- أوقاف أونلاين - http://foreign.awkafonline.com -

آداب عمومی و تأثیر آن بر تقدم ملت‌ها

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، همان ذاتی که در قرآن کریم می فرماید: ﴿قُلۡ إِنَّنِي هَدَىٰنِي رَبِّيٓ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ دِينٗا قِيَمٗا مِّلَّةَ إِبۡرَٰهِيمَ حَنِيفٗاۚ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ «بگو: بتحقيق پروردگارم مرا به راه راست هدايت کرده است، دين درست (و پا بر‌ جا)، دين (و ملت حنيف) ابراهيم حق پرست، که از مشرکان نبود»، گواهی می دهم که نیست معبود برحق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا، بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

اما بعد!

ملت‌های با تمدن و کشورهای مترقی و پیش‌رفته همیشه رعایت آداب عمومی را منهج زندگی خویش قرار می دهند، و این آداب از باب تفریح و تلذذ نیست و بر حاشیه و گوشهء زندگی قرار ندارد؛ بلکه آداب عمومی از سیستم ارزشها و اخلاق انسانی جدا و به دور نیست، و این آداب مطابق و موافق آموزه های دین حنیف ما نیز است چون دین ما شماری از آداب عمومی را وضع نموده که رابطه انسان را با پروردگارش و رابطه‌ی او را با همه جهان هستی تنظیم می کند.

و برخی از این آداب عمومی: پاکی و نظافت است، زیرا اسلام به طهارت و پاکی بدن، لباس و مکان اهمیت زیاد داده است، چنانچه خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا قُمۡتُمۡ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ فَٱغۡسِلُواْ وُجُوهَكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ وَٱمۡسَحُواْ بِرُءُوسِكُمۡ وَأَرۡجُلَكُمۡ إِلَى ٱلۡكَعۡبَيۡنِۚ وَإِن كُنتُمۡ جُنُبٗا فَٱطَّهَّرُواْۚ وَإِن كُنتُم مَّرۡضَىٰٓ أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوۡ جَآءَ أَحَدٞ مِّنكُم مِّنَ ٱلۡغَآئِطِ أَوۡ لَٰمَسۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَلَمۡ تَجِدُواْ مَآءٗ فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدٗا طَيِّبٗا فَٱمۡسَحُواْ بِوُجُوهِكُمۡ وَأَيۡدِيكُم مِّنۡهُۚ مَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيَجۡعَلَ عَلَيۡكُم مِّنۡ حَرَجٖ وَلَٰكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمۡ وَلِيُتِمَّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! چون به نماز برخاستید؛ پس صورت خود و دست‌هایتان را تا آرنج بشویید و سرتان را مسح کنید، و پاهای‌تان را تا دو قوزک (بشویید) و اگر جنب بودید؛ پس خود را پاک سازید (و غسل کنید)، و اگر بیمار یا مسافر هستید، یا یکی از شما از محل قضای حاجت آمده (= قضای حاجت کرده) یا با زنان (تماس گرفته و) آمیزش کرده باشید، آنگاه آب نیابید؛ پس با خاک پاکی تیمم کنید و از آن بر صورت‌تان و دست‌هایتان بکشید الله نمی‌خواهد بر شما دشواری قرار دهد، بلکه می‌خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام کند، باشد که شکر گزارید»، و در آیت دیگری می فرماید: ﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرۡ «و لباس‌هایت را پاکیزه دار»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: «هرگاه یکی از شما از خوابش بیدار شد پس نباید دست خود را در ظرف آب داخل کند مگر بعد از آن که سه بار آنرا بشوید…»، و در حدیث دیگری فرموده است: «از دو کاری که باعث لعنت انسان می شوند، پرهيز کنيد». صحابه پرسيدند: آن دو کار کدامند؟ فرمود: «قضای حاجت بر سر راه يا در سايه های مردم».

و اسلام میان نظافت حسی و نظافت معنوی رابطه ایجاد نموده است، طوری که پاکی حسی را سبب پاکی معنوی قرار داده است، زیرا وقتی انسان نظافت ظاهری و جسمی خود را حفظ کند این کارش باعث غفران و بخشش خداوند متعال می شود، چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هرگاه بنده ی مسلمان يا مؤمنی وضو می گيرد و صورتش را می شويد، هر گناهی که با نگاهِ چشمانش مرتکب شده، با آب يا با آخرين قطره ی آن از چهره اش می ريزد. و آنگاه که دستانش را می شويد، هر گناهی که با دستانش انجام داده، با آب يا آخرين قطره ی آن، از دستانش خارج می گردد و هنگامی که پاهايش را می شويد، هر گناهی که با پاهايش به سوی آن قدم برداشته، با آب يا آخرين قطره ی آن، از پاهايش خارج می شود تا اينکه از گناهان پاک می گردد». همانطوری که اسلام به نظافت شخصی توجه نموده به نظافت عمومی نیز توجه زیاد کرده است، چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «اماکن خویش را پاک نگهدارید»، این اماکن شامل فنای خانه، مدرسه، شرکت، انجمن‌ها و پارک‌های عمومی می شود، همچنین راه ها و میدان های عمومی را نیز در بر می گیرد، پس باید همه این اماکن پاک نگهداشته شود و نباید طور نامناسب ظاهر گردد، و طوری ترک کرده شود که بهتر و پاکتر از گذشته بوده باشد و همگان بر نظافت و پاکی آنها سهم فعال بگیرند.

و برخی دیگر این آداب: احترام گذاشتن به نظام و قانون است، زیرا باید هر مجتمع دارای سلسله قوانین ونظامهای عادلانه‌ی بوده باشد که رفتار و تعامل افراد این مجتمع را تنظیم کند، و حقوق مردم را حفظ نماید و آنها را برانجام وجایب شان مجبور سازد، پس دراین صورت منعفت عمومی کل مجتمع متحقق می گردد، و کسی که پیرامون حالت کشورهای متقدم و مجتمعات متمدن تأمل کند به یقین می داند که آنها به این حالت از پیش‌رفت و ترقی با قوانین و تلاش برتطبیق آن رسیده اند، چون این قوانین خود تجسم احترام بر حقوق دیگران و اساس حق در برابر وجایب است، و این قوانین می خواهد تا انسان با دیگران طوری برخورد کند که دوست دارد با او برخورد شود، و این امر از کمال ایمان داری او است، طوری که پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «ايمان هيچيک از شما کامل نيست تا آنکه برای برادرش همان چيزی را بپسندد که برای خود می پسندد»، و این کار مسئولیتی است که همگان از آن باز پرس می شوند، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همه ی شما مسئوليد و هريک از شما درباره ی زيردستانش بازخواست می شود؛ رهبر يا حاکم، مسئول رعيت است و مرد، مسئول خانواده اش؛ و زن درباره ی خانه ی شوهرش و فرزندان او مسئوليت دارد. و خدمتکار درباره ی اموالِ آقای خود و مسئوليتی که به او سپرده شده، مسئول است. پس همه ی شما مسئوليد و درباره ی مسئوليت و زيردستان خود بازخواست خواهيد شد». پس با احترام گذاشتن به قانون و نظام است که عدالت تطبیق می شود، و روحیهء برادری، محبت، دوستی و شفقت میان مردم منتشر می گردد و همه مجتمع از نعمت صلح، امنیت و استقرار برخوردار می شود.

و برخی دیگر این آداب: در نظر داشتن ذوق عموم مردم است، زیرا اسلام با آموزه های آمده که طبق قواعد عمومی رفتار انسانها را تهذیب و مشاعر شان را مترقی می سازد، و میان دلها توافق و محبت ایجاد می کند، و هیچ کس برآن اختلاف نمی کند، و عادات و عرف مردم را ارج می گذارد، پس شریعت هرآنچه که خوب است و مردم از آن نفرت ندارند را باقی گذاشته و هرآنچه که زشت است و مردم از آن نفرت دارند و باعث ضرر آنها می شود را رد و دفع نموده است، در این خصوص خداوند متعال می فرماید: ﴿ٱلَّذِينَ يَتَّبِعُونَ ٱلرَّسُولَ ٱلنَّبِيَّ ٱلۡأُمِّيَّ ٱلَّذِي يَجِدُونَهُۥ مَكۡتُوبًا عِندَهُمۡ فِي ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَٱلۡإِنجِيلِ يَأۡمُرُهُم بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَىٰهُمۡ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡخَبَٰٓئِثَ «آنان که از (این) رسول (الله)، پیامبر أمی (= درس ناخوانده) پیروی می‌کنند، که صفاتش را در تورات و انجیلی که نزدشان است، نوشته می‌یابند آن‌ها را به (کارهای) خوب و پسندیده فرمان می‌دهد و از زشتی (و کارهای نا پسند) بازشان می‌دارد و پاکیزه‌ها را برایشان حلال می‌گرداند، و پلیدی‌ها را بر آنان حرام می‌کند».

رعایت کردن ذوق عمومی می خواهد: تا انسان در لباس، غذا و آب آشامیدنی خود از اتقصاد و میانه روی کار گیرد و از اسراف که شرعا حرام است و همچنین از ظاهر نا مناسب دوری کند، خداوند متعال می فرماید: ﴿يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمۡ عِندَ كُلِّ مَسۡجِدٖ وَكُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ وَلَا تُسۡرِفُوٓاْۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُسۡرِفِينَ «ای فرزندان آدم! به هنگام رفتن به مسجد (و در هر نمازی) زينت خود را بر گيريد (و لباس‌های شايسته بپوشيد) و (نيز) بخوريد و بياشاميد ولی اسراف نکنيد، بی‌گمان الله اسراف‌کاران را دوست نمی‌دارد». همچنین باید به مواعید خود احترام داشته باشد و به وعده اش وفا نماید، خداوند دستور می دهد: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَوۡفُواْ بِٱلۡعُقُودِۚ «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! به پیمان‌ها (و قرار دادهای خود) وفا کنید»، همچنین باید ذوق عمومی را در حرکات، رفتار، لباس و شکل و سیمای عمومی مان مراعات کنیم، جابر رضی الله عنه روایت می کند که پیامبر صلی الله علیه وسلم از گذاشتن یک پا بر پای دیگر درحالی که برپشت خوابیده اید منع نموده است، طوری که می فرماید: «هرگاه بند کفش يکی از شما پاره شد، نبايد با لنگه ی ديگر راه برود تا آنکه لنگه ی آسیب دیده را تعمير کند»، و معنای آن: وقتی یکی از کفشهای انسان پاره می شود و امکان راه رفتن با آن نمی باشد، نباید با یک کفشش راه برود.

و از رعایت مشاعر مردم: این است که نباید از انسان صدا یا کاری سر بزند که باعث استخفاف و استهزای دیگران گردد، چون حضرت عبد الله ابن عمر رضی الله عنهما می گوید: مردی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم با صدای بلند آروغ زد، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم برایش گفت: «آروغ زدنت را از ما دور بدار؛ زیرا کسی که در این دنیا بیشتر سیر بوده باشد در آخرت بیشترین گرسنگی را تحمل خواهد کرد»، آروغ صوتی است که به اثر سیری شکم و پری معده از دهان انسان خارج می شود، این کار اگرچه حرام نیست ولی مخالف ذوق عمومی می باشد، و بدتر از این کسانی هستند که مردم را با ارتکاب محرماتی که دهان و لباس شان را دچار بوی بد می کند اذیت می کنند، پس باید انسان در هر کار، گفتار و رفتارش ذوق و طبیعت عموم را رعایت کند، خداوند متعال می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡبَصَرَ وَٱلۡفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَٰٓئِكَ كَانَ عَنۡهُ مَسۡ‍ُٔولٗا «بدون شک گوش و چشم و دل، هر یک از این‌ها از آن باز خواست خواهند شد».

و همچنین برخی از آداب عمومی: سخن گفتن به مردم با الفاظ و اقوال نیک و برگزیدن واژه خوب است، خداوند متعال می فرماید: ﴿وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ ٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُۚ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ يَنزَغُ بَيۡنَهُمۡۚ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ كَانَ لِلۡإِنسَٰنِ عَدُوّٗا مُّبِينٗا «و به بندگانم بگو: (با یکدیگر) سخنی بگویند که آن بهترین باشد، بی‌گمان شیطان میان آن‌ها فتنه (و فساد) می‌کند، به راستی که شیطان دشمن آشکاری برای انسان است». و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «سخن زیبا و خوب صدقه است»، مانند استخدام واژه های بهتری که باعث نفرت دیگران نمی شود، روزی حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه بر قومی گذشت که آتش افروخته بودند، پس حضرت عمر زشت پنداشت برای شان بگوید: السلام علیکم ای اهل آتش؛ بلکه گفت: السلام علیکم ای اهل روشنایی.

و برخی دیگر از آداب عمومی: احترام گذاشتن به خصوصیتهای دیگران و عدم مداخله به امور شخصی آنها است، چون خداوند متعال می فرماید: ﴿وَلَا تَقۡفُ مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌۚ إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡبَصَرَ وَٱلۡفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَٰٓئِكَ كَانَ عَنۡهُ مَسۡ‍ُٔولٗا «و از آنچه به آن علم نداری، پیروی نکن، بدون شک گوش و چشم و دل، هر یک از این‌ها از آن باز خواست خواهند شد»، و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «نیکوترین مسلمان کسی است که به آنچه که مربوطش نیست نمی پردازد».

أقول قولي هذا وأستغفر الله لي ولكم

ستایش مخصوص ذات خدایی که پروردگار جهانیان است، گواهی می دهم که نیست معبود به حق جز الله یکتای بی همتا، و گواهی می دهم که سردار و پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بنده و فرستاده خداست، بار خدایا، بر او و بر همه آل و اصحاب او درود، رحمت، سلامتی و برکت نازل فرما.

برادران مسلمان!

در واقع مهمترین ستون آداب عمومی که باعث ترقی مجتمع می شود حیا است؛ پس حیا اخلاق عالی اسلامی می باشد که صاحب خود را از انجام هرکار زشتی که باعث ملامتی اش گردد باز می دارد، و بر پرهیز از هر کار زشت تشویق می کند و از هرگونه تقصیر و کوتاهی جلوگیری می نماید، و پیامبر صلی الله علیه وسلم بیان نموده که حیا اخلاق مشترکی است که همه ادیان و رسالت های آسمانی به آن دستور داده اند، چنانچه می فرماید: « يکی از سخنانی که مردم از پيامبران گذشته دريافته اند، اين است که: اگر حيا نداری، هر عملی که می خواهی انجام بده».

و زمانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم بر مردی از انصار گذشت که برادر خود را در باره حیا توصیه می کرد، پس فرمود: «بگذارش که حیا از ایمان است»، حضرت عبد الله بن مسعود رضی الله عنه می گوید: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «از خداوند سزاوار ذاتش حیا نمایید»، گفتیم: ای رسول خدا! ما الحمد لله حیا داریم، فرمود: «این نه؛ بلکه حیا کردن از خداوند به طور درست، این است که سر را با درک آن و شکم را با محتوایش حفظ کنید، و همیشه به یاد مرگ و ابتلا بوده باشید، و کسی که آخرت را بخواهد زینت دنیا را ترک نماید، پس کسی که چنین کرد بدان که از الله طوری حیا نموده که سزاوار ذات او است»، و حیا انسان را از ذلت باز می دارد، پس کسی که حیا ندارد معصوم نیست، خداوند به شاعر خیر دهد:

چنین می فرماید:

انسان وقتی حیا داشته باشد به خیر و خوبی زندگی می کند

عنبر تا وقتی باقی می ماند که در پوشش قرار دارد

سوگند به الله اگر حیا برود و وجود نداشته باشد

نه در زندگی خیری می ماند و نه در دنیا

اگر از عواقب شبها نترسیدی و حیا نداشتی

پس هرچه دلت خواست انجام بده

و از مهمترین ستونهای آداب که در ترقی و پیشرفت ملتها و مجتمع ها نقش دارد: شخصیت و جوانمردی است، شخصیت واژه‌ی است که در خود همه مفاهیم مردی را جا داده است، به معنای: صفات نیک، اخلاق خوب، خیرخواهی برای مردم، حفاظت جان از واقع شدن در زشتی ها و پلیدی ها، حفاظت زبان از گفتار لغو و بیهوده و پرهیز از هرآنچه که باعث پشیمانی و معذرت می شود می باشد. گفته شده است: “کسی که در رفتارش با مردم ستم نکند، در گفتارش با آنها دروغ نگوید، در وعده اش با آنها خلاف نورزد، در واقع کسی است که جوانمردی و شخصیتش کامل شده، عدالتش آشکار گردیده است، برادری با او واجب و غیبت او حرام می باشد”.

شخصیت باعث می شود تا انسان خوش منظر و نیک گوهر بوده باشد، و پروردگارش را در همه احوال ناظر و مراقب خود بداند، پس در برابر مردم با سیمای نیک ظاهر نمی شود، و در خلوت محارم خداوند را زیر پا نمی کند، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هر آیینه مردمانی از امتم را می شناسم که در روز قیامت با نیکی هایی همچون کوه (سفید تهامه) می آیند، پس خداوند متعال همه آنرا همچون غباری پراکنده می سازد، در حالیکه آنها برادران و همنوعان شما هستند، همچون شما پاسی از شب را عبادت می کنند؛ ولیکن آنها کسانی اند که هرگاه در خلوت بروند محارم خداوند را زیرپا می کنند».

اما جوانمردی با کمک کردن همراه مردم و تلاش بر منافع آنها صورت می گیرد، و اینکه انسان برای دیگران آنچه را دوست می دارد که برای خود دوست می دارد، پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مسلمان برادر مسلمان است، نه بر او ستم روا می دارد و نه او را به دشمن تسلیم می کند، کسی که نیاز برادر خود را برآورده بسازد خداوند حاجت او را برآورده می سازد، وکسی که مشکلاتی را از مسلمانی رفع نماید خداوند متعال مشکلات او را در روز قیامت رفع می کند، کسی که گناه مسلمانی را بپوشاند خداوند گناهان او را در روز قیامت می پوشاند»، و در حدیث دیگری می فرماید: «محبوب ترین انسان نزد خداوند کسی است که برای مردم مفید بوده باشد، و محبوبترین عمل نزد خداوند خوشحالی است که بر دل مسلمان وارد می شود، یا سختی را از او دفع می گردد، یا قرض او ادا کرده می شود، یا گرسنگی از او رفع می گردد، و اینکه برای رفع نیاز برادری بروم برایم بهتر از یک ماه اعتکاف نشستن در این مسجد –یعنی مسجد مدینه- است».

در واقع اسلام شماری از آداب زیبا و شریفی را وضع نموده که اگر هر ملتی به آن تمسک نماید به عالی‌ترین درجه و منزلت ترقی، پیشرفت و تمدن می رسد، این روش و منهج الهی است که نه تغییر می کند و نه تبدیل می شود، پس ما چقدر نیازمندیم تا به این آداب چنگ بزنیم و آنرا به حیث سلوک و روش در میان خود تطبیق نماییم تا در دنیا و آخرت رستگار شویم.

بار خدایا، چشمان ما را به آنچه بینا بگردان که برای دنیا و آخرت ما مفید بوده باشد، و برای ما توفیق آنچه را ده که به نفع میهن ما باشد، مصر و ملت آنرا با همه کشورهای دنیا حفظ نما.