَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ «و در راه نیکو کاری و پرهیزگاری با همدیگر همکاری کنید و (هرگز) در راه گناه و تجاوز همکاری نکنید و از الله بترسید، بی‌گمان الله سخت کیفر است»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بیهمتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بنده وفرستاده خداست، بار خدایا! بر او، بر آل واصحاب او و بر همه کسانی که تا روز قیامت از آنها به نیکی پیروی نمودند درود، رحمت سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

به راستی اسلام دولت واقعی را بنا نهاده و قواعد و نظام آنرا بیان کرده، و برای آن پایه ها و اساساتی مقرر داشته است، و بر حفاظت آن و دفاع از آن تشویق نموده است، و حمایت از امور و منافع عمومی و اهتمام دادن به آنرا مسئولیت مشترک میان همه افراد مجتمع قرار داده است. و به هر اندازه آگاهی عمومی میان افراد مجتمع افزایش یابد به همان مقدار امور عامه مهم و خطیر باقی خواهد ماند، و هرچه تعاون و همکاری و همبستگی برای حفاظت از آن افزایش یابد, قوت و انرژی ساختاری مجتمع واحد، و احساس به یک جسم بودن متحقق می گردد که پیامبر صلی الله علیه وسلم برآن ترغیب نموده است، چنانچه می فرماید: «مسلمان برای مسلمان مانند یک مبنا یا ساختار است، برخی آن برخی دیگر آنرا تقویت می کند»، و در حدیث دیگری می فرماید: «مؤمنان در دوستی، مهربانی و همکاری با يکديگر، مانند پيکری هستند که اگر يک عضو آن به درد آيد، ساير اعضا با بی خوابی (بی قراری) و تب با آن هم نوا می شوند».

و بدون تردید یکی از مهم‌ترین اساسات حفاظت بر امور عمومی: ترجیح دادن منافع عمومی که خیر آن بر همه افراد جامعه می رسد بر منافع شخصی کوچکِ می باشد که نفع آن تنها بر اصحاب آن می رسد، تا باشد از این طریق نفس بشریت را از شرارتهای خودخواهی نجات داده شود، زیرا منافع عمومی شامل همه امور مادی و معنوی می شود که برای همه افراد مجتمع زندگی شرافتمندانه را متحقق ساخته باعث جلب خیر و منافع برای همه مردم می گردد، و شرارت بدی و مفاسد را از آنها دفع می کند، امنیت، استقرار، و سلامت اراضی وطن را حمایت می کند. بدون تردید فقه اولویتها خواهان تحقیق صلح و امنیت ملت و عموم مجتمع می باشد.

قرآن کریم تأکید می کند که حفاظت بر منافع عمومی و ترجیح دادن آن بر منافع کوچک شخصی منهج و روش همه پیامبران می باشد، زیرا همه پیامبرران را خداوند متعال برای خوشبخت ساختن قوم‌شان و جلب منافع برای آنها فرستاده است، بدون اینکه این پیامبران در بدل این کار از امت شان مقابل مادی یا منفعت دنیوی طلب نمایند، خداوند متعال به زبان حضرت نوح علیه سلام می فرماید: ﴿وَيَٰقَوۡمِ لَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مَالًاۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِۚ وَمَآ أَنَا۠ بِطَارِدِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْۚ إِنَّهُم مُّلَٰقُواْ رَبِّهِمۡ وَلَٰكِنِّيٓ أَرَىٰكُمۡ قَوۡمٗا تَجۡهَلُونَ «و ای قوم من! بر (رساندن) این (دعوت) از شما مالی نمی‌طلبم، پاداش من تنها برالله است، و من (هرگز) کسانی را که ایمان آورده‌اند، (از خود) طرد نمی‌کنم، همانا آن‌ها پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد، و لیکن من شما را قومی نادان می‌بینم»، و بر زبان حضرت هود علیه سلام چنین می فرماید: ﴿يَٰقَوۡمِ لَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًاۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱلَّذِي فَطَرَنِيٓۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ «ای قوم من! بر (رساندن) این (دعوت) از شما پاداشی نمی‌طلبم، پاداش من تنها بر (عهدۀ) ذاتی است که مرا آفرید، آیا خرد نمی‌ورزید؟!»، و بر زبان حضرت شعیب علیه السلام می گوید: ﴿إِنۡ أُرِيدُ إِلَّا ٱلۡإِصۡلَٰحَ مَا ٱسۡتَطَعۡتُۚ وَمَا تَوۡفِيقِيٓ إِلَّا بِٱللَّهِۚ عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُ وَإِلَيۡهِ أُنِيبُ «من جز اصلاح؛ – تا آنجا که توانای دارم- نمی‌خواهم، و توفیق من جز به (فضل) الله نیست، بر او توکل کردم، و به سوی او باز می‌گردم».

و شریعت مقدس اسلام از سوی خداوند متعال موافق و مناسب عقل و طبیعت بشر آمده است، پس بر امور ترغیب و تشویق می کند که باعث منفعت عموم شهروندان یک میهن می شود، برخی این منافع: برآورده ساختن نیازمندی های ضروری مجتمع، و رعایت فقه واقعیتها می باشد. نباءً اگر مجتمع برای درمان و رعایت فقرا به ساختار و تجهیز بیمارستان نیاز داشته باشد پس به ساختن آن اولویت داده می شود، و اگر برای اعداد و رعایت دانش‌آموزان به ساختار، حفاظت و تجهیز مدارس و دانشگاهها نیاز داشته باشد پس ساختار و تهجیز آن در اولویت قرار می گیرد، اگر نیاز برای تسهیل ازدواج تنگدستان و پرداخت قرض دین داران و رفع نیاز نیازمندان بوده باشد این امور در اولویت قرار می گیرد. پس به طور کل برآورده ساختن ضروریات مردم و خواسته های زندگی شان از وجایب شرعی و ملی است، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «به من ایمان نیاورده است کسی که شب را به شکم سیر سپری نماید و همسایه اش گرسنه باشد در حالی که او می داند».

و برخی دیگر این منافع عامه: حفاظت بر مال عمومی است، چون همه افراد و شهروندان کشور در مال عام شریک هستند، پس احترام مال عام بیشتر و شدیدتر از احترام مال شخصی می باشد؛ زیرا بر مال عام حقوق بیشتری تعلق می گیرد، و عهده های مالکیت در آن متعدد است، بنابرین اسلام از اتلاف، دزدی کردن یا ضرر رساند به آن هشدار داده است، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿وَمَن يَغۡلُلۡ يَأۡتِ بِمَا غَلَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ «و هر کس خیانت کند، روز قیامت، با آنچه (در آن) خیانت کرده بیاید سپس به هر کس آنچه را کسب کرده‌است (از نیکی یا بدی) بطور کامل (پاداش یا سزا) داده می‌شود، و به آنان ستم نخواهد شد»، پس مال عام مملوک همه مردم است نه مملوک گروه مشخص، و  کسانی که متولی امور آن هستند درواقع امنای حفظ، تحصیل و توزیع آن به نیازمندان آن می باشند، پس درست نیست هیچ کسی برآن تجاوز نماید یا بدون استحقاق مقدار از آنرا بگیرد، زیرا چنین کار خیانت، ستم و به باطل مال مردم را خوردن است.

همچنین اسلام بر حفاظت مرافق عمومی مانند عبادتگاه ها، مدارس، بیمارستانها، باغها و دیگر مرافق عمومی دستور داده است، چون این مرافق ملک همه است و منافع آن بر همگان بر می گردد، و به صورت شدید از تجاوز بر آن، ضایع ساختن آن یا فاسد کردن و از بین بردن آن به هر صورتی که بوده باشد هشدار داده است، چنانچه خداوند می فرماید: ﴿وَلَا تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بَعۡدَ إِصۡلَٰحِهَا «و در زمين پس از اصلاح آن فساد نکنيد»؛ تا برخی مردم فکر نکند که می تواند مال عام را طوری که دلش بخواهد استفاده نماید به این ادعا که او نیز در این مال حق شایع دارد، زیرا چنین درک اشتباه است، چون بر ما واجب است باید مرافق عمومی را حفظ و حمایت کنیم و آنرا توسعه و تطویر بخشیم؛ زیرا آن مربوط فرد مشخص یا گروه معین نیست؛ بلکه مربوط به ما و مربوط به نسلهای آینده‌ی ما می باشد.

و برخی دیگر این منافع: حفاظت راه ها و رعایت حقوق آن است، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «از نشستن بر راه ها و معابر مردم بپرهیزید» گفتند: ای رسول خدا، چاره ای جز اين نداريم؛ زيرا می نشينيم و با هم صحبت می کنيم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «حال که چنين است، پس حقّ راه را رعايت کنيد» پرسيدند: حقّ راه چيست؟ فرمود: «حفاظت چشم ها، اجتناب از اذيت و آزار ره گذران، دادن جواب سلام و امر به معروف و نهی از منکر». و در حدیث دیگری می فرماید: «ايمان هفتاد و اندی یا شصت و اندی شعبه دارد که برترينش گفتن لااله الاالله می باشد و پايين ترين بخشِ ايمان، برداشتن خار و خاشاک (و هر چيز آزاردهنده ای) از سرِ راه است و شرم و حيا، بخشی از ايمان به شمار می رود».

و برخی دیگر آن: ادای خدمات وطنی و ملی است، این خدمات مهمترین وجایبی است که هر فرد در قبال دین و وطن خود انجام می دهد، و تقدیم این خدمات دلیل انتمای فرد به وطنش و محبت او به آن می باشد، چون حیثیت، خطر و جایگاه وطن و عزت نزد مسلمان کمتر از حیثیت و خطر جان، دین، مال و متاع او نیست، همچنین این ایده در نفس فرزندان وطن مفاهیم مردانگی، شهامت، مروت و ارزشهای عالی را غرس می کند که دین مقدس ما به آن دستور می دهد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «دو چشم به آتش جهنم مجازات نمی شود: چشمی که از ترس و خشیت خداوند بگرید وچشمی که برای نگهبانی در راه خدا شب بیدار بماند».

و برخی از منافع عومی که باید رعایت گردد روابط و پیمان‌های موجود میان دولت با دیگر دولتها یا سازمانها و نهادهای خارجی می باشد: پس باید هر عمل فقهی، اصدار فتوا، و کارکرد فکری یا دعوتی باید عمل نهادی بوده باشد که از طرف ولی امر یا نایب او صادر گردد، و کسی که می خواهد در چنین موارد سخن بگوید و فتوا صادر کند باید همه حالات و ظروف اجتماعی ملی و بین المللی مربوط به آن را مد نظر بگیرد، تا مبادا حکمی صادر کند یا فتوای فردی بدهد که مخالف واقعیتها بوده باشد یا مخالف قوانین و پیمانهای بین المللی، و خداوند متعال به ما دستور داده تا به وعده و پیمان مان وفا نماییم، چنانچه می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَوۡفُواْ بِٱلۡعُقُودِۚ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! به پیمان‌ها (و قرار دادهای خود) وفا کنید»، چون این آیت مبارک عام است همه پیمانها، قراردادها و التزاماتی را شامل می شود که باید انسان در رابطه با همنوع خود برآن ملتزم باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مسلمانان ملتزم به شروط و پیمانهای شان می باشند، مگر شرطی که حرام را حلال یا حلال را حرام بگرداند».

چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم پس از صلح حدیبه بنا بر پیمانی که میان او و قریش بود ابو بصیر رضی الله عنه را دوباره نزد قریش برگرداند، با وجود که احتمال می رفت این صحابی جلیل القدر در معرض آزار و اذیت قرار گیرد، ولی پیامبر صلی الله علیه وسلم با آن, خواست پیمان خود با قریش را حفظ نماید، چون در این امر از یکسو وفا به وعده و پیمان است و از سوی دیگر منافع عمومی بر منافع شخصی ترجیح داده می شود.

در واقع بدون علم و درک سخن گفتن پیرامون امور عامه خیلی خطر بزرگی دارد که بنیان و بازوی دولت را می شکند، و امنیت و استقلال وطن را به باد مسخره می گیرد و هر جاهل و بی صلاحیت بدون درک مخاطر پیرامون آن سخن می گوید. و چه بسا زیاد اند مفسدانی که در روی زمین فساد می کنند نه اصلاح‌کاری، خداوند متعال به ما دستور داده تا کار را به اهل آن بسپاریم، چنانچه می فرماید: ﴿وَإِذَا جَآءَهُمۡ أَمۡرٞ مِّنَ ٱلۡأَمۡنِ أَوِ ٱلۡخَوۡفِ أَذَاعُواْ بِهِۦۖ وَلَوۡ رَدُّوهُ إِلَى ٱلرَّسُولِ وَإِلَىٰٓ أُوْلِي ٱلۡأَمۡرِ مِنۡهُمۡ لَعَلِمَهُ ٱلَّذِينَ يَسۡتَنۢبِطُونَهُۥ مِنۡهُمۡۗ وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ لَٱتَّبَعۡتُمُ ٱلشَّيۡطَٰنَ إِلَّا قَلِيلٗا «و هنگامی‌که خبری از ایمنی (و پیروزی) یا ترس (و شکست) به آن‌ها برسد آن را شایع می‌سازند، در حالی‌که اگر آن را به پیامبر و صاحبان امرشان باز می‌گرداندند، از حقیقت امر آگاه می‌شدند، و اگر فضل و رحمت الله بر شما نبود، جز اندکی، (همگی) از شیطان پیروی می‌کردید».

أقولُ قولِي هذَا، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ.

* * *

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او، بر آل و اصحاب او و بر همه کسانی که تا روز قیامت از آنها به وجه احسن پیروی نمودند درود، رحمت سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

همانا مفهوم منافع عمومی بیشتر و بزرگتر از اهتمام فردی شامل اهتمامات جماعی است، بناءً این موضوع حق مشترک میان شماری از افراد نیست؛ بلکه بر انجام آن شماری از انسانهای کارشناس گماشته می شوند، و آنها ارزش وظیفه به دوش شان گذاشته شده را می دانند که آن مربوط به امنیت ملی، زندگی و منافع مردم، منابع زیرزمینی کشورها، وضعیت منطقوی و بین المللی آنها و امور سیاسی و اجتماعی و امنیتی و علمی آنها می باشد، دانشمندان به این باور هستند مجتهدی که شروط اجتهاد را دارا باشد هرگاه اجتهاد کند و در اجتهاد خود اشتباه نماید یک پاداش کسب می کند، و اگر اجتهاد کند و در اجتهادش به حقیقت برسد دو پاداش کمایی می کند، و از مفهوم مخالف آن دانسته می شود هرگاه کسی بدون علم و تخصص اجتهاد کند و در اجتهادش به حقیقت برسد پس یک گناه کسب می کند زیرا بدون علم و اختصاص به اصدار فتوا جرأت کرده است، و اگر اجتهاد کند و در اجتهادتش به خطا برود مرتکب دو گناه می شود، یک گناه اشتباهش دوم گناه بدون علم و اختصاص جرأت کردن برای اصدار فتوا؛ چون اسلام بر احترام اهل تخصص و کار تلاش دارد، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿فَاسۡ‍َٔألُوٓاْ أَهۡلَ ٱلذِّكۡرِ إِن كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ «پس ای مردم اگر نمی‌دانید از (آگاهانِ) اهل کتاب بپرسید»، اهل ذکر عبارت از اهل علم و اختصاص است در هر علم و رشته‌ای که بوده باشد به اعتبار آنچه که از آن پرسیده می شوند.

و از همینجاست که از عجله در اصدار فتوا بدون علم و دلیل شرعی منع کرده شده است، خداوند متعال می فرماید: ﴿فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا لِّيُضِلَّ ٱلنَّاسَ بِغَيۡرِ عِلۡمٍۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ « پس چه کسی ستمکار‌‌تراست از آن کس که بر الله دروغ بندد، تا مردم را از روی نادانی گمراه سازد؟! مسلّماً الله گروه ستمکاران را هدايت نمی‌کند»، در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَلَا تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلۡسِنَتُكُمُ ٱلۡكَذِبَ هَٰذَا حَلَٰلٞ وَهَٰذَا حَرَامٞ لِّتَفۡتَرُواْ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ لَا يُفۡلِحُونَ * مَتَٰعٞ قَلِيلٞ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ «و چیزی را که زبان‌تان به دروغ توصیف می‌کند؛ نگویید: این حلال است، و آن حرام تا بر الله افترا ببندید، یقیناً کسانی‌که بر الله افترا می‌بندند؛ رستگار نمی‌شوند * (در این دنیا) بهرۀ اندک (نصیب‌شان می‌شود) و برای آن‌ها (در آخرت) عذاب دردناک است». پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «کسی که بدون علم به مردم فتوا بدهد او را فرشتگان آسمان و زمین نفرین و لعنت می کنند»، بزرگان صحابه و تابعین از فتوا دادن احتیاط می کردند چون خطورت آنرا می دانستند، چنانچه حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه می فرماید: “در زیر سایه کدام آسمان قرار خواهم گرفت و کدام زمین مرا جا خواهد داد؟ اگر بدون علم در باره کتاب خداوند متعال چیزی بگویم”، حضرت شعبی رحمه الله در باره مسأله‌ای پرسیده شد: در پاسخ گفت: درست نمی دانم، پس شاگردانش به او گفتند: از این سخنت ما شرمیدیم، او به آنها گفت: ولی فرشتگان وقتی گفتند: «ما چیزی جز آنچه به ما آموخته ای نمی دانیم» شرمنده نشدند، و عبد الرحمن بن ابی لیلی گفت: من یکصد و بیست انصار از یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم را صحبت نمودم: وقتی یک آنها در باره چیزی پرسیده می شد سوال را راجع می کرد به صحابه دیگری، و او به صحابه دیگری تا که به نخستین صحابه بر می گشت.

حمایت منافع عمومی مسئولیت مشترک است، هر شخص طبق جایگاه و توانایی اش از آن مسئول می باشد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همه ی شما مسئوليد و هريک از شما درباره ی زيردستانش بازخواست می شود؛ رهبر يا حاکم، مسئول رعيت است و مرد مسئول خانواده اش؛ و زن درباره ی خانه ی شوهرش و فرزندان او مسئوليت دارد. و خدمتکار درباره ی اموالِ آقای خود و مسئوليتی که به او سپرده شده، مسئول است. پس همه ی شما مسئوليد و درباره ی مسئوليت و زيردستان خود بازخواست خواهيد شد».

در واقع بسا مردم در باره آنچه که می گویند یا نوشته می کنند و یا در رسانه های ارتباط جمعی به اشتراک می گذارند بی توجه می باشند، بلکه برخی مردم این کار را نوعی از سرگرمی می پندارند و نمی دانند که شایعه پراکنی میان مردم یکی از راه های تخریب و ویرانی است که اهل باطل در درگیری شان با اهل حق به کار می برند، پس دیده می شود که برخی افراد ملت یکپارچه بر برخی دیگرشان شک می کنند، و برخی آنان برخی دیگر شان را خاین قلم داد می کنند؛ بناء پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همین گناه انسان را کافیست, هرآنچه را که بشنود آنرا تأیید کند و میان مردم شایعه نماید».

پس وقتی سخن گفتن پیرامون هرآنچه که انسان شنیده است یکی از انواع دروغ بوده باشد و گوینده آن در آخرت به شدیدترین صورت مجازات شود، پس چگونه خواهد بود کسی که درباره چیزی به دروغ و بهتان و افتراء سخن می گوید که نه دیده و نه شنیده و نه پیرامون آن علم دارد؟ و چه بسا سخنان دروغی که به آفاق می رسد، و در روز قیامت سبب مجازات گوینده آن می شود، چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «بنده سخنی در جهت رضايت الله متعال می گويد که توجه چندانی بدان ندارد اما به موجبِ آن الله بر درجاتش می افزايد. و بنده سخنی بر زبان می آورد که موجب خشم الله متعال است حال آنکه اهمیت چندانی به آن نمی دهد، اما به سبب آن در دوزخ سقوط می کند»، امری که از ما می خواهد تا احتیاط و تعقل کنیم و پیرامون آنچه که نمی دانیم نپیچیم، یا بدون علم به کسی فتوا ندهیم.

خداوند متعال امر نموده تا ما تحقیق نماییم و به تعقیب تخریبکاران نرویم، و پیرامون هر خبری که به ما می رسد تحقیق و بررسی کنیم، چنانچه می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ أَن تُصِيبُواْ قَوۡمَۢا بِجَهَٰلَةٖ فَتُصۡبِحُواْ عَلَىٰ مَا فَعَلۡتُمۡ نَٰدِمِينَ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! اگر (شخص) فاسقی خبری برای شما آورد، پس (دربارۀ آن) بررسی (و تحقیق) کنید، تا آنکه (مبادا) به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید، آنگاه بر آنچه انجام داده‌اید پشیمان شوید». و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «احتیاط و مشورت از جانب خداوند است و عجله از سوی شیطان».

ما چقدر نیازمند هستیم تا ارزش‌های منافع عمومی را درک نماییم، و منافع عمومی را بر منافع شخصی ترجیح دهیم، و مخاطر و چالش‌های اطراف ما را بدانیم. پس باید از تجربه دیگران پند بگیریم و بیاموزیم، و فرصت تخریب را از دشمنان دین و وطن بگیریم، و همه ما برحق متحد و یکپارچه ثابت بوده باشیم، تا مبادا در لجنزار دشمنان سقوط کنیم، و باید اعتماد را میان ما نشر نماییم و بر انجام کارهای نیکی که منفعت آن بر همگان بر می گردد, با هم تعاون و همکاری نماییم.

بار خدایا! ما را توفیق بده تا حقوق وطن را ادا  نماییم، و ملت، رهبران، ارتش و پولیس ما را حفظ نما، و مصر و همه کشورهای جهان را امن و آرام و متقدم بگردان.