به نام خدای بخشنده مهربان

برخی از سنت‌های خداوند متعال در جهان هستی تطبیق مسببات بر اسباب است

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿وَقُلِ ٱعۡمَلُواْ فَسَيَرَى ٱللَّهُ عَمَلَكُمۡ وَرَسُولُهُۥ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَۖ وَسَتُرَدُّونَ إِلَىٰ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ «و بگو: عمل کنید، پس بزودی الله، و پیامبرش و مؤمنان اعمال شما را خواهند دید، و به زودی به سوی الله که دانای پنهان و آشکار است، باز گردانده می‌شوید، پس شما را به آنچه انجام می‌دادید؛ آگاه می‌کند»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

به راستی خداوند متعال برای جهان هستی سنتها و قوانین گزاشته که طبق آن حرکت این جهان تنظیم و ترتیب می شود، پس هیچگاه لاحق بر سابق پیشی نمی گیرد، و سابق از لاحق پس نمی ماند، خداوند متعال می فرماید: ﴿لَا ٱلشَّمۡسُ يَنۢبَغِي لَهَآ أَن تُدۡرِكَ ٱلۡقَمَرَ وَلَا ٱلَّيۡلُ سَابِقُ ٱلنَّهَارِۚ وَكُلّٞ فِي فَلَكٖ يَسۡبَحُونَ «نه خورشید را سزد که به ماه رسد، و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد، و هر یک در مدار خود شناورند»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗاۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَحۡوِيلًا «پس هرگز برای سنت (و شیوۀ) الله تغیری پیدا نمی‌کنی و هرگز درطرز کار الله دگرگونی نمی‌یابی»، خداوند متعال این سنتها را ترازویی قرار داده که با آن قواعد زندگی سنجیده و تنظیم می شود، و توسط آن آبادانی زمین تحقق می پذیرد. و حفاظت از این سنتها یکی از اهداف آفرینش است، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ وَٱسۡتَعۡمَرَكُمۡ فِيهَا «او شما را از زمین پدید آورد، و شما را در آن به آباد کردنش گمارد»، و در آیت دیگری می گوید: ﴿وَلَا تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بَعۡدَ إِصۡلَٰحِهَا «و در زمين، پس از اصلاح آن فساد نکنيد»، بدون تردید هر ملتی که این سنتهای الهی را درک کردند و طبق آن عمل نمودند, به سیادت و ریاست جهان رسیدند و تقدم و پیشرفت کردند اگرچه مسلمان نبودند، بلکه حتی اگرچه پیرو هیچ دینی نبودند؛ زیرا این سنتهای الهی مربوط هیچ ملتی نیست و با هیچ مخلوقی اختصاص ندارد.

و برخی از این سنتهای جهانی خداوند: تطبیق مسببات بر اسباب می باشد؛ پس خداوند متعال اسباب و مسببات را آفریده است، و به ما دستور داده تا به اسباب تمسک نماییم، زیرا وقتی اسباب موجود بود نتایج متحقق می گردد، این قانون عام و مستحکم است، بر همه اجزای جهان هستی و در هر زمان و مکان تطبیق می شود، پس هر چیز سبب ویژه دارد، طوری که آتش سبب سوزاندن، قتل سبب وفات، کِشت و تخم سبب زراعت، خوردن سبب سیری، کوشش و تلاش سبب پیروزی و تکاسل و تنبلی سبب ناکامی می باشد، و اینچنین.

همانا تلاش در روی زمین و کار کردن فرض دینی و واجب وطنی می باشد، زیرا خداوند متعال می فرماید: ﴿هُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ ذَلُولٗا فَٱمۡشُواْ فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُواْ مِن رِّزۡقِهِۦۖ وَإِلَيۡهِ ٱلنُّشُورُ «او کسی است که زمین را برای شما رام گردانید، پس در گوشه و نواحی آن راه بروید و از روزی او بخورید، و بازگشت (همه) به سوی اوست» و در آیت دیگری می فرماید: ﴿فَإِذَا قُضِيَتِ ٱلصَّلَوٰةُ فَٱنتَشِرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَٱبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِ ٱللَّهِ وَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَثِيرٗا لَّعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ «پس هنگامی‌که نماز پایان یافت، (برای کسب رزق و روزی) در زمین پراکنده شوید، و از فضل الله طلب کنید، و الله را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید»، پس این است مفهوم سعی و تلاش و کار و آباد سازی زمین در دین اسلام، پس وقتی پسمان و ضعیف می شویم هیچ دلیلی برای توجیه این حالت خود نداریم، به هیچ ادعایی نمی توانیم حالت ضعف و پسمانی را به دین نسبت بدهیم؛ چون اینچنین ادعاها, تنبلی، تکاسل و تخلف از کاروان تمدن و تقدم می باشد.

در واقع کسی که پیرامون سیرت وشمایل پیامبران و نیکوکاران تفکر نماید درمیابد که آنها همیشه در همه امور زندگی با تمسک بر اسباب تلاش و اجتهاد می کردند، چنانچه دیده می شود که حضرت نوح علیه السلام نجاری می کرد، و پس از دعوت زیاد قومش به سوی حق خداوند از او خواست تا کشتیِ بسازد، خداوند متعال فرمود: ﴿وَٱصۡنَعِ ٱلۡفُلۡكَ بِأَعۡيُنِنَا وَوَحۡيِنَا وَلَا تُخَٰطِبۡنِي فِي ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ إِنَّهُم مُّغۡرَقُونَ «و (اکنون) به دیدگان ما و به وحی ما، کشتی را بساز، و در (بارۀ) کسانی‌که ستم کردند، با من سخن مگو، که آنان غرق شدنی هستند»، در حالی که خداوند متعال می توانست با قدرت خود او را بدون سبب یا کاری نجات بدهد ولی الله جل جلاله به ما می آموزاند که چگونه به اسباب چنگ بزنیم، پس حضرت نوح علیه السلام امر پروردگار خود را اجابت کرد و به ساختن کشتی آغاز نمود، و با وجود تمسخر قومش در ساختن آن تکاسل نکرد، خداوند می فرماید: ﴿وَيَصۡنَعُ ٱلۡفُلۡكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيۡهِ مَلَأٞ مِّن قَوۡمِهِۦ سَخِرُواْ مِنۡهُۚ قَالَ إِن تَسۡخَرُواْ مِنَّا فَإِنَّا نَسۡخَرُ مِنكُمۡ كَمَا تَسۡخَرُونَ «و (نوح) کشتی را می‌ساخت، و هرگاه گروهی از اشراف قومش بر او می‌گذشتند، او را مسخره می‌کردند، (نوح) می‌گفت: اگر ما را مسخره می‌کنید، پس ما (نیز) شما را مسخره خواهیم کرد؛ همین گونه که مسخره می‌کنید»، و به کارش ادامه داد، پس خداوند متعال پاداش کارش را داد و او و مؤمنین از قومش را از غرق شدن نجات داد.

و حضرت داود علیه السلام آهنگر بود، خداوند متعال به او این شغل را آموزانید چون که فایده آن بر او و بر همه مردم می رسید، خداوند می فرماید: ﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا دَاوُۥدَ مِنَّا فَضۡلٗاۖ يَٰجِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُۥ وَٱلطَّيۡرَۖ وَأَلَنَّا لَهُ ٱلۡحَدِيدَ١٠ أَنِ ٱعۡمَلۡ سَٰبِغَٰتٖ وَقَدِّرۡ فِي ٱلسَّرۡدِۖ وَٱعۡمَلُواْ صَٰلِحًاۖ إِنِّي بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ «و به راستی (ما) به داوود از سوی خود فضیلتی (بزرگ) دادیم، (گفتیم:) ای کوه‌ها و ای پرندگان! با او (در تسبیح گفتن) هم آواز شوید، و آهن را برای او نرم کردیم(10) (و به او دستور دادیم) که زره‌های بلند (و فراخ) بساز و در بافتن (حلقه‌ها) اندازه نگه دار، و کار شایسته انجام دهید، همانا من به آنچه انجام می‌دهید؛ بینا هستم»، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «هیچ کسی غذای بهتر از دست مزد خود نخورده است، و همانا پیامبر خدا حضرت داود علیه السلام از دست مزد خود غذا می خورد».

و در داستان حضرت یوسف علیه السلام دیده می شود که چنگ زدن به اسباب و پلان سنجی برای آینده بهترین و بزرگترین سبب نجات شهرها و ملتها از گرسنگی کشنده و خطر واقعی بود، چنانچه حضرت یوسف علیه السلام به اسباب تمسک نمود و برای آینده پلان درست و حساب شده وضع نمود تا بتواند شهرها و ملتها را از گرسنگی سختی نجات بدهد که همه جهان را در هم کوبیده بود، پس توانست برای کشور خود تقدم، آسایش، حمایت و قدرت اقتصادی قوی بار بیاورد، طوری که دیگران از هر گوشه و کنار جهان برای به دست آوردن خیرات و منافع مصر می آمدند، خداوند متعال این موضوع را در قرآن کریم از زبان حضرت یوسف علیه السلام چنین حکایت نموده است: ﴿قَالَ تَزۡرَعُونَ سَبۡعَ سِنِينَ دَأَبٗا فَمَا حَصَدتُّمۡ فَذَرُوهُ فِي سُنۢبُلِهِۦٓ إِلَّا قَلِيلٗا مِّمَّا تَأۡكُلُونَ٤٧ ثُمَّ يَأۡتِي مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ سَبۡعٞ شِدَادٞ يَأۡكُلۡنَ مَا قَدَّمۡتُمۡ لَهُنَّ إِلَّا قَلِيلٗا مِّمَّا تُحۡصِنُونَ٤٨ ثُمَّ يَأۡتِي مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ عَامٞ فِيهِ يُغَاثُ ٱلنَّاسُ وَفِيهِ يَعۡصِرُونَ «(یوسف) گفت: هفت سال پی درپی (با جدیت) زراعت کنید، پس آنچه را درو کردید، جز اندکی که می‌خورید، (بقیه را) در خوشه‌اش باقی بگذارید(47) سپس بعد از آن هفت (سال) سخت (قحطی) می‌آید، که آنچه را برای آن سال‌ها ذخیره کرده‌اید، می‌خورید، جز اندکی از آنچه که (برای بذر) ذخیره خواهید کرد(48) سپس بعد از آن هفت (سال) سالی فرا می‌رسد که باران فراوانی نصیب مردم می‌شود، و درآن (سال، مردم افشردنی‌ها را) می‌فشارند».

و همینطور دیده می شود که حضرت مریم علیها السلام که روزی اش از نزد خداوند متعال با فراوانی و گوارا می آمد، از این موضوع حضرت زکریا علیه السلام تعجب کرد و برایش چنین گفت چنانچه قرآن کریم از زبانش به ما حکایت می کند: ﴿كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيۡهَا زَكَرِيَّا ٱلۡمِحۡرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزۡقٗاۖ قَالَ يَٰمَرۡيَمُ أَنَّىٰ لَكِ هَٰذَاۖ قَالَتۡ هُوَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِۖ إِنَّ ٱللَّهَ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٍ «هرگاه زکریا وارد محراب (و عبادتگاه) او (=مریم) می‌شد، نزد او غذا و رزقی می‌یافت، (زکریا) می‌گفت: ای مریم این از کجا برای تو آمده است؟ (مریم) می‌گفت: این از جانب الله است، که الله به هر کس بخواهد بی شمار روزی می‌دهد»، و در موقف دیگری علی رغم ناتوانی و سختی درد خداوند به او دستور می دهد تا تنه درخت خرما را به طرف خود تکان بدهد تا رطب و خرمای تازه‌ای بر او فرو ریزد، و اگر خداوند متعال می خواست خرمای تازه بدون انجام کاری بر او فرو ریزد حتما می کرد، ولیکن خداوند متعال به ما یاد می دهد تا چگونه از اسباب کار بگیریم و تلاش نماییم، خداوند می فرماید: ﴿وَهُزِّيٓ إِلَيۡكِ بِجِذۡعِ ٱلنَّخۡلَةِ تُسَٰقِطۡ عَلَيۡكِ رُطَبٗا جَنِيّٗا «و (این) تنۀ (درخت) خرما را به طرف خود تکان بده، (که) رطب تازه‌ای بر تو فرو می‌ریزد»، خداوند به شاعر خیر زیاد دهد چنین می گوید:

در هر امر بر خدا توکل کن

و هیچ روزی از روی عاجزی دست از طلب بر مدار

آیا ندیده‌ای که خداوند به مریم گفت:

تنه درخت خرما را به سوی خود تکان بده تا رطب تازه‌ای بر تو فرو ریزد

اگر الله می‌خواست بدون تکان دادن بر او رطب فرو ریزد

حتما چنین می کرد، ولی هر چیز سببی دارد.

پیامبر صلی الله علیه وسلم در سفر هجرت مبارکش به ما بهترین نمونه تمسک بر اسباب را بیان نموده است، چنانچه به امت خود می آموزاند که طرح و پلان درست و ترتیب دقیق یکی از ضروریتهای پیروزی و گذشت از بحران‌ها است؛ پس پیامبر صلی الله علیه وسلم دو کاروان سفر آماده کرد و برای خود یار وفا دار و امین بر گزید، و وقت و مکان مناسب را برای خارج شدن و حرکت کردن تشخیص نمود، پس شب هنگام از خانه ابوبکر صدیق رضی الله عنه خارج شدند و برای شان راهنمای ماهری نیز برگزیدند با این یقین که باید در این خصوص اهل کفایت و درایت مقدم کرده شود گرچه افکار و دیدگاهش یا حتی عقاید و ایمانش مخالف بوده باشد، سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم عامر بن فهیره رضی الله عنه را موظف نمود تا به تعقیب آنها بیاید و آثار قدم و رفتار آنها را نابود کند تا مبادا کفار قریش به اثر آنها بیایند و پیدای شان کند، در این کار به سبب تمسک نمود در حالی که به یقین می دانست که خداوند سلامتی او و یارش را تضمین نموده است، مگر اینکه او صلی الله علیه وسلم خواست با این امر به ما یاد بدهد که سنت خداوند در جهان هستی از ما می خواهد در نخست به اسباب و ابزار چنگ بزنیم و سپس امر ما را به خداوند متعال بسپاریم.

أقولُ قولِي هذَا، وأستغفرُ اللهَ لِي ولكُمْ

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا! بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

یقینا چنگ زدن به اسباب هیچگاه مخالف و ضد توکل بر خداوند نمی باشد، زیرا کسی که حقیقت توکل را بداند تلاش بیشتر می کند تا به اسباب چنگ بزند، پس کسی که واقعا به الله توکل دارد به اسباب می گیرد، انرژی و توان خود را به کار می اندازد و سپس همه امور را به خداوند که صاحب توفیق و فضیلت و یاری است بر می گرداند، خداوند می فرماید: ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ «تنها تو را می‌پرستیم؛ و تنها از تو یاری می‌جوییم». و درباره تطبیق عملی مفهوم توکل به الله, پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «اگر شما به صورت درست به الله توکل کنید حتما خداوند شما را روزی می دهد چنانچه پرنده‌ای را روزی می دهد که در صبح با شکم گرسنه می رود و شامگاهان با شکم سیر بر می گردد»، پس می دانیم که پرنده برای آینده اش نه غذایی ذخیره می کند و نه آبی، مگر اینکه هیچگاه از سعی و تلاش و طلب روزی تکاسل و تنبلی نمی کند، چنانچه صبح را با شکم گرسنه در سعی و تلاش پیدا کردن روزی آغاز می کند و در شب طوری بر می گردد که خداوند از فضل و احسان خود به او روزی داده است، پس در صبحگاهان می رود و در شب بر می گردد، این غریزه موافق حرکت زندگی است، اگرچه آنقدر غذا و آب داشته باشد که همه عمرش را کفایت کند ولی باز هم هیچگاه از تلاش دست نمی کشد و تکاسل نمی کند، بلکه در سعی و تلاشش ادامه می دهد و هر صبح برای طلب روزی خارج می شود.

پیامبر صلی الله علیه وسلم مفهوم واقعی اخذ به اسباب را در همه امور به یاران خود آموختانده، و از توکلی که به زیان است و هیچ فایده‌ای ندارد منع نموده است، و مبالغه نکرده ایم اگر بگوییم: ما گنهکار می شویم و به خود و فرزندان خود ستم می کنیم اگر به اسباب تقدم ترقی و پیشرفت تمسک ننماییم، زیرا دین ما دین علم، ترقی و دین تمدن و زیبایی و دین مفید برای همه جهانیان است، چنانچه مردی به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: ای رسول خدا! آیا شترم را آزاد بگذارم و به الله توکل کنم؟ یا پای آنرا ببندم و توکل کنم؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «پای شترت را ببند و توکل کن». پس بستن پای شتر سبب ضمانت بقای آن می باشد، اما آزاد و رها گذاشتن آن باعث دزدی و مفقود شدن آن می گردد.

بار خدایا! ما را توفیق بده تا برای دین، ملت و سرزمین ما مفید واقع شویم.